سلام دوستان خوبم هر سال موقع تحویل سال نو ، احساس عجیبی تمام وجودم رو می گیره..البته این حس از اسفند ماه شروع میشه.بهانه گیر می شم و یه جورایی تنهایی هام رو بیشتر احساس می کنم.انگار اسفند و فروردین منو یاد قسمتهای تلخ زندگیم می اندازه و این قسمتهای تلخ برام پررنگ تر میشه.لحظه ی تحویل سال نو دیگه بغضم می ترکه و نمی تونم اشکامو نگه دارم.. ولی اینو می دونم همه ی آدمها به نوعی در زندگی مشکل دارند .شاید برای همه این مشکلات در این روزها بیشتر احساس شه .دلم می خواد نظر دیگران رو در این مورد بدونم. دوست عزیزم دلم می خواد صادقانه احساس قلبیت رو فقط در لحظه ی تحویل سال نو شرح بدی...تا ببینم فقط منم که این حس رو دارم یا افراد دیگه ای هم هستند که مثل من موقع تحویل سال نو دلشون می گیره..اگر دوس داشتی می تونی در مورد علتش هم توضیح بدی.
آره والا! اما ما گاهی دردمون از بی دردیه! فقط کافی چند لحظه به فکر بشینیم، متوجه میشیم دلنگرونیهای ما در مقابل دیگران هیچه! خداروشکر که سالمیم و در جمع گرم خانوادهمون هستیم. بوف بوفی هم داریم
من چند دقیقه قبل از تحویل سال نو ریش زدم و دوشی گرفتم و کاملاً ریلکس بعد از تحویل سال هم بوس هایی رد و بدل کردم و مشتاقانه منتظر نام گذاری سال جدید شدم
اگر اشتباه نکنم امسال، سال نهنگه! آره؟؟
میرسد روزی که بیهم میشویم ..... یکبهیک از جمع هـم کم می شویم میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
راستش چی بگم ماهی جون.. من قبلش حمام بودم.. اون لحضات داشتم با سشوار موهامو خشک میکردم..به خیال خودم هنو وقت داشت... بعدش که خوب خوشکل موشکل کردم و رفتم پیش بابا جون و مامان جون گفتم خوب من آمادهم بشینیم .. چقدر دیگه سال تحویل میش؟؟ که بابام گفت..تموم شدددددددددددددددددددددددددد پس من اون لحظه دقیقا تو فکر بودم که موهامو کدوم حالتی درست کنم بهتر میشه؟!
من همیشه موقع سال دلم میگیره... ترکیبی از غم و شادی. بغض گلومو میگیره ولی هیچ وقت گریه نمیکنم چون کنار خانواده هستم و دوس ندارم در حضور دیگران گریه کنم.
یه بخشیش برمیگرده به اینکه میبینم چقدر زمان داره سریع جلو میره و سال های جوونیم که مثل برق و باد داره میگذره... و نمیدونم چرا هرچقدر تلاش میکنمم باز میبینم اون طور که باید ازش استفاده نکردم. تنهایی و مشکلات هم که همه به نوعی دچارش هستن کم و بیش... ولی همش اینا نیست و واقعا نمیدونم چرا موقع سال تحویل دلم میگیره... خیلی دوست دارم موقع سال تحویل تنها باشم ولی تابحال امکانش نبوده.
نمایش یا پنهان متن گاهی وقتها توی ذهنم یه تصویر تخیلی میسازم.. یه باغ و بوستان خیلی بزرگ و مصفا... هوای بارون زده... و خیلی جزئیات دیگه... و دوست دارم مثلاً سال تحویل توی یه همچین فضایی تنها باشم... منتها خوب اون چیزی که تو ذهن منه بعید میدونم روی زمین پیدا بشه امسال عید یه نصفه روز شیراز بودم.. صبح بارون مفصلی اومد تو شیراز و هوا محشر بود... من از جمع جدا شدم و رفتم داخل شهر.. نزدیک عفیف آباد یه خیابون فرعی بود که انتهاش میخورد به موزه نظامی باغ عفیف آباد.. اگر اشتباه نکنم. خیابون دنج و خلوتی بود... درختهای داخل باغ کمی دیده میشد... یه حالت تقریباً کوچه باغی قشنگی بود. انقدر تو اون هوای بارونی اون باغ زیبا و دل انگیز بود... یه لحظه اون تصویر تخیلی ای که همیشه تو ذهنم هست برام مجسم شد و بغضم ترکید... دوس داشتم تا ساعتها همونجا میموندم...
