ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
ܓ✿ بیا بر خندهﮮ این صبح بهار خنده کنیم ★☆★
Kishe Mehr
نمایش یا پنهان متن
در صفحه ی دوم هم آهنگ شاد و قشنگی رو میذارم که بازم امیدوارم خوشتون بیاددر پایان، من با آقایون محترم سایت روبوسی میکنم
چنین گفت زرتشت:
عاشق عاشقی باش و دوست داشتن را دوست بدار.
از تنفر متنفر باش، به مهربانی مهر بورز،
با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش
maryamlondon1
Kishe Mehr
ای بابا،
به جاش اون ویدیو رو اگه زحمتی نیست بترجمید تا یکی دیگه نیومده
دلشاد
در مورد داش علی چیزی نمیگم
ali41
محبت ارزانترین و با ارزشترین هدیه ای است که می تونیم بهم بدیم ... اونو از هم دریغ نکنیم
من واقعا قصد جسارت یا ناراحتی کسی رو نداشتم . هیفا میدونست من دارم تاپیکمو تقدیمش میکنم و چیزی که خیلی محرز بود تو تاپیک تقدیمی هیفا به من کاملا داستان محبت ما دو تا بهم دیگه نشون داده شد ... نکته اینجا بود که احساس واقعیمو بدون ملاحظه بیان کردم و این اتفاقا برام مهم بود .چون من شخصیتی نیستم که جای اگر و اما تو کارام بزارم و تا از محبت هیفا به خودم اطمینان پیدا نکردم دست به این کار نزدم ، نه اون بچست نه من ، مگه میشه من بدون اینکه هیفا بدونه یا منو انتخاب کرده باشه دست به این کار بزنم .... حالا یه سری حساسیت بوجود اومد که خیلی غیر منتظره برای من نبود و خیلی هم دوست نداشتم بهش اهمیت بدم ... ولی متاسفانه خیلی ادامه دار شد و منم حساس شدم ... بماند گذشت و این چیزا هم تو عالم دوستی خیلی بعید و عجیب نیست ... مهم اینه که ما بتونیم سریع تر احساساتمونو شناسایی و کنترل کنیم و تبدیل به کینه نشه .... خدا را شاکرم که دوستان خوب من و در راس همه هیفای گلم در نهایت تواضع از این فضای غم انگیز فاصله گرفتیم و تونستیم سریع تر بخودمون بیاییم ..... ازت ممنونم عزیزم که با این تاپیکت لطف کردی و به همه پیام دوستی ، مهربانی و صداقتو یادآور شدی
راستش من ضمن اینکه خیلی احساسی ، رومانتیک و صریح هستم در عین حال یاد گرفتم هم سریع احساسمو کنترل کنم هم متواضعانه به اشتباهاتم اقرار کنم و ابایی ندارم که به همه دوستانم عرض کنم اگر احیانا من هم در پاسخ به برخی موارد زیادی صریح بودم ، منو ببخشید و از همتون عذر خواهی میکنم ... مخصوصا مژده (با اختلاف فکری و نظری که داشتیم و من دیر متوجه شدم) که انصافا زن زحمت کش و درد کشیده ایه و من منظورم تو پاسخم شخص ایشون که میدونم دارن با سختی و نجابت زندگی میکنن نبود ، من کلی حرف میزدم و مخاطبم ایشون نبود اگر احیانا اینجوری تداعی شده ، معذرت میخوام و اینو بزارید بحساب بی توجهی من .... امیدوارم از دلخوریها رنجش و کینه تولید نکنیم .... بیاییم در کنار هم باشیم .... بقول مجتبی دنیا ارزش این چیزا رو نداره .... تشکر از همتون عزیزانم
The one
maryamlondon1,
دلشاد,
به خدا شرمندتون شدم که به خاطر من اینقدر عذاب کشیدید
ali41,
دست گلت درد نکنه حرفهات مثل همیشه به جا و دلنشین بود
راستی مجی گلو اینهم ترجمه
ناقلا از کجا میدونستی من عاشق این آهنگم.. چند سال پیش حدود هزار بار گوشش دادم..
