Rabeteye Yek Tarafeh
Sohrab Behrad
صدای بارون میاد میریزه رو شونه هام
شاید که کوه قلبمه آب میشه روی گونه هام
دل هزار پاره ی من تو خلوت و سکوت شب
فقط صداتو کم داره ای فاتح بهونه هام
به خاطر دیدن تو به شوق بوسیدن تو
تمام هستیمو میدم فقط واسه دیدن تو
به خاطر خواستن تو برای دوست داشتن تو
توو حسرتت منم واسه حتی یه روز داشتن تو
هر جا بگی به شوق تو باهات میام نفس نفس
حتی اگه این عشقه ما رابطه ی یک طرفه ست
من که تو رو دوست دارمت عزیزتر از تو کسی نیست
تو دنیای کوچیک من تنهاترین همینو بس
به خاطر دیدن تو به شوقه بوسیدن تو
تمام هستیمو میدم فقط واسه دیدن تو
به خاطر خواستن تو برای دوست داشتن تو
توو حسرتت منم واسه حتی یه روز داشتن تو
دنیای من تو دست توست آغوش تو پناه من
پناهمو ازم نگیر تباه میشه دنیای من
شدم اسیر و حبس تو به تو که وابسته شدم
از این همه عشق زیاد خودم دیگه خسته شدم
به خاطر دیدن تو به شوق بوسیدن تو
تمام هستیمو میدم فقط واسه دیدن تو
به خاطر خواستن تو برای دوست داشتن تو
توو حسرتت منم واسه حتی یه روز داشتن تو