من نمیدونم چرا وقتی میگی معتاد، نگاه ها بیشتربسوی اعتیاد مواد مخدر میره فکر میکنم این اعتیاد لااقل مزیتی که داره اینکه دیگران و خیلی وقتها خود ادم متوجه مشکلات و بدبختیهای اون میشه ولی اینهمه اعتیاد دیگه که ادمها اینروزها بهش مبتلا هستند و داره همه رو ویران میکند رو کسی نمیبینه اعتیاد به اینترنت ، ماهواره، موبایل، سکس، وووووو باورتون میشه که زنی از دست همسرش طلاق گرفت ، فقط بخاطر اینکه او عادت داره پنج شنبه و جمعه به کوه بره و در جواب همسرش میگه من اگه یک هفته کوه نرم تا اخر هفته مثل دیونه ها هستم خوب این کار اسمش چی میتونه باشه ایا نمیشه گفت او معتاد کوه شده، ایا مشکلاتی که اعتیادش درست کرده کمتر از مواد هست . نکته دیگه من با این حرف که نباید یک معتاد رو مسخره کرد کاملا مخالف هستم ، نمیشه اونو مریض دونست ، و گفت حالا که او مریض هست بایستی باهاش مراعات کرد.در این زمینه حرف زیاد دارم
ازت نميشه غافل شدا شهرو به هم ميريزي اما در مورد تاپيكت ميدوني عليجان من در مورد اينكه اين قضيه يك بيماريه شك ندارم البته يه بيماريه خود خواسته اما مشكل زماني شروع ميشه كه اين بيمار عزيز نميخواد خوب بشه من از اين نقطه به مشكل خوردم بابا يك بار دو بار صد بار تو رو خدا بيا خوب شو من كنيزيتو ميكنم تو فقط خوب شو هر چي تو بگي هر چي تو بخواي اصلا تو هيچ كاري نكن همه كارا با من تو فقط خوب شو . اونوقت چي علي جان؟اونم چندين و چند بار
معمولا افراد احساسی و کسانی که خلائی دارند معتاد میشن افراد بسیار بسیار باهوش و مهربونی هستن قدرت ریسک، بدلیل حس کنجکاوی در آنها بیداد میکنه
منم همیشه همینطور فکر می کردم بزارید یه خاطره براتون بگم.چند وقت پیش با خواهرم رفتیم توی یه محله قدیمی نشین شیراز برای خریدن یه نو پرده که اینجا بهش م یگن نی تی جیر از جنس نی هست....فکر نمی کردیم اینقدر سنگین باشه.خواهرم پرده ها رو که مقدارش زیاد بود خرید..فروشنده یه پیرمرد بود .وقت ظهر شد مغازه رو بست و رفت برا نماز.خواهرم رفت ماشینو آورد جلوی مغازه که بگذاریم روی بار بند..اومدیم بلند کنیم دیدم نمیشه..خیلی سنگین بود..مونده بودیم چیکار کنیم...مغازه دار بغلی یه آقای جوون با یه هیکل قلمبه سلمبه ایستاده بود.خواهرم ازش خواهش کرد کمک کنه..گفت ببخشید من دارم مغازه رو می بندم میرم...مونده بودیم چیکار کنیم.می خواست زنگ بزنه شوهرش بیاد..که یه آقای معتادی از اونجا رد شد..از اونایی که شلق شلق راه می رن با صدای اشغــــــــــــــــــــــــــری...گفت کمک می خواین؟ خواهرم اول ترسید..من که فکر کردم عمرا بتونه اینو تکون بده خودش به زور سر پا وایستاده بود خلاصه اومد سعی خودشو کرد..و تونست بلندش کنه...بازم به غیرت این آدم معتاد از اون پسره ی قلمبه سلمبه با اون هیکلش که خیلی بهتر بود.بعد خواست برسونیمش جایی.ما می ترسیدیم.حتی خواهرم خواست یه دروغی بگه و براش ماشین دربست کنه اما دلش نیومد.خلاصه ریسک کردیم و سوارش کردیم و جایی که م یخواست رسوندیمش.اما توی همین حرفایی که تو ماشین زد فهمیدم چقدر قلبش پاکه بنده خدا...و چقدر با احساسه.. بعدش خواهرم گفت : یکی از دلایل اینکه این آدما معتاد میشن مهربونی و با صفا بودنشونه انگشتم درد گرفت گوش شما هم همینطور
تو رو خدا بيا خوب شو من كنيزيتو ميكنم تو فقط خوب شو هر چي تو بگي هر چي تو بخواي اصلا تو هيچ كاري نكن همه كارا با من تو فقط خوب شو
من با تو در این مورد قبلا زیاد صحبت کردم. یکی از مشکلات معتادا اینه که خانواده بیمارشون هم رفتارهای بیمارگونه دارن. اینکه تو خوب شو من کنیزیتو میکنم یعنی "ادامه بده تا من هستم مواد هم هست راحت باش شوهر عزیزم" اگه از روز اول با همسرت (که از خدا میخوام یه روز با تن و روح پاک و موفق به زندگیش برگرده) این مدلی رفتار نمیکردی، شاید از دست نمیدادیش. رفتار تو هم بیمارگونه بوده ................. که این رفتار بیمار گونه شما، با زندگی در کنار این بیمار شدتش بیشتر و بیشتر شد و آخرش منجر به طلاق.
