سلام بعد از ديدن روى ماه عزيزان در تهران شب پنج شنبه بعد از خدا حافظى دوستان, با اقا مهدى راهى فرودگاه مهراباد شديم ساعت پرواز 22:45 بود بعد از وارد شدن و تحويل بار با اقا مهدى هم خدا حافظى كردم , متاسفانه اعلام كردند كه پرواز مشهد با تاخير انجام ميشه بيكار روى صندليها نشتسه بودم تصميم گرفتم از تمام دوستانى كه در روز قرار حضور داشتند اس ام اس بدم و از همشون تشكر كنم محسن عزيز كه زحمت تهيه بليط رو كشيده بود و محمد (g) عزيز هم اس ام اس ميدادن كه چى شد عمو پرواز كردى ؟از مشهد هم على تماس ميگرفت كه عمو چى شد كى مپبرى؟ خلاصه ساعت 24 بود كه اعلام كردند بفرماييد براى سوار شدن ,جاى همه خالى سوار شديم و ساعت 1:20 بامداد رسيديم به فرودگاه مشهد السلام و عليك يا ضامن اهو امام رضا (ع) , على عزيز در تماس بود كه بياد فرودگاه كه از ايشان خواهش كردم نياد و محسن عزيز هم همينطور در ارتباط بود كه كاكو رسيدى؟ بله كاكو رسيدم ساعت 2 بامداد خيابان امام رضا (ع) بودم ماشاءالله شلوغ و مردم پياده به سوى حرم مطهر ميرفتن چون كه خسته بودم زيارت نرفتم فرداى اون روز رفتم حرم مطهر جاى همه شما عزيزان خالى عرض ادب و زيارت كردم برگشتم خونه با فاميل به شانديز رفتيم , ساعت 19 با على جان قرار داشتم زود برگشتم و اماده قرار شدم واووووووووو مشهد چه خبر بود از ترافيك و شلوغى مسافر ,على بخاطر ترافيك نميتونست به خيابان امام رضا بياد و بنده خدا همينجور توى ترافيك مونده بود البته با هم در تماس بوديم بهروز عزيز مهدى جان هم همينطور كامل در تماس بوديم تا اينكه با على عزيز تصميم گرفتيم 2 فلكه اونورتر يعنى فلكه برق قرار بذاريم خلاصه ساعت 20:30 على كارلوس عزيز رو زيارت كردم ماشاءالله قد و هيكل بعد با اقا بهروز تماس گرفتيم به دنبال ايشان رفتيم اوههههههههههههههههه ماشاءالله قد و هيكل ورزشكارى (كار كار سفيدى تخم مرغها بوده ) و سپس به سراغ مهدى رفتيم كه با هم تقريبا هم قد و قيافه بوديم يادى از اقا محسن صائب و هانيه عزيز كه متاسفانه سعادت نشد اين عزيزان رو ببينيم كرديم ساعت تقريبا 22 بود كه كاكو گولو مجتبى تماس گرفت و با همه صحبت كرد. بقيش خسته شدم دوستان مشهدى بيان تعريف كنند . مو مودونوم والى نميگووم
در پايان از تمام دوستان عزيزم تهران كرج شيراز بندر انزلى يزد اصفهان كرامنشاه مشهد (نبود يه نفر ديكه ) صميمانه بابت پذيراي و مهمان نوازيشان تشكر و قدر دانى ميكنم
چه جالب.آقا کارلوس دقیقا همن شکلیه که توی ذهنم بود مهدی و بهروز؟؟؟ یکی بایدآقای هاچو هاچو باشه ...آهان بهروز ، دکترجکولِ گیلاسیه.... خدا رو شکر که بهتون خوش گذشته ولی علی کارلوس بهش نمی آد مهمون کنه ها
خیلی خوشحالم این سفر بهتون خوش گذشت دادش محمود بهروز چه لاغر شدی اون عکسهای کوه نوردی وقبلی اینگار با این عکسها خیلی متفاوته علی کارلوس عزیزتورا با این جثه مجسم نکرده بودم فکر کردم خیلی کوچکتر از این باشی هاچو هاچو ماشالله
محمود جان خوشحالم که بهتون خوش گذشت. ایشالا زود به زود بیای ایران که به هممون بازم خوش بگذره جای عمه زری هم خالی بود!
