Vatan
Sami Low & Saade · وطن
روی هر خط بزن تا از همونجا پخش شه
میگذره کی این روزا یه نفسی تازه کنم
بگو بقیه برن باشی فقط مال خودم
آب شده یخایِ این دریاچه قوها اومدن
من واسه دیدنت از اونور کوها اومدم
یادگاریاتو بردی
چشای خونم ازت موند
چرا آخرش سیاه شد
چیزی که نور از اول بود
همه ساعت ها وایمیستاد
بغلت تو بغلم بود
منه آواره ی دنیا
بدن تو وطنم بود
وطنم بود
وطنم بود
وطنم بود
جاده بارونیه بوی هیزم سوخته میاد
تو خودم غرق شدم و چشم به در دوخته بیای
نمیخوام باور کنم تن تورو کسی دیده
من توی خوابم شبا با تو به این خونه میام
یادگاریاتو بردی
چشای خونم ازت موند
چرا آخرش سیاه شد
چیزی که نور از اول بود
همه ساعت ها وایمیستاد
بغلت تو بغلم بود
منه آواره ی دنیا
بدن تو وطنم بود
وطنم بود
وطنم بود
وطنم بود