اول سلام عرض میکنم خدمت همه کاربران دوست داشتنی بوف بوفی که دوست داشتیم در جمع ما حضور داشته باشن ولی خب روز تعطیلی بود و خیلیا برنامشون جور نبود و جای همگیشون خالی بود و بعد هم تشکر و قدردانی میکنم از همه کسانی که روز پنج شنبه با تشریف فرمائی خودشون به جمع و محفل ما گرمی خاصی بخشیدن از تک تکتون سپاسگذارم برای همه زحماتی که کشیدین
عمو محمود روز 3 شهریور بهمون خبر دادن که هفته دیگه تهران هستن هم عمو کلی ذوق داشت که بعد از مدتها میاد ایران و هم ما ذوق داشتیم که یکی از مهربونترین عموهای سایت رو از نزدیک میبینیم .. هر روز عمو رو دیوار سایت ساعتها و ثانیه ها رو میشمرد تا روزی که میخوان وارد ایران بشن برسه ما هم همینطور.. من که کلی ذوق داشتم چون به اقامون اقاتون و اقاشون که گفتم عمو داره میاد ایران بهم گفت میتونم همراه دوستام باشم و دیدن عمو برم با دوستان قرار رو بر این گذاشتیم که روز پنجشنبه یعنی فردای روز عید فطر به دیدن عمو بریم راستی عمو سه شنبه ظهر 8 شهریور وارد تهران شده بودن خیلی از بچه ها از طریق تلفن و یا پیام خصوصی در سایت خواستن که همراه ما باشن دیگه همه چی اوکی شده بود و برنامه ریزیها هم صورت گرفت و قرار هم اوکی شد برای روز پنج شنبه... خلاصه پنج شنبه هم فرا رسید و دوستان همگی دور هم جمع شدیم و یه مهمونی خوب و صمیمی برگزار شد.. این وسط کلی اتفاقات هم افتاد که اگر دوستان دوست داشتن خودشون تعریف میکنن من عکسها رو بزارم البته یه سریها رو که خوب میشناسید اگه گفتین عمو محمود کدومه؟ ▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست لحظه ای که دلشاد عزیز رسیدن به محل قرار (رستوران باغ گیلاس در ولنجک) ▧ تصویر در دسترس نیست اینجا عمو جونم زحمت کشیده بودن و برامون هدیه اورده بودن .. دست عمه زری درد نکنه برای انتخاب و سلیقه قشنگشون .. ممنون از هر جفتتون .. هدیه ها واقعا زیبا بودن ▧ تصویر در دسترس نیست اینم سوغاتی اقایون بود یه کیف پول خیلی قشنگ که عمو جون زحمت کشیده بود برای همه اورده بود حتی برای اقامون اقاتون اقاشون .. بازم ممنون ▧ تصویر در دسترس نیست
اینجا سامان بچه از ذوقش باز کرد و داشت به ما پز میداد ▧ تصویر در دسترس نیست اینجا یادم نیست چه خبر بود عمو داشت با گیلاسی حرف میزد.. فکر کنم میگفت اول کادو خانمها بعد اقایون ▧ تصویر در دسترس نیست
