رادیو ایرانیان فنلاند
مرور Pinglish

Khazoon

Shahab Mozaffari · خزون
توجه نکردی به تنهائیام و ندیدی چه ترسی نشست توو نگاهمو مدارا نکردی با دلتنگیامو فقط خواستی باشی به جای خدام و به جای خدام و با هر ردِ پایی که اندازه ی کفشته راه میام و جلو هر کی چشماش شبیهِ خودت میشه کوتاه میام و نموندی باهام و خزونم که از زورِ تنهائیام میخوام مثلِ پیچک بپیچی به پام تو دردی من اینو میفهمم ولی بگو جز تو درمونو از کی بخوام تو بارونیِ کهنه ی کنجِ خونه که خیلی چیزا از دلِ من میدونه چه آغوشِ گرمی چه پاییزِ سردی چقد فکر میکردم یه روز برمیگردی تو داروغه ی شهرِ تنهائیامی دورغِ قشنگِ تووی خنده هامی خیال میکنی رفتی اما تو هستی خیال کن هنوز شونه ی گریه هامی خزونم که از زورِ تنهائیام میخوام مثلِ پیچک بپیچی به پام تو دردی من اینو میفهمم ولی بگو جز تو درمونو از کی بخوام تو بارونیِ کهنه ی کنجِ خونه که خیلی چیزا از دلِ من میدونه چه آغوشِ گرمی چه پاییزِ سردی چقد فکر میکردم یه روز برمیگردی