ایرانیان فنلاند مرور خبرها
Pinglish

Gereftar

Shohreh · گرفتار
1991
گرفتارم گرفتارم به دست من گرفتارم در این دنیای عاشق کش به جرم تن گرفتارم من از انسان سخن گفتم من از عاشق شدن گفتم به من رندانه خندیدن مرا هرگز نفهمیدن گرفتارم گرفتارم بدست من گرفتارم در این دنیای عاشق کش به جرم تن گرفتارم منم از دودمان عاشقان تنها به جا مانده دلم در آرزوی کوچ و تن بین شما مانده به من آموخت این فریادهای تلخ بی پاسخ که هر چه در پی آنم فقط در قصه ها مانده من از انسان سخن گفتم من از عاشق شدن گفتم به من رندانه خندیدن مرا هرگز نفهمیدن گرفتارم گرفتارم به دست من گرفتارم در این دنیای وانفسا میان جمعمو تنها کنون بگذار که با تنهایی خود همنشین باشم رها از قید این آلودگیهای زمین باشم به جرم عاشقی رویائیم خواند باکم نیست به ذات خود خیانت کرده ام گر غیر از این باشم