اینا نمیدونم واسه چی متحد شدن و دستاشون رو اینجوری گذاشتن روی هم ▧ تصویر در دسترس نیست اینجا هم نمیدونم مراسم خواستگاریه چیه؟ هادی گیر داده بود که این مدلی گل بده به عمو بچه گل دوست داره ▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست اینجا هم اقایون کلی خودشون رو تحویل گرفته بودن رفتن بیرون رستوران و کلی عکس گرفتن بچه پروها کلی هم عکس تکی با عمو گرفتن به ما هم لو ندادن .. ما هم عین بچه های خوب خوشمل نازو اینا مشغول قورت دادن هله و هوله ها بودیم از سمت راست معرفی میکنم اقایان سامان ___عمو محمود----- میرزا -------ژولی(حسین)-----بچه مثبت ------ارش52----هادی------بهونه (وحید)--- دوست هادی اون اقایی هم که ردیف جلو هستن دلشاد عزیز ▧ تصویر در دسترس نیست توی این عکس هم کسری عزیز تازه از راه رسیده بودن و داشتن حدس میزدن که اون اقای پیراهن طوسی که کنار عمو نشسته کیه.. این بچه حدس زدنهاش منو کشته کلا غلط حدس میزنه ▧ تصویر در دسترس نیست اینجا هم خودتون بگید کی شکمو تره من یا اینا
▧ تصویر در دسترس نیست اقایی که سمت چپ عکس هستن اقاجون ارش 52 می باشی اند ▧ تصویر در دسترس نیست اقاجون ارش52 خوشحال ▧ تصویر در دسترس نیست لحظه خداحافظی.. کسی دلش نمی اومد خداحافظی کنه فکر کنم نیم ساعتی هم دم در معطل شدیم شاید هم بیشتر ▧ تصویر در دسترس نیست تیشرت مشکی گالکسی(محمد)ژولی تیشرت راه راه با عینک افتابی اون وسطی هم موج منفی و هادی هستن اون خانوم با شال سفید گیلاسی هستن .. خانومی که پشت به دوربین با مانتو مشکی هستن نیکو جون .. مانتو سرمه ای با موهای رنگی منم .. خانوی که باز مانتو سورمه ای کنار منه مژده جون هستن اون خانومه با مانتو کرمی هم شاپرکه ▧ تصویر در دسترس نیست
از راست اقایان ژولی (حسین) ------ میرزا----- امین موج منفی ----- وحید- بهونه)-------سامان -------هادی --------کسری-------- عمو ------- مهدی اقایون ردیف جلو بهروز و گالکسی_محمد) خانمها از همون سمت راست گیلاسی----پرستو-------مستانه-------مژده--------نخبه-----نیکو----------شاپرک.... سیب و متین 57 تو این عکس نیستن و زودتر رفته بودن ▧ تصویر در دسترس نیست
در اخر هم بگم مهمانان کیا بودن چون عکس یکی دو نفر شاید اینجا نباشه البته یه سری ها رو که معرفی کردم بقیه رو هم خودتون حدس بزنید عمو محمود گل شیرین(نخبه) گیلاسی سیب شاپرک نارنجی(نیکو) ژولی پولی (حسین) امین موج منفی سامان میرزا(محسن) متین 57 بهونه(وحید) دلشاد(بهروز) گلکسی(محمد) ارش 52 مژده مستانه هادی(ارسام و دوستشون) کسری مهدی پرستو جای بقیه دوستان هم بسیار خالی بود راستی مجی(کیش مهر) علی متالیکا و علی کارلوس هم تماس گرفتن و با بچه ها صحبت کردن ممنون از هر سه عزیز عمو محمود ممنون که اومدین .. دلمون براتون تنگ شده
مرسى عمو جااااااااااااااااااااااااااان خيلى خوش گذشت واقعا مشتاق ديدارتون بودم و جاى دوستانى كه نبودن خالى بود باز هم بايت تمام زحمات از شما عزيزان تشكر ميكنم انشاءالله قرار بدى هم بتونم در خدمت شما سروران باشم .
