"ولی باور کن من احمق نیستم چیزی رو که دوست دارم و خوبه الکی از دست بدم. مشکل از اونا نیست مشکل از منه"
من چنين توهيني نكردم قربان اما دلم نميخواد با اين تنهايي اينجوري خودتو محدود كني كما اينكه اينو ميفهمم و قبول دارم كه هر كس نقاط ضعف و قوت خودشو بهتر ميدونه من هميشه و همه جا برات آرزوي موفقيت دارم
خدا مادرمو حفظ كنه ، بزرگم شده بودم باز اجازه نداشتم شب بيرون بمونم ، اگه مثلا جايي عروسي اي دعوت بودم ادرسشو با تمام مشخصات دوستامو بايد ميدادم
سلام دوست عزیز خدا مادرتو حفظ کنه رفتار امروز ما با فرزندانمون سرنوشت اونا رو رقم میزنه.خلائی که من خودمو جر دادم تا توضیح بدم از همینجا شکل میگیره.آره پدر و مادر اگاه هرگز بچشون مبتلا به اعتیاد یا هر معضل دیگری نخواهد شد. من وقتی به بچگیام بر میگردم و رفتار پدر و مادر ناآگاهم رو مانیتور میکنم ، میبینم که چه تقصیرهایی که نکردند و .... هرچند امروز بدنبال علت نمیگردم و فقط میخوام مشکلو حل کنم و یاد میگیرم علتها رو در نهایت پاکیزگیه عشق ببخشم چون رهایی من در گرو بخشش است. خودخواهی من امروز بشکل دیگری است ----> رندی در بخشش دیگران یعنی خود خواهی عاشقانه و رهایی از قید و بند زنجیر نفس
محسن عزیز با تمام احترامی که برات قائلم این حرف تو نیم قرن تو دنیا رد شده و تو ایران هم چند سالی است مد نظر مجامع علمی ،قضایی، انتظامی قرار گرفته. معتاد یک بیمار روحی است (که بر خلاف نظر مژده معتقدم بیماریشو خودش انتخاب نکرده ) که خلاء خاصی رو با مواد پر کرده و وابستگی به مواد کنترل زندگیشو ازش سلب کرد. یه چیزی تو معتادا هست بهش میگن انکار Denial که بطرز وحشتناکی غیر اردایست و او با دنیای واقعی مشکل جدی داره.
علی جان حرفهایی که تو نوشتی منو به فکر فرو برد که واقعا چه کمبود و یا مشکل و یا نیرویی در بعضی ها هست که این افراد به این مسیر میروند درصد تقصیر انها چه اندازه هست ایا باید گفت انها مریض هست با توضیحات شما من قبول میکنم که میشه انها رو مریض دونست ولی یک سوال اجتماع تا چه حد باید این مریض رو تحمل کند مثلا همسر ، برادر، پدر، و ........... تا چه مدتی باید او نو و مشکلات زیادی که برای دیگران درست میکند روتحمل کنند ایا فرد معتاد میتونه بگه که حالا چون من مریض هستم شما باید تا اخرین حد با من کنار بیایید اصلا اخرین حد کجاست؟ خدا کنه متوجه منظورم بشی موضوع دیگه تو فردی هستی که برای هر جمعی با ارزش محسوب میشوی ، احساس میکنم تجربیات بالایی از زندگی داری و همچنین از مطالعات خوبی هم برخوردار هستی ، از تو عزیز یک خواهش میکنم در جمع ما حضور داشته باشه به انتشار افکارت بپرداز ولی به دیگران اجازه بده در موضوعات مختلف ،عقاید خودشون عنوان کنند باور کن دوستان در اینجا بسیار مهربون و فهمیده هستند و اینو بعنوان فردی که طی این دوسال بیشترین انتقاد بهش شده ،عرض میکنم، افرادی قابل احترام هستند
ایا فرد معتاد میتونه بگه که حالا چون من مریض هستم شما باید تا اخرین حد با من کنار بیایید اصلا اخرین حد کجاست؟
