رادیو ایرانیان فنلاند
مرور Pinglish

Golooleh

Mehran Atash · گلوله
‎بند پوتینتو می بست ‎ دستایِ یه مادر پیر ‎وقتی که سکوت شهرم ‎پُر شد از صدایِ آژیر ‎وسط همهمه و مرگ ‎وسط حجومِ وحشت ‎یه خداحافظ نوشتی ‎رویِ یک کاغذ بی خط ‎راشو کج میکرد گلوله ‎اگه می تونست ببینه ‎اگه می دونست قراره ‎رویِ قلبِ تو بشینه ‎توی اون کوچه ی بن بست ‎مادری خوابش نمیبرد ‎وقتی عکسش تووی جیبش ‎پشتِ هم گلوله میخورد ‎نمیدونه توو نبودت ‎مادرت چیا کشیده ‎سنگری که از تو حتی ‎یه پلاک هم پس نمیده ‎پشت هم زنگِ در اما ‎مثل هر بار یکی دیگه ست ‎بیا چشم به راهته اونکه ‎بندِ پوتینتو می بست ‎راشو کج میکرد گلوله ‎اگه می تونست ببینه ‎اگه می دونست قراره ‎رویِ قلبِ تو بشینه ‎توی اون کوچه ی بن بست ‎مادری خوابش نمیبرد ‎وقتی عکسش تووی جیبش ‎پشتِ هم گلوله میخورد