نقل قول: نخبه
اگه گفتین عمو محمود کدومه؟
من بگم؟
نقل قول: نخبه
اینجا عمو جونم زحمت کشیده بودن و برامون هدیه اورده بودن .. دست عمه زری درد نکنه
قابل شما رو نداشت عزيزان
نقل قول: نخبه
اینجا یادم نیست چه خبر بود عمو داشت با گیلاسی حرف میزد.. فکر کنم میگفت اول کادو خانمها بعد اقایون
نقل قول: نخبه
اینا نمیدونم واسه چی متحد شدن و دستاشون رو اینجوری گذاشتن روی هم
دستور حضرت ارش 52 بود
نقل قول: نخبه
هادی گیر داده بود که این مدلی گل بده به عمو
كاكو باباى ياسى خودم
نقل قول: نخبه
اینجا هم اقایون کلی خودشون رو تحویل گرفته بودن رفتن بیرون رستوران و کلی عکس گرفتن
بلههههههههههههههه البته داداش مهدى و محمد و كسرى هم بعد تشريف اوردن
نقل قول: نخبه
اینجا هم خودتون بگید کی شکمو تره من یا اینا
شما
نقل قول: نخبه
لحظه خداحافظی.. کسی دلش نمی اومد خداحافظی کنه فکر کنم نیم ساعتی هم دم در معطل شدیم شاید هم بیشتر
عمو بيشتر از نيم ساعت بود زير افتاب فكر كنم يكساعت شد تازه خدا حافظى نكرديم فقط حسين عزيز با همسرشون از ما جدا شدن و بقيه دوباره جمع شديم
اینجا یادم نیست چه خبر بود عمو داشت با گیلاسی حرف میزد.. فکر کنم میگفت اول کادو خانمها بعد اقایون
نه من بگم چی میگیم
مربوط به همون خوشمزه ها است که دستمه عمو جونم برامون M&M آورده بود ( البته برای من ) منم داشتم میگفتم عمو اینا گناهین بزار یکشو باز کنم باهم بخوریم عمو هم میگه باشه باز کن بریز تو یه بشقاب حواست هم باشه یه دونه بیشتر نخورن
نمایش یا پنهان متنچقدر بدجنسم من
نقل قول: نخبه
اینجا هم اقایون کلی خودشون رو تحویل گرفته بودن رفتن بیرون رستوران و کلی عکس گرفتن بچه پروها کلی هم عکس تکی با عمو گرفتن به ما هم لو ندادن ..
بهله عکاس هم من بودم تازشم اینقده منو اذیت کردن این آقایون هی میگفتن اینجا نه اونور هی هم شکلک در میوردن
خیلی خوشحالم که کاکو محمود اومدننننننننننننننننن ولی من که نبودم ولی همین که به دوستان خوش گذشته انگاری به منم خوش گذشته و همین که دوستام اونجا بودن انگار منم اونجا بودم این سری که نشد ایشالله سری بعدی برج میلاد بعدشم شیراز
راستی شیرین چرا مثل سری قبلی کسانی که تلفنی زنگ زده بودن رو نگفتی؟
ا دوستان قرار رو بر این گذاشتیم که روز پنجشنبه یعنی فردای روز عید فطر به دیدن عمو بریم
همه استرس داشتن که نکنه عید فطر بیفته پنجشنبه و برنامه بهم بخوره همه چیز بستگی داشت به آقا که ببینه یا نبینه منم سه شنبه شب یکسره با دفتر آقا در تماس بودم ؛ شیرین هم مرتب در حال گزارش گیری از واحد خواهران ستادهای استهلال بود خلاصه نگو اون شب همه دیدن، آخرشم آقا دید و فرداش همه خوردیم
آها راستی مراسم هم برگزار شد و محمود عزیز رو دیدیم
اگه بدونین ارش (اقامون)چقدر خوشحال شد هر روز به من میگه از عمو تشکر کن برای کادو قشنگش
نقل قول: mz56mz
دستور حضرت ارش 52 بود
اون وقت یعنی چی؟ میخاستین چی رو فتح کنین اینجوری با هم متحد شدین؟
نقل قول: mz56mz
كاكو باباى ياسى خودم
بابای یاسی همش منو اذیت میکرد به ددیم میگم...... هههههه راستی بابای یاسی گوشاش سنگینه هر چی حرف میزدم نمیشنید باید داد میزدم .. تو رستوران که ابرو برامون نموند اونقدر بلند بلند حرف میزدیم و میخندیدیم فکر کنم دیگه اونجا راهمون ندن
