₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » وقتی ماهی قصه ی عشقی تعریف می کنه
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » وقتی ماهی قصه ی عشقی تعریف می کنه

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com

1 2 3


وقتی ماهی قصه ی عشقی تعریف می کنه

972 بازدید، 59 پست، نویسنده: ماهی

  • ماهی

    سلام دوستای گلم266
    امروز می خوام براتون یه قصه بگم.این قصه از ویئتنام می آد و در مورد نماد عشق و محبت 90 در این کشوره.
    نمايش يا پنهان متناین داستان به زبان فرانسویه .درختarec رو نمی شناسم.اگر کسی می دونه بگه اصلاحش کنم.ممنون 46

    آیا می دونید چه چیزی توی فرهنگ ما نماد عشق و محبته؟و چرا؟ 5
    به کامل ترین پاسخ یه بوف برنز اهدا میشه 852

    L'arbre d'arec" vient du Vietnam. L'histoire explique l'origine de l'offrande traditionnelle de mariage de la pierre, de la vigne et de la feuille d'arec


    داستان برگ نخل یک داستان ویئتنامی است.داستانی که توضیح می ده چطور سنگ ،شراب ، وبرگ درخت نخل به عنوان پیشکش مراسم ازدواج توی سنت ویئتنام رایج شد.

    Tan, Lang et Thao étaient meilleurs amis. Tan et Lang étaient de vrais jumeaux - ils portaient les mêmes vêtements, parlaient de la même manière, et tous les deux aimaient Thao.

    تان ، لان و تائو دوستان بسیار صمیمی هم بودند.تان و لان که دوقلو بودند مثل هم لباس می پوشیدند، مثل هم حرف می زدند و مثل هم رفتار می کردند و هردوی اونها تائو رو دوست داشتند 2

    تصویر در دسترس نیست


    Thao connaissait la personalité de chaque garçon. Elle avait remarqué que Tan aimait parler et être en compagnie d'amis. Lang préférait rester silencieux et seul. Thao a remarqu que Tan l'aimait. Elle ne savait pas que Lang l'aimait aussi
    .

    تائو ویژگیهای شخصی هر دو برادر رو می دونست.اون متوجه بود که تان دوست داره حرف بزنه و خیلی صمیمی باشه و درواقع خیلی برون گراست .درحالیکه لان ترجیح میده ساکت ، تنها و منزوی باشه.تائو می دونست که تانت دوستش داره ولی اون نمی دونست که لان هم اونو دوست داره 5

    تصویر در دسترس نیست


    Un jour, les parents de Tan ont apporté l'offrande traditionnelle de mariage aux parents de Thao. Les parents de Thao l'ont accepté et Tan et Thao se sont mariés. Thao était heureuse dans sa nouvelle maison avec son mari.


    یک روز پدر و مادر تان پیشکش رسمی ازدواج رو برای پدر و مادر تائو آوردند.پدر و مادر تائو اونها رو قبول کردند و تائو و تان با هم ازدواج کردند.تائو خونه جدیدش با شوهرش خوشبخت شد.

    تصویر در دسترس نیست


    Quand Tan et Thao se promenaient ou montaient à cheval, ils invitaient Lang à leur joindre. Un jour Lang a annoncé qu'il allait faire un petit voyage. Mais Lang voulait qu'il s'éloigne pour être seul.
    Lang a marché pendent des jours et des jours jusqu'à ce qu'il est arrivé à un fleuve. Là il s'est assis sur la berge, et il a pensé à Thao et combien il l'aimait. Il a également pensé à son frère Tan et combien il l'aimait et le respectait.


    وقتی که تان و تائو اسب سواری می کردند از لانگ هم دعوت میکردند که به اونها بپیونده.یک روز لان اعلام کرد که می خواد به یه سفر کوتاه بره.ولی می خواد تناه باشه و تنهاh سفر کنه.