حق با توست اعتیاد یعنی وابستگی به هر چیزی که تو NA وابستگی به نواقص اخلاقی هم مثل مصرف مواد مخدره ولی شدت تخریبش کمتره و نیاز به مراقبت روزانه داره. ولی عرف شده به وابسته ی مواد میگن معتاد . من با تو موافقم افرادی هستن که وابسته ی چیزایی هستن که از مواد اگه بدتر نباشه بهتر نیست.
نقل قول: محسن صائب
من با این حرف که نباید یک معتاد رو مسخره کرد کاملا مخالف هستم ، نمیشه اونو مریض دونست ، و گفت حالا که او مریض هست بایستی باهاش مراعات کرد.در این زمینه حرف زیاد دارم
محسن عزیز با تمام احترامی که برات قائلم این حرف تو نیم قرن تو دنیا رد شده و تو ایران هم چند سالی است مد نظر مجامع علمی ،قضایی، انتظامی قرار گرفته. معتاد یک بیمار روحی است (که بر خلاف نظر مژده معتقدم بیماریشو خودش انتخاب نکرده ) که خلاء خاصی رو با مواد پر کرده و وابستگی به مواد کنترل زندگیشو ازش سلب کرد. یه چیزی تو معتادا هست بهش میگن انکار Denial که بطرز وحشتناکی غیر اردایست و او با دنیای واقعی مشکل جدی داره.
یکی از دلایل اینکه این آدما معتاد میشن مهربونی و با صفا بودنشونه
واقعیت این که کودک درون اغلب معتادا بدلیل بی توجهی و ناآگاهی والدین در دوران کودکی، مریض و سرخوردست. وقتی هم بزرگ میشن سرکوب والد درون میشن و از بالغ درونشونم کاری بر نمیاد--------> ما به این میگیم خلاء (از نظر حضرات روانشناس) مهربونی و صفای افراطی معتادا یه رفتار خود کم بینانه و احساسی بدلیل خلاء درونی اوناست. معتاد شدیدا بدنبال پر کردن این خلاء روحی عاطفی است و وقتی با مواد مخدر مواجه میشه احساس آرامش شدیدی پیدا میکنه و به غلط فکر میکنه معادله لا ینحل زندگیش داره حل میشه. متغیر های این ماتریس و معادله دیفرانسیل پیچیده روحی عاطفی به نظر من ضعف ها و کمبودهای اخلاقی، نواقص اخلاقی و الگوهای غلط رفتاری است که از خانواده ، جامعه و شاید هم ژنتیک (برخی معتقدند) وارد این معادله شده اند. این معادله روش حل تحلیلی نداره (فاینات المنت) و باید با متد فاینات دیفرنس حلش کرد یعنی بررسی تک تک متغیرها در بازه ای به نام زمان (انتگرال معین) ------> که ما بهش میگیم تغییر باور --- اینم متد ریاضیش که به نظر من بهترین روشه ---------> معتاد محکوم به تغییر باوره تا راهی بسوی منبع اصلی پر کننده ی خلاء هایش یعنی خداوند پیدا کنه. زیاد حرف زدم
تو چرا نميخواي اينو بپذيري علي جان؟ وقتي از بچگيمون با مواد و مضراتش آشناييم و خوب ميدونيم داريم چيكار ميكنيم امتحان اوني كه همه عقلا ازش منعمون كردن يعني چي ؟يعني بازي با دم شير يعني من محال آلوده بشم يعني غرور و نخوت يعني سستي در مقابل آموزه ها تو رو خدا قبول كن استارت اين اشتباه تو مصرف اوله اونجا كه طرف هنوز بيمار نيست اما با اين استارت ويروس رو وارد بدنش ميكنه
