₪ انجمن بوف بوفی ₪ » صفحات شخصی کاربران » صفحه شخصي hadi04
1 2 3 4 ... 27 28

بدون عکس

صفحه شخصي hadi04

1697 بازدید، 558 پست، نویسنده: hadi04

  • hadi04

    سلام به همه دوستان قديمي و جديدي
    اينم خونه نو ما!!!
    البته ما خونه داشتيم والا يه اتفاق افتاد كه خيلي هاتون ميدونين
    يه آقاي مايه داري به نام عليرضا كه فكر كنم همه بشناسيدش :86: پيدا شد و زمينهايي رو كه همه خونه توش ساخته بودن همه رو خريد و خونه ها رو زد زمين قرار شد يه برج مدرن بسازه
    خدا رو شكر اهل دوزو كلك نبود و به قولش وفا كرد قرار شد يه برج بسازه ،وقتي هم كه ساخته شد و كار تموم شد يه واحدش رو هم بده به ما :4:
    خوب بالاخره ما هم صاحب يه خونه اونم توي برج شديم
    :10:

    از اين شعر هم خيلي خوشم مياد به مناسبت اينكه با كلمه بابا خيلي حال ميكنم اينو هم براي شروع توي صفحه شخصيم گذاشتم
    صدای ناز می آید

    صدای کودک پرواز می آید

    صدای رد پای کوچه های عشق پیدا شد

    معلم در کلاس درس حاضر شد.

    یکی از بچّه ها از قلب خود فریاد زد

    بر پا

    همه بر پا ، چه برپایی شده بر پا

    معلّم نشأتی دارد .

    معلّم علم را در قلب می کارد

    ،معلّم گفته ها دارد

    یکی از بچّه های آن کلاس درس گفتا :

    بچّه ها بر جا

    معلّم گفت :فرزنم بفرما ، جان من بنشین ،

    چه درسی ؟

    : فارسی داریم!

    : کتاب فارسی بردار آب وآب را دیگر نمی خوانیم.

    بزن یک صفحه از این زندگانی را

    ورق ها یک به یک رو شد

    معلم گفت : فرزندم ، ببین بابا .بخوان بابا . بدان بابا

    عزیزم این یکی بابا ،

    پسر جان آن یکی بابا

    همه صفحه پر از بابا

    ندارد فرق این بابا و آن بابا

    بگو آب و بگو بابا

    بگو نان و بگو بابا

    اگر بخشش کنی

    با می شود با....با

    اگر نصفش کنی

    با می شود با...با

    تمام بچه ها ساکت .

    نفس ها حبس در سینه

    و قلبی همچون آیینه

    یکی از بچه های کوچه ی بن بست

    که میزش جای آخر هست

    و هم چون نی فقط نا داشت .

    به قلبش یک معما داشت !

    سوال از درس بابا داشت .

    نگاهش سوخته از درد.

    لبانش زرد

    ندارد گویا همدرد

    فقط نا داشت

    به انگشت اشاره او

    سوال از درس بابا داشت

    سوال از درس بابای زمان دارد .

    تو گویی درس هایی بر زبان دارد

    صدای کودک اندیشه می آید

    صدای بیستون،

    فرهاد یا شیرین

    صدای تیشه می آید

    صدای شیرها

    از بیشه می آید .

    معلم گفت : فرزنم سوالت چیست ؟

    بگفتا آن پسر:

    آقا اجازه این یکی بابا و

    آن بابا یکی هستند ؟

    معلم گفت : آری جان من

    بابا همان بابا ست

    پسر آهی کشید و اشک او در چشم پیدا شد

    معلم گفت : فرزندم بیا اینجا

    چرا اشکت روان گشته ؟

    پسر با بغض گفت :

    این درس را دیگر نمی خوانم

    معلم گفت: فرزنم چراجانم

    مگر این درس سنگین است ؟

    پسر با گریه گفت :

    این درس سنگین است

    دو تا بابا، یکی بابا

    تو می گویی این بابا با آن بابا یکی هستند ؟

    چرابابای من نالان و غمگین است .

    ولی بابای آرش شاد و خوش حال است ؟

    تو می گویی که این بابا و آن بابا یکی هستند ؟

    چرا بابای آرش میوه از بازار می گیرد ؟

    چرا فرزند خود را سخت در آغوش می گیرد ؟

    ولی بابای من هردم زغال از کار می گیرد

    چرا بابا مرا یک دم به آغوشش نمی گیرد ؟

    چرا بابای آرش صورتش قرمز

    ولی بابای من صورتش تاراست؟

    چرا بابای آرش بچه هایش را همیشه دوست می دارد ؟

    ولی بابای من شلاق را بر پیکر مادر،

    به زور و ظلم می کارد .

    تو می گویی که این بابا و آن بابا یکی هستند .؟

    چرا بابا مرا یکدم نمی بوسد ؟

    چرا بابای من هر روز می پوسد ؟

    چرا در خانه ی آرش

    گل و زیتون فراوان است ؟

    ولی در خانه ی ما

    اشک و خون دل به جریان است .

