حالی آشفته، بیش‌ازاندازه گوش‌به‌زنگ و بی‌رمق. هرچه آدم سخت‌تر تلاش می‌کند از آن حس فلج‌کننده رها شود، شدیدتر می‌شود. افکار آزاردهنده به ذهن چنگ می‌زنند و رها نمی‌کنند.

یک روش درمانی در مورد کسانی که چنین نشانه‌هایی دارند، به‌شکلی شگفت‌آور مؤثر از آب درآمده است.

تویا تورونن (Tuija Turunen) با شمار بی‌شماری از این افراد روبه‌رو شده است. او روان‌شناس، دکترای روان‌شناسی و روان‌درمانگر است و یکی از تنها دو مربی رسمی EMDR در فنلاند.

EMDR دقیقاً چه می‌کند؟

EMDR کوتاه‌شدهٔ Eye Movement Desensitization and Reprocessing است — «حساسیت‌زدایی و بازپردازش با حرکات چشم». پایهٔ آن تحریک متناوب دو نیم‌کرهٔ مغز است.

این درمان بیش از همه برای اختلال استرس پس از سانحه به کار می‌رود، اما در افسردگی، اضطراب، ترس‌ها و استرس حاد هم استفاده می‌شود.

در عمل، درمانگر دستش را افقی و رفت‌وبرگشتی حرکت می‌دهد و مراجع با نگاهش آن را دنبال می‌کند. هم‌زمان مراجع به رویدادی که تروما را ساخته و به احساسات پیوسته به آن فکر می‌کند.

چشم‌ها کمابیش همان‌طور حرکت می‌کنند که در خواب REM — مرحله‌ای که مغز اطلاعات تازه را تثبیت و به حافظهٔ بلندمدت منتقل می‌کند. در EMDR همان هدف دنبال می‌شود، با این تفاوت که حرکت چشم عمدی است.

«تأثیر EMDR می‌تواند واقعاً نقطهٔ عطف باشد. شواهد پژوهشی دربارهٔ کارکرد آن انکارناپذیر است.»

چرا خاطره در ذهن گیر می‌کند

وقتی انسان با رویدادی تروماتیک روبه‌رو می‌شود — تصادف رانندگی، موقعیتی خشونت‌آمیز — ممکن است توان سازگاری ذهن از مرز خود بگذرد. رویدادی که از نظر روانی بیش‌ازحد سنگین است، جور دیگری در حافظه می‌نشیند تا تجربه‌های روزمره.

چنین خاطره‌ای فقط تصویر نیست؛ صداها، حس‌های بدنی و حتی وضعیت بدن هم با آن ثبت می‌شوند. احساسات پرباری مثل ترس، وحشت، شرم یا گناه هم رنگش می‌زنند.

تورونن می‌گوید اگر فرایند طبیعی بهبود راه نیفتد، خاطره به همان شکلی که ثبت شده به زندگی‌اش ادامه می‌دهد. مغز انسان معمولاً به‌سمت بهبود می‌رود، اما این کار همیشه با تصمیم گرفتن انجام نمی‌شود.

«گاهی خاطره در ذهن گیر می‌کند.»

سال‌ها بعد هم آدم می‌تواند خاطره را دوباره و دوباره زندگی کند. کافی است چیزی یادآور آن رویداد شود تا بدن و ذهن وضعیت هشدار را روشن کنند.

خاطره پاک نمی‌شود؛ بارش کم می‌شود

درمان کمک می‌کند حساسیت فرد نسبت به خاطرهٔ دردناک کم شود و خاطره انعطاف‌پذیرتر گردد. با پیشرفت درمان، دیگر نیازی به تصویرهای منفی از آن رویداد نیست، چون حس امنیتِ «همین حالا» تقویت می‌شود.

EMDR خاطره را حذف نمی‌کند، بلکه هیجان و پیوند عاطفی منفی گره‌خورده به آن را کم می‌کند. این درمان به مغز کمک می‌کند بفهمد چه چیزی گذشته است و چه چیزی زمانِ حال.

تورونن یادآوری می‌کند که این یک شعبدهٔ جادویی نیست و در EMDR به‌ندرت یک جلسه کافی است؛ درمان فرایندی چندمرحله‌ای است.

در جلسه چه می‌گذرد

EMDR می‌تواند بخشی از یک فرایند روان‌درمانی باشد، اما اگر فقط یک خاطرهٔ مشخص زندگی روزمره را سنگین کرده، می‌شود مستقیم سراغش رفت.

کار با بررسی پیشینهٔ مراجع آغاز می‌شود. مهم است روشن شود که وضعیت زندگی او با این روش درمانی می‌خواند یا نه. یکی از معیارهای ارزیابی این است که مراجع چقدر می‌تواند با احساسات شدید روبه‌رو شود و از آن‌ها برگردد.

برخلاف جلسهٔ سنتی روان‌درمانی، در EMDR درمانگر و مراجع نزدیک به هم می‌نشینند و در طول کار تقریباً گفت‌وگویی در کار نیست. پیش از شروع حرکت چشم، مراجع رویداد دردناک را به یاد می‌آورد و در طول جلسه فقط مشاهده می‌کند که در درونش چه می‌گذرد.

«لازم نیست تلاش کنی یا چیزی بلد باشی؛ مغز خودت کار ترمیم را انجام می‌دهد.»

در جریان درمان ممکن است احساسات شدیدی مثل شرم، خشم یا اندوه سر باز کنند. پایان هر جلسه، تجربه جمع‌بندی می‌شود. بعد از جلسه هم ذهن به پردازش ادامه می‌دهد و گاهی بینش تازه در خواب سر می‌رسد.

فقط برای تروماهای بزرگ نیست

به گفتهٔ تورونن، EMDR در سازمان پلیس و برای پشتیبانی از کارکنان خدمات نجات هم به کار می‌رود؛ جایی که کارکنان با رویدادهای تروماتیک روبه‌رو می‌شوند.

  • اضطراب، افسردگی و اختلال وسواس فکری–عملی
  • حالت‌های تنش، فوبیاها
  • بحران‌های کوچک‌تر و تخلیهٔ استرس
  • تجربه‌هایی مثل کنار گذاشته شدن در محیط کار یا احساس بی‌ارزشی

تورونن می‌گوید موضوعی که روی آن کار می‌شود لازم نیست حتماً یک تروماى بزرگ باشد؛ می‌شود سراغ چیزهایی رفت مثل اینکه آدم بد دیده شده باشد.

آنچه می‌ماند

تورونن می‌گوید نتایج بزرگی دیده است: آدم‌هایی که پس از درمان دوباره توانسته‌اند و جرئت کرده‌اند زندگی‌شان را زندگی کنند، و هم‌زمان توانسته‌اند احساس گناه و شرم را رها کنند. وقتی تروما دیگر دست بالا را ندارد، انرژی برای بقیهٔ زندگی آزاد می‌شود.

در درمان‌های EMDR دیده شده که باور مثبت دربارهٔ خود و حس امنیت در بدن ماندگار است.

«شگفت‌آور است که چه تغییر بزرگی می‌تواند در زندگی بیاورد؛ نه فقط زندگی خودِ فرد، بلکه زندگی نزدیکانش.»

EMDR امروز هم در توصیه‌های درمانی جای دارد و هم در جعبه‌ابزار بسیاری از متخصصان. تورونن باور دارد در آینده بیشتر از آن استفاده خواهد شد، چون مؤثر و کارآمد است — همه برای بهتر شدن حالشان به سال‌ها روان‌درمانی نیاز ندارند.

او می‌گوید هیچ‌وقت برای کمک گرفتن دیر نیست و لازم نیست آدم دندان روی جگر بگذارد، اگر می‌بیند چیزی یا خاطره‌ای بارها و بارها آزارش می‌دهد. می‌شود رها کرد.

چند کار ساده که خودتان می‌توانید بکنید

برای کم کردن اضطراب راه‌های روزمره‌ای هم هست که هرکسی می‌تواند امتحان کند.

  • مکث و جای امن ذهنی: وسط شلوغی و استرس بایستید و خودتان را در ذهن به جایی آرام ببرید؛ جایی بی‌عجله، جایی که حالتان خوب است و کسی لحظه‌ای از شما چیزی نمی‌خواهد.
  • نوازش پروانه‌ای: کف دست‌ها را روی سینه ضربدری بگذارید و به‌نوبت با هر دست آرام روی سینه بزنید. هم‌زمان از بینی نفس بگیرید و از دهان بیرون بدهید.
  • تمرین‌های حضور در بدن: وسط اضطراب کمک می‌کنند به لحظهٔ اکنون آگاه شوید.
  • کتاب: تورونن کتاب Getting past your past نوشتهٔ فرانسین شاپیرو (Francine Shapiro)، پدیدآورندهٔ EMDR، را پیشنهاد می‌کند؛ کتابی با تکنیک‌های عملی خودیاری.
📎این گزارش از IS ترجمه شده است که نخستین‌بار در ۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ (۲۹ آوریل ۲۰۲۵) دربارهٔ درمان EMDR منتشر شده بود.