ایرانیان فنلاند مرور خبرها
Pinglish

Dashi

Shahin Najafi & Erfan · داشی
2026
روی هر خط بزن تا از همونجا پخش شه
برو بریم
داشی داش میشد لاو سانگ ولی
دیدم داره میشه داستان جدید
اونقد باهم داشتیم فان دلی
یه نفس باهم صد کام زدیم
داشی داش میشد لاو سانگ ولی
دیدم داره میشه داستان جدید
اونقد باهم داشتیم فان دلی
یه نفس باهم صد کام زدیم
داس بشی من دستم برات
بگی ببند چشارو بستم برات
راست کارو خواستم برات
تو مستی پات تا تش هستم برات
تو خلافیتم حبسم باهات
تو خطا کن خره نشستم به پات
تو بخونی من دستم به ساز
تو ساز بزن میرقصم باهاش
سیتیزن دل پاکت ام من
تو نعره ام بکشی ساکتم من
یه شهرو به آتیش میکشم
فرمون بده سینه چاکتم من
غم رفت تو سرت شونم برات
تو آواره شو من خونم برات
کم داشتی من هستم زیاد
تو اراده کن، دادا جونم برات
هرکیو بپیچونی پشتتم
نفس میدم نکن یه لحظه شک
بس که رد شدیم از ترس و حس بد
رسممون شده دست به دست هم
تا اینه
جایی که
پا میده
کافیمه
تا اینه
جایی که
پا میده
کافیمه
داشی داش میشد لاو سانگ ولی
دیدم داره میشه داستان جدید
اونقد باهم داشتیم فان دلی
یه نفس باهم صد کام زدیم
داشی داش میشد لاو سانگ ولی
دیدم داره میشه داستان جدید
اونقد باهم داشتیم فان دلی
یه نفس باهم صد کام زدیم
تیزی زنجانی ضامنت میشم
چیزی کم نداری دلت کاملِ پیشم
رو موجا گم شدی منو رصد کن
مثل ستاره تو شب، راه ساحلت میشم
واسه روح تو مقصد میشم
بگی راش دوره، من نقشه ات میشم
اگه تو تاریکیای خودت گم بشی
نور دل میشم، واست مشعل میشم
دود چیه کاکو با تو نعشم
هرچیو بخوای بدی بره بات تو ترکم
ناخدا هر وری بری بات رو عرشم
با باد کج بری باد صاف تو صخرم
واسه پایداری شرم میشم
شر کنم واست بدون ته درم بی شک
تیغو بکشن روت گردن میدم
خورشید بیاد پشت شیر یه پرچم میشن
لینگ بشی من گنگت میشم
به آتیش بکش بیگ بنگت میشم
رفیق دلتو باز کن و بخون
منم نت به نت آهنگت می‌شم
رفاقت نه فقط وقت تفریح
تو آسمون صاف که یه لکه ابر نی
تو ابر از اون ماه بشه رد تدریج
داشیتم تیم قوی زدیم رفته صد هیچ
رفیق اگه سخت باشه رات باشه سد سر راهت بازم پشتتو داره
بغلتم راهت باد توی دغدغه هات کنه مشکلو بازش
ببینه میزنی درجا تو جات
باز زرد شدن برگاتو خشک شده باغت
میرسونه بت آب میرسونه آفتاب
میده لاو کنی رشد تو دوباره
رفیق اگه سخت باشه رات باشه سد سر راهت بازم پشتتو داره
بغلتم راهت باد توی دغدغه هات کنه مشکلو بازش
ببینه میزنی درجا تو جات
باز زرد شدن برگاتو خشک شده باغت
میرسونه بت آب میرسونه آفتاب
میده لاو کنی رشد تو دوباره
داشی داش میشد لاو سانگ ولی
دیدم داره میشه داستان جدید
اونقد باهم داشتیم فان دلی
یه نفس باهم صد کام زدیم
داشی داش میشد لاو سانگ ولی
دیدم داره میشه داستان جدید
اونقد باهم داشتیم فان دلی
یه نفس باهم صد کام زدیم
ایول