    تصویر در دسترس نیست


    لان پیاده رفت و رفت تا اینکه رسید به یک رودخونه.کنار رودخونه نشست تا استراحت کنهاون به تائو فکر کرد و اینکه چقدر اونو دوست داره و همینطور به برادرش فکر کرد که چقدر داداشش براش عزیزه.

    تصویر در دسترس نیست


    Soudain un orage féroce a èclaté. Il y a eu beaucoup d'éclairs et les vents ont fait rage. Lang s'est enveloppé dans sa longue robe blanche et a passé la nuit au bord du fleuve. Le matin, à la place de
    Lang s'était élevé un rocher blanc.

    ناگهان طوفان شدیدی همه جا رو روشن کرد.رعد برق شدید بود و باد شدیدی می وزید.لان لباس سفیدش رو دور خودش پیچید و کل شب رو کنار رودخونه گذروند.صبح به جای لان یک تخته سنگ سفید ظاهر شد.

    تصویر در دسترس نیست


    Tan s'inquiétait de la disparition de son frère. Il a annoncé à Thao qu'il allait à sa recherche. Tan a marché pendent des jours et des jours jusqu'à ce qu'il est arrivé à un fleuve. Il s'est assis sur un grand rocher blanc, et il a pensé àcombien il aimait Thao et combien il aimait et respectait son frère Lang.

    تان متوجه شد که برادرش لان ناپدید شده.اون به تائو گفت که باید بره دنبال داداشش بگرده.تان پیاده رفت و رفت تا اینکه رسید به یک رودخونه.کنار رودخونه نشست تا استراحت کنه اون به تائو فکر کرد و اینکه چقدر اونو دوست داره و همینطور به برادرش فکر کرد که چقدر داداشش براش عزیزه.

    تصویر در دسترس نیست



    Soudain un orage féroce a èclaté. Il y a eu beaucoup d'éclairs et les vents ont fait rage. Tan s'est enveloppé dans sa longue robe verte et a passé la nuit au bord du fleuve. Le matin, à la place de Tan s'était élevé un arbre de paume vert à côté du rocher blanc.


    ناگهان طوفان شدیدی همه جا رو روشن کرد.رعد برق شدید بود و باد شدیدی می وزید.تان لباس سبزش رو دور خودش پیچید و کل شب رو کنار رودخونه گذروند.صبح به جای تان یکدرخت نخل سبز کنار تخته سنگ سفید ظاهر شد.

    تصویر در دسترس نیست


    Thao s'inquiétait de la disparition de Tan et Lang. Elle a décidé d'aller à la recherche des frères. Thao a marché pendent des jours et des jours jusqu'à ce qu'yelle est arrivée à un fleuve.
    Elle s'est assise, et elle a pensé à
    Tan et combien elle l'aimait. Elle a également pensé à Lang et combien elle l'aimait et le respectait
    .

    تائو متوجه شد که تان و لان ناپدید شدن.اون تصمیم گرفت که بره دنبال برادرا بگرده.تان پیاده رفت و رفت تا اینکه رسید به یک رودخونه.کنار رودخونه نشست تا استراحت کنه اون به تان فکر کرد و اینکه چقدر اونو دوست داره و همینطور به برادرش لان فکر کرد که چقدر براش قابل احترامه.

    تصویر در دسترس نیست


    Soudain un orage féroce a èclaté.
    Il y a eu beaucoup d'éclairs et les vents ont fait rage. Thao s'est enveloppée dans sa longue robe vert-foncé et a passé la nuit au
    bord du fleuve. Le matin, à la place
    de Thao s'était élevé une vigne vert-foncé enroulée autour du bel arbre vert qui avait poussé à côté
    du rocher blanc.


    ناگهان طوفان شدیدی همه جا رو روشن کرد.رعد برق شدید بود و باد شدیدی می وزید.تائو لباس سبز تیرش رو دور خودش پیچید و کل شب رو کنار رودخونه گذروند.صبح به جای تائو یک درخت مو ظاهر شد که دور درخت نخل پیچیده بود.درخت نخلی که کنار سنگ سفید ظاهر شده بود.

