ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
**بشتابید بشتابید مسابقه داستان نویسی**
ماهی
خیلی قشنگ بود...
نمایش یا پنهان متن
هر چند تقلب کردینخبه,
شیرین!! اون شکلکه رو گم کردم ..(انگشتیه)
دیروز یه بار نوشتمش ولی قبل از ارسال یه اتفاقی افتاد همش پرید....
نخبه
کدوم؟ همه شکلکها درست شده و صفحه اول هستش.. یه نگاه بنداز
شکلکهای داستانهای قبلیتون هم درست کردم با گیلاسی
نخبه
ماهی
آره همونو می خوام...برام پیغام خصوصیش کن لطفا
می رم یه کمی می کارم( کار می کنم) بعد بر می گردم داستانمو کامل کنم
نخبه
می رم یه کمی می کارم( کار می کنم) بعد بر می گردم داستانمو کامل کنم 351
نهههههههههههههههههههه
بچه مثبت
نمایش یا پنهان متن
چرا میگی تقلب کردم؟نخبه,
پررو از عالِمِ فرزانه اجازه گرفتی آواتارت رو عوض کرد؟ ؟؟؟
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
ژنرال
عجب سرگذشتی داشته پخمه
من از این شکلکا نداشتم وگرنه منم داستان مینوشتم
شیرین اخر سر رای گیری کن که بچه ها بیان رای بدن به بهترین داستان.
ژنرال
شکلکها عالی
پخمه خیلی شخصیتش رئال بود! کاملا مطابق با واقعیت داشت
از این شکلکا نداشتم وگرنه منم داستان مینوشتم
شیرین اخر سر رای گیری کن که بچه ها بیان رای بدن به بهترین داستان.
نخبه
قراره همین کارو بکنیم
ااااااااااااا زودتر تاپیکش کنببینم شکلکهای جدید چیا هستن
من صاحب اختیارم.. در ضمن عالم فرزانه منم تو مینگولی
ماهی
9 ماه و نه روز و نه ساعت و نه دقیقه بعد:
بله دوستان! اون صحنه جلافت بار آرش و خانوم پرستار همان
امروز روز مهمی توی زندگی عشقولانه آرش و شیرینه .این آرشه که با یه دسته گل توی بیمارستان منتظره تا شیرین براش یه فندق خوشجل و موشجل به دنیا بیاره
آرش ساعتها پشت در ایستاد و هر بار خانوم پرستار در رو باز می کرد و می گفت : این یکی دختره...
این یکی پسره
ای بابا یه دخمل دیگه...
.
.
آرش هم سعی می کرد خونسردیشو حفظ کنه و خودشو برای این قضیه آماده کنه..
بله دوستان ! اونروز شیرین هوارتا بچه ی جور واجور و خوشگل موشگل تحویل آقا آرش داد
واما یکسال بعد :
گرچه که مامان آرش و مامان شیرین ، خاله ی آرشو خاله ی شیرین ، عمه خانوم بزرگه و عمه کوچیکه با دخترشون ، دختر خاله جان و عروس گلشون ، همه و همه دست به دست هم دادن تا اون هوارتا بچه ی شیرین و آرش رو از آب و گل در بیارن..اما با هم یه سری بزنیم به خونه آرش و شیرین ...
شیرین: وای چی شده؟ ! آرش! بیا اینو ببر از اینجا !
شیرین: وای بلند شو چیکار م یکنی بچه ! آرش! بیا اینو ببر از اینجا !
ووروجک : ولم تون مامانی ! دالم چت می تونم
شیرین: وای بلند شو چیکار می کنی بچه ! آرش! بیا اینو ببر از اینجا !
شیطونک : ولم تون مامانی ! دالم میخ می توبم
شیرین: وای لباست کو بچه ! آرش! بیا اینو ببر از اینجا !
شیطونک : ولم تون مامانی ! دالم آبپاشی می تونم...
شیرین:وای چیکار می کنی بچه؟!! ....داری کتاب می خونی؟ آرش ! بیا اینو ببر از اینجا
شیطونک : ولم تون مامانی ! قاطی تلدی...من ته کال بد نمی تونم..تتاب می خونم...
شیرین: وای بازم مرکبارو دم دست گذاشتی آرش !بیا اینو ببر از اینجا !
شیرین: آرش ! این بچه نره توی کوچه !در حیاتو ببند !
شیرین: آرش ! این چیز میزا رو باز گذاشتی دم دست؟
نی نی : دالم باسی می تونم... مگه چیه مامان شیلین! خیلی هم خوشمله
▧ تصویر در دسترس نیست[/quote]
شیرین:باز کجا می خوای بری؟ دختر همسایه رو گاز نگیریا.... آرش! بیا اینو بگیر! بازم می خواد بره گوشت دختر مردمو بکنه
نی نی : می خام بلم باسی تونم
شیرین:اینقدر شوکولات نخور بچه!.... آرش! بیا اینو بگیر!
نی نی : دوس دالم..دوس دالم
شیرین:باز رفتی گلای باغچه رو چیدی بچه!.... آرش! بیا اینو بگیر!
نی نی : مامان ! بلیم بلام خواستگالی
شیرین:باز رفتی با دختر همسایه !.... آرش! تا دکتر نشده بیا اینو بگیر!
نی نی : من دکتولم تو ملیس
این بود عاقبت معجون خوری آرش ...
ولی در عوض آرش و شیرین برا خودشون قبیله ای دست و پا کرده بودند...و سالیان سال به خوبی و خوشی کنار هم زندگی کردند...
نخبه
این بچه پرو داره با کی چت میکنه؟
ولی در عوض آرش و شیرین برا خودشون قبیله ای دست و پا کرده بودند...و سالیان سال به خوبی و خوشی کنار هم زندگی کردند...
خیلی باحال بود ماهی گلی کلی خندیدم به این بچه های شیطون و وروجک
ماهی
عالِمِ فرزانه خود بهتر می دانند
نمایش یا پنهان متن
یه عالمه شکلک خوشگل موشگل پیدا کردی خبهر آنکس که دندان دهد نان دهد..نگرانش نباش
از شیرین هر کاری بگی بر می آد
نخبه
نه دیگه این کار.. اونم به این بزرگی
بچه مثبت
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
نخبه
نخبه
ساعت 8 تاپیک بسته خواهد شد.. ار همه عزیزان سپاسگزارم
ژنرال
نخبه
داستانت رو بزار ولی تو قرعه کشی شرکت نمیدیم
ژنرال
شیرین من بر اساس داستان فیلم تایتانیک، یک اقتباس انجام دادم ... خیلی داستان جالبیه . . .
آخرشم تورو جو میگیره غرق میشی آرش میره یه زن دیگه میگیره
بچه مثبت
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→