سستي در مقابل آموزه ها تو رو خدا قبول كن استارت اين اشتباه تو مصرف اوله اونجا كه طرف هنوز بيمار نيست
مشکل من با تو اینجاست که من معتقدم این بیماری قبل از مصرف مواد شروع شده و این بیماری از کودکی شکل گرفته. مختص معتادای مواد هم نیست.چون خیلی ها خلاء خودشونو با سکس، پرخوری، مشروب، خود ارضایی، همجنس گرایی و ... پر کردند. بعضی ها هم با درس، مذهب، زن ، پدر ، مادر و ... پر کردند. معتاد به مواد بدلیل هوش بسیار زیادش خیلی از این مدلها رو امتحان و بدترین نوع یعنی مواد رو انتخاب کرد.
مشب و فردا شب هم هستم تا بیشتر با دوستای گلت آشنا بشم و تصمیم دارم مثل ماهواره اینترنت رو هم از زندگیم فعلا حذف کنم.
يعني چي علي؟چرا حذف ميكني چرا استفادتو محدود نميكني؟ مگه براي پيشرفت بايد كلا چيزي رو از دست داد نميشه به اندازه و بدون زياده روي استفاده كرد؟لطفا برام بگو من دليل اينجور تصميمهاتو نميفهمم. علي عزيز در مورد رابطه آدما با هم ميدوني كه من كاملا باهات موافقم ادامه رابطه اي كه ممكنه به يكي از طرفين لطمه بزنه درست نيست اما در مورد ماهواره يا اينترنت نميفهمم چرا ؟چون ادمي مثل تو با تجربيات و اطلاعات تو خوب ميتونه خودشو كنترل كنه و نبايد خودشو محدود و محروم كنه.
بعضي وقتا ميگن رفيق ناباب ، واقعا هم همنطوره ، طرف هيچ كم و كاستي نداره ولي دوستاي ناباب از راه بدرش ميكنن كه چي بشه ، طرف غرورش پيش دوستاش نشكنه كه نمي دونم ترسوِ ، بچه نه نه است و غير ذالك ... بگذريم شماها خودتون علمتون به اين مسائل از ما بيشتره ، پس طرف مريض نبوده ، فقط محيط و شرايطش فراهم بوده .......... خدا مادرمو حفظ كنه ، بزرگم شده بودم باز اجازه نداشتم شب بيرون بمونم ، اگه مثلا جايي عروسي اي دعوت بودم ادرسشو با تمام مشخصات دوستامو بايد ميدادم ، اونموقع ها ناراحت بودم كه چرا دوستام اينقد ازادن و من محدود ، ولي الان مي بينم ضرر نكردم و اين محدوديت ها باعث شده سالم بمونم ... ولي بودن از دوستان كه معتاد شدن و چيزاي ديگه ...، ولي يكيش بعد ده سال اعتياد ،زنش تركش نكرد و با اينكه همه چيزشونو اين فروخته بود تا آخر باهاش موند و در نهايت تركش داد ، الانم زندگي خوبي دارن . خيلي وقت بود حوصله شركت در هيچ بحثي رو نداشتم ولي ديدم اينجا بحث داغه ، با اينهمه خيلي خلاصه اش كردم .
مگه براي پيشرفت بايد كلا چيزي رو از دست داد نميشه به اندازه و بدون زياده روي استفاده كرد؟لطفا برام بگو من دليل اينجور تصميمهاتو نميفهمم.
1- من تنهای تنهام و هیچ محدودیتی برای استفاده افراطی ندارم و فشار بعضی چیزا مثل س.. باعث میشه بابتش از این عناصر بهره کشی کنم. 2- وقت زیادی از منو میگیره و چون دارم کارمو عوض میکنم نگرانم اینا باعث بشن کم کاری کنم. 3- ضررش بری من از نفعش بیشتر شده 4- امروز سعی میکنم هر چیزی رو که نتونم کنترل کنم، ترکش کنم.در مورد چیزایی که میتونن خوب باشن شاید منطقی نیست ولی من با این تنهایی فعلا نمیتونم سال دیگه که امیر بیاد پیشم اوضاع بهتر میشه. 5- برای چک کردن ایمیلام هم شرکت و بعضی جاها هست. 6- مژده جان میترسم میترسم میترسم از اهدافم فاصله بگیرم و اینو دارم حس میکنم پس لازمه یه کاری براش بکنم. 7- یک عمر که به میلم بها دادم، حالا میخوام برخلاف میلم عمل کنم که سخته ولی نتیجش خوبه (البته در مسیر درست) "ولی باور کن من احمق نیستم چیزی رو که دوست دارم و خوبه الکی از دست بدم. مشکل از اونا نیست مشکل از منه"
Holtek
مرسي علي آقا
دوتا خاطره خفن تو همين زمينه دارم ، بعدا ميام تعريف ميكنم
محسن صائب
فکر میکنم این اعتیاد لااقل مزیتی که داره اینکه دیگران و خیلی وقتها خود ادم متوجه مشکلات و بدبختیهای اون میشه
ولی اینهمه اعتیاد دیگه که ادمها اینروزها بهش مبتلا هستند و داره همه رو ویران میکند رو کسی نمیبینه
اعتیاد به اینترنت ، ماهواره، موبایل، سکس، وووووو
باورتون میشه که زنی از دست همسرش طلاق گرفت ، فقط بخاطر اینکه او عادت داره پنج شنبه و جمعه به کوه بره و در جواب همسرش میگه من اگه یک هفته کوه نرم تا اخر هفته مثل دیونه ها هستم
خوب این کار اسمش چی میتونه باشه
ایا نمیشه گفت او معتاد کوه شده، ایا مشکلاتی که اعتیادش درست کرده کمتر از مواد هست
.
نکته دیگه
من با این حرف که نباید یک معتاد رو مسخره کرد کاملا مخالف هستم ، نمیشه اونو مریض دونست ، و گفت حالا که او مریض هست بایستی باهاش مراعات کرد.در این زمینه حرف زیاد دارم
mojde
ازت نميشه غافل شدا شهرو به هم ميريزي
اما در مورد تاپيكت ميدوني عليجان من در مورد اينكه اين قضيه يك بيماريه شك ندارم البته يه بيماريه خود خواسته اما مشكل زماني شروع ميشه كه اين بيمار عزيز نميخواد خوب بشه من از اين نقطه به مشكل خوردم بابا يك بار دو بار صد بار تو رو خدا بيا خوب شو من كنيزيتو ميكنم تو فقط خوب شو هر چي تو بگي هر چي تو بخواي اصلا تو هيچ كاري نكن همه كارا با من تو فقط خوب شو . اونوقت چي علي جان؟اونم چندين و چند بار
ماهی
افراد بسیار بسیار باهوش و مهربونی هستن
قدرت ریسک، بدلیل حس کنجکاوی در آنها بیداد میکنه
منم همیشه همینطور فکر می کردم
بزارید یه خاطره براتون بگم.چند وقت پیش با خواهرم رفتیم توی یه محله قدیمی نشین شیراز برای خریدن یه نو پرده که اینجا بهش م یگن نی تی جیر از جنس نی هست....فکر نمی کردیم اینقدر سنگین باشه.خواهرم پرده ها رو که مقدارش زیاد بود خرید..فروشنده یه پیرمرد بود .وقت ظهر شد مغازه رو بست و رفت برا نماز.خواهرم رفت ماشینو آورد جلوی مغازه که بگذاریم روی بار بند..اومدیم بلند کنیم دیدم نمیشه..خیلی سنگین بود..مونده بودیم چیکار کنیم...مغازه دار بغلی یه آقای جوون با یه هیکل قلمبه سلمبه ایستاده بود.خواهرم ازش خواهش کرد کمک کنه..گفت ببخشید من دارم مغازه رو می بندم میرم...مونده بودیم چیکار کنیم.می خواست زنگ بزنه شوهرش بیاد..که یه آقای معتادی از اونجا رد شد..از اونایی که شلق شلق راه می رن با صدای اشغــــــــــــــــــــــــــری...گفت کمک می خواین؟ خواهرم اول ترسید..من که فکر کردم عمرا بتونه اینو تکون بده خودش به زور سر پا وایستاده بود
انگشتم درد گرفت گوش شما هم همینطور
gilas
شوخی هم ندارم الان
دلشاد
منم من
baron jon
حورا
ازت نميشه غافل شدا شهرو به هم ميريزي
ali41
من با تو در این مورد قبلا زیاد صحبت کردم. یکی از مشکلات معتادا اینه که خانواده بیمارشون هم رفتارهای بیمارگونه دارن.