    تصویر در دسترس نیست


    Beaucoup d'années plus tard, le roi Vuong II Hung a passé devant le fleuve. Il s'est reposé sur le rocher blanc et il a admiré l'arbre et la vigne. Un fermier qui avait été témoin de la transformation de Lang, Tan et Thao, a raconté l'histoire au roi.


    سالهای زیادی گذشت.شاه ونگی هونگ از مقابل رودخونه م یگذشت.او به تخته سنگ تکیه داد .از موهای پیچیده دور درخت نخل به وجد اومد.کشاورزی که شاهد تبدیل لان ، تان و تائو به سنگ ، نخل و درخت انگور بود ، همه ی این ماجرا رو برای شاه تعریف کرد.

    تصویر در دسترس نیست


    Le roi a arraché un morceau du rocher et une branche de la vigne,
    et il les a mangé. Il a alors annoncé que ce mélange de fruit, de vigne
    et de pierre remplacerait l'offrande traditionnelle de mariage de sel.
    Le fruit, la vigne et la pierre restent des symboles de l'amour de
    Lang, Tan et Thao
    .

    پادشاه یه تیکه از سنگ ، یک شاخه از درخت مو رو کند و اونها رو خورد. اون اعلام کرد که این ترکیب از این پس نماد ازدواج خواهد بود.از اون پس میوه ، شراب ، و سنگ نماد عشق لان ، تان و تائو شدند. 65

    تصویر در دسترس نیست





    1 سپاس: mojde

  • shaparak64

    اول بگم که اوووووووووول 1244
    حالا میرم که بخونمش 351

    اول بگم که اوووووووووول 1244
    حالا میرم که بخونمش 351
    نقل قول: ماهی
    آیا می دونید چه چیزی توی فرهنگ ما نماد عشق و محبته؟و چرا؟

    دختر بازی و پسر بازی 23
    شکم بالا امده ی یه دختر 23
    بشور بپز بساب بروب بمال یه زن 23

    1 سپاس: mojde

  • soheyla


    ماهی,

    سلام و سپاس . 46
    خیلی جالب بود . 72
    متأسفانه من نمیدونم چه چیری تو کشور ما نماد عشق و محبت هست . 100
    داستانهای عاشقانه زیادی داریم ولی از هیچ کدوم نماد خاصی باقی نمونده 99 .
    در این مورد باید افراد باسوادتری نظر بدن .


  • ماهی

    نقل قول: shaparak64
    اول بگم که اوووووووووول

    اینطوری نپر بالا پایین میشکنه بالات شاپلی جونم 11
    نقل قول: shaparak64
    دختر بازی و پسر بازی 23
    شکم بالا امده ی یه دختر 23
    بشور بپز بساب بروب بمال یه زن 23

    راستم می گیا 403
    قربون دهنت 786 786 786 786
    خب حالا توی ایران باستان بگو 37 این که میشه 5
    نقل قول: soheyla
    در این مورد باید افراد باسوادتری نظر بدن

    شکسته نفسی نفرمایید سهیلا جون.شما خودتون صاحب کمالید 5
    مرسی عزیزم 11


  • نخبه

    اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده بدان عاشق شده گریه کرده 4

    و اگر دیدی گوشه همه کتابهای درسی دخمل یا پسمل از این قلبهای تیر خورده و نخورده هست بازم نماد عشقه

    پس فعلا تا اینجا درخت و قلب نماد عشقه و اما اگر دیدی جوانی پای تلفن صداش نازک شدو عشوه خرکی مرکی اومد چه پسمل چه دخمل بدان منگل شده و عاشق گشته
    و در اخر اگر دیدی جوانی هی تاپیکهای عشقولانه میزنه بدان عاشق شده میخاد علوس بشه

    پس حالا جمع بندی میکنیم که در کشور ما درخت قلب با تیر و بدون تیر تلفن و صدای عشوه ای و همچنین در بوفیلند زدن تاپیکهای عاشقانه نشان از عاشق شدن دارد و نماد عشق میباشد 4


