رادیو ایرانیان فنلاند
مرور Pinglish

Vagon

Amir Tataloo · واگن
روی هر خط بزن تا از همونجا پخش شه
‏توکل الله
‏به ‌نام خداوند بخشندهٔ بخشایشگر
‏۱ ۱ ۲ ۲ ۸
‏ایمور تَتْلو
‏مور تتلو
‏وقتی ماهو میبینی
‏تو صورت اون که دوسش داری نگاه کن
‏(یه نگاه )
‏تصور کن تو این قطار دنیا
‏داری انگار یه واگن !
‏نگاه کن عمرتو که با چه سرعت داره میره
‏نمیتونی تصور کنی من چندبار دیدم ماهو از لای میله
‏(این تماس از زندان تهران و تماس‌گیرنده زندانی می‌باشد)
‏وقتی ماهو میبینی
‏تو صورتِ اون که دوسش داری نگاه کن
‏تصور کن تو این قطار دنیا داری انگاری یه واگن
‏یه واگن
‏نگاه کن عمرتو که با چه سرعت داره می‌ره
‏نمیتونی تصور کنی من چندبار دیدم ماهو از لای میله
‏(این تماس از زندان تهران و تماس‌گیرنده زندانی می‌باشد)
‏دو هفته صبر کردم ماه کامل شه، هوا ابر بود
‏زمستونو تحمل کردم که گرم شه
‏هنوز سرد و فقط صبر موند
‏به آسمون نگاه کردم یهو رعد و برق زد و تنمو ترسوند
‏به زمین تا که دل بستم یهو زلزله اومد، کل قلبمو لرزوند
‏آره دو هفته صبر کردم ماه کامل شه هوا ابر بود
‏هوا ابر بود
‏زمستونو تحمل کردم هوا خوب شه
‏هنوز سرد و فقط صبر موند
‏به آسمون نگاه کردم یهو رعد و برق زد و تنمو ترسوند
‏به زمین تا که دل بستم
‏یهو زلزله اومد کل قلبمو لرزوند
‏راستش من تو این مدت قرنطینه‌ی کامل دیگه
‏کامل یاد گرفتم یه وقتایی مسئولیتت اینه که
‏باید تک و تنها فقط بیکار و بی هیچ وابستگی
‏و بدون هیچ حتی هدف و هیچ مسئولیتی
‏فقط بتونی زندگی کنی، نفس بکشی
‏فقط بتونی فکر نکنی؛ بتونی یه لحظه
‏فقط یک لحظه هم که شده هیچ دخالتی
‏تو کارِ خداوند متعال نکنی
‏هیچ چیزی رو جا به جا نکنی
‏بعضی وقتا
‏مسئولیتت اینه که هیچ کاری نکنی
‏هیچ کاری نکنی
‏هیچ کاری نکنی
‏من که هستم معنی نداره شب برات
‏شما گل، من شبدرات
‏از تو مینویسم میشه تو خودکارم انگار
‏جوهر و مرکب، نبات
‏منم بالاخره یه روزی به لطف خدا
‏میچینم یه میزِ مرتب برات
‏باز میشه این در
‏صبح میشه این شب
‏آره خودم میخرم برات هرچی شما بخوای
‏تو اصن بگو هرچند، فرقی نداره
‏بگو اصن هرچقدرم درآد
‏من جلو شما جیبم کلا برقرار
‏زیپ یا دکمه؟
‏تو جیبه پول الفرار
‏یهو دیدی جلو پات زیر یه پالت دلارو گرفتم فندک رفت هوا
‏نمیدونی چقدر گنگه که
‏تو اینهمه، همدم من یکه
‏اگه خداوند متعال توییو داده که همون کسی که
‏هم متوکل به خودشونه
‏هم از دم همیشه اماده متحرکه
‏بیش فعال
‏با وقار
‏با حیا
‏مودب
‏شکرِ خدا
‏تو بگو نصفه شب، ۴:۲۰ اصن
‏من که اینو میدونم شما فقط ایمور تتلو ایسترسن
‏منم سنه حیران شُکْرًا لِلّٰهِ
‏ان‌شاءلله میبینم تو دستمه دیگه
‏دستای شما اگه خدا بخواد
‏نود و صد هم نه! صد و بیست درصد
‏طی شده از عرش تا فرش کل راهم که هیچ
‏من اتوبان و بزرگراه شدم
‏هق هقام هی تو گلوم ازم سبقت گرفتن و چه خودخواه شدن
‏گم شدن هردو چشام باز پشت اشکام
‏من خودم بارون شدم، خیس شدم
‏منی که ماه کامل بودم
‏ببین پشت ابرا چطور هم داغون و هم نیست شدم
‏طی شده از عرش تا فرش کل راهم که هیچ
‏من اتوبان و بزرگراه شدم
‏هق هقام ماشین شدن و تو گلوم
‏هی ازم سبقت گرفتن و چه خودخواه شدن
‏گم شدن هردو چشام باز پشت اشکام
‏من خودم بارون شدم، خیس شدم
‏منی که ماه کامل بودم
‏ببین پشت ابرا چطور هم داغون و هم نیست شدم
‏دو هفته صبر کردم ماه کامل شه، هوا ابر بود
‏هوا ابر بود
‏زمستونو تحمل کردم که گرم شه
‏هنوز سرد و فقط صبر موند
‏به آسمون نگاه کردم یهو رعد و برق زد و تنمو ترسوند
‏به زمین تا که دل بستم
‏یهو زلزله اومد کل قلبمو لرزوند
‏آره دو هفته صبر کردم ماه کامل شه، هوا ابر بود
‏هوا ابر بود
‏زمستونو تحمل کردم هوا خوب شه
‏هنوز سرد و فقط صبر موند
‏به آسمون نگاه کردم یهو رعد و برق زد و تنمو ترسوند
‏به زمین تا که دل بستم
‏یهو زلزله اومد کل قلبمو لرزوند
‏Mr. We’ReThWorld
‏What’s up
‏That’s it, man
‏Stop
‏Let’s go for finishing
‏خلاص