اینکه تو خوب شو من کنیزیتو میکنم یعنی "ادامه بده تا من هستم مواد هم هست راحت باش شوهر عزیزم"
اگه از روز اول با همسرت (که از خدا میخوام یه روز با تن و روح پاک و موفق به زندگیش برگرده) این مدلی رفتار نمیکردی، شاید از دست نمیدادیش.
رفتار تو هم بیمارگونه بوده ................. که این رفتار بیمار گونه شما، با زندگی در کنار این بیمار شدتش بیشتر و بیشتر شد و آخرش منجر به طلاق.
ali41
حق با توست اعتیاد یعنی وابستگی به هر چیزی که تو NA وابستگی به نواقص اخلاقی هم مثل مصرف مواد مخدره ولی شدت تخریبش کمتره و نیاز به مراقبت روزانه داره. ولی عرف شده به وابسته ی مواد میگن معتاد . من با تو موافقم افرادی هستن که وابسته ی چیزایی هستن که از مواد اگه بدتر نباشه بهتر نیست.
محسن عزیز با تمام احترامی که برات قائلم این حرف تو نیم قرن تو دنیا رد شده و تو ایران هم چند سالی است مد نظر مجامع علمی ،قضایی، انتظامی قرار گرفته. معتاد یک بیمار روحی است (که بر خلاف نظر مژده معتقدم بیماریشو خودش انتخاب نکرده ) که خلاء خاصی رو با مواد پر کرده و وابستگی به مواد کنترل زندگیشو ازش سلب کرد. یه چیزی تو معتادا هست بهش میگن انکار Denial که بطرز وحشتناکی غیر اردایست و او با دنیای واقعی مشکل جدی داره.
ali41
واقعیت این که کودک درون اغلب معتادا بدلیل بی توجهی و ناآگاهی والدین در دوران کودکی، مریض و سرخوردست.
وقتی هم بزرگ میشن سرکوب والد درون میشن و از بالغ درونشونم کاری بر نمیاد--------> ما به این میگیم خلاء (از نظر حضرات روانشناس)
مهربونی و صفای افراطی معتادا یه رفتار خود کم بینانه و احساسی بدلیل خلاء درونی اوناست.
معتاد شدیدا بدنبال پر کردن این خلاء روحی عاطفی است و وقتی با مواد مخدر مواجه میشه احساس آرامش شدیدی پیدا میکنه و به غلط فکر میکنه معادله لا ینحل زندگیش داره حل میشه.
