رادیو ایرانیان فنلاند مرور خبرها
Pinglish

یادگار دوست : روی دوم

Shahram Nazeri
آهنگساز: کامبیز روشن روان · شاعر: مولوی · خواننده: شهرام ناظری · نوازنده: حمید متبسم · نوازنده: مجتبی میرزاده · نوازنده: محمدعلی کیانی نژاد · دستگاه: بیات اصفهان، ماهور
ای دوست قبولم کن و جانم بستان مستم کن و وز هر دو جهانم بستان با هرچه دلم قرار گیرد بی تو آتش به من اندر زن و آنم بستان ای زندگی تن و توانم ، همه تو جانی و دلی ای دل و جانم همه تو تو هستی من شدی ، از آنی همه من من نیست شدم در تو ، ازانم همه تو باز آی که تا به خود نیازم بینی بیداری شب های درازم بینی نیمی غلطم که خود فراق تو مرا نیمی غلطم که خود فراق تو مرا کی زنده رها کند که بازم بینی هر روز دلم در غم تو زارتر است وز من دل بی رحم تو ، بیزارتر است بگذاشتیم ، غم تو نگذاشت مرا حقا که غمت از تو وفادارتر است باز آی که تا به خود نیازم بینی بیداری شب های درازم بینی نیمی غلطم که خود فراق تو مرا کی زنده رها کند که بازم بینی هر روز دلم در غم تو زارتر است وز من دل بی رحم تو بیزارتر است بگذاشتیم غم تو نگذاشت مرا حقا که غمت از تو وفادارتر است بر من در فضل بسته می داند دوست زین پس من و دلشکستگی بر در او چون دوست دل شکسته می دارد دوست خود ممکن آن نیست که بردارم دل آن به که به سودای تو بسپارم دل گر من به غم عشق تو نسپارم دل دل را چه کنم ، بهر چه می دارم دل در عشق تو هر حیله که کردم هیچ است هر خون جگر که بی تو خوردم ، هیچ است از درد تو هیچ روی درمانم نیست درمان که کند مرا ، که دردم هیچ است من بودم و دوش ، آن بت بنده نواز از من همه لابه بود و از او همه ناز شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید شب را چه کنم ، حدیث ما بود دراز دلتنگم و دیدار تو درمان من است بی رنگ رخت ، زمانه زندان من است بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی آن چه از غم هجران تو بر جان من است ای نور دل و دیده و جانم چونی ؟ وی آرزوی هردو جهانم چونی ؟ من بی لب لعل تو چنانم که مپرس تو بی رخ زرد من ندانم چونی من درد تو را ز دست آسان ندهم دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم از دوست به یادگار دردی دارم کان درد به صد هزار درمان ندهم