دوستان عزيزم يك اتفاق جالب براي من افتاده كه شما رو در خنديدن سهيم مي كنم ...
اول از امروز براتون بگم ... صبح وقت دندون پزشكي داشتم بايد دندون هاي عقلم رو مي كشيدم البته يكيش ... اگه يادتون باشه قبلا توي يه تاپيك گفتم خيلي وقته دندون پزشكي نرفتم چون خيلي مي ترسم اما امروز صبح مثل شير بيدار شدم كه برم دندون پزشكي 2 هفته هم اجازه گرفتم امتحانم رو عقب انداختم چون دندونام بدجوري عفونت داشت
پيام بازرگاني : الآن بچه داداشم كه عاشق اسپايدر منه هي گير داده بهم ميگه : اووسپايدر من بيذار ( فكر كن ميگه اووسپايدر من به پست من پت هم مي گه اووست من پت (همون پت پستچي خودمون) منم هي ميگم نيگا الآن مياد .... خوووو چي كار كنم
صبح تا بيدار شدم نشستم پاي سايت كه يه هو ديدم خاك تو سرم دير شد ... كامپيوتر رو گذاشتم كنار اومدم بدوام پام پيچ خورد با صورت كوبيده شدم رو زمين .... بدو بدو با آخ و اوخ گفتن رفتم طبقه بالا با سرعت نور لباس پوشيدم خودم رو خوشكل كردم چون خدمتتون عرض كردم دكترم فوق العاده انسان شريف و جنتلمنگيه به چشم خواهري ( و اينكه اونجاي آدم دروغگو ) از خونه زدم بيرون و پياده رفتم ( چون برنامه دارم يه چند كيلويي بتكونم هيكل بشه آ.آ بعدم خب مسيرش تقريبا نزديكه ) خلاصه تا رفتم هنوز ننشستم منو صدا زد ... و من اين شكلي شدم به خدا آخه تصميم داشتم يه كم به خودم دلداري بدم محبوبه تو مي توني ... ترس نداره دختر ... هيچي نيست تا بگي آخ دندونت رو كشيده آخه نصف خانواده مسافرت هستند و تنها داداشم موجود بود كه قول داده بود حتما بهش خبر بدم باهام بياد منم كه با خودم گفتم اوهو چيزي كه نيست بعد خودم ميرم خونش كه خب در بقيه داستان فهميدم چه گ.ه.ي خوردم خلاصه با اين قيافه كه اصلا نفهميدم دنيا دست كيه يه هو ديدم نشستم روي صندلي هي اين صندلي داره ميره
عقب ......
عقب...........
عقب........
.... يا ابوالفضل ... آقاي دكتر با يه سوزن تو دستش گفت اول بايد عفونتش رو بكشه بيرون بعدم امروز دو تا دندون عقلم رو ميكشه نه يه دونه ....
. . يا قمر بني هاشم ... گفت دهنت رو باز كن و من هم دهنم رو باز كردم و سوزن عفونت كش و سوزن جسم و روح و جون كش بي حسي رو فرو كرد تو حلقم
بعله ... بعد فقط شنيدم داره ميگه برو ده دقيقه بشين .... و من اين جوري رفتم نشستم ديگه قيافه ي جناب دكتر و چك و پوز خودم مهم نبود فقط با دستاي لرزون تكست زدم به داداشم كه خودتو برسون . . . ديگه نفهميدم چه جوري باز همون دستيار هولوش اومد منو برد توي اتاق وحشت و دوباره ديدم صندلي داره ميره
عقب...
عقب .....
عقب........ . يا حضرت فيل ... چه لامصب چشاش خوشكله .... بله ديگه بي حسي اثر كرده بود و من دقيقا همين شكلي مشغول تماشاي دو تا چشمي بودم كه زير ماسك خيره به فك منه ..... گفت اول راست رو بكشم يا چپ منم اين طوري گفتم : r.. r... right . . ولي واي واييييييييييييييييي واييييييييييييييييييييييييييييييييي.....
