رادیو ایرانیان فنلاند مرور خبرها
Pinglish

Lahze (Ft Elena)

Sinab · لحظه النا
2021
از وقتی که یادم میومد تورو دیدم که دادن نشونم پای حرفام بازم میمونم از این لحظه تا اخر بخونم هرچی رفتم دیدم رویام قشنگ ستاره ها دوباره دورای سرم میچرخن میچرخن منم با فرشته های دورم میرقصم تو خود همون نوری توی زندگیم اومدی هرچی خواستمو بم بدی با اینکه دیدیم تو جلد دیو میدونی قلبم بیتو زنده نیس نه الان دیگه نوری نیس نه شبو بی تو نمیبینم من تو نبودنت میمیرم صدای پاتم دیگه نیس نه الان میخوام برگردی بزنی پیشم لبخندی میخوام صدام کنی بعد از این با اینکه میدونم نیست راه برگشتنی گفتم بیا راهو باهم بریم دوباره همون ادم بشیم عشقو کنار هم تا تهش بریم توهم همونی که مارو توی اینده دید از وقتی که یادم میومد تورو دیدم که دادن نشونم پای حرفام بازم میمونم از این لحظه تا اخر بخونم صفر تا صدم چند ثانیه اس عصبی میشمو فاز دعوا میدم بحثامون از جیغ و داد خنده میشن میرقصیمو چشا توهم برقه میزد پس کنار تو هستم چون زندگی بغل تو قشنگ شد ستاره منی هر فصلو دل به چی بدم وقتی دیدم لبخندتو همه چی برگشت سر جاش زل میزنم تو چشاتو بدن سرد باز گرمای تنم میخوای میره دستم روی کمرت ارومت میکنم بعدم میشه مود عوض هی نفهمیدیم عاشقیم یا دیوونه فاصله گرفتیم دیدیم کاملیم یا بیهوده یه میلیون خاطره رو از تو یادم میمونه نوشتیم داستاناشو رو دیوارای این خونه از وقتی که یادم میومد تورو دیدم که دادن نشونم پای حرفام بازم میمونم از این لحظه تا اخر بخونم زل زدم به عکس روی دیوار این ثانیه ها فقط منو میپان صبح دوباره شده منم بیدار نور تو خونه نیست تا خودت بیای ارزومه برگردم به یه سالی که پرزد رفت نمیدونم چطور سر کردم بی تو تنهایی راهو رفتم من عادت ندارم به حرف زدن منو میشناسی با نگات حتما ساده نبود عاشقت بشم من پس ساده نبین عشق منو اصلا