₪ انجمن بوف بوفی ₪ » عجیب ها و ترین ها » تجربه عجیب محبوبه ... تجربه مرگ ... بیا بخوووونننننن
₪ انجمن بوف بوفی ₪ » عجیب ها و ترین ها » تجربه عجیب محبوبه ... تجربه مرگ ... بیا بخوووونننننن
1 2 3

بدون عکس

تجربه عجیب محبوبه ... تجربه مرگ ... بیا بخوووونننننن

708 بازدید، 44 پست، نویسنده: Mahboob

  • Mahboob



    سلام بچه ها :1:

    چند روز پیش نزدیک غروب اتفاق عجیبی برام افتاد که گفتم براتون بنویسم :18:

    من معمولا یعنی بیشتر وقت ها بعداز ظهر نمی خوابم و خیلی کم پیش میاد چون شب نمی تونم درست بخوابم اما چند روز پیش به خاطر کم خوابی روی مبل خوابم برد ... خواهرم روی مبل کنارم داشت کمک بچه ها می کرد مشق ها شون رو بنویسن ... حدود یک ساعتی به فکر خودم گذشت که بیدار شدم و صدای خواهرم رو می شنیدم بلند شدم ورفتم سمت آشپزخونه ...

    شیشه های آشپزخونه مه گرفته بود و من حس کردم دو تا بچه خواهرم توی حیاط هستند (چون دو تا بچه لباس صورتی هم قدای بچه های خواهرم درحالی که صورتشونو نمی دیدم اومدن پشت پنجره مه گرفته ) در حالی اونا که تو خونه بودند... احساس ضعف شدیدی داشتم ... رفتم یه آب زدم صورتم دیدیم نه یه حال عجیبی هستم بعد یه آن فهمیدم من هنوز خوابم و با همون ضعف و کرختی عجیب کنار مبلی اومدم که خوابیدم بودم اما خودمو نمی دیدم ... خواهرم رو هی صدا زدم ...

    همش به این فکر می کردم که باید داد بزنم شاید توی خواب صدام در بیاد و خواهرم بشنوه منو بیدار کنه... (البته بگم من تجربه بختک رو هم داشتم و اصلا احساس خفگی سنگینی یا اصلا حالت اون نبود ...واقعی بود ) ... خیلی داد زدم دست و پا زدم که خواهرم منو بیدار کنه اما خواهرم اصلا نمی شنید و بعد یه هو بیدار شدم ... در حالی که قلبم سریع میزد و هنوز گلوم خشکه فریاد بود به خواهرم گفتم : تو صدای منو نمی شنیدی ؟ دست و پا زدن منو ندیدی ...؟
    خیلی خونسرد گفت : نه ... محبوب چیه ؟ خواب بد دیدی ؟
    باورتون نمیشه تازه فهمیدم اون اصلا نمی شنیده و من دقیقا تجربه ی مرگ رو داشتم


    از اون روز به بعد نمی تونم براتون توصیف کنم چه حالیم ... دقیقا می فهمم روزی که میمیریم دیگه هیچ کس صدامون رو نمی شنوه ... و مرگ دقیقا بغل گوشمونه ... از خدا ممنونم بابت این تجربه ... و با همه ی وجودم دوست دارم بنده ی خوبی باشم . چون روزی که دستمون از این دنیا کوتاه بشه دیگه کاری از دستمون برنمیاد ... وای خدایا دنیا یه ذره ارزش اینو نداره که بخوایم با گناه و خواسته های مادی خودمون رو غرق کنیم و مثل همیشه به کلام خدا ایمان قوی تری آوردم که : سرای آخرت برای شما بهتر است. خدایا تو خیلی چیزا می دونی و میخوای ما بفهمیم این دنیا بهترین نیست و برعکس این دنیای فانی با همه ی زیبایی هاش در برابر آخرت هیچه

    برای همه ی دوستانم آرزوی بهترین ها رو دارم :46:


  • The one

    نقل قول: Mahboob
    از اون روز به بعد نمی تونم براتون توصیف کنم چه حالیم ... دقیقا می فهمم روزی که میمیریم دیگه هیچ کس صدامون رو نمی شنوه ... و مرگ دقیقا بغل گوشمونه ... از خدا ممنونم بابت این تجربه ... و با همه ی وجودم دوست دارم بنده ی خوبی باشم . چون روزی که دستمون از این دنیا کوتاه بشه دیگه کاری از دستمون برنمیاد ... وای خدایا دنیا یه ذره ارزش اینو نداره که بخوایم با گناه و خواسته های مادی خودمون رو غرق کنیم و مثل همیشه به کلام خدا ایمان قوی تری آوردم که : سرای آخرت برای شما بهتر است. خدایا تو خیلی چیزا می دونی و میخوای ما بفهمیم این دنیا بهترین نیست و برعکس این دنیای فانی با همه ی زیبایی هاش در برابر آخرت هیچه