همين كه شروع كرد ( دندون راستم خيلي عفونت داشت) فهميدم اصلا بي حشي اثر نكرده و دوستان مردم ... چنان فرياد جانگدازي كشيدم كه دستش رو از تو حلقم درآورد گفت چيه و هي سوال مي كرد منم با زاري و خاك تو سرم تو اون درد با اشوه اين شكلي گفتم خيلي درد ميگيره ... گفت چون عفونتش زياده بي حسي آن چنان اثري نداره و نمي تونم كاري بكنم و ...... بچه ها دندونم رو كشيد و من همه ي دردش رو كشيدم انگار اصلا بي حسي نداشت ولي دندون بعدي خوب بود و خداييش خيلي خوب كشيد آقاي دكتر اه ه ه .... ببخشيد يه هو رفتم تو حس دوستان الآن هنوز دندونام خون ريزي داره . اگر كسي تجربه داره راهنماييم كنيد چي كار كنم ... گمونم مي تونيد حدس بزنيد با چه حالي مي نويسم
مرسي بابت پيشنهادت ... عالي بود .... يه پاتيل بستني خوردم حالا بهتر شده ... قبلا يه جايي خونده بودم بهتره بعد از كشيدن دندون بستني بخوري اما مگه فكر اين آقاي دكتر ميذاره
نقل قول: نخبه
به نظرم بهتره برگردی مطب و شماره دکتر رو بگیری و هی باهاش اس ام اس بازی کنی کلا دردت یادت میره
شيرين آخه تو اوج درد اصلا حواسم به اين چيزا نبود بعدم من نظر خواهري دارم دكترم عيال واره
پس راس راستکی دهنت سرویس شده حالا باز مال تو خوبه من بخوام تعیرف کنم دو سه تا تاپیک باید بزنم
نقل قول: Mahboob
دوستان الآن هنوز دندونام خون ريزي داره . اگر كسي تجربه داره راهنماييم كنيد چي كار كنم .
پنبه بذار روش و محکم با دندونات فشارش بده فعلا هیچی نخور ، مخصوصا چیزای گرم و داغ مثل چایی عجب دکتر خری بوده ، دندون عفونی رو که نمی کشن ، قبلش باید آنتی بیوتیک می داد بهت ، تقصیر خوته که بیش از حد به خودت رسیدی.. یبار که دنونمو کشیدم ، درد وحشت ناکی داشت ، مادرم یه تخم مرغ نمیرو کرد و سفیدشو گذاشت روش ، خیلی دردشو کم کرد . یه دونه هم ژلوفن بخور اونم دردشو کنم میکنه انشالله که زود خوب میشه ، مال من که یه ماه درد داشت ...
آخى عمو جان الهى هر چه زودتر خوب بشى بستنى خيلى خوبه آب نمك هم عالى عمو جون عمو چشماتو گذاشتى تو چشماى دكتر اهان قصد ازدواج دارى خب از همون اول بگو ولى آفرين خوب چيزى پيدا كردى دكتره به سلامتى
میدونی از چی این نوشته ات خوشم امد . تو خیلی خوب و عالی یک روز و یک جریان جاری از زندگی و که شاید معمولی هم بنظر برسه تعریف کردی نوشتی که موقع رفتن عجله کردی توی مطب چه چیزی نظرت رو جلب کرد و بعدش که چه بلایی سرت امد .
Mahboob
اول از امروز براتون بگم ...
بايد دندون هاي عقلم رو مي كشيدم البته يكيش ... اگه يادتون باشه قبلا توي يه تاپيك گفتم خيلي وقته دندون پزشكي نرفتم چون خيلي مي ترسم
اما امروز صبح مثل شير بيدار شدم كه برم دندون پزشكي
2 هفته هم اجازه گرفتم امتحانم رو عقب انداختم چون دندونام بدجوري عفونت داشت
پيام بازرگاني : الآن بچه داداشم كه عاشق اسپايدر منه هي گير داده بهم ميگه : اووسپايدر من بيذار ( فكر كن ميگه اووسپايدر من
صبح تا بيدار شدم نشستم پاي سايت كه يه هو ديدم خاك تو سرم دير شد ... كامپيوتر رو گذاشتم كنار اومدم بدوام پام پيچ خورد با صورت كوبيده شدم رو زمين ....
بدو بدو با آخ و اوخ گفتن رفتم طبقه بالا با سرعت نور لباس پوشيدم خودم رو خوشكل كردم
از خونه زدم بيرون و پياده رفتم ( چون برنامه دارم يه چند كيلويي بتكونم هيكل بشه آ.آ
خلاصه تا رفتم هنوز ننشستم منو صدا زد ... و من اين شكلي شدم به خدا
آخه تصميم داشتم يه كم به خودم دلداري بدم محبوبه تو مي توني ... ترس نداره دختر ... هيچي نيست تا بگي آخ دندونت رو كشيده
آخه نصف خانواده مسافرت هستند و تنها داداشم موجود بود كه قول داده بود حتما بهش خبر بدم باهام بياد منم كه با خودم گفتم اوهو چيزي كه نيست بعد خودم ميرم خونش كه خب در بقيه داستان فهميدم چه گ.ه.ي خوردم
خلاصه با اين قيافه
عقب ......
عقب...........
عقب........
.... يا ابوالفضل
...
آقاي دكتر با يه سوزن تو دستش گفت اول بايد عفونتش رو بكشه بيرون بعدم امروز دو تا دندون عقلم رو ميكشه نه يه دونه
.
.
يا قمر بني هاشم ... گفت دهنت رو باز كن و من هم دهنم رو باز كردم
بعله ... بعد فقط شنيدم داره ميگه برو ده دقيقه بشين .... و من اين جوري رفتم نشستم
ديگه قيافه ي جناب دكتر و چك و پوز خودم مهم نبود فقط با دستاي لرزون تكست زدم به داداشم كه خودتو برسون
.
