تو بازی زندگی موقع یارکشی چه خوبه آدم بگه منو خدا ، شما همه...
▧ تصویر در دسترس نیست
توکل، یعنی: اجازه بدهی خداوند خودش تصمیم بگیرد, تو فقط دعا کن و پیشاپیش شادباش و ایمان داشته باش که دعایت به زودی به بهترین نحو مستجاب میشود, چون خداوند نه به اندازه آرزوهایت, که به اندازه امید و اطمینان توست که می بخشد...
قلب" مهمانخانه نیست که آدمها بیایند، دوسه ساعت یا دو سه روز در آن بمانند و بعد بروند،
قلب لانه گنجشک نیست که در بهار ساخته شود و در پاییز باد آن را با خودش ببرد، "قلب" راستش نمیدانم چیست اما این را میدانم که فقط جای آدمهای خیلی خوب است،
قلب چاه دلخوری نیست که به وقت بدخلقی، سنگریزه ای بیندازی تا صدای افتادنش را بشنوی! "قلب" آیینه ای ست که با هر شکستن، چند تکه میشود و یکپارچگی اش ازهم می پاشد . . .
"قلب" قاصدکی ست که اگر پرهایش را بچینی، دیگر به آسمان اوج نمیگیرد، "قلب" برکه ای ست که آرامشش به یک نگاه بهم میخورد، "قلب" اگر بتواند کسی را دوست بدارد، خوبی ها و حتی زخم زبانهایش را نقش دیوارش میکند، حال، اینکه قلب چیست، بماند! فقط این را میدانم؛
"قلب" وسعتی دارد به اندازه حضورخدا . . . من حرمی مقدس تر از قلب، سراغ ندارم . . .
ما آدما گاهی وقتا نیاز به یه تلنگر داریم.یه تلنگر کوچیک.
گاهی وقتا یه تلنگر مسیر زندگی آدما رو عوض میکنه. گاهی این تلنگر رو با تمام وجود حس میکنی. گاهی وقتا با تمام وجود می پذیریش. اما بعضی وقتا بی توجه ازش رد میشی!ولی بعضی تلنگرها انقدر عمیق و محکمه که نمیشه نادیده گرفتشون! یه شوک بزرگ که آدم رو حسابی تکون میده.
البته بعضی وقتا تلنگری که زده میشه، برای یه مدت آدم رو ناراحت میکنه، حتی ممکنه عصبی و دلزده بشیم!حتی دلسرد از زندگی!! اما بعدها وقتی یاد اون تلنگر میفتیم، تازه میفهمیم که برای ادامه ی مسیرمون چقدر بهش نیاز داشتیم و چه بسا اگه اون تلنگر نبود راهمون رو اشتباه میرفتیم...!
خدایا...
ما آدما حکمت تلنگرایی که بهمون میزنی رو شاید درک نکنیم یا دیر درک کنیم و حتی خیلی وقتا به خاطرش گله و شکایت کنیم! اما تو به خاطر این رفتارامون، تلنگرای قشنگت رو ازمون نگیر! بذار همیشه تو لیست اون کسایی باشیم که واسه قشنگ شدن مسیر زندگیشون گهگاهی یه تلنگر بهشون میزنی...!
منبع: دست نوشته های خط خطی یک گفتاردرمانگر http://gtvgoftardarmani.blogfa.com/
کودکی که مادرش او را به دست موجهاى " نیل " می سپارد تا برسد به خانه ی تشنه به خونش
دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد
آیا هنوز هم نیاموختی ؟! که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند و خدا نخواهد ، " نمی توانند " پس به " تدبیرش " اعتماد کن به " حکمتش " دل بسپار به او " توکل " کن و به سمت او ”قدمی بردار : سکوت گورستان رامیشنوى؟ دنیا ارزش دل شکستن را ندارد ... میرسد روزی ک هرگز در دسترس نخواهیم بود ...! ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ غصه ﻫﺎﯾﺖ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻪ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﻧﺎﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯼ؟ ﭘﺲ ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﻋﻤﯿﻖ ﻧﻔﺲ ﺑﮑﺶ ﻋﻤﯿﻖ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ بودن را ﺑﭽﺶ ﺑﺒﯿﻦ ﻟﻤﺲ ﮐﻦ ﻭﺑﺎﺗﮏ ﺗﮏ ﺳﻠﻮﻟﻬﺎﯾﺖ لبخند بزن.....