محسن عزیزم من داشتم میرفتم جایی ولی وقتی متن صادقانه تو در مورد اعتیاد رو خوندم گفتم اول پاسخ بدم بعد برم. (من چون معلمی زیاد کردم عادت دارم واسه مطالب مهم شماره و ایندکس میزارم) 1- محسن جان معتاد عقل داره ولی سلامت عقل نداره. جون آدمی که عقلش سالمه سم تو بدنش وارد نمیکنه. 2- معتاد یا باید به آخر خط برسه یا باید دیگران کمک کنن آخر خطو زودتر ببینه، در غیر اینصورت محاله تمایلی به ترک نشون بده 3- به نظر من بعنوان یک عضو NA خانواده فقط باید رهاش کنن و علیرغم میلشون بهش بها ندن. اینجوری کمک میکنن زودتر به عجز برسه. کاری که خاله مژده کرد با همسرش یعنی حمایت ناسالم.باید از همون روز که متوجه شد و کمکش کرد و به جواب نرسید بلافاصله رهاش میکرد (نه به معنای جدایی و طلاق) و ازش فاصله میگرفت تا زودتر به عجز برسه. 4- من میگم اعتیاد مثل سرطانه با یه فرق که روش درمان سرطان محبت محبت و محبته و روش درمان اعتیاد رها کردن و بی توجهی مطلقه چون این بیماری با روح سر وکار داره و دقیقا مثل بیمار اسکیزوفرمی که تحت شرایطی شکهای وحشتناک میدت بهشون ، باید بی روح و سرد باهاشون برخورد کرد (البته برای اولین پیشنهاد محبت خوبه ولی معمولا جواب نمیده)
محسن جان دیرم شده باشه بقیشو شب برات مینویسم قربونت برم --- علی
همه حتی کسی که با اون هیچ رابطه ای نداره فکر میکنن حقشونو اونا خوردن بجای همدردی و کمک معمولا مورد توهین قرار میگیرن مردم به دزد ناموس، به فاحشه، به سارق مسلح، به تبه کار ، ظالمین اقتصادی و همه ی مجرمین خطرناک، نگاه بهتری دارند. او کمی زیادی مورد کم لطفی است و درک جامعه ما نسبت به او یا ترحم است یا بدبینی مفرط.
سلام به همه مضرات اعتیاد رو باید تو دبستان به بچه ها گفت نه تو دبیرستان سیگار رو یکی از عوامل میل به اعتیاد میدونم ولی نه کافی فقط اگه خیلی احساس کردین احتیاج به پرواز دارین دو تا شات بزنین( با هایپ ) گرم شین به سلامتی یادتون نره!
جتماع تا چه حد باید این مریض رو تحمل کند مثلا همسر ، برادر، پدر، و ........... تا چه مدتی باید او نو و مشکلات زیادی که برای دیگران درست میکند روتحمل کنند ایا فرد معتاد میتونه بگه که حالا چون من مریض هستم شما باید تا اخرین حد با من کنار بیایید اصلا اخرین حد کجاست؟ خدا کنه متوجه منظورم بشی
سلام محسن عزیز من نظرم تغییر دیدگاه ما نسبت به موضوعه و در صدد دفاع از کسی یا چیزی نیستم و هدفم صرفا گفتن تجربه است.خواهید دید که من نظرم اصلا منطبق بر میل معتاد نیست و حتی بر خلاف رفتارهای محبت آمیز برخی خانواده هاست. 1- دولت ما متاسفانه به این موضوع واکنش خوبی نداره و اینکه تو جوامع پیشرفته ،دولتها با معتاد چه رفتاری دارند خیلی مفصله ... 2- خانواده معتاد معمولا بیشترین صدمه رو از معتاد میبینن . پدر و مادر که خود را خیلی مظلوم میپندارن بیشترین سهمو در معتاد شدن فرزند خود داشتن و اثبات این خیلی هم سخت نیست.عدم آگاهی نسبت به تربیت کودک یعنی عدم مراقبت در دو دوره رشد اولیه یعنی تا 7 سال و 7 تا 14 سال خیلی موثر و مهمه. مادری که نمیدونه بچش با کی دوسته، چی کار میکنه، آیا میدونه بچه در دوران بلوغ چه حالتی داره؟ ، آیا ملاحظات اخلاقی دارن مثلا مادری که پیش پسر 14 سالش با تاپ و دامن کوتاه میگرده میدونه که بچش دچار بحران جنسی میشه یا اصلا میدونه بلوغ زود رس چیه، من یادم نیست بابام تو بچگی حتی یک بار گفته باشه عزیزم یا دوست دارم یا بوسم کنه فقط میگفت درس بخون ، تااینکه تو یه مقطع از فرط لجبازی اینقدر در خوندم که کارم به بیمارستان کشید و ........... (اگه عمری بود یه تاپیک میزارم و زندگیه خودمو از بچگی تا قبل از ازدواج انالیز میکنم ) همه اینا بنوعی تولید کننده خلاء های روحی عاطفی میشن و یه روز از یه نقطه این تاول چرکی پاره میشه و چرکش بیرون میزنه. بدنبال ریشه و علت اعتیاد بودن مشکلی رو حل نمیکنه حالا که کار از کار گذشته به نظر من باید خواهر ، برادر ، پدر ، مادر و زن و همسر همگی طردش کنن و کاملا رهاش کنن، تا زمانی که به خودش بیاد و بگه غلط کردم کمکم کنید. ( یک نفر از این جمع حتی اگه یکبار از این قائده خارج بشه معتاد محاله برگرده به زندگی ) و اونوقت کمک کنن و بازم تا قطعی شدن ترک و گذشت مدتی از اون نباید محبت خرجش کنن تا کم کم خودشو پیدا کنه، اونوقته که داستان برعکس میشه و اون به این پذیرش میرسه که لازمه بابت این لطف خانواده تشکر هم بکنه.(پدرم منو از خونه بیرون کرد و 5 سال اونا رو ندیدم حتی پسرم رو که پیش اونا زندگی میکرد -- چهره امیرم رو یادم رفته بود -- احساسی نشید همین احساس پدر مارو در میاره) 3- درک یک معتاد یعنی درک بیماری او نه درک شخص او و تایید مجوز برای خرابکاری های او 4-معتاد بدلیل مصرف مواد و رفتارهای ضدو نقیض ناشی از مصرف مواد، معمولا کاملا دو شخصیتی است . گاهی مهربان گاهی خشن گاهی مودب گاهی بی ادب و .... شخصیت کاذب معتاد بقدری حرفه ای و پیچیده عمل میکنه که نه تنها شما رو براحتی دور میزنه بلکه بعد از مدتی دچار توهم کامل(نه به معنی توهم ناشی از مصرف روانگردان بلکه وهم به معنی عدم تشخیصص واقعیت) میشه و سیستم انکار که بخشی عمده ای از اون در قسمت ناخودآگاه ذهن او شکل گرفته، فعال شده و دروغهای خود را عین واقعیت تلقی میکنه و در عالم نشئگی خودشو در عرش تصور میکنه و استادانه بقیه رو گول میزنه تا به اهدافش برای تهیه مواد برسه. 5- معتاد به هیچ عنوان احساسات خود را نمیشناسد. جایی که باید برقصه اخم میکنه، جایی که باید نارحت باشه میخنده (من تو بهشت زهرا تو مراسم خاکسپاری عمه با یکی مثل خودم اینقدر خندیدیم که دل درد گرفتیم و بعد از چند ماه که برای همه عادی شد من تو تنهایی خودم براش گریه میکردم) جایی که باید غیرتی باشه بیرگه و جایی که باید صبر کنه عصبی میشه و.... اینا همه عوارض مصرفه که همه میدونیم 6- بیماری اعتیاد یک بیماری جسمی، روحی، عاطفی و خانوادگیست. متاسفانه شخص معتاد رفتارهای معتاد گونه خود را به اعضای خانواده شامل پدر، مادر، همسر، فرزند ، برادر یا خواهر خود انتقال میده. (اینو مژده خوب درک میکنه و من تجربشو ندارم چون من ناقل بودم) و بقیش باشه واسه بعد ................
3- به نظر من بعنوان یک عضو NA خانواده فقط باید رهاش کنن و علیرغم میلشون بهش بها ندن. اینجوری کمک میکنن زودتر به عجز برسه. کاری که خاله مژده کرد با همسرش یعنی حمایت ناسالم.باید از همون روز که متوجه شد و کمکش کرد و به جواب نرسید بلافاصله رهاش میکرد (نه به معنای جدایی و طلاق) و ازش فاصله میگرفت تا زودتر به عجز برسه.