متغیر های این ماتریس و معادله دیفرانسیل پیچیده روحی عاطفی به نظر من ضعف ها و کمبودهای اخلاقی، نواقص اخلاقی و الگوهای غلط رفتاری است که از خانواده ، جامعه و شاید هم ژنتیک (برخی معتقدند) وارد این معادله شده اند. این معادله روش حل تحلیلی نداره (فاینات المنت) و باید با متد فاینات دیفرنس حلش کرد یعنی بررسی تک تک متغیرها در بازه ای به نام زمان (انتگرال معین) ------> که ما بهش میگیم تغییر باور --- اینم متد ریاضیش که به نظر من بهترین روشه ---------> معتاد محکوم به تغییر باوره تا راهی بسوی منبع اصلی پر کننده ی خلاء هایش یعنی خداوند پیدا کنه. زیاد حرف زدم
mojde
تو چرا نميخواي اينو بپذيري علي جان؟
وقتي از بچگيمون با مواد و مضراتش آشناييم و خوب ميدونيم داريم چيكار ميكنيم امتحان اوني كه همه عقلا ازش منعمون كردن يعني چي ؟يعني بازي با دم شير يعني من محال آلوده بشم يعني غرور و نخوت يعني سستي در مقابل آموزه ها تو رو خدا قبول كن استارت اين اشتباه تو مصرف اوله اونجا كه طرف هنوز بيمار نيست اما با اين استارت ويروس رو وارد بدنش ميكنه
gilas
نمایش یا پنهان متن
چیه خووب تاب بازی دوست میدارمali41
مشکل من با تو اینجاست که من معتقدم این بیماری قبل از مصرف مواد شروع شده و این بیماری از کودکی شکل گرفته.
مختص معتادای مواد هم نیست.چون خیلی ها خلاء خودشونو با سکس، پرخوری، مشروب، خود ارضایی، همجنس گرایی و ... پر کردند.
بعضی ها هم با درس، مذهب، زن ، پدر ، مادر و ... پر کردند. معتاد به مواد بدلیل هوش بسیار زیادش خیلی از این مدلها رو امتحان و بدترین نوع یعنی مواد رو انتخاب کرد.
gilas
الان دبا است
نمایش یا پنهان متن
پیام بازرگانی گیلاسیali41
یه اختلاف نظره که اگه نباشه زندگی بی نمک میشه
mojde
يعني چي علي؟چرا حذف ميكني چرا استفادتو محدود نميكني؟ مگه براي پيشرفت بايد كلا چيزي رو از دست داد نميشه به اندازه و بدون زياده روي استفاده كرد؟لطفا برام بگو من دليل اينجور تصميمهاتو نميفهمم. علي عزيز در مورد رابطه آدما با هم ميدوني كه من كاملا باهات موافقم ادامه رابطه اي كه ممكنه به يكي از طرفين لطمه بزنه درست نيست اما در مورد ماهواره يا اينترنت نميفهمم چرا ؟چون ادمي مثل تو با تجربيات و اطلاعات تو خوب ميتونه خودشو كنترل كنه و نبايد خودشو محدود و محروم كنه.
Holtek
خيلي وقت بود حوصله شركت در هيچ بحثي رو نداشتم ولي ديدم اينجا بحث داغه ، با اينهمه خيلي خلاصه اش كردم .
gilas
یه اختلاف نظره که اگه نباشه زندگی بی نمک میشه
نه دیگه الان دبا است
یه ذره حالا
ali41
1- من تنهای تنهام و هیچ محدودیتی برای استفاده افراطی ندارم و فشار بعضی چیزا مثل س.. باعث میشه بابتش از این عناصر بهره کشی کنم.
2- وقت زیادی از منو میگیره و چون دارم کارمو عوض میکنم نگرانم اینا باعث بشن کم کاری کنم.
3- ضررش بری من از نفعش بیشتر شده
4- امروز سعی میکنم هر چیزی رو که نتونم کنترل کنم، ترکش کنم.در مورد چیزایی که میتونن خوب باشن شاید منطقی نیست ولی من با این تنهایی فعلا نمیتونم سال دیگه که امیر بیاد پیشم اوضاع بهتر میشه.
5- برای چک کردن ایمیلام هم شرکت و بعضی جاها هست.
6- مژده جان میترسم میترسم میترسم از اهدافم فاصله بگیرم و اینو دارم حس میکنم پس لازمه یه کاری براش بکنم.
7- یک عمر که به میلم بها دادم، حالا میخوام برخلاف میلم عمل کنم که سخته ولی نتیجش خوبه (البته در مسیر درست)
"ولی باور کن من احمق نیستم چیزی رو که دوست دارم و خوبه الکی از دست بدم. مشکل از اونا نیست مشکل از منه"
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→