دلت را بتکان....... اشتباهاتت وقتی ا؋ـتاد روی زمیـن..... بگذار همانجا بماند..... ؋ـقط از لا به لای اشتباه هایت،یک تجربـه را بیرون بکش....... قاب کن ....و بزن به دیوار دلت...... اشتباه کردּن اشتباه نیست......... در اشتباه ماندنּ اشتباه است......
فقط امروز هست که هم تو حضور داری هم خداوند مهربون هم زندگی هم عشق . در گذشته و اینده هیچ کدام اینها نیست . پس امروز را کامل زندگی کن . گاهی در طول روز حالت بده بگو خدایا شکرت . گاهی حالت خوبه بگو خدایا شکر . بابت این که میفهمی کی حالت خوبه کی حالت بده بگو خدا جون شکر . برای اینکه حالی هست که خوب و بد بشه بگو خدایا شکرت . اصلا بخاطر اینکه این حرفها را میفهمی بگو خدا جون شکرت . بخاطر چشمهای زیبات که داره این مطالب را میخونه بگو خداجون شکرت . ببین تو یک مطلب کوتاه چقدر خدای عزیزم برای سپاسگزاری افریده . حالا دورت را که نگاه کنی پر هست از چیزهای خوب که میتونه زندگیت را شیرین و ارام کنه گلم
" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... " دیدی نانوا چطور خمیر نان سنگک را پهن می کند و درون تنور می گذارد... چه اتفاقی می افتد؟! خمیر به سنگها می چسبد! اما نان هرچه پخته تر می شود، از سنگها جدا می شود...
حکایت آدم ها همین است؛ سختیهای این دنیا، حرارت تنور است...و این سختی هاست که انسان را پخته تر می کنند... و هر چه انسان پخته تر می شود سنگ کمتری بخود می گیرد...سنگها تعلقات دنیایی هستند... ماشین من، خانه من، کارخانه من.... آنوقت که قرار است نان را از تنور خارج کنند سنگها را از آن می گیرند!
خوشا به حال آنکه در تنور دنیا آنقدر پخته می شود که به هیچ سنگی نمی چسبد! تو در زندگی به چه چسبیده ای؟! سنگ وجود تو کدام است؟ زندگی درست مثل نقاشی کردن است; خطوط را با امید بکشید, اشتباهات را با آرامش پاک کنید, قلم مو را در صبر غوطه ور کنید... وبا عشق رنگ بزنيد...
برای زن که نباید زیاد شعر نوشت ، باید برایش مدام شعر خواند . مهم نیست که شعر مال او باشد یا نه ، زن دوست دارد معشوقش برایش شعر بخواند ... و وقتی در شعر حرفی از بوسه می آید اورا ببوسد ، وقتی حرفی از گیسو باشد... موهایش را نوازش کند و اگر کار شعر به جدایی کشید ، محکم دست زن را بفشارد و بگوید : اما من که تورو تنها نمیزارم … و بگوید مثل همان قولی که شب اول دادم؛ وقتی منـــ+ـــتو هستیم، تنهائی معنایی ندارد...
مردی آهسته درگوش فرزند تازه به بلوغ رسیده اش برای پند چنین نجوا کرد: "پسرم در زندگی هرگز دزدی نکن..." پسر متعجب و مبهوت به پدر نگاه کرد بدین معنا که او هرگز دست کج نداشته... پدر به نگاه متعجب پسر لبخندی زد و ادامه داد: در زندگی دروغ نگو؛ چرا که اگر گفتی "صداقت" را دزدیده ای خیانت نکن؛ اگر کردی "عشق" را دزدیده ای خشونت نکن؛ اگر کردی "محبت" را دزدیده ای ناحق نگو؛ اگر گفتی "حق" را دزدیده ای بی حیایی نکن؛ اگر کردی "شرافت" را دزدیده ای... پس در زندگی دزدی نکن.