کاملا درسته معتاد تا زمانی که کاملا ترور شخصیتی نشه و تمام داشته هاو نداشته هاش رو از دست نده و به آخر خط نرسه به عجز نمیرسه و برای پاک شدن آماده نیست متاسفانه این بهترین راه حل برای درمان یک معتاده معتاد باید به جایی برسه که یا با موادش بمیره و یا توان مصرفش رو از دست بده راستی علی آقا سلام علی هستم یک معتاد از طرف خودم ورود شما رو خوش آمد میگم به سایت
احمق کسی است که یک اشتباه را تکرار میکند و هر بار انتظار نتیجه متفاوت تر از قبل دارد
mojde
من چنين توهيني نكردم قربان
ali41
سلام دوست عزیز خدا مادرتو حفظ کنه
رفتار امروز ما با فرزندانمون سرنوشت اونا رو رقم میزنه.خلائی که من خودمو جر دادم تا توضیح بدم از همینجا شکل میگیره.آره پدر و مادر اگاه هرگز بچشون مبتلا به اعتیاد یا هر معضل دیگری نخواهد شد.
من وقتی به بچگیام بر میگردم و رفتار پدر و مادر ناآگاهم رو مانیتور میکنم ، میبینم که چه تقصیرهایی که نکردند و .... هرچند امروز بدنبال علت نمیگردم و فقط میخوام مشکلو حل کنم و یاد میگیرم علتها رو در نهایت پاکیزگیه عشق ببخشم چون رهایی من در گرو بخشش است.
خودخواهی من امروز بشکل دیگری است ----> رندی در بخشش دیگران یعنی خود خواهی عاشقانه و رهایی از قید و بند زنجیر نفس
محسن صائب
علی جان
حرفهایی که تو نوشتی منو به فکر فرو برد
که واقعا چه کمبود و یا مشکل و یا نیرویی در بعضی ها هست که این افراد به این مسیر میروند
درصد تقصیر انها چه اندازه هست
ایا باید گفت انها مریض هست
با توضیحات شما من قبول میکنم که میشه انها رو مریض دونست
ولی یک سوال
اجتماع تا چه حد باید این مریض رو تحمل کند
مثلا همسر ، برادر، پدر، و ........... تا چه مدتی باید او نو و مشکلات زیادی که برای دیگران درست میکند روتحمل کنند
ایا فرد معتاد میتونه بگه که حالا چون من مریض هستم شما باید تا اخرین حد با من کنار بیایید
اصلا اخرین حد کجاست؟
خدا کنه متوجه منظورم بشی
موضوع دیگه
تو فردی هستی که برای هر جمعی با ارزش محسوب میشوی ، احساس میکنم تجربیات بالایی از زندگی داری و همچنین از مطالعات خوبی هم برخوردار هستی ،
از تو عزیز یک خواهش میکنم
در جمع ما حضور داشته باشه
به انتشار افکارت بپرداز
ولی به دیگران اجازه بده در موضوعات مختلف ،عقاید خودشون عنوان کنند
باور کن دوستان در اینجا بسیار مهربون و فهمیده هستند و اینو بعنوان فردی که طی این دوسال بیشترین انتقاد بهش شده ،عرض میکنم، افرادی قابل احترام هستند
arash52
ماهی
ali41
اصلا اخرین حد کجاست؟
محسن عزیزم من داشتم میرفتم جایی ولی وقتی متن صادقانه تو در مورد اعتیاد رو خوندم گفتم اول پاسخ بدم بعد برم.
(من چون معلمی زیاد کردم عادت دارم واسه مطالب مهم شماره و ایندکس میزارم)
1- محسن جان معتاد عقل داره ولی سلامت عقل نداره. جون آدمی که عقلش سالمه سم تو بدنش وارد نمیکنه.
2- معتاد یا باید به آخر خط برسه یا باید دیگران کمک کنن آخر خطو زودتر ببینه، در غیر اینصورت محاله تمایلی به ترک نشون بده
3- به نظر من بعنوان یک عضو NA خانواده فقط باید رهاش کنن و علیرغم میلشون بهش بها ندن. اینجوری کمک میکنن زودتر به عجز برسه. کاری که خاله مژده کرد با همسرش یعنی حمایت ناسالم.باید از همون روز که متوجه شد و کمکش کرد و به جواب نرسید بلافاصله رهاش میکرد (نه به معنای جدایی و طلاق) و ازش فاصله میگرفت تا زودتر به عجز برسه.