  • ماهی

    نقل قول: نخبه
    گر دیدی جوانی پای تلفن صداش نازک شدو عشوه خرکی مرکی اومد چه پسمل چه دخمل بدان منگل شده و عاشق گشته
    10

    نقل قول: نخبه
    و در اخر اگر دیدی جوانی هی تاپیکهای عشقولانه میزنه بدان عاشق شده میخاد علوس بشه

    جانم؟ 451
    دور از جونت شیرین جونم، تازه علوسم،غلط کنه بخواد علوس شه. 74 مگه از جونش سیر شده علوس شه 42
    نقل قول: نخبه
    همچنین در بوفیلند زدن تاپیکهای عاشقانه نشان از عاشق شدن دارد و نماد عشق میباشد

    23 23
    خوبه توی کته گوری موضوعات انجمن یه موضوع جدید هم اضافه شه .با عنوان عشقولانه
    4


  • دلشاد

    مرسی ماهی عزیز

  • نخبه

    نقل قول: ماهی
    مگه از جونش سیر شده علوس شه

    من که همش دوست دالم علوس بشم 83


    نقل قول: ماهی
    خوبه توی کته گوری موضوعات انجمن یه موضوع جدید هم اضافه شه .با عنوان عشقولانه

    این موضوع عشقولانه بسی مهم میباشد..و بسیار دخملان را به خانه بخت فرستاده و بسیاری از پسملان را زن ذلیل نموده است میباشد 4


  • gilas

    نقل قول: ماهی
    پادشاه یه تیکه از سنگ ، یک شاخه از درخت مو رو کند و اونها رو خورد. اون اعلام کرد که این ترکیب از این پس نماد ازدواج خواهد بود.

    پس درخت نخل چی 7

    نقل قول: ماهی
    آیا می دونید چه چیزی توی فرهنگ ما نماد عشق و محبته؟و چرا؟

    راستش من این دوتا مطلب و پیدا کردم که یکی میگه نماد عشق ایرانیان درخت هستش

    درختدر فرهنگ ایرانی عشق به درختی مانند شده که همیشه سبز و نا میرا است و چون درخت سرو از درختان همیشه سبز است به همین روی یکی از نماد های سترگ در عرفان

    مهری می باشد . از سویی درخت نماد مینویی انسان است چرا که ریشه در خاک دارد اما روی به آسمان دارد و به سوی خورشید قد می کشد و شاخه هایش همچون یک انسان

    در حال نیایش به در گاه اوست . در فرهنگ پر شرم و آزرم ایرانی زن هرگز به نام انسانیش خوانده نمی شود بل آن را به نام مینویی یا گیاهیش می خوانند :

    روبرو شدن سهراب و گرد آفرید پس از اسارت گرد آفرید :

    چو رخساره بنمود سهراب را
    ز خوشاب بگشاد عناب را
    یکی بوستان بد اندر بهشت
    به با لای او سرو دهقان نکشت
    دو چشمش گوزن و دو ابرو کمان
    تو گفتی همی بشکفد هر زمان
    ..........................................


    شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن
    در گلستان وصالش نچشیدیم و برفت (حافظ)

    .................................................. .......

    سحرگه آن سهی سروان سرمست
    بدان مشکین چمن خواهند پیوست (نظامی)
    .................................................. .....

    سخنهای دانای شیرین سخن
    گرفت اندر آن هر دو شمشاد تن (سعدی)

    حال به سراغ شاهکار نظامی می رویم تا اندام شستن شیرین را در چشمه آب بخوانیم:

    پرندی آسمانگون بر میان زد
    شد اندر آب و آتش بر میان زد
    فلک را کرد کحلی پوش پروین
    موصل کرد نیلو فر به نسرین
    عجب باشد که گل را چشمه شوید
    غلط گفتم که گل بر چشمه شوید