من چند دقیقه قبل از تحویل سال نو ریش زدم و دوشی گرفتم و کاملاً ریلکس بعد از تحویل سال هم بوس هایی رد و بدل کردم و مشتاقانه منتظر نام گذاری سال جدید شدم
قدر این روزا رو بدون امین جان.ایشالله همیشه موقع تحویل سال بوس بدی و بوس بستونی
نقل قول: بچه مثبت
اگر اشتباه نکنم امسال، سال نهنگه! آره؟؟
آره سال نهنگه
نقل قول: خرزوخان
معمولا آرزو مي كنم و معمولا هم بهش نميرسم
ایشالله هر چه زودتر به آرزوهای خوبت برسی
نقل قول: arash52
مضافا اينكه آلرژي هم دارم
آنتی هیستامین بدم خدمتتون
نقل قول: gilas
اگه دیر وقت یا صبح زود باشه احساس خواباآلودگی دارم
اگه مثل امسال به موقع باشه چی؟
نقل قول: carlos
راستش اون چَن دقیقه ی آخر تمام کارهایی که در سال 90 انجام دادم از جلوی ذهنم میگذره ...
آره منم فکر می کنم و البته به این که سال جدید چه کارایی باید بکنم
نقل قول: zrnznn
پس من اون لحظه دقیقا تو فکر بودم که موهامو کدوم حالتی درست کنم بهتر میشه؟!
خوبه سوژه ی خوبیه..باید امتحانش کنم
نقل قول: ژنرال
صبح بارون مفصلی اومد تو شیراز و هوا محشر بود...
امسال هوا بسیار عالی بود.بارون خیلی قشنگی اومد و هوا هم سرد نبود.
نقل قول: ژنرال
و واقعا نمیدونم چرا موقع سال تحویل دلم میگیره...
منم به همین فکر می کنم.از گذشته پشیمون نیستم و از همه ی نعمتهایی که خدا بهم داده ممنونم و بهشون فکر می کنم اما بازم دلم می گیره
منم حالت غم و شادي توام . دلم براي بچگيام تنگ ميشه انگار قلبم توقع معجزه داره تو اون لحظه . انگار يه درد پنهون دارم اما خوب كه فكر ميكنم جاييم درد نميكنه مثل كسي كه از هواپيمايي كه سقوط كرده خودش و اطرافياش سالم و بدون حتي يه زخم نجات پيدا ميكنه خيلي توصيفش سخته هيجان شعف استرس شادي افتخار و غم در كل لحظه نابيه
من هم اکثر این حس هایی که تو گزینه ها هست رو تجربه میکنم ولی اول از همه خوشحالم ولی بغض هم گلوم رو فشار میده البته امسال کمی گریه هم کردم برای دوری از خانواده و دلتنگی
حس غم و شادی! عجیبه تمام اتفاقات گذشته برام مرور میشه، از خوباش لبخند به لبم میشینه و قسمتهای تلخش لبخندمو خشک میکنه. برای خوبی هاش خدا رو شکر میکنم و برای بدی هاش خودخواهانه بهش اخم میکنم ولی بعدش دیگه میپرم روی همه و ماچ مالیشون میکنم
واقعیتش موقع سال تحویل یه حس دلتنگی و غم داشتم.. می دونین آخه وقتی همه اعضای خانواده تو اون لحظه جمع باشند این حس کم رنگ تر میشه . اما امسال برای من اینطور نبود ...
قدر لحظه های کنار هم بودنتون رو بدونین. امیدوارم امسال برای همه دوستان خوبم سال پر از موفقیت و شادی باشه
یه جورایی ته دلم نگران میشه که مبادا چیزایی که در سال گذشته داشتم و دیگه در سال جدید نداشته باشم و این که اون لحظه دلم می خواد به همه چیز فکر کنم و برای همه کس و همه چیز دعا کنم اما متاسفانه هر موقع به خودم میام می بینم سال تحویل شده و من هنوز در انتخاب این که کدوم دعا رو اول بکنم ماندم و در نهایت ناباوری اعضای خانواده را می بوسم عیدی می گیرم و عیدی می دهم این کار هر سال منه
ماهی
هر سال موقع تحویل سال نو ، احساس عجیبی تمام وجودم رو می گیره..البته این حس از اسفند ماه شروع میشه.بهانه گیر می شم و یه جورایی تنهایی هام رو بیشتر احساس می کنم.انگار اسفند و فروردین منو یاد قسمتهای تلخ زندگیم می اندازه و این قسمتهای تلخ برام پررنگ تر میشه.لحظه ی تحویل سال نو دیگه بغضم می ترکه و نمی تونم اشکامو نگه دارم..
ولی اینو می دونم همه ی آدمها به نوعی در زندگی مشکل دارند .شاید برای همه این مشکلات در این روزها بیشتر احساس شه .دلم می خواد نظر دیگران رو در این مورد بدونم.
