ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
/*/ سورپرایز مشهد.. دیدار عمو محمود و جمعی از کاربران بوف بوفی در مشهد
ماهی
آخه اولش نفهمیدم چی به چی و کی به کیه..یه دفعه ای یادم به ایشون افتاد
gilas
غریبه نیست دکتر جکولِ
ژنرال
علی رو که ماه رمضون زیارت کرده بودم.
بهروز رونی کلمن
مهدی هم که قبلا یه عکس دونفره با قُلش گذاشته بود تو سایت!
تلفنی هم که صدای همه دوستانو شنیدم.
به قول امین، ایشالا بچه های مشهد یه سورپرایز راه بندازن که همه بیایم
هتل هم که حتماً آشنا دارن نصف قیمت
gilas
آقا محسن صائب هستش دیگه
nini_587
خيلي ناراحتم كه نتونستم بيام ببينمتون
ايشالا دفعه بعد بتونم جبران كنم
ولي همين كه صداتونو شنيدم و باهاتون صحبت كردم خيلي خوشحالم
نخبه
اوهوم مهمون اقای صائب
تازشم میریم اون باغشون که توت فرنگی کاشتن .. هی توت فرنگی قورت میدیم
EVANESCENCE
امیدوارم باز ببینیمتون
علی چقدر تغییر کرده
nini_587
همه خانوما تشريف بياريد خونه ما واقعا خوشحال ميشم
ژنرال
آها راستی حاج محسن رو یادم رفته بود
میریم باغ حاج محسن ... مجانی... باصفا... درختان میوه
اماکن هم که نیس
البته ما که خلاف نمیکنیم
ماهی
آخه خجالت کشیدم
راستی آقایون مشهدی !
نوروز سال 89 اومدم مشهد با پسرم.خیلی خوش گذشت با اینکه که هوا خیلی سرد بود و ما یخ زدیم
توی راه نیشابور راننده گفت یه زیارتگاهی هست به اسم بی بی حکیمه وبعد یه داستان خیلی عجیب تعریف کرد.که یه تیکه از روسری بی بی لای یه سنگ گیر کرده و در حالی که از دست مردم اون روستا فرار می کرده رفته توی سنگ و غیب شده
می کفت که مردم این روستا نفرین شده ان و همه دماغاشون کجه
و هر مردی که بره این روسری رو ببینه کور میشه.چون مردا حق ندارن وارد زیارتگاه بشن
خیلی کنجکاو شده بودم
قسم می خورد که از آشناهاشون یه مردی گفته دروغه و رفته به روسری نگاه کرده و کور شده
حالا یعنی این قصه ها رو راست گفت؟
می گفت قسمتی از راه رو باید با اسب یا قاطر رفت
مثل اینکه اگه اشتباه نکنم منطقش کوهستانی بود.
EVANESCENCE
امیدوارم باز ببینیمتون
علی خیلی تغییر کرده
نخبه
ااااااا پس شما هم زنگ زدین افرین
پس چرا به ما زنگ نزدین
gilas
تازه اونجا میشه خلاف سنگین هم انجام داد
نمایش یا پنهان متن
آب بازی میکنیمهیچکی ما رو دوست نداره
چکاوک
نخبه
فقط مجی ما رو دوست داره
نمایش یا پنهان متن
نمایش یا پنهان متن
وای خواهر این چه حرفیه خلاف سنگین.. ما و اب بازی.. اشکالی نداره گرفتنمون میگیم اقای صائب گولمون زد و با امریکا دستش تو یه کاسسnini_587
عمو خودشون لطف كردنو شماره منو از كسري گرفتن و با من تماس گرفتن آخه من خيلي خجالتيم
واقعا خوشحال شدم
من كه شماره شمارو ندارم شيرين جووووووووونم
نخبه,
gilas,
من كه شمارو خيلي خيلي دوووووووووووووووست دارم
gilas
آره میگیم گول خوردیم با توت فرنگی تازه
منم دوستت میدارم
نخبه
ای خدااااااااااااااا چرا هیشکی شماره منو نداره
برم رو دیوار انجمن بنویسم شمارم رو بچه ها لازمشون میشه
خب کسری که روز قرار پنجشنبه بود به اون زنگ میزدی .. من میدونم ما لو دوست ندالییییییییییییییییییییییی
میسی ما هم شما رو دوست داریم .. ای لاو یو پی ام سی
محسن صائب
و حالا که این عکس ها و چهره های برومند و پر انرژی رو میبنم
یاد این شعر میفتم
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف *** مگر اسباب بزرگی همه اماده کنی
انصافا دوستان چه در تهران و چه این همشهری هامون در مشهد از همه نظر
اخلاقی
معرفتی
مرام و ادب
و شادابی و جوانی و زیبایی
از من سر هستند
و همین که منو در سایت تحمل میکنید واقعا ممنونتون هستم
در مورد حضور در کنار دوستان
من یک جورایی باید امیدوار باشم که دوستان منو در جمع خودشون راه بدهند
.
و اما در مورد خودم
بارها عرض کردم من کوچیک همه دوستان هستم و بسیار خوشحال میشم که در حد وسع و توانم بتونم میزبان دوستان که بعنوان زائر امام رئوف تشریف میاورید باشم .
چه گروهی و چه خصوصی من در خدمت هستم.
ژنرال
حاجی نیمه خصوصی هم قبول میکنی؟
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→