نمایش یا پنهان متن
اینم عسک خوانندش سیرین عبدالنور▧ تصویر در دسترس نیست
Kishe Mehr
maryamlondon1
من این ترانه هارا نمی گوشم
Kishe Mehr
داداش بهروز داشتیم؟
ali41,
خواهش میکنم علی جان
نمایش یا پنهان متن
راستی من ادم شوخی هستم ، امیدوارم که از من ناراحت نشینخواهش می شوی اد گلو
حال کار شما به جایی رسیده است که ما را سر کار می گذارید؟
واقعا؟
خب این مگه کجائیه؟
ali41
راستش مجتبی جون من هیچ چیز تو زندگیم واسه پنهون کردن از هیچ کسی ندارم .... اینه که هر چی میگم عین حقیقته و لزومی ندیدم بر خلاف میلم محافظه کاری کنم من با هیفا ده ها ساعت حرف زدیم و همه چیز همو میدونستیم و من اصلن برای جلب نظرش خدا میدونه به دروغ یا کلک متوسل نشدم حتی ادرس مادر امیرو تو المان بهش دادم که سه ساعت فاصله دارن و بره از همه عالم در مورد من بپرسه و من علیم با این افکار و نظرات و مشکلات و سن و سالو و ایده ها و خوشحالم هیفای عزیزم هم مثل خودم اهل صراحت بود و بابت ابراز عشقش ممنونم و از شما هم که لطف کردید تحمل فرمودید سپاسگذارم و خدا رو شاهد میگیرم نه نمایش بود نه تئاتر و نه چیز دیگه هر چی بود واقعیت ... من 41 سالمه و برای این بازی ها خدای ناکرده خیلی پیر شدم ... شما بدل نگیر ایشالا هر چی خدا بخواد همون میشه فقط گفتم که بدونید اهل ریا یا دروغ نبودم و دوستم نداشتم کسی ناراحت بشه و خود هیفای عزیزم میدونه باهاش در مورد تاپیکم اتمام حجت کردم که بی نهایت دوسش دارم و دلیلی بر پنهون کردنش ندیدم ... زمانی هم مژده رو البته نه تا این حد دوس داشتم ولی راهمون یکی نبوند اون گفت من نفهمیدم ... حالا بعد از اینه همه درد و سن وسال با یه پسر 15 ساله و هیفا هم با یه پسر و کلی درد و جدایی ... شما فکر میکنید سر پیری عاشقی زده به سرم نه من دارم کسی رو که مثل خودمه انتخاب میکنم برای زندگیم و او هم به این نتیجه رسیده و حالا روح رومانتیکم کمک کرد احساس واقعیمو بگم ، عزیزم من همیشه صریح و صادق بودم و هرگز قابلیت تغییر تو این مواردو ندارم .... ممنونم از تاپیک قشنگت و بازم از خدا برات آرزوی عزت ، بزرگی و رافت دارم
Galexy
بی مزه
maryamlondon1
ببین یکتا جان علت ناراحتی من توهینی بود که به دوستانم شده بود من طاقت این توهین نداشتم ماها یه جورایی اعضا خانواده هم شدیم توهین به کسی توهین به همه است
maryamlondon1
نه این هموطنم نیست عربه ولی همخونم نیست عربی فقط وطنی اخه من کمی وطن پرستم اون هم هات هاتش
نمایش یا پنهان متن
▧ تصویر در دسترس نیستهاچو هاچو
نمایش یا پنهان متن
ali41
بهروز جان من جسارتی به شما کردم
جون علی بگو تازه الان کامنتتو دیدم داداش گلم
ali41
مریم خانوم من یادم رفت تشکر کنم از شما بابت لطفتون خواهر بزرگم
shaparak64
مجی جون
ببخشید که اینجوری گفتم ، نبایدم تاپیک با چنین مضمونی میزدی
اینو گفتم که بیشتر حواسمون به حرفا و رفتارمون باشه، قبل از حادث شدن اتفاقا
نه اینکه بعد از پیش اومدنشون و عوارض و تبعاتش ، بگیم خووووب بابا بی خیال! دوستیا مهمه ،دنیا دو روزه، هیچی ارزش نداره؛ دوستیا میمونه و ... ، نه گل های من! دوستی نمیمونه؛ دلخوری و غبار غمش میمونه؛ چون اگه دوست و دوستی برامون مهم باشه خیلی چیزا پیش نمیاد، یعنی پیش نمیاریمشون
نمایش یا پنهان متن
نمیدونم چرا تلخ صحبت کردم ، ببخشید منوali41
امروز وقتی فکر میکردم این موضوع جدی برای من ، چقدر باعث ناراحتی دوستانم شد راستش دلم گرفت .... دیشب رو کردم به آسمون و با تمام حسم خدا رو صدا میزدم که پروردگارا
در سر خمار تو دارم و در دل اسرار تو و بر زبان اشعار تو ... الهی ظاهری دارم بس شوریده و باطنی دارم بخواب غفلت آلوده و دیده ای پر آب گاهی در آتش می سوزم و گاهی در آب دیده غرق
مجتبی جان اینو یه دلنوشته حساب کن که جایی بهتر از اینجا براش پیدا نکردم تا با تمام حسم بگم بحقش بهترین رو برای همه ما رقم بزنه بر میل و اراده خودش نه بر میل و اراده ما ... تشکر دوست خوبم
ali41
مرجان خانوم مهربون ببخشید جسارت میکنم .... پس جایگاه خطا و بخشش تو این دنیا کجاست ؟ بهر دلیلی اگه خطایی صورت بگیره باید چیکار کرد : مگه جز اینه ---> ندامت ---> سنجش خطا ---> تعیین نقش خودمون تو اون خطا ---> بخشش خودمون ---> بخشش دیگران
به نظر شما حمل احساس گناه و شرم مشکلی رو حل میکنه .... من معتقدم خطا نباید صورت بگیره اگه گرفت باید حلش کرد و با عرض معذرت کار مجتبی رو تحسین میکنم ... و اگه خدای ناکرده کسی از منبع بخشش میخواد فاصله بگیره و به دنیای تیره و تار احساس گناه ، رنجش و کینه فرو بره بیشتر به خودش لطمه میزنه و مشکلی ازش حل نمیشه .... راستش من یکی یا کاریو انجام نمیدم یا حتی اگه غلط بود خودمو سرزنش نمیکنم ... سعی میکنم خطامو اول به خدا و اگه قابلیت گفتن به دیگران رو داشت و شری بپا نمیکرد یا رازی بر ملا نمیشد و یا کلا میشد به کسی یا جمعی گفت ، با شجاعت اقرارش کنم و دیگه تکرارش نکنم ... خطا مال انسانه و تکرار خطا کار آدمای دور از جون احمق ... اصلن خطا باعث رشد میشه ... زیادی سخت نگیرید خواهر مهربونم
نمایش یا پنهان متن
حالا با این حرفا خداییش فکر نکنید مقصر همه وقایع ناخوشایند کائنات من بودمنخبه
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→