دوست عزیزم دلم می خواد صادقانه احساس قلبیت رو فقط در لحظه ی تحویل سال نو شرح بدی...تا ببینم فقط منم که این حس رو دارم یا افراد دیگه ای هم هستند که مثل من موقع تحویل سال نو دلشون می گیره..اگر دوس داشتی می تونی در مورد علتش هم توضیح بدی.
بچه مثبت
من چند دقیقه قبل از تحویل سال نو ریش زدم و دوشی گرفتم و کاملاً ریلکس بعد از تحویل سال هم بوس هایی رد و بدل کردم و مشتاقانه منتظر نام گذاری سال جدید شدم
اگر اشتباه نکنم امسال، سال نهنگه! آره؟؟
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
خرزوخان
arash52
gilas
carlos
zrnznn
که بابام گفت..تموم شدددددددددددددددددددددددددد
پس من اون لحظه دقیقا تو فکر بودم که موهامو کدوم حالتی درست کنم بهتر میشه؟!
ژنرال
ترکیبی از غم و شادی.
بغض گلومو میگیره ولی هیچ وقت گریه نمیکنم چون کنار خانواده هستم و دوس ندارم در حضور دیگران گریه کنم.
یه بخشیش برمیگرده به اینکه میبینم چقدر زمان داره سریع جلو میره و سال های جوونیم که مثل برق و باد داره میگذره... و نمیدونم چرا هرچقدر تلاش میکنمم باز میبینم اون طور که باید ازش استفاده نکردم.
تنهایی و مشکلات هم که همه به نوعی دچارش هستن کم و بیش...
ولی همش اینا نیست و واقعا نمیدونم چرا موقع سال تحویل دلم میگیره...
خیلی دوست دارم موقع سال تحویل تنها باشم ولی تابحال امکانش نبوده.
نمایش یا پنهان متن
گاهی وقتها توی ذهنم یه تصویر تخیلی میسازم.. یه باغ و بوستان خیلی بزرگ و مصفا... هوای بارون زده... و خیلی جزئیات دیگه... و دوست دارم مثلاً سال تحویل توی یه همچین فضایی تنها باشم...
منتها خوب اون چیزی که تو ذهن منه بعید میدونم روی زمین پیدا بشه
امسال عید یه نصفه روز شیراز بودم.. صبح بارون مفصلی اومد تو شیراز و هوا محشر بود...
من از جمع جدا شدم و رفتم داخل شهر..
نزدیک عفیف آباد یه خیابون فرعی بود که انتهاش میخورد به موزه نظامی باغ عفیف آباد.. اگر اشتباه نکنم.
خیابون دنج و خلوتی بود... درختهای داخل باغ کمی دیده میشد...
یه حالت تقریباً کوچه باغی قشنگی بود.
انقدر تو اون هوای بارونی اون باغ زیبا و دل انگیز بود... یه لحظه اون تصویر تخیلی ای که همیشه تو ذهنم هست برام مجسم شد و بغضم ترکید...
دوس داشتم تا ساعتها همونجا میموندم...
garfild
همیشه یه حس غریب داشتم
ماهی
قدر این روزا رو بدون امین جان.ایشالله همیشه موقع تحویل سال بوس بدی و بوس بستونی
آره سال نهنگه
ایشالله هر چه زودتر به آرزوهای خوبت برسی
آنتی هیستامین بدم خدمتتون
اگه مثل امسال به موقع باشه چی؟
آره منم فکر می کنم و البته به این که سال جدید چه کارایی باید بکنم
امسال هوا بسیار عالی بود.بارون خیلی قشنگی اومد و هوا هم سرد نبود.
منم به همین فکر می کنم.از گذشته پشیمون نیستم و از همه ی نعمتهایی که خدا بهم داده ممنونم و بهشون فکر می کنم اما بازم دلم می گیره
نظرات دوستان برام جالبه
gilas
بازم میخوابم
یه حالت ذوق مرگی باحال
mz56mz
دلشاد
ماهی
به نظرم قلبها و احوال واقعا یه اتفاقی براش می افته
الهی شکر.ایشالله همیشه همین حالو داشته باشی
ایشالله تا آخر سال شاد بمونید عمو شیرازی
دلشاد,
می فهمم
mojde
نغمه
shaparak64
تمام اتفاقات گذشته برام مرور میشه، از خوباش لبخند به لبم میشینه و قسمتهای تلخش لبخندمو خشک میکنه. برای خوبی هاش خدا رو شکر میکنم و برای بدی هاش خودخواهانه بهش اخم میکنم
ولی بعدش دیگه میپرم روی همه و ماچ مالیشون میکنم
baron jon
قدر لحظه های کنار هم بودنتون رو بدونین. امیدوارم امسال برای همه دوستان خوبم سال پر از موفقیت و شادی باشه
mami
kamal313
نمیدونم 1 سال به عمرم افزوده شده یا یکسال از عمرم کم شده
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→