4- من میگم اعتیاد مثل سرطانه با یه فرق که روش درمان سرطان محبت محبت و محبته و روش درمان اعتیاد رها کردن و بی توجهی مطلقه چون این بیماری با روح سر وکار داره و دقیقا مثل بیمار اسکیزوفرمی که تحت شرایطی شکهای وحشتناک میدت بهشون ، باید بی روح و سرد باهاشون برخورد کرد (البته برای اولین پیشنهاد محبت خوبه ولی معمولا جواب نمیده)
محسن جان دیرم شده باشه بقیشو شب برات مینویسم
قربونت برم --- علی
malakeh
بجای همدردی و کمک معمولا مورد توهین قرار میگیرن
مردم به دزد ناموس، به فاحشه، به سارق مسلح، به تبه کار ، ظالمین اقتصادی و همه ی مجرمین خطرناک، نگاه بهتری دارند.
او کمی زیادی مورد کم لطفی است و درک جامعه ما نسبت به او یا ترحم است یا بدبینی مفرط.
واقعا همينطوره
boof divoone
به شرطی که با غرور پیش خودمون فکر کنیم و با خود بگیم:من هیچ وقت معتاد نمیشم
محسن صائب
قربونت برم --- علی
ممنون علی جان
احتمالا فردا در پیامی خصوصی مواردی رو خدمت شما عرض خواهم کرد
ولی باز هم خوشحالم که شما عزیز محبت میکنید و در جمع ما تشریف میا ورید
bijjan
مضرات اعتیاد رو باید تو دبستان به بچه ها گفت نه تو دبیرستان سیگار رو یکی از عوامل میل به اعتیاد میدونم ولی نه کافی
فقط اگه خیلی احساس کردین احتیاج به پرواز دارین دو تا شات بزنین( با هایپ ) گرم شین
به سلامتی یادتون نره!
ali41
به سلامتی یادتون نره! 1006 861
من چون خیلی بیسوادم نمیدونم شات یا هایپ چی هستن ولی اکه منظورت مشروبه ----> سگ زرد برادر شغاله
ali41
مثلا همسر ، برادر، پدر، و ........... تا چه مدتی باید او نو و مشکلات زیادی که برای دیگران درست میکند روتحمل کنند
ایا فرد معتاد میتونه بگه که حالا چون من مریض هستم شما باید تا اخرین حد با من کنار بیایید
اصلا اخرین حد کجاست؟
خدا کنه متوجه منظورم بشی
سلام محسن عزیز
من نظرم تغییر دیدگاه ما نسبت به موضوعه و در صدد دفاع از کسی یا چیزی نیستم و هدفم صرفا گفتن تجربه است.خواهید دید که من نظرم اصلا منطبق بر میل معتاد نیست و حتی بر خلاف رفتارهای محبت آمیز برخی خانواده هاست.
1- دولت ما متاسفانه به این موضوع واکنش خوبی نداره و اینکه تو جوامع پیشرفته ،دولتها با معتاد چه رفتاری دارند خیلی مفصله ...
2- خانواده معتاد معمولا بیشترین صدمه رو از معتاد میبینن . پدر و مادر که خود را خیلی مظلوم میپندارن بیشترین سهمو در معتاد شدن فرزند خود داشتن و اثبات این خیلی هم سخت نیست.عدم آگاهی نسبت به تربیت کودک یعنی عدم مراقبت در دو دوره رشد اولیه یعنی تا 7 سال و 7 تا 14 سال خیلی موثر و مهمه. مادری که نمیدونه بچش با کی دوسته، چی کار میکنه، آیا میدونه بچه در دوران بلوغ چه حالتی داره؟ ، آیا ملاحظات اخلاقی دارن مثلا مادری که پیش پسر 14 سالش با تاپ و دامن کوتاه میگرده میدونه که بچش دچار بحران جنسی میشه یا اصلا میدونه بلوغ زود رس چیه، من یادم نیست بابام تو بچگی حتی یک بار گفته باشه عزیزم یا دوست دارم یا بوسم کنه فقط میگفت درس بخون ، تااینکه تو یه مقطع از فرط لجبازی اینقدر در خوندم که کارم به بیمارستان کشید و ........... (اگه عمری بود یه تاپیک میزارم و زندگیه خودمو از بچگی تا قبل از ازدواج انالیز میکنم ) همه اینا بنوعی تولید کننده خلاء های روحی عاطفی میشن و یه روز از یه نقطه این تاول چرکی پاره میشه و چرکش بیرون میزنه.
