ایرانیان فنلاند مرور خبرها
Pinglish

Golaye Pooneh

Siavash Ghomayshi · گلای پونه
1998
روی هر خط بزن تا از همونجا پخش شه
صدای خش خش برگای خزونی
توی گوشم ناله می کرد
آسمون بغضشو تو
پرده ابرای سیاهش پاره می کرد
رعد و برق نگاه شهر و
با صداش خواب زده می کرد
زمین از این همه سنگینی بار
به روی شونه اش گله می کرد
همچنان پای پیاده
فارغ از صدای خشم آسمونی
بیخیال از ناله ها و گله های
برگای زرد خزونی
جاده های بی کسی رو
گم میکردم آروم آروم
تن غربت رو می شستم
زیر قطره های بارون
من به یاد عطر بارون زده گلای پونه
می کشیدم پای خستمو تو جاده
به هوای بوی خونه
وقتی که صدای خونه
منو تا آخر جاده می کشونه
این سراب توی جاده
که چشامو می پوشونه
صدای خش خش برگای خزونی
توی گوشم ناله می کرد
آسمون بغضشو تو
پرده ابرای سیاهش پاره می کرد
رعد و برق نگاه شهر و
با صداش خواب زده می کرد
زمین از این همه سنگینی بار
به روی شونه اش گله می کرد
همچنان پای پیاده
فارغ از صدای خشم آسمونی
بیخیال از ناله ها و گله های
برگای زرد خزونی
جاده های بی کسی رو
گم میکردم آروم آروم
تن غربت رو می شستم
زیر قطره های بارون
من به یاد عطر بارون زده گلای پونه
می کشیدم پای خستمو تو جاده
به هوای بوی خونه
وقتی که صدای خونه
منو تا آخر جاده می کشونه
این سراب توی جاده
که چشامو می پوشونه