.
.
ديگه نفهميدم چه جوري باز همون دستيار هولوش اومد منو برد توي اتاق وحشت و دوباره ديدم صندلي داره ميره
عقب...
عقب .....
عقب........
.
يا حضرت فيل ... چه لامصب چشاش خوشكله
.
.
ولي واي
واييييييييييييييييي
واييييييييييييييييييييييييييييييييي.....
همين كه شروع كرد ( دندون راستم خيلي عفونت داشت) فهميدم اصلا بي حشي اثر نكرده و دوستان مردم ... چنان فرياد جانگدازي كشيدم كه دستش رو از تو حلقم درآورد گفت چيه و هي سوال مي كرد منم با زاري و خاك تو سرم تو اون درد با اشوه اين شكلي
بچه ها دندونم رو كشيد
ولي دندون بعدي خوب بود و خداييش خيلي خوب كشيد آقاي دكتر
اه ه ه .... ببخشيد
دوستان الآن هنوز دندونام خون ريزي داره . اگر كسي تجربه داره راهنماييم كنيد چي كار كنم ... گمونم مي تونيد حدس بزنيد با چه حالي مي نويسم
gilas
ای از دست تو
منم الان یهو احساس کردم دندونم درد میکنه
ایشالا دندونت زود زود خوب بشه
arash52
نخبه
اول بگم اخی
به نظرم بهتره برگردی مطب و شماره دکتر رو بگیری و هی باهاش اس ام اس بازی کنی کلا دردت یادت میره
بعد هی یاد چشمای خوشگلش بیفتی خود به خود دندون دردت خوب میشه
مگه لوزه عمل کرده که بستنی بخوره
gilas
کیسه یخ بزار رو صورتت
Mahboob
مرسي مدير گيلاسي جونم
مرسي بابت پيشنهادت ... عالي بود .... يه پاتيل بستني خوردم حالا بهتر شده ... قبلا يه جايي خونده بودم بهتره بعد از كشيدن دندون بستني بخوري اما مگه فكر اين آقاي دكتر ميذاره
شيرين آخه تو اوج درد اصلا حواسم به اين چيزا نبود بعدم من نظر خواهري دارم دكترم عيال واره
نخبه
خب ببین دکتر داداش ماداش نداره
Mahboob
اهههه راست ميگيا
gilas
شما خواستی بری دریا یه سطل آب با خودت ببر
Mahboob
ضربونگا زدونگا
ژنرال
من هر دوتا دندون عقلامو بدون بی حسی کشید دکتر...
اصلا بی حس نمیشد
برای جلوگیری از خونریزی آب نمک تو دهنت قرقره کن خوبه
Holtek
پس راس راستکی دهنت سرویس شده
حالا باز مال تو خوبه من بخوام تعیرف کنم دو سه تا تاپیک باید بزنم
پنبه بذار روش و محکم با دندونات فشارش بده
فعلا هیچی نخور ، مخصوصا چیزای گرم و داغ مثل چایی
عجب دکتر خری بوده ، دندون عفونی رو که نمی کشن ، قبلش باید آنتی بیوتیک می داد بهت ، تقصیر خوته که بیش از حد به خودت رسیدی..
یبار که دنونمو کشیدم ، درد وحشت ناکی داشت ، مادرم یه تخم مرغ نمیرو کرد و سفیدشو گذاشت روش ، خیلی دردشو کم کرد .
یه دونه هم ژلوفن بخور اونم دردشو کنم میکنه
انشالله که زود خوب میشه ، مال من که یه ماه درد داشت ...
دلشاد
mz56mz
عمو چشماتو گذاشتى تو چشماى دكتر
بهونه
baron jon
matin.57
بعد بشین و به یه جا خیره بشه و یاد چشماش بیوفت و آهنگ مهرنوش رو هم گوش کن مسکن خوبیه برات
محسن صائب
.
تو خیلی خوب و عالی یک روز و یک جریان جاری از زندگی و که شاید معمولی هم بنظر برسه تعریف کردی
نوشتی که موقع رفتن عجله کردی
توی مطب چه چیزی نظرت رو جلب کرد
و بعدش که چه بلایی سرت امد
.
Mahboob
ممنون انجام دادم موثر بود
آنتي بيوتيكم بدبخت داده بود اول آنتي بتوتيم خوردم بعد رفتم ...
آي گفتي خدا خيرت بده ... مامانم برام آورده
اي بابا عمو به چشم خواهري و طنز گفتم وگرنه عيالواره دكترم
بعد بشین و به یه جا خیره بشه و یاد چشماش بیوفت و آهنگ مهرنوش رو هم گوش کن مسکن خوبیه برات
تو هم ضربونگا زدونگا
شما لطف داريد
ژنرال
خوب الحمدلله
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→