    در فرهنگ مهری زمین مادر و خورشید پدر است و از تابش خورشید بر زمین زمین باور می شود و گیاهان و رستنیها (فرزندان )سر از خاک بر می آورند . از این روی گیاهان همانند انسانها

    با زمین پیوند دارند و فرزندان زمین هستند . خشکیدن گیاهان و درختان در موسم زمستان و سپس زایش و بالیدن دوباره ی آنها در بهار یک رستاخیز کوچکی ست که آن رستاخیز سترگ را

    برای انسان باور پذیر می سازد . از این روی انسان باستانی همواره در آرزوی مرگی بوده که برای اوگونه ای از زندگی دوباره باشد و همواره آن را در گیاهان جستجو می کرده است . از

    این روی ما اسطوره های بسیاری در ملل گو ناگون به ویژه در ایران و تمدنهای میان رودانی می یابیم که اسطوره ی ایزد شونده بسیار پر رنگ است . چرخه ی بی پایان مرگ و زایش

    دوباره این راز جاوندانگی گیاهان است .

    در فرهنگ ایرانی عشق مرد به زن به مانند کاشتن دانه یا کاشتن نهالی می ماند که با مرگ او پایان نمی پذیرد بل تا همیشه جاودانه است و عشق زمینی به عشقی فرازمینی و
    عرفانی دگرگون می شود به نماد پردازیهای ایزد شهید شوند در این اشعار بیندیشید :

    ز حسرت لب شیرین هنوز می بینم
    که لاله می دمد از خون دیده ی فرهاد (حافظ )
    .................................................. .......

    باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است
    شمشاد خانه ی پرور ما از که کمتر است (حافظ)
    .................................................. .........

    عاشق و مخمورم و مهجورم بت ساقی کجاست ؟
    گو که بخرامد که پیش سرو بالا میرمت (حافظ)
    .................................................. ..........

    در نامه ای خسرو برای آرام کردن شیرین پس از مرگ فرهاد می نویسد به گونه ای بسیار چمشگیر ایزد شهید شونده را بسیار پویا می بینیم :

    عروس خاک اگر بدر منیر است
    بدست خاک کن امرش که پیر است

    غمش می خور ! که خونش هم تو خوردی
    عزیزش کن ! که خارش هم تو کردی
    .................................................. ..

    در پاره ی نخست خون خوردن شیزین کنایه از ریختن خون ایزد شهید شونده بر خاک است و پیوند پیو کانی با بانوی زمین که موجب جاودانگی مرد جانبازنده می شود .

    یا به گفته ی حافظ : اگر به لب تو خون عاشق مباح است
    صلاح ما همه آنست که تو راست صلاح

    و در ادمه ....

    تو باغی و او گیاهی که از تو خیزد
    گیاه آن به که هم در باغ ریزد

    اشاره به چرخه ی بی پایان مرگ و زندگی در گیاهان و زندگی جاودانه آنان


    یکی هم میگفت فروهر نماد عشق ایرانیانه که برای این توضیحی نیافتم 66


  • ماهی

    نقل قول: نخبه
    من که همش دوست دالم علوس بشم

    ایشالله همیشه حس علوسی داشته باشی .. 1153
    نقل قول: نخبه
    بسیاری از پسملان را زن ذلیل نموده است

    امان از زن ذلیلی. 5 باین شکلکه رو ببین چقدر زن ذلیله 715


  • پری سا

    مرسی ماهی جون 11
    نقل قول: نخبه
    اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده بدان عاشق شده گریه کرده

    و اگر دیدی گوشه همه کتابهای درسی دخمل یا پسمل از این قلبهای تیر خورده و نخورده هست بازم نماد عشقه

    پس فعلا تا اینجا درخت و قلب نماد عشقه و اما اگر دیدی جوانی پای تلفن صداش نازک شدو عشوه خرکی مرکی اومد چه پسمل چه دخمل بدان منگل شده و عاشق گشته
    و در اخر اگر دیدی جوانی هی تاپیکهای عشقولانه میزنه بدان عاشق شده میخاد علوس بشه

