نخستین بار زمانی که آنی رۆتی (Anni Ryti) حدود ۱۲ ساله بود، پدر و مادرش با او درباره پول صحبت کردند. والدین او که کارآفرین هستند توضیح دادند بدهکار بودن چه معنایی دارد و چرا بهتر است از گرفتن وام پرهیز شود.
او میگوید: «از سن کم، گفتوگو درباره پول در خانه ما آزاد و باز بوده است. اینکه یک خانه تازه یا خرید یک خودروی نو در عمل چه معنایی دارد.»
رۆتی که الان ۱۷ سال دارد، در هنرستان حرفهای استادین (Stadin ammattiopisto) رشته پایه لجستیک میخواند و در کنار آن دبیرستان شبانه را هم میگذراند. او ارزیابی میکند که در امور اقتصادی از بیشتر همسنوسالان خود مهارت بیشتری دارد.
تفاوتهای نگرانکننده در مهارتهای مالی
«بارومتر سواد مالی نوجوانان» دانش اقتصادی گروه سنی ۱۵ تا ۱۹ سال را میسنجد. بر پایه این نظرسنجی که بانک او پی پوهیولا (OP Pohjola)، دانشگاه هلسینکی (Helsingin yliopisto) و دانشگاه یووَسکولا (Jyväskylän yliopisto) انجام دادهاند، سواد مالی نوجوانان تفاوت زیادی با هم دارد.
مهمترین عوامل توضیحدهنده این تفاوتها، سطح تحصیلات و موفقیت درسی است. سواد مالی با پرسشهایی درباره نرخ بهره، تورم (inflaatio، یعنی افزایش عمومی سطح قیمتها و کاهش ارزش پول) و پخش کردن ریسک اقتصادی سنجیده شد.
نتیجه دختران ضعیفتر از پسران بود.
ترهی-آنا ویلسکا (Terhi-Anna Wilska)، استاد جامعهشناسی دانشگاه یووَسکولا، میگوید مهارتهای مالی ضعیف میتواند به این بیانجامد که نوجوان بیش از درآمدش خرج کند، بیش از حد بدهکار شود و ثروتمند نشود. در آن صورت او نمیفهمد چگونه باید درآمد و هزینه را پیگیری و برنامهریزی کرد و چگونه پسانداز کردن بهصرفه است.
او میگوید: «در بزرگسالی این میتواند معیشت کل خانواده را ضعیف کند و فقر را افزایش دهد.»

نقش پیشینه خانواده
پیشینه اقتصادی–اجتماعی والدین بر رفتار مالی نوجوان، احساس امنیت اقتصادی و آرزوهای آینده او اثر میگذارد. در خانوادههای کمدرآمدتر، مهارتهای مالی نوجوانان ضعیفتر بود و آنان کمتر از نوجوانان خانوادههای پردرآمد به وضع اقتصادی خود اعتماد داشتند.
تصویر کلی این است که سواد مالی نوجوانان تا حد زیادی خوب است. آنچه تا اندازهای نگرانکننده است، همین تفاوتهای درونی است که از پیشینه اقتصادی خانواده دوران کودکی و محل تحصیل ناشی میشود.ترهی-آنا ویلسکا
بر پایه نتایج، پسران کمی مهارت مالی بهتری از دختران داشتند و به تواناییهای اقتصادی خود نیز بیشتر اعتماد میکنند. به گفته ویلسکا، پسران هم در خانه و هم در مدرسه بیشتر تشویق میشوند به مسائل مرتبط با پول فکر کنند: «مثلاً در خانه با پسران بیشتر از دختران درباره سرمایهگذاری و پسانداز صحبت میشود.»
ویلسکا توصیه میکند آموزش اقتصادی، بهویژه در آموزش حرفهای، افزایش یابد؛ جایی که مهمترین نقطه توسعه، رسیدن به دختران است. او میگوید: «تورم وقتی برای خرید میروی چه معنایی دارد، یا بهره وقتی مثلاً وام مسکن میپردازی چه معنایی دارد؟»
به گفته او، والدین باید با فرزندان خود درباره ثروتمند شدن هم صحبت کنند، نه فقط درباره بدهکاری و دیگر مشکلات اقتصادی. ویلسکا میگوید پرسشهای بهکاررفته در نظرسنجی از آن دانشهایی بودند که هر کسی باید بر آنها تسلط داشته باشد.
هزاران یورو پسانداز
آنی رۆتی میگوید در هنرستان حرفهای مسائل مالی چندان عمیق بررسی نمیشود: «در یک دوره درسی گفته میشود که نشان نکول پرداخت (maksuhäiriömerkintä) چیست، اما فرصتها و نکتههای عملی تقریباً هیچ بررسی نمیشود.»
او آرزو دارد در دورههای هنرستان درباره سرمایهگذاری و افزایش پسانداز هم صحبت شود: «میخواهم در دورهها مثالهای عینی داده شود از اینکه انجام یک خرید بزرگ چه معنایی دارد. حداقل برای علاقهمندان میشود دورهها یا واحدهای درسی مهارتهای مالی ارائه کرد.»
او میگوید: «در رشتهای مردانه درس میخوانم، بنابراین زیاد به نقشهای جنسیتی فکر میکنم. چرا یک مرد نتواند با نوزاد در خانه بماند، یا چرا یک زن جرئت نکند سواد مالی خودش را بالا ببرد.»
رۆتی خودش در این زمینه تجربه دارد؛ او چند هزار یورو پسانداز دارد و از زمان تولد یک حساب پسانداز سهام (osakesäästötili) داشته است. تابستان در یک شرکت حملونقل بهعنوان راننده کار کرد و با کانتله کنسرتی (konserttikantele) هم اجرا داشت و برای آن دستمزد اجرا گرفت. اکنون آخر هفتهها و در تعطیلات کار میکند.
اغلب همسنهای من ممکن است در وضعیتی باشند که هیچ پولی در حساب ندارند و پسانداز برایشان غریبه است. نگرش ممکن است این باشد که الان پول دارم، پس چرا همین حالا خرجش نکنم.آنی رۆتی
او ماهانه دهها و گاهی حتی صدها یورو پسانداز میکند. در زندگی روزمره مثلاً با دم کردن قهوه در خانه صرفهجویی میکند، در مدرسه ناهار مجانی میخورد و نزد والدینش زندگی میکند. برای رفتوآمد به مدرسه از کلا (Kela) کمکهزینه سفر میگیرد.
رۆتی آرزوی خانه ملکی در حدود سیسالگی را دارد: «داشتن خانه خودم عالی میشد، همینطور خودروی خودم. آرزوی داشتن کانتله کنسرتی خودم را هم دارم.»