Kishe Mehr
نترس داره بارون میاد ( هرچندهواش دو نفرس ) نمیسوزم
pAshMak
خب دونفره هم رفتی خونه دیگه دیشب
▧ تصویر در دسترس نیست
Kishe Mehr
که رحم اگر نکند مدعی خـــــــدا بکنــــد
Kishe Mehr
یک توپ بسکتبال تو دست مایکل جردن تقریبا 33 میلیون دلار می ارزه. بستگی داره توپ تو دست کی باشه!
یک راکت تنیس تو دست من تقریبا بدون استفاده است.
یک راکت تنیس تو دست رافائل نادال میلیونها دلار می ارزه.
بستگی داره راکت تو دست کی باشه!
یک عصا تو دست من می تونه یک سگ هار رو دور کنه.
یک عصا تو دست حضرت موسی دریای بزرگ رو می شکافه.
بستگی داره عصا تو دست کی باشه!
پس
دلواپسی ها،
نگرانی ها،
ترس ها،
امیدها،
رویاها،
خانواده و نزدیکانت رو به دستان خدا بسپار،
چون...
بستگی داره تو دست کی باشه!
ات را به خدا بسپار
Kishe Mehr
اجازه بدهی خداوند خودش تصمیم بگیرد,
تو فقط دعا کن و پیشاپیش شادباش و ایمان داشته باش که دعایت به زودی به بهترین نحو مستجاب میشود,
چون خداوند نه به اندازه آرزوهایت, که به اندازه امید و اطمینان توست که می بخشد...
Kishe Mehr
دوچشم ناز میخواهد ، کمی تا قسمتی عاشق.
دلم تنگ دلت گشته ، نمیدانی دلم چندیست ،
دلی دلباز میخواهد ، کمی تا قسمتی عاشق.
عجب ابرو کمانی تو ، دلم با تیر آن ابرو ،
شکار باز میخواهد ، کمی تا قسمتی عاشق.
صدای شانه و مویت، صدای ساز فارابی است ،
دلم آن ساز میخواهد ، کمی تا قسمتی عاشق.
به رقص آورده ای مارا ، دلم با چین آن دامن ،
شلنگ انداز میخواهد ، کمی تا قسمتی عاشق.
برای تُرک شیرازی ، کمست آن را که حافظ داد ،
کرم ، قفقاز میخواهد ، کمی تا قسمتی عاشق
ببین آخر بدست آورده این بانوی خنیاگر،
بخارا ناز میخواهد ، کمی تا قسمتی عاشق .
دلم تنهاست تنهاتر از این تن ها مبادش دل ،
دلم همراز میخواهد ، کمی تا قسمتی عاشق
Kishe Mehr
قلب" مهمانخانه نیست که آدمها بیایند، دوسه ساعت یا دو سه روز در آن بمانند و بعد بروند،
قلب لانه گنجشک نیست که در بهار ساخته شود و در پاییز باد آن را با خودش ببرد،
"قلب" راستش نمیدانم چیست اما این را میدانم که فقط جای آدمهای خیلی خوب است،
قلب چاه دلخوری نیست که به وقت بدخلقی، سنگریزه ای بیندازی تا صدای افتادنش را بشنوی!
"قلب" آیینه ای ست که با هر شکستن، چند تکه میشود و یکپارچگی اش ازهم می پاشد . . .
"قلب" قاصدکی ست که اگر پرهایش را بچینی، دیگر به آسمان اوج نمیگیرد،
"قلب" برکه ای ست که آرامشش به یک نگاه بهم میخورد،
"قلب" اگر بتواند کسی را دوست بدارد، خوبی ها و حتی زخم زبانهایش را نقش دیوارش میکند،
حال، اینکه قلب چیست، بماند!
فقط این را میدانم؛
"قلب" وسعتی دارد به اندازه حضورخدا . . .
من حرمی مقدس تر از قلب، سراغ ندارم . . .
Kishe Mehr
دیگر در هیچ هوایی نمی توانم نفس بکشم..!
عجـــــب نفـــــــس گیـــــر اســت.....
هـــــوای بــی تــــــــــــــو ...
Kishe Mehr
هم فصل ناملایم پاییز بگذرد
گر ناملایمی به تو کرد از قضا
خود را مساز رنجه که این نیز بگذرد!
Kishe Mehr
گاهی وقتا یه تلنگر مسیر زندگی آدما رو عوض میکنه. گاهی این تلنگر رو با تمام وجود حس میکنی. گاهی وقتا با تمام وجود می پذیریش. اما بعضی وقتا بی توجه ازش رد میشی!ولی بعضی تلنگرها انقدر عمیق و محکمه که نمیشه نادیده گرفتشون! یه شوک بزرگ که آدم رو حسابی تکون میده.
البته بعضی وقتا تلنگری که زده میشه، برای یه مدت آدم رو ناراحت میکنه، حتی ممکنه عصبی و دلزده بشیم!حتی دلسرد از زندگی!! اما بعدها وقتی یاد اون تلنگر میفتیم، تازه میفهمیم که برای ادامه ی مسیرمون چقدر بهش نیاز داشتیم و چه بسا اگه اون تلنگر نبود راهمون رو اشتباه میرفتیم...!
خدایا...
ما آدما حکمت تلنگرایی که بهمون میزنی رو شاید درک نکنیم یا دیر درک کنیم و حتی خیلی وقتا به خاطرش گله و شکایت کنیم! اما تو به خاطر این رفتارامون، تلنگرای قشنگت رو ازمون نگیر! بذار همیشه تو لیست اون کسایی باشیم که واسه قشنگ شدن مسیر زندگیشون گهگاهی یه تلنگر بهشون میزنی...!
منبع:
دست نوشته های خط خطی یک گفتاردرمانگر
http://gtvgoftardarmani.blogfa.com/
Kishe Mehr
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمودند: از لجاجت بپرهیز! زیرا که آغاز آن، نادانی و پایانش پشیمانی است.
تحف العقول ، ص 13
Kishe Mehr
================
دل بــســـپــار...
به آتشی که نمى سوزاند
" ابراهیم " را
و دریایى که غرق نمی کند
" موسى " را
نهنگی که نمیخورد
"یونس"را
کودکی که مادرش او را
به دست موجهاى " نیل " می سپارد
تا برسد به خانه ی تشنه به خونش
دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد
آیا هنوز هم نیاموختی ؟!
که اگر همه ی عالم
قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد ،
" نمی توانند "
پس
به " تدبیرش " اعتماد کن
به " حکمتش " دل بسپار
به او " توکل " کن
و به سمت او ”قدمی بردار : سکوت گورستان رامیشنوى؟
دنیا ارزش دل شکستن را ندارد ...
میرسد روزی ک هرگز در دسترس نخواهیم بود ...!
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﺖ
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ غصه ﻫﺎﯾﺖ
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻪ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﻧﺎﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﮑﻨﺪ
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ ﺑﺒﯿﻨﻢ
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯼ؟
ﭘﺲ ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ
ﻋﻤﯿﻖ ﻧﻔﺲ ﺑﮑﺶ
ﻋﻤﯿﻖ
ﻋﺸﻖ ﺭﺍ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ
بودن را
ﺑﭽﺶ
ﺑﺒﯿﻦ
ﻟﻤﺲ ﮐﻦ
ﻭﺑﺎﺗﮏ ﺗﮏ ﺳﻠﻮﻟﻬﺎﯾﺖ لبخند بزن.....
Kishe Mehr
اشتباهاتت وقتی ا؋ـتاد روی زمیـن.....
بگذار همانجا بماند.....
؋ـقط از لا به لای اشتباه هایت،یک تجربـه را بیرون بکش.......
قاب کن ....و بزن به دیوار دلت......
اشتباه کردּن اشتباه نیست.........
در اشتباه ماندنּ اشتباه است......
فروغ فرخزاد
Kishe Mehr
در گذشته و اینده هیچ کدام اینها نیست .
پس امروز را کامل زندگی کن .
گاهی در طول روز حالت بده بگو خدایا شکرت . گاهی حالت خوبه بگو خدایا شکر .
بابت این که میفهمی کی حالت خوبه کی حالت بده بگو خدا جون شکر .
برای اینکه حالی هست که خوب و بد بشه بگو خدایا شکرت .
اصلا بخاطر اینکه این حرفها را میفهمی بگو خدا جون شکرت .
بخاطر چشمهای زیبات که داره این مطالب را میخونه بگو خداجون شکرت .
ببین تو یک مطلب کوتاه چقدر خدای عزیزم برای سپاسگزاری افریده .
حالا دورت را که نگاه کنی پر هست از چیزهای خوب که میتونه زندگیت را شیرین و ارام کنه گلم
Kishe Mehr
ﭘﺮﺳﻦ : ﺁﯾﺎ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺳﺨﺘﯽ ﺩﺭ ﭘﯿﺶ ﺍﺳﺖ؟
ﺭﯾﯿﺲ ﺟﻮﺍﻥ ﻗﺒﯿﻠﻪ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﻧﺪﺍﺷﺖ، ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯿﺪﻩ
« ﺑﺮﺍﻱ ﺍﺣﺘﻴﺎﻁ ﺑﺮﯾﺪ ﻫﯿﺰﻡ ﺗﻬﯿﻪ ﮐﻨﯿﺪ» ﺑﻌﺪ ﻣﯿﺮﻩ ﺑﻪ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻫﻮﺍﺷﻨﺎﺳﯽ
ﮐﺸﻮﺭ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻪ : «ﺁﻗﺎ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﺯﻣﺴﺘﻮﻥ ﺳﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﭘﯿﺸﻪ؟ »
ﭘﺎﺳﺦ : « ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯿﺎﺩ »، ﭘﺲ ﺭﯾﯿﺲ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻗﺒﯿﻠﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻣﯿﺪﻩ
ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻫﯿﺰﻡ ﺟﻤﻊ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺸﻪ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪ
ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻫﻮﺍﺷﻨﺎﺳﯽ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻪ : « ﺷﻤﺎ ﻧﻈﺮﻗﺒﻠﯽ ﺗﻮﻥ ﺭﻭ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﻣﯽ
ﮐﻨﯿﺪ؟ »
ﭘﺎﺳﺦ : «ﺻﺪ ﺩﺭ ﺻﺪ» ، ﺭﯾﯿﺲ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻗﺒﯿﻠﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻣﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ
ﺗﻮﺍﻧﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﯼ ﻫﯿﺰﻡ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺟﻤﻊ ﮐﻨﻨﺪ . ﺑﻌﺪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ
ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻫﻮﺍﺷﻨﺎﺳﯽ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻪ : «ﺁﻗﺎ ﺷﻤﺎ ﻣﻄﻤﺌﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ
ﺳﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﭘﯿﺸﻪ؟ »
ﭘﺎﺳﺦ : ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭﯼ ﺑﮕﻢ؛ ﺳﺮﺩﺗﺮﯾﻦ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻣﻌﺎﺻﺮ !!!
ﺭﯾﯿﺲ : ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﻣﯽ ﺩﻭﻧﯿﺪ؟
ﭘﺎﺳﺦ : ﭼﻮﻥ ﺳﺮﺥ ﭘﻮﺳﺖ ﻫﺎ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻭﺍﺭ ﺩﺍﺭﻥ ﻫﯿﺰﻡ ﺟﻤﻊ ﻣﯽ ﮐﻨﻦ !!
ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺘﻬﺎ ﻣﺎ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻣﺴﺒﺐ ﻭﻗﺎﯾﻊ ﺍﻃﺮﺍﻓﻤﺎﻥ ﻫﺴﺘﯿﻢ ..
