ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
gilas
الهی بمیرم
نمیشه کارتو کاریش کرد ؟
hadi04
تیم پزشکی قراره درخواست ریلیز بدن ببینن جای دیگه ای میتونم برم یا نه ولی توی منطقه هر جا باشه هواش آلودست مگر اینکه از اینجا کلا برم که اونم خیلی طول میکشه
خدا بزرگه ناراحت نباش خودش درد داده درمونشم میده
SaMaN TaJ
hadi04
سلومت باشی دایی فدات شم سامان جان دلم واست شده اینقدر . دیدی؟
هاچو هاچو
hadi04
سرت سلامت داداشی ناراحت نباش ناراحتی نداره که بیماری واسه همست دعام کن خوب بشم
خدا رو شکر
آره یه مشت دارو داده دکتر از وقتی میخورم بهترم البته دکتر گفت بیشتر باید مراقب باشم تا بدتر نشه وگرنه برگشت به حالت قبلی یه کم ...
arash52
اومدم خداحافظی
داریم میریم کربلا
خوبی بدی دیدی حلال کن
hadi04
اومدم خداحافظی
داریم میریم کربلا
خوبی بدی دیدی حلال کن
كوچيكتم همسايه گلم
برو به سلامت
ما رو فراموش نكن دعامون كن
ايشالا كه به سلامتي بري و برگردي
مراقب خودت باش داداش التماس دعا
The one
hadi04
زنده باشي آبجي ممنون از لطفت
ايشالا خدا همه بيمارها رو سلامتي بده
براي همه دعا ميكردي اينطوري خدا بيشتر قبول ميكنه
hadi04
بچه مثبت
مهمون دعوت میکنی بعد فرار میکنی؟
نمایش یا پنهان متن
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
hadi04
مهمون دعوت میکنی بعد فرار میکنی؟
آی قربون دستت امین جون رفته بودم چار تا نون بگیرم بشینیم با پیاز بخوریم
خیلی خوش اومدی صفا آوردی
farzane
زیبا بود مرسی
hadi04
زیبا بود مرسی
قربون قدمتون خوش اومدی فرزانه خانوم صفا آوردی ممنون از لطفت
hadi04
نمیدونم چی بگم و از کجا شروع کنم ولی خیلی با خودم کلنجار رفتم و آخر به این نتیجه رسیدم که بهتره بگم موضوع رو شاید دیگه نشه و فرصت نباشه بهتون بگم
از اونجایی که همه شما دوستان گلم سهمی از زندگی من دارید و بخشی از زندگی من هستید باید شما رو هم در جریان میذاشتم البته اصلا دوست نداشتم ناراحتتون کنم ولی چکار کنم قسمت این بود که اینطوری بشه
یه آدم نیازمند همیشه دستش جلوی کسایی دراز میشه که ازشون توقع داره و به خیرشون امید داره من هم امروز نیازمند دعای خیر شما دوستان هستم مثل اینکه نا ملایمات زندگی برای من تمومی نداره و داستان دراز رنج کشیدن های من ادامه داره
تا حالا از خدا گله نکردم چون معتقدم هر چی سرم بیاد حقمه من بنده خوبی برای او نبودم که توقعی ازش داشته باشم
((مدتیه حدودا از 4 ماه پیش تا حالا درگیر بیماری مهلک و رنج آوری هستم که خواب و خوراک و آسایشم رو ازم گرفته دوست دارم یه بار هم که شده یه نفس عمیق ،یا یه خمیازه مشت بکشم ولی نمیشه چون بعدش سرفه تا یک ساعت امونمو میبره و باید همین طور خون بالا بیارم تا آروم شه اوایل دکترا به سل مشکوک بودن ولی با کلی آزمایش معلوم شد که نه سل نیست تست ها و آزمایش ها و نمونه برداری ها ادامه اشت تا دوماه پیش حدودا که دکتر گفت سرطانه سرطان ریه خیلی شوکه کننده بود ولی باید قبول میکردم دکتر گفت که البته خدا رو شکر خفیفه و هنوز در مراحل شروع رشده و میشه از رشدش جلوگیری کرد امروز رفتم برای تکمیل معایناتم که دکتر گفت خدا رو شکر میشه گفت با عمل جراحی و خارج کردن توده از ریه میشه رشدش رو تقریبا متوقف کرد حالا قراره که جراحی بشم چند روز دیگه خواستم بگم تا برام دعا کنید میدونم دعای شما بهتر و گیراتره شنبه اربعینه روزی که من مسلمون شدم یکشنبه تاریخ عمل جراحی برام معین کردن نمیدونم شاید توی این روز حکمتی برای من توی زندگیم نهفتست گفتنش شایدسخت باشه ولی امیدوارم روزی که مسلمون شدم روز ی نباشه که این دنیا و شما رو ترک کنم عمل جراحی ریه یه کم خطرناکه دروغ نمیگم ترسیدم خیلی هم ترسیدم ولی دعای شما میتونه منو قوی و دلم و محکم کنه تو رو خدا فراموشم نکنید و اگر دیگه همدیگه رو ندیدیم مواظب همدیگه باشید و من رو هم حلال کنید خوبی که از من ندیدید بدی ها رو ببخشید امیدوارم باز هم بتونم ببینمتون به امید اون روز
mojde
hadi04
ممنونم مژده تو رو خدا منو ببخشید قصد ناراحتیتون رو نداشتم
mojde
چرا نگي؟ به ما نگي به كي بگي ؟ ناراحت شدم آره معلومه ولي نميشه كه هميشه كنار هم بخنديم بايد بتونيم تو بغل هم گريه كنيم بايد بتونيم كنار هم فرياد بزنيم .من الان بايد شيراز بودم پيش تو و فاطمه و ياسي اما گيرم به خدا مبينا امتحان داره ميدونم توجيه بديه اما تنهاست اين بچه . تو رو خدا ما رو بيخبر نذار من دلم ميتركه تا تو از اطاق عمل بياي بيرون
hadi04
فدات شم همینکه مثل خواهرم برام هستی و منو مثل برادرت میدونی برام قدر صد تا دنیا با ارزشه مراقب مبینا باش توی فکر نرو خدا کمک میکنه باشه حتما خبرتون میکنم حتما ایشالا بخیر میگذره
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→