نقل قول: mz56mz
عمو بيشتر از نيم ساعت بود زير افتاب فكر كنم يكساعت شد تازه خدا حافظى نكرديم فقط حسين عزيز با همسرشون از ما جدا شدن و بقيه دوباره جمع شديم
اره عمو همش تقصیره این هادی گلو کاکائو بود ارسام و بهونه متین و سیب هم نبودن .. بقیه رفتیم بهشت
مربوط به همون خوشمزه ها است که دستمه عمو جونم برامون M&M آورده بود ( البته برای من ) منم داشتم میگفتم عمو اینا گناهین بزار یکشو باز کنم باهم بخوریم عمو هم میگه باشه باز کن بریز تو یه بشقاب حواست هم باشه یه دونه بیشتر نخورن
اگه گفتی من چه رنگی بر داشتم؟ چند تا؟
نقل قول: gilas
بهله عکاس هم من بودم تازشم اینقده منو اذیت کردن این آقایون 804 هی میگفتن اینجا نه اونور هی هم شکلک در میوردن
خب دهواشون میکلدی.. مخصوصا اون اقاجون رو با اون عینکش
نقل قول: Kishe Mehr
خیلی خوشحالم که کاکو محمود اومدننننننننننننننننن ولی من که نبودم ولی همین که به دوستان خوش گذشته انگاری به منم خوش گذشته و همین که دوستام اونجا بودن انگار منم اونجا بودم این سری که نشد ایشالله سری بعدی برج میلاد بعدشم شیراز
انصافا کلی یادت کردیم و گفتیم جای شهدا ببخشید جای مجی خالی.. وقتی زنگ زدی هم کلی بهت خندیدم با اون شیرین جون گفتنت و جوابی که من بهت دادم ممنون که زنگ زدی
نخبه
عمو محمود روز 3 شهریور بهمون خبر دادن که هفته دیگه تهران هستن هم عمو کلی ذوق داشت که بعد از مدتها میاد ایران و هم ما ذوق داشتیم که یکی از مهربونترین عموهای سایت رو از نزدیک میبینیم .. هر روز عمو رو دیوار سایت ساعتها و ثانیه ها رو میشمرد تا روزی که میخوان وارد ایران بشن برسه ما هم همینطور.. من که کلی ذوق داشتم چون به اقامون اقاتون و اقاشون که گفتم عمو داره میاد ایران بهم گفت میتونم همراه دوستام باشم و دیدن عمو برم
با دوستان قرار رو بر این گذاشتیم که روز پنجشنبه یعنی فردای روز عید فطر به دیدن عمو بریم راستی عمو سه شنبه ظهر 8 شهریور وارد تهران شده بودن خیلی از بچه ها از طریق تلفن و یا پیام خصوصی در سایت خواستن که همراه ما باشن دیگه همه چی اوکی شده بود و برنامه ریزیها هم صورت گرفت و قرار هم اوکی شد برای روز پنج شنبه...
خلاصه پنج شنبه هم فرا رسید و دوستان همگی دور هم جمع شدیم و یه مهمونی خوب و صمیمی برگزار شد.. این وسط کلی اتفاقات هم افتاد که اگر دوستان دوست داشتن خودشون تعریف میکنن من عکسها رو بزارم
البته یه سریها رو که خوب میشناسید
اگه گفتین عمو محمود کدومه؟
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
لحظه ای که دلشاد عزیز رسیدن به محل قرار (رستوران باغ گیلاس در ولنجک)
▧ تصویر در دسترس نیست
اینجا عمو جونم زحمت کشیده بودن و برامون هدیه اورده بودن .. دست عمه زری درد نکنه برای انتخاب و سلیقه قشنگشون .. ممنون از هر جفتتون .. هدیه ها واقعا زیبا بودن
▧ تصویر در دسترس نیست
اینم سوغاتی اقایون بود یه کیف پول خیلی قشنگ که عمو جون زحمت کشیده بود برای همه اورده بود حتی برای اقامون اقاتون اقاشون .. بازم ممنون
▧ تصویر در دسترس نیست
اینجا سامان بچه از ذوقش باز کرد و داشت به ما پز میداد
▧ تصویر در دسترس نیست
اینجا یادم نیست چه خبر بود عمو داشت با گیلاسی حرف میزد.. فکر کنم میگفت اول کادو خانمها بعد اقایون
▧ تصویر در دسترس نیست
اینا نمیدونم واسه چی متحد شدن و دستاشون رو اینجوری گذاشتن روی هم
▧ تصویر در دسترس نیست
اینجا هم نمیدونم مراسم خواستگاریه چیه؟
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
اینجا هم اقایون کلی خودشون رو تحویل گرفته بودن رفتن بیرون رستوران و کلی عکس گرفتن بچه پروها کلی هم عکس تکی با عمو گرفتن به ما هم لو ندادن .. ما هم عین بچه های خوب خوشمل نازو اینا مشغول قورت دادن هله و هوله ها بودیم
از سمت راست معرفی میکنم اقایان سامان ___عمو محمود----- میرزا -------ژولی(حسین)-----بچه مثبت ------ارش52----هادی------بهونه (وحید)--- دوست هادی
اون اقایی هم که ردیف جلو هستن دلشاد عزیز
▧ تصویر در دسترس نیست
توی این عکس هم کسری عزیز تازه از راه رسیده بودن و داشتن حدس میزدن که اون اقای پیراهن طوسی که کنار عمو نشسته کیه.. این بچه حدس زدنهاش منو کشته کلا غلط حدس میزنه
▧ تصویر در دسترس نیست
اینجا هم خودتون بگید کی شکمو تره من یا اینا
▧ تصویر در دسترس نیست
اقایی که سمت چپ عکس هستن اقاجون ارش 52 می باشی اند
▧ تصویر در دسترس نیست
اقاجون ارش52 خوشحال
▧ تصویر در دسترس نیست
لحظه خداحافظی.. کسی دلش نمی اومد خداحافظی کنه فکر کنم نیم ساعتی هم دم در معطل شدیم شاید هم بیشتر
▧ تصویر در دسترس نیست
تیشرت مشکی گالکسی(محمد)ژولی تیشرت راه راه با عینک افتابی اون وسطی هم موج منفی و هادی هستن اون خانوم با شال سفید گیلاسی هستن .. خانومی که پشت به دوربین با مانتو مشکی هستن نیکو جون .. مانتو سرمه ای با موهای رنگی منم .. خانوی که باز مانتو سورمه ای کنار منه مژده جون هستن اون خانومه با مانتو کرمی هم شاپرکه
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
این هم از عکس دسته جمعی
از راست اقایان ژولی (حسین) ------ میرزا----- امین موج منفی ----- وحید- بهونه)-------سامان -------هادی --------کسری-------- عمو ------- مهدی اقایون ردیف جلو بهروز و گالکسی_محمد)
خانمها از همون سمت راست گیلاسی----پرستو-------مستانه-------مژده--------نخبه-----نیکو----------شاپرک....
سیب و متین 57 تو این عکس نیستن و زودتر رفته بودن
▧ تصویر در دسترس نیست
در اخر هم بگم مهمانان کیا بودن چون عکس یکی دو نفر شاید اینجا نباشه البته یه سری ها رو که معرفی کردم بقیه رو هم خودتون حدس بزنید
عمو محمود گل
شیرین(نخبه)
گیلاسی
سیب
شاپرک
نارنجی(نیکو)
ژولی پولی (حسین)
امین موج منفی
سامان
میرزا(محسن)
متین 57
بهونه(وحید)
دلشاد(بهروز)
گلکسی(محمد)
ارش 52
مژده
مستانه
هادی(ارسام و دوستشون)
کسری
مهدی
پرستو
جای بقیه دوستان هم بسیار خالی بود
راستی مجی(کیش مهر) علی متالیکا و علی کارلوس هم تماس گرفتن و با بچه ها صحبت کردن ممنون از هر سه عزیز
عمو محمود ممنون که اومدین .. دلمون براتون تنگ شده
mz56mz
خيلى خوش گذشت واقعا مشتاق ديدارتون بودم و جاى دوستانى كه نبودن خالى بود باز هم بايت تمام زحمات از شما عزيزان تشكر ميكنم انشاءالله قرار بدى هم بتونم در خدمت شما سروران باشم .