    پس حالا جمع بندی میکنیم که در کشور ما درخت قلب با تیر و بدون تیر تلفن و صدای عشوه ای و همچنین در بوفیلند زدن تاپیکهای عاشقانه نشان از عاشق شدن دارد و نماد عشق میباشد

    23 23
    شیرین جون گوش کردن به ترانه های عاشقانه را یادت رفت بگی d-_-b


  • ماهی

    نقل قول: gilas
    پس درخت نخل چی

    خب توی متنش ننوشته چیز دیگه ای خورد 66
    برداشت من اینه که درخت نخل به عنوان ستون یا تکیه گاهی برای رشد درخت انگور شد و به این شکل توی این قضیه مشارکت کرد 5
    از جوابت به سوال ممنون گیلاس جونم.مثل همیشه کامل خوندی عزیزم. 1153
    نقل قول: پری سا
    شیرین جون گوش کردن به ترانه های عاشقانه را یادت رفت بگی

    ترانه ای هم که گذاشتم در مورد عشقه 5


  • sib

    آخی چه خوشگل بود.زحمت کشیدی 72

  • نخبه

    نقل قول: پری سا
    شیرین جون گوش کردن به ترانه های عاشقانه را یادت رفت بگی

    خب اگر اینجوریه که باید بگم هر کی رمان عاشقانه بخونه و دفتر عقاید داشته باشه و دفتر شعر داشته باشه و همش شعر عاشقانه جمع کنه بعد هی عاشق شمع بشه و این حرفا کلا میزنه به سرش و عاشق میشه 23

    فکر کنم شمع هم نماد عشق ایرانی ها باشه علاوه بر درخت .. اخه میگن شمع عاشقه که اینجوری میسوزه
    تازشم پروانه هم نماد عشقولانگیه 4


  • maryamlondon1

    نقل قول: ماهی
    وقتی ماهی قصه ی عشقی تعریف می کنه


    65
    نقل قول: ماهی
    اون اعلام کرد که این ترکیب از این پس نماد ازدواج خواهد بود.از اون پس میوه ، شراب ، و سنگ نماد عشق لان ، تان و تائو شدند

    چه جالب ولی چرا سنگ 66 من داستان همه اش خواندم ولی نفهمیدم چرا به سنگ تبدیل شد 66


  • mojde

    مرسی خانومی نصفه خوندم برمیگردم...

  • ماهی

    نقل قول: نخبه
    تازشم پروانه هم نماد عشقولانگیه

    به موارد قشنگی اشاره کردی.جالب بود 72
    نقل قول: maryamlondon1
    چه جالب ولی چرا سنگ

    خب هرکسی به نظرم می تونه یه جور برداشت داشته باشه از این داستان.چون به آدمای بی احساس میگیم سنگ دل اینطوری احساس کردی مامان مریمی 6
    نقل قول: sib
    آخی چه خوشگل بود.زحمت کشیدی

    قابلی نداشت سانازی 84
    نقل قول: دلشاد
    مرسی ماهی عزیز

    خواهش داداش بهروز 46


  • Holtek

    مرسی گلی خانم 46
    داستان خوشگلی بود مثل خودت 72
    جوابم فکر کنم شمع گل پروانه باشه ، هر چند گاو هم میشه
    در قانون عشق : بلبل باید در حسرت گل و پروانه باید در آتش بسوزد 2


  • ماهی

    نقل قول: Dr.GSM
    داستان خوشگلی بود مثل خودت

    منو ببین....مژه هامو.... 979
    نقل قول: Dr.GSM
    هر چند گاو هم میشه

    یعنی چی؟ یعنی گابام عاشق میشن؟ 403
    شاید ی هم منظورت اینه که عاشقا گاب میشن 2


  • Holtek

    نقل قول: ماهی
    یعنی چی؟ یعنی گابام عاشق میشن؟ 403
    شاید ی هم منظورت اینه که عاشقا گاب میشن 2

    یه چیزی تو همین مایه ها 3

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: