ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
تقدیم به خودم و نخبه و هر کسی که دخمل قشنگ داره
نخبه
ما که دیگه فکر نمیکنیم دیگه داداش نداریم اون دو تا هم که سالها از مزدوجشون میگذره دیگه بچه دار هم شدن درست شدن
ماهی
من خیلی دیر به این نقطه می رسم.بدون که خیلی رو مغزمون رفته که اینجوری شدم
والا چی بگم.بعضی آدما دنبال جلب توجه کردن هستن.به نظرم مادر زن داداشم خیلی کمبود محبت داشته توی زندگیش.
از همین دلم می سوزه که یه کسایی آرزو داشتن برای داداشم بگیریمشون که خیلی از عروسمون سر بودن.
یعنی آخر خاله زنکیه حرفام..
این قانون زندگیه...وقتی آدم کارایی انجام بده که جامعه ازش انتطار نداره نتیجه ش خوب نمیشه..جامعه انتظار نداره عروس تا این حد دلسوز باشه..جامعه انتظار نداره خواهر شوهر عروسو زیادی تحویل بگیره
بچه مثبت
شماها به چه چیزایی فکر میکنید
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
ژنرال
جامعه؟!
مگر قراره هر چیزی رو با خط کشِ پسندِ جامعه متر کرد؟ باید ظرفیت خانواده همسر رو در نظر گرفت.
هستن خانواده هایی که روابط عروس و خواهرشوهر یا عروس و مادرشوهر خیلی حسنه و از روی محبت قلبیه.
خوب اینا هم ظرفیت جامعه رو در نظر گرفتن؟ اگر تا این حد پسند جامعه رو دخالت بدیم که دیگه هیچی دیگه
البته این تجربیاتی که شما و نخبه میگید رو من قبول دارم چون اطراف خودمم کم و بیش این مسائل هست. نمونه ش خواهرهای خودم که ناراحتی های زیادی رو در برخورد رابطه با مادرشوهر و خواهرشوهر تحمل کردن و میکنن.
متاسفانه اغلب ما ایرانی ها خیلی وقتها معیارهای دوگانه داریم. مثلا یک مادر، رفتارهایی رو با عروسش میکنه که اگر یک دهم اون رفتارو، مادرشوهرِ دخترش با دخترش بکنه، تحمل نمیکنه!
اگر پسرمون بخواد ازدواج کنه، مهریه پائین خوبه؛ اگر دخترمون بخواد ازدواج کنه، مهریه پائین خوب نیس.
hadi04
والا بیاناتتون رو مطالعه فرمودم بسیار دل پری داشتید نخ سوزن ماهی عزیز با این اوضاع پیش برید خدای نکرده کپ میکنیدا
والا به نظر من دختر از پسر خیلی بهتره چون تاکنون غیر از یه دخمل خوکشل هیچی ندارم حالا شاید در آینده تصمیم به داشتن یه پسر هم گرفتیم ولی فعلا مخمون پارسنگ ورنداشته
ولی با همه ی بیاناتتون موافقم
این رو هم اضافه کنم که بنده هیچگاه خانوادمو فراموش نکرده و نمیکنم و حاضرم برای پدر و مادرم بمیرم و زحماتشون رو برای من هیچگاه نادیده نمیگیرم درسته زن و بچه و خانواده خانوم قابل احترام هستن و باید بهشون احترام گذاشت ولی این دلیل بر نادیده گرفته شدن خانواده خودمون از قبیل پدر و مادر و برادر و خواهر نمیشه آخه معتقد هستم که عشق و محبت و احترام جسم و ماده نیست که با ابرازش به کسی برای دیگری کم بیاد هر کسی در قلب من جای مخصوص به خودش رو داره خدا را شکر تاکنون هم کسی ازم ناراحت نشده و سعی داشتم همه رو از خودم راضی نگهدارم
خانومم هم همینطور بوده و همه تاکنون ازش راضی بودن خدا را شکر
شما هم که ازم راضی هستید خدا را شکر
نخبه
وقتی زن گرفتی حتما بگو بیاد عضو سایت بشه تا ببینی اون به چیزایی فکر میکنه
نخبه
چرا خاله زنکی.. خب ادم حرف نزنه که میترکه یا افسردگی میگیره یا دیوانه میشه
خواهر شوهرم با اینکه خانواده شوهرش ادمای بدی نیستن دائما ازشون پیش من بد میگه و یه چیزایی تعریف میکنه ازشون و بد میگه که دقیقا همون کار رو خانواده خودش با من و همسرم میکنن.. من فقط گوش میدم نظر هم نمیدم تا حالا نگفتم بهش که خانواده خودت هم همینجورین به قول بچه مثبت به چه چیزای فکر میکنه که من اهمیت ندادم ولی اون ریز به ریز فکر میکنه و بعد در صدد جبران کردن و ضربه زدنه
ماهی
جامعه منم هم مدرسه ای! تویی ! همه مون..