من بگم؟
قابل شما رو نداشت عزيزان
دستور حضرت ارش 52 بود
كاكو باباى ياسى خودم
بلههههههههههههههه البته داداش مهدى و محمد و كسرى هم بعد تشريف اوردن
شما
عمو بيشتر از نيم ساعت بود زير افتاب فكر كنم يكساعت شد تازه خدا حافظى نكرديم فقط حسين عزيز با همسرشون از ما جدا شدن و بقيه دوباره جمع شديم
gilas
نه من بگم چی میگیم
مربوط به همون خوشمزه ها است که دستمه
عمو جونم برامون M&M آورده بود ( البته برای من
نمایش یا پنهان متن
چقدر بدجنسم منبهله عکاس هم من بودم
تازشم اینقده منو اذیت کردن این آقایون
هی میگفتن اینجا نه اونور هی هم شکلک در میوردن
بدِ بدِ بد
Kishe Mehr
راستی شیرین چرا مثل سری قبلی کسانی که تلفنی زنگ زده بودن رو نگفتی؟
ژنرال
همه استرس داشتن که نکنه عید فطر بیفته پنجشنبه و برنامه بهم بخوره
همه چیز بستگی داشت به آقا که ببینه یا نبینه
منم سه شنبه شب یکسره با دفتر آقا در تماس بودم ؛ شیرین هم مرتب در حال گزارش گیری از واحد خواهران ستادهای استهلال بود
خلاصه نگو اون شب همه دیدن، آخرشم آقا دید و فرداش همه خوردیم
آها راستی مراسم هم برگزار شد و محمود عزیز رو دیدیم
Kishe Mehr
The one
Kishe Mehr
راستی تو اون عکسه سامان با کاکو هادی میخوان برقصن؟
gilas
محمد گالکسی همونه که دستش اوخ شده وحید و مهدی هم اگه گفتی کدومشون هستن
The one
وای هادی کاکو این توییی؟؟
بزنم به تخته بابا شدن خوب بهت ساخته ها
نخبه
مگه میشناسین
اگه بدونین ارش (اقامون)چقدر خوشحال شد هر روز به من میگه از عمو تشکر کن برای کادو قشنگش
اون وقت یعنی چی؟ میخاستین چی رو فتح کنین اینجوری با هم متحد شدین؟
بابای یاسی همش منو اذیت میکرد
اره عمو همش تقصیره این هادی گلو کاکائو بود
ارسام و بهونه متین و سیب هم نبودن .. بقیه رفتیم بهشت
ژنرال
بچه ها از نزدیک قشنگتر از عکساشون هستن
مخصوصا دخترا! نگاه نکن اینجا صورتشون خط خط شده هااا
The one
ژنرال
نه بابا من داشتم دیسو هدایت میکردم به سمت گیلاس
تازه اونکه من نیستم!
عکسمه
The one
نخبه
عمو جونم برامون M&M آورده بود ( البته برای من
اگه گفتی من چه رنگی بر داشتم؟
تازشم اینقده منو اذیت کردن این آقایون 804
هی میگفتن اینجا نه اونور هی هم شکلک در میوردن
خب دهواشون میکلدی.. مخصوصا اون اقاجون رو با اون عینکش
انصافا کلی یادت کردیم و گفتیم جای شهدا ببخشید جای مجی خالی.. وقتی زنگ زدی هم کلی بهت خندیدم با اون شیرین جون گفتنت و جوابی که من بهت دادم
The one
The one
ساحل ناقلا
اون مرد سیاهه کیه وووووو چقدر سیاهه فکر کنم افریقایی
اصقرم کم
ژنرال
والا برای گیلاس اون دیس، کامیونه
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→