علی کارلوس رو که قبلا سعادت داشتم از نزدیک ببینم و ارادت خاصی بهش پیدا کردم. مهدی رو ندیده بودم که عکسشو الان دیدم! پهلوون بهروزم که قبلا عکسش رو دیده بودم اما تو این عکسها به نظر میرسه چند وقته سفیده نزده تو رگ خیلی دوست دارم بیام مشهد امیدوارم بچه های مشهدی یک سورپرایز راه بندازن که همه بتونیم بیایم
میرسد روزی که بیهم میشویم ..... یکبهیک از جمع هـم کم می شویم میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
علی رو که پارسال تهران دیدمشون.. بهروزم که عکسهای کوهنوردیش رو دیده بود البته با کلاه بود خیلی چهرشون پیدا نبود و اما اقا مهدی چه بامزس فکر میکردم کوچولو تر باشی
mz56mz
بعد از ديدن روى ماه عزيزان
محسن عزيز كه زحمت تهيه بليط رو كشيده بود و محمد (g) عزيز هم اس ام اس ميدادن كه چى شد عمو پرواز كردى ؟از مشهد هم على تماس ميگرفت كه عمو چى شد كى مپبرى؟ خلاصه ساعت 24 بود كه اعلام كردند بفرماييد براى سوار شدن ,جاى همه خالى سوار شديم و ساعت 1:20 بامداد رسيديم به فرودگاه مشهد السلام و عليك يا ضامن اهو امام رضا (ع) , على عزيز در تماس بود كه بياد فرودگاه كه از ايشان خواهش كردم نياد و محسن عزيز هم همينطور در ارتباط بود كه كاكو رسيدى؟ بله كاكو رسيدم
ساعت 2 بامداد خيابان امام رضا (ع) بودم ماشاءالله شلوغ و مردم پياده به سوى حرم مطهر ميرفتن چون كه خسته بودم زيارت نرفتم فرداى اون روز رفتم حرم مطهر جاى همه شما عزيزان خالى عرض ادب و زيارت كردم برگشتم خونه با فاميل به شانديز رفتيم , ساعت 19 با على جان قرار داشتم زود برگشتم و اماده قرار شدم واووووووووو مشهد چه خبر بود از ترافيك و شلوغى مسافر ,على بخاطر ترافيك نميتونست به خيابان امام رضا بياد و بنده خدا همينجور توى ترافيك مونده بود البته با هم در تماس بوديم بهروز عزيز مهدى جان هم همينطور كامل در تماس بوديم تا اينكه با على عزيز تصميم گرفتيم 2 فلكه اونورتر يعنى فلكه برق قرار بذاريم خلاصه ساعت 20:30 على كارلوس عزيز رو زيارت كردم ماشاءالله قد و هيكل
ببخشيد كيفيت عكسها خوب نيست با موبايل گرفته شده
عزيزان : على - مهدى - بهروز
▧ تصویر در دسترس نیست
شام دعوت داداش بهروز عزيز بوديم ( خدا وكيلى ببينيد پيتزاى من سالمه ولى اونها تمام كردند خوردنش !!!
▧ تصویر در دسترس نیست
اين هم پيتزاى مشهد قبل از خوردن
▧ تصویر در دسترس نیست
واين هم بعد از خوردن كه على خيلى اسرار داشت عكس بگيرم
ما شيرازيها لپ مطلب رو ميخوريم حاشيه هاشو بيخيال
▧ تصویر در دسترس نیست
بعد از شام جاى همه خالى رفتيم طرقبه دعوت على جان
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
در پايان از تمام دوستان عزيزم تهران كرج شيراز بندر انزلى يزد اصفهان كرامنشاه مشهد (نبود يه نفر ديكه
دلشاد
خوشحالم بهت خوش گذشت
ماهی
مهدی و بهروز؟؟؟
یکی بایدآقای هاچو هاچو باشه
خدا رو شکر که بهتون خوش گذشته
ولی علی کارلوس بهش نمی آد مهمون کنه ها
MAJID ART
㋡ خوش به حالتون ....
بهونه
عمو کی میای دوباره تنگید دلمون
maryamlondon1
mati
maryamlondon1
خدا را شکر برا تخم مرغ دعوتت نکرده
پرهام
امیدوارم باخاطره خوش از مشهد رفته باشی دوست عزیز
هاچو هاچو
شما هم چشم نخورین ایشاالله
پرهام
هاچو هاچو
خیله خب حالا چرا عصبانی میشی
پرهام
واقعااااااااا
ولی جدی خیلی بنظرم اشنا میاد
The one
هلا واالله
▧ تصویر در دسترس نیست
نخبه
اااااااااااااااااا میگم عمو دوربین همراهش نبود.. اون علی خسیس چرا دوربین نیاورده بود
خوشحالم بهتون خوش گذشته همیشه خوش باشید.
. این مشهدیا کجان تعریف کنن چه خبر بوده
The one
نازی خیلی خوشحال شدم که بهتون خوش گذشته
The one
ماشالا همه ی دوستان بوف بوفی دلپذیرند خدا چشم بد رو از این جمع زیبا و دوست داشتنی دور کنه
نخبه
بچه مثبت
علی کارلوس رو که قبلا سعادت داشتم از نزدیک ببینم و ارادت خاصی بهش پیدا کردم. مهدی رو ندیده بودم که عکسشو الان دیدم! پهلوون بهروزم که قبلا عکسش رو دیده بودم اما تو این عکسها به نظر میرسه چند وقته سفیده نزده تو رگ
خیلی دوست دارم بیام مشهد
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
نخبه
علی رو که پارسال تهران دیدمشون.. بهروزم که عکسهای کوهنوردیش رو دیده بود البته با کلاه بود خیلی چهرشون پیدا نبود و اما اقا مهدی چه بامزس فکر میکردم کوچولو تر باشی
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→