Inak Mehre To
Dariush Azar
میان خورشید های همیشه زیبایی تو لنگریست چشمانت با من گفتند فردا روز دیگریست
رویای کودکانه پنهان پر نشانه با تو ابرای خاکستری میگذرند فردا آفتابیست
اینک مهر تو نبرد افزاریست تا با تقدیر خویش پنجه در پنجه کنم
گیرم خدای خویش به پایم فدا کنم مرا چه سود میخواستم تو ببینی چه میکنم
اینک مهر تو نبرد افزاریست تا با تقدیر خویش پنجه در پنجه کنم
حرمت گذاری بیگانگان چه فایده میخواهم تو ببینی چه میکنم
داریوش آذر اینک مهر تو
کار من این است یا ببینمت یا روزها شمارم تا دوباره دیدنت
هر بار که ناگزیر از هم جدا شویم نا ممکن ها رو ممکن سازم برای بودنت
اینک مهر تو نبرد افزاریست تا با تقدیر خویش پنجه در پنجه کنم
گیرم خدای خویش به پایم فدا کنم مرا چه سود میخواستم تو ببینی چه میکنم
اینک مهر تو نبرد افزاریست تا با تقدیر خویش پنجه در پنجه کنم
حرمت گذاری بیگانگان چه فایده میخواهم تو ببینی چه میکنم