    تو می گویی که این بابا و آن بابا یکی هستند ؟

    چرا بابای من با زندگی قهر است ؟

    معلم صورتش زرد و

    لبانش خشک گردیدند

    به روی گونه اش اشکی زدل برخاست .

    چو گوهر روی دفتر ریخت

    معلم روی دفتر عشق را می ریخت

    و یک بابا ز اشک آن معلم پاک شد از دفتر مشقش

    بگفتا: دانش آموزان

    بس است دیگر یکی بابا در این درس است و

    بابای دیگر نیست

    پاکن را بگیرید ای عزیزانم

    یکی را پاک کردند

    و معلم گفت :

    جای اون یکی بابا ، خدا را در ورق بنویس

    و خواند آن روز خدا بابا

    تمام بچه ها گفتند : خدا بابا

    4 سپاس: taha_1990، تنها، a-s-l-a-i-b-a، tiktik

  • بهونه

    نمایش یا پنهان متن1114

    مبارک باشه
    265 296 271 256 243 262 265 296 271 256 243 262 265 296 271 256 243 262 265 296 271 256 243 262 265 296 271 256 243 262 265 296 271 256 243 262 265 296 271 256 243 262 265 296 271 256 243 262 265 296 271 256 243 262 265 296 271 256 243 262 265 296 271 256 243 262

    1 سپاس: hadi04

  • hosseinhn82

    مبارک باشه آرسام جان :46: :78:

    نمایش یا پنهان متنیه سوال : می دونید چرا من جز "گروه کاربري: مدیران قبلی" نیستم , علت خاصی داره ؟!

    1 سپاس: hadi04

  • hadi04

    نقل قول: hosseinhn82
    یه سوال : می دونید چرا من جز "گروه کاربري: مدیران قبلی" نیستم , علت خاصی داره ؟!

    فكر ميكنم عليرضا جون فراموش كرده شما رو وارد كنه :46:


  • دلشاد

    داداش آرسام جان خونه نو مبارک
    265 271 265 271 265 271 265 271 265 271 265 271 265 271 265 271 265 271 265 271

    1 سپاس: hadi04

  • LIFE

    خونۀ نو مبارک آرسام جان....


    1 سپاس: hadi04

  • gilas

    خونه نو مبارک بابا آرسام :10:

    ایشالا تو همین خونه یاس بابای رو علوس کنی :8:

    مبااااااااااااااااارکه 271 296 265 271 296 265 271 296 265 271 296 265 271 296 265 271 296 265 271 296 265 271 296 265 271 296 265
    نمایش یا پنهان متن
    تصویر در دسترس نیست

    1 سپاس: hadi04

  • sib

    مبارک باشه هادی عزیز :1:
    1 سپاس: hadi04

  • پرسپولیس

    خونه جدید رو تبریک میگم :46:
    ایشالاه که همیشه به شادی و در کمال ارامش باشید. :46:

    1 سپاس: hadi04

  • carlos

    خانه ات مبارک باشد :11:
    :46: :46: :46: :46: :46:

    1 سپاس: hadi04

  • ژنرال

    مبارک باشه آرسام جان :46:
    1 سپاس: hadi04

  • EVANESCENCE

    خونه جدید مبارک :46:
    با ارزوی سلامتی و ارامش واسه یاس بابایی :11: و خونواده محترم :4:

    تصویر در دسترس نیست

    1 سپاس: hadi04

  • بچه مثبت

    مبارک باشه آرسام جان :46:
    می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
    می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
    گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم
    1 سپاس: hadi04

  • هاچو هاچو

    سلام صاحبخونه :1: ،امیدوارم صاحب اون عکسی که انداختی خونه دلتو صفا بده :8: البته الانم با صفا هستی ها :6:
    1 سپاس: hadi04

  • ماهی

    مبارک باشه آقا آرسام :1:
    برات یه دنیا شادی و آرامش تو خونه ی جدید آرزو می کنم 1152 1152 1152 1152 1152

    تصویر در دسترس نیست

    1 سپاس: hadi04

  • hadi04

    تصویر در دسترس نیست

    شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
    فریبنده زاد و فریبا بمیرد
    شب مرگ تنها نشیند به موجی
    رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
    در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
    که خود در میان غزلها بمیرد
    گروهی بر آنند که این مرغ شیدا
    کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد




    شب مرگ از بیم آنجا شتابد
    که از مرگ غافل شود تا بمیرد
    من این نکته گیرم که باور نکردم
    ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
    چو روزی ز آغوش دریا برآمد
    شبی هم در آغوش دریا بمیرد
    تو دریای من بودی آغوش باز کن
    که می خواهد این قوی زیبا بمیرد


    (شعر از دکتر مهدی حمیدی شیرازی)


  • gilas

    نقل قول: hadi04
    شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد

    آخی اینو حبیب خونده خیلی هم زیبا :65:

    برات بزارم :100:

    1 سپاس: hadi04

  • hadi04

    نقل قول: gilas
    برات بزارم

    286 برام بذار 286


  • 1 سپاس: hadi04
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: