Be Raftanat Begoo
Dariush Azar
بر می خیزد در رویایم
گاهی کابوسی
ره گم کردم در دریایت
از بی فانوسی
الا ای بت پیش رو
به رفتنت بگو
که با صدای تو
ترانه ای شگفت
و طرح خنده ای شکفت
به جان عاشقت
که در سرودنم
لبم.. جز تو نگفت
جز تو نگفت
جز تو نگفت
باور کن نازنین نیمه ی من
از تو شد آتشین هیمه ی تن
بی تنت در رگ هر ترانه ام
در همین شاعرانه هم
تاریکی می تازد به پیش