    اولش خوب بود یهو چه جدی شد زود پیام اخلاقیو دادی رفت!! :4:

    مرسی محبوب جون. به همچنین عزیز :46:


  • Mahboob

    نقل قول: The one
    اولش خوب بود یهو چه جدی شد زود پیام اخلاقیو دادی رفت!!


    آره دیگه جدی بود :9:
    راستی پیام اخلاقی هم نبود دردو دل بود :9:


  • Kishe Mehr

    ببین محبوبه ، همشهری هستیم سر جاش ولی انتظار نداشته باش نسب (نصف) شبی بیام اینا رو بخونم الان ساعت 3 هست :41: مگه فردا رو ازمون گرفتن؟ :9: اصنش اگرم بخوام بخونم اصلا چیزی نمیره تو کله ام :41:

  • The one

    نقل قول: Mahboob
    راستی پیام اخلاقی هم نبود دردو دل بود

    نازی :6:

    ان شاالله هیچوقت دلت درد نگیره خواهلی :11:


  • Mahboob

    نقل قول: Kishe Mehr
    ببین محبوبه ، همشهری هستیم


    همین که گفتی کفایت کرد برو بخواب :28:

    نقل قول: The one
    ان شاالله هیچوقت دلت درد نگیره خواهلی


    :8:


  • هاچو هاچو

    تجربه باحالی بود محبوب :3: همینطوره که میگی :5: آفرین به تو که انقدر خوب پیام اخلاقی رو درک میکنی :39:

  • حورا

    هاچو خان راست میگن خوشبحالت اینجور تجربه ها نصیب هر کسی نمیشه
    امیدوارم خدا همیشه پشت و پناهت باشه :48: :1:


  • دلشاد

    247 247 247 محبوبه جان قرصی چیزی مصرف نکرده بودی حتما رفته بودی توهم
    اگه هم خدایی نکرده مرگت نزدیکه همین الان پاشو دارو ندارتو بزن به اسم من 245


  • نخبه

    من اخرت و قیامت رو تو خواب زیاد میبینم :1:
    واقعا چقدر بده که گناهکار باشیم و بمیریم .. اینجوری ادم از مرگ میترسه
    کاش اونقدر خوب بودیم که مرگ برامون ترسی نداشت
    من هر وقت از این خوابا میبینم تا یه مدت رفتارم درست میشه بعد باز شروع میکنم :4: ادم بشو نیستم :9:


  • SaMaN TaJ

    بلا به دور... :4:

  • mz56mz

    خدايا تمام بندگانت رو مورد عفو و رحمت بيكرانت قرار ده :48:
    ممنون عمو جان تجربه بسيار خوبى بوده اميدوارم هميشه و همه جا به ياد خداوند باشيد :46:


  • soheyla

    Mahboob,

    سلام و سپاس :46: .
    این اتفاقات نشانه هستن . برای آدمای که قلبشون پاک هست .
    نشانه هائی که به ما نشون میدن ، نباید اینقدر بی خیال باشیم .
    به این موضوع فکر کن که چه موضوع مهمی و تو زندگیت فراموش کردی . چه کار عقب افتاده ای داری که باید انجامش بدی یا اینکه چه گناهی و مرتکب شدی ...
    همچین اتفاقاتی وقتی برای انسانهائی میفته که ضمیر پاکی داشته باشن . چون قلبشون پاک و آئینه ای هست با کوچکترین گناه غبار میگیره و اذیتشون میکنه .پس خداوند با همچین اتفاقاتی به اونا تذکری میده تا نکنه آلوده بشن .
    آدمای ناپاک هیچ وقت همچین مسائلی و تجربه نمیکنن 286 .


  • ژنرال

    تجربه جالب بود.

    برادر من هم از این تجربه ها زیاد داره.

    یه مدت مرتب توی خواب روحش از بدنش جدا میشد.

    خیلی اذیت میشد.