Kishe Mehr
راهی برای عبورهست
تونل ها راست ميگويند ؛ راه است ، حتي از دلِ سنگ!
" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
دیدی نانوا چطور خمیر نان سنگک را پهن می کند و درون تنور می گذارد...
چه اتفاقی می افتد؟! خمیر به سنگها می چسبد!
اما نان هرچه پخته تر می شود، از سنگها جدا می شود...
حکایت آدم ها همین است؛
سختیهای این دنیا، حرارت تنور است...و این سختی هاست که انسان را پخته تر می کنند...
و هر چه انسان پخته تر می شود سنگ کمتری بخود می گیرد...سنگها تعلقات دنیایی هستند...
ماشین من، خانه من، کارخانه من....
آنوقت که قرار است نان را از تنور خارج کنند سنگها را از آن می گیرند!
خوشا به حال آنکه در تنور دنیا آنقدر پخته می شود که به هیچ سنگی نمی چسبد!
تو در زندگی به چه چسبیده ای؟! سنگ وجود تو کدام است؟
زندگی درست مثل نقاشی کردن است;
خطوط را با امید بکشید, اشتباهات را با آرامش پاک کنید, قلم مو را در صبر غوطه ور کنید... وبا عشق رنگ بزنيد...
Kishe Mehr
ﺁﻳﺎ ﺗﺮﺱ ﺑﻪ ﺯﻣﻴﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﯼ؟
ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﻣﻦ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻧﻴﺴﺘﻢ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻛﻤﯽ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﻜﺒﺮ ﻛﻨﻢ !
ﻣﻦ ﺩﺭ ﺍﻭﺝ ﺑﻠﻨﺪﯼ ،ﻧﮕﺎﻫﻢ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﻪ ﺯﻣﻴﻦ ﺍﺳﺖ
Kishe Mehr
باید برایش مدام شعر خواند .
مهم نیست که شعر مال او باشد یا نه ،
زن دوست دارد معشوقش برایش شعر بخواند ...
و وقتی در شعر حرفی از بوسه می آید اورا ببوسد ،
وقتی حرفی از گیسو باشد...
موهایش را نوازش کند و اگر کار شعر به جدایی کشید ،
محکم دست زن را بفشارد و بگوید :
اما من که تورو تنها نمیزارم …
و بگوید مثل همان قولی که شب اول دادم؛
وقتی منـــ+ـــتو هستیم، تنهائی معنایی ندارد...
Kishe Mehr
از ظاهــــر مخـالف امـور نـرنـج و كـینـه كسـی را بـه دل نگــیر...
ثابـت قدم و استوار بـا تكیه بر محبت و عشـق الـهی هر هراسی را از دل پـاك كـن.
خــدا راه انجـام را مـی دانـد و فـقط اوسـت كـه تـو را بی تـوقـع دوسـت دارد.
درهـا را می گشـاید و می توانـد آنـچه را كـه بـه تـو وعـده داده متـجـلی كند
پــس خــدایا آرزوهــایــم را بــه بــازوی قــدرتـمنــد تـو مـی ســپارم؛
بـاشـد کـه از راه درسـت و در زمـان درســت بـر آورده شــوند...
آمــیــن
Kishe Mehr
"پسرم در زندگی هرگز دزدی نکن..."
پسر متعجب و مبهوت به پدر نگاه کرد بدین معنا که او هرگز دست کج نداشته...
پدر به نگاه متعجب پسر لبخندی زد و ادامه داد:
در زندگی دروغ نگو؛ چرا که اگر گفتی "صداقت" را دزدیده ای
خیانت نکن؛ اگر کردی "عشق" را دزدیده ای
خشونت نکن؛ اگر کردی "محبت" را دزدیده ای
ناحق نگو؛ اگر گفتی "حق" را دزدیده ای
بی حیایی نکن؛ اگر کردی "شرافت" را دزدیده ای...
پس در زندگی دزدی نکن.
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→