من واقعا معتقدم باید رفتارها کنترل شده و در حد معقول باشه..محبت زیادی نتیجه ی خوب نمیده..اینو بارها تجربه کردم
خب منظور منم همین بود..خانواده ی همسر یه بخشی از جامعه ست..
hadi04,
سر کارمون گذاشتی داداشِ من
واقعا
به جون خودم ، خودمم نمی دونستم این همه حرف توی دلمه
baron jon
، یاسی جان خوبه ؟
مبارکه هر کسی که دختر داره
نخبه
به جون خودم ، خودمم نمی دونستم این همه حرف توی دلمه
منم همینطورم گاهی فکر میکنم همه چی اوکیه ولی وقتی بقیه حرف میزنن و میگن یهو میبینم ای دل غافل منم دلم پره
نخبه
محبت که زیادی باشه واسه ادم وظیفه میشه و دیگران همیشه ازت انتظار دارن .. حد تعادل تو هر چیزی خوبه...
gilas
دلم برای بابا جونم تنگ میشه
شب عروسی خودمو گشتم کم گریه کردم اما فردا ظهر بابام زنگ زد تو آرایشگاه زیر دست آرایشگر اشکم در اومد
شب هم که زنگ زد تو اتاق بودم بعدش که مامان شاهزاده اومد منو با اون چشمای قرمز دید کلی ترسید بنده خدا
هنوزم هر وقت زنگ میزنه اشکم در میاد
hadi04
نه عامو حوصله داری ؟ واللو
، یاسی جان خوبه ؟
سلام بارون جون عزیز ممنون خدا را شکر همه خوبیم
نخبه
شب عروسی خودمو گشتم کم گریه کردم اما فردا ظهر بابام زنگ زد تو آرایشگاه زیر دست آرایشگر اشکم در اومد
شب هم که زنگ زد تو اتاق بودم بعدش که مامان شاهزاده اومد منو با اون چشمای قرمز دید کلی ترسید بنده خدا
هنوزم هر وقت زنگ میزنه اشکم در میاد
وای نگو منم یاد خودم افتادم الانه که گریه کنم
راستی امروز تولد بابامه
gilas
پس
جیغ و دست هورااااااااااااااااااااااا
hadi04
شب عروسی خودمو گشتم کم گریه کردم اما فردا ظهر بابام زنگ زد تو آرایشگاه زیر دست آرایشگر اشکم در اومد
شب هم که زنگ زد تو اتاق بودم بعدش که مامان شاهزاده اومد منو با اون چشمای قرمز دید کلی ترسید بنده خدا
هنوزم هر وقت زنگ میزنه اشکم در میاد
آخی گریه کردن نداره که دخملکم مگه چقدر فاصله داری باهاشون ؟ خوب میتونی بری بهشون سر بزنی بیشتر به خانواده جدیدی که تشکیل شده فکر کن و به آینده زیبا و روشن ایشالا منکه یادمه شب عروسیم اصلا گریه نکردم تازه به زور منو مینشوندن از بس میرقصیدم آبرو برای کسی نذاشتم والا یادش بخیر
به به تولدش مبارک ایشالا
نخبه
منم گریه نکردم یعنی به زور جلو خودم رو گرفتم ولی بابام چشماش قرمز بود منتظر بود من گریه کنم اونم شروع کنه به گریه
خیلی دوست داشتم بابای گیلاسی رو تو عروسی ببینم ارش که خیلی تعریف میکرد منم از دور دیدم بدون عینک چیزی نتونستم تشخیص بدم تو حیاط تالار
hadi04
به نکته ظریفی اشاره کردی ایول
عینک چیز خوبیه برای شما هم لازمه میخواستی خوشتیپ باشی از کشفیاتت باز موندی؟
نخبه
قبلا تو عروسی لنز طبی میزاشتم ولی تاریخش خیلی وقته تموم شده
تازه ارایش بقیه هم خراب میشد
hadi04
منم هر وقت کت تنمه کراوات نمیزنم ولی وقتی کت تنم نیست کراوات میزنم تحمل هر دوتاییشون رو با هم ندارم یا این یا اون
بله بله منم منظورم همین بود البته بیشتر دلم به حال آرش میسوخت همدرد هستن با اینجانب
هوووووووووووووووووووووووووووووه ایول ایول
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→