بدنبال ریشه و علت اعتیاد بودن مشکلی رو حل نمیکنه حالا که کار از کار گذشته به نظر من باید خواهر ، برادر ، پدر ، مادر و زن و همسر همگی طردش کنن و کاملا رهاش کنن، تا زمانی که به خودش بیاد و بگه غلط کردم کمکم کنید. ( یک نفر از این جمع حتی اگه یکبار از این قائده خارج بشه معتاد محاله برگرده به زندگی ) و اونوقت کمک کنن و بازم تا قطعی شدن ترک و گذشت مدتی از اون نباید محبت خرجش کنن تا کم کم خودشو پیدا کنه، اونوقته که داستان برعکس میشه و اون به این پذیرش میرسه که لازمه بابت این لطف خانواده تشکر هم بکنه.(پدرم منو از خونه بیرون کرد و 5 سال اونا رو ندیدم حتی پسرم رو که پیش اونا زندگی میکرد -- چهره امیرم رو یادم رفته بود -- احساسی نشید همین احساس پدر مارو در میاره)
3- درک یک معتاد یعنی درک بیماری او نه درک شخص او و تایید مجوز برای خرابکاری های او
4-معتاد بدلیل مصرف مواد و رفتارهای ضدو نقیض ناشی از مصرف مواد، معمولا کاملا دو شخصیتی است . گاهی مهربان گاهی خشن گاهی مودب گاهی بی ادب و .... شخصیت کاذب معتاد بقدری حرفه ای و پیچیده عمل میکنه که نه تنها شما رو براحتی دور میزنه بلکه بعد از مدتی دچار توهم کامل(نه به معنی توهم ناشی از مصرف روانگردان بلکه وهم به معنی عدم تشخیصص واقعیت) میشه و سیستم انکار که بخشی عمده ای از اون در قسمت ناخودآگاه ذهن او شکل گرفته، فعال شده و دروغهای خود را عین واقعیت تلقی میکنه و در عالم نشئگی خودشو در عرش تصور میکنه و استادانه بقیه رو گول میزنه تا به اهدافش برای تهیه مواد برسه.
5- معتاد به هیچ عنوان احساسات خود را نمیشناسد. جایی که باید برقصه اخم میکنه، جایی که باید نارحت باشه میخنده (من تو بهشت زهرا تو مراسم خاکسپاری عمه با یکی مثل خودم اینقدر خندیدیم که دل درد گرفتیم و بعد از چند ماه که برای همه عادی شد من تو تنهایی خودم براش گریه میکردم) جایی که باید غیرتی باشه بیرگه و جایی که باید صبر کنه عصبی میشه و.... اینا همه عوارض مصرفه که همه میدونیم
6- بیماری اعتیاد یک بیماری جسمی، روحی، عاطفی و خانوادگیست. متاسفانه شخص معتاد رفتارهای معتاد گونه خود را به اعضای خانواده شامل پدر، مادر، همسر، فرزند ، برادر یا خواهر خود انتقال میده. (اینو مژده خوب درک میکنه و من تجربشو ندارم چون من ناقل بودم)
و بقیش باشه واسه بعد ................
بهونه
boof divoone
کاملا درسته معتاد تا زمانی که کاملا ترور شخصیتی نشه و تمام داشته هاو نداشته هاش رو از دست نده و به آخر خط نرسه به عجز نمیرسه و برای پاک شدن آماده نیست متاسفانه این بهترین راه حل برای درمان یک معتاده
معتاد باید به جایی برسه که یا با موادش بمیره و یا توان مصرفش رو از دست بده
راستی علی آقا سلام
علی هستم یک معتاد
از طرف خودم ورود شما رو خوش آمد میگم به سایت
ali41
علی هستم یک معتاد
علی جان سلام خوشحالم از آشناییت عزیزم
ali41
علی هستم یک معتاد
علی جان سلام خوشحالم از آشناییت عزیزم
boof divoone
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→