    میگفت به محض اینکه شب خوابم میبره یهو احساس بی وزنی میکنم و میرم بالا طوری که جسمم رو میبینم تو رختخواب خوابیده! بقیه همه خوابیدن... میرم تو راه پله...! تو حیاط!

    و بعد یهو به خودم میام میبینم که برگشتم به جسمم! احساس ضعف و کرختی شدیدی بهم دست میده.

    خوشبختانه یه مدته دیگه این طور نمیشه چون خیلی اذیت میشد.


  • ماهی

    چه تجربه جالبی محبوب جان ایشالله خدا به هممون آرامش روحی بعد از مرگمون عطا کنه :48:

  • mojde

    محبوب جان منم شبيه اين تجربه تو رو داشتم اونم چند بار :17:

  • hadi04

    ممنون محبوب منم يه تجربه اين طوري داشتم قبلا ولي حيف شد بيدار شدم :4: آخه من اونجا تنها نبودم يه خانوم با كمالاتي هم باهام بود خيلي خوشكل بود خدايي ولي خوب بد بختي اصلا باهام حرف نميزد فقط هر جا ميرفتم باهام ميومد
    در كل مرگ خيلي پروسه ي عجيبيه اميدوارم رو سفيد بميرم :48:


  • نخبه

    نقل قول: hadi04
    آخه من اونجا تنها نبودم يه خانوم با كمالاتي هم باهام بود خيلي خوشكل بود خدايي ولي خوب بد بختي اصلا باهام حرف نميزد فقط هر جا ميرفتم باهام ميومد

    اینکه اون فیلم پنج کیلومتر تا بهشته:23:


  • Mahboob

    هاچو هاچو,
    حورا,

    ممنونم دوستان :1:

    نقل قول: دلشاد
    محبوبه جان قرصی چیزی مصرف نکرده بودی حتما رفته بودی توهم
    اگه هم خدایی نکرده مرگت نزدیکه همین الان پاشو دارو ندارتو بزن به اسم من


    تو این دنیا خدارو شکر آه در بساط ندارم بخوام به کسی بدم :1: شرمنده بهروز جان :1:

    نقل قول: نخبه
    من اخرت و قیامت رو تو خواب زیاد میبینم
    واقعا چقدر بده که گناهکار باشیم و بمیریم .. اینجوری ادم از مرگ میترسه
    کاش اونقدر خوب بودیم که مرگ برامون ترسی نداشت
    من هر وقت از این خوابا میبینم تا یه مدت رفتارم درست میشه بعد باز شروع میکنم ادم بشو نیستم


    کاملا موافقم شیرین ... :1:
    منم باید تلاش کنم آدم شم :4:

    نقل قول: SaMaN TaJ
    بلا به دور...


    بله حتما ... :22:

    نقل قول: mz56mz
    ممنون عمو جان تجربه بسيار خوبى بوده اميدوارم هميشه و همه جا به ياد خداوند باشيد


    ممنونم عموووووو 386 386 386 386

    نقل قول: soheyla
    به این موضوع فکر کن که چه موضوع مهمی و تو زندگیت فراموش کردی . چه کار عقب افتاده ای داری که باید انجامش بدی یا اینکه چه گناهی و مرتکب شدی ...


    دقیقا سهیلا جان یکی از دوستانم هم حرف شما رو زد ... واقعا نمی دونم چه کار بدی کردم خودم میگم شاید کاهلی این مدتم در نماز صبحم هست ... اما امیدوارم بتونم این نقطه ضعف رو پیدا کنم و برطرفش کنم :24:

    نقل قول: Gabriel
    میگفت به محض اینکه شب خوابم میبره یهو احساس بی وزنی میکنم و میرم بالا طوری که جسمم رو میبینم تو رختخواب خوابیده! بقیه همه خوابیدن... میرم تو راه پله...! تو حیاط!
    و بعد یهو به خودم میام میبینم که برگشتم به جسمم! احساس ضعف و کرختی شدیدی بهم دست میده.


    واقعا تجربه سختیه چون ضغف و کرختی عجیبی هست ... خوبه دیگه سراغشون نمیاد :1:

    ماهی,
    gilas,
    mojde,

    386 386 386 386 386 386

    نقل قول: hadi04
    در كل مرگ خيلي پروسه ي عجيبيه اميدوارم رو سفيد بميرم


    آره واقعا عجیبه ... ولی خودمونیم تجربه شما دیگه خیلی تجربه بوده ها ... حوری همراه هم داشتی :4:

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: