یه روز که نشسته بودم چشامو بسته بودم هیفا بهم پیام داد پیشنهادی با حال داد گفتش یه سایتی هست خیلی باحاله بوف بوفی هست اسم اون سایته زود تند سریع رفتم نشستم پشت پی سی نام جدید کاربری رو نوشتم به انگلیسی دیدم بچه ها همه خوب و مهربونن همه رو دوست خودشون میدونن یه روز بچه ها قرار گذاشتن توی تهرون همگی رفتیم اونجا خوشحال و شاد و خندون همه اونجا بودن، از محسن و گیلاس گرفته تا نخبه و سیب و کسری و آرش جون جای همه خالی بود اساسی، خیلی خوش گذشت خدایی اول خوردیم جوجه کبابی که آرش حساب کرده بود * ( توضیح دارد ) دوم خوردیم شکلات هایی که هیفا فرستاده بود یه روز که توی سایت بودم دیدم اومده برام یک پیام دختری پیام رو گذاشته بودش برام اسم دختره بود شاپرک، خیلی خشگل بود و با نمک شاپرک نگو بلا بگو خشگل خشگلا بگو موی بلند زبون دراز واه و واه و واه میگفت دوستت دارم عزیزم، بدون تو می میرم اگر تو شوهرم بشی، دوماد مادرم بشی برات میزنم و می خونم هر چی بخوای همونم با این حرفاش گولم زد اسمشو تو شناسنامم زد همیشه بهم زنگ میزد هر از گاهی تک میزد از وقتهایی که بودم خونه ی عموم گرفته تا وقتهایی که بودم توی حموم یه شب دسته جمعی با هم رفتیم خواستگاری عروس چایی آوردش ریخت رومو آبرومو بردش گذاشتیم قرار واسه روز عروسی بزن و بکوب و جشن و روبوسی ماه عسل رفتیم شمال توی ویلا البته نه ویلا با ژیلا بلکه با شاپرک اینا هی میگفت میخوام رانندگی کنم اینجا و هرجا یه شب که شاپرک خوابیده بودش بالای گوشش پخخخخخخخ کردم و رفت هوشش وقتی هوش اومد گفت که چی شده مجتبی گفتم بازم میگی رانندگی کنم من هر کجا؟ گفتش آخه عزیزم میدونستی من مریضم؟ گفتم تو هر جور که باشی من میخوامت میون هر دو چشمونم هست جای پایت اینها رو که داشتم می گفتم یهو از خواب پریدم همینجوری خندیدم
* توضیح اینکه آقای آرش خیلی لطف فرمودن و دوستان رو شرمنده فرمودند و غذا رو حساب کردن ولی بچه ها مبلغش رو پرداخت کردن
نمايش يا پنهان متندوستان عزیز دیگه فی البداهه اومد این شعره و همینطوری گفتم اگر وقت کنم بازم یه شعر دیگه می نویسم. البته وقت نداشتم که متاسفانه زیاد روش کار کنم
نمايش يا پنهان متنمرجان جان میدونم که میدونی که اینها شوخی هستن و مطمئنم که به دل نمیگیری گلم
خب معلومه واسه گیلاسی هست که اون روز زحمت کشیدن و صورتحساب رو پرداخت کردن 318
وایسا ببینم پس اون پولهایی که ارش گرفت رو چی کارشون کرد فکر کنم مقداری هم خود نامردش به جیب زد
نمايش يا پنهان متنشیرین قربون دستت بی زحمت برو یک هیئت تحقیق و تفحص راه بنداز ببین این ارش چه بلایی سر پول ها اورده؟
نمايش يا پنهان متناخه تو مملکت که می بینی.. تا یک جریانی پیش میاد مثل سقوط هواپیما و از این چیزا یک الدنگی یک هیئتی راه می اندازه مقداری تو رسانه های سر و صدا می کنن بعدش دیگه ول میشه.. حالا تو هم یه هیئتی راه بنداز ببین چه بلایی سر اون همه میلیارد دلار پول اومده بعد چندماه این مسئله رو از زیر خاک بیرون کشیدم و اسامی مفسدین اقتصادی را رو کردم... حال کردی؟
نخبه
Galexy
ددی جان جایزه ی شما همینه که من ددی شمام
نخبه
خو من دو تا جایزه میخام
تازشم نگی مامی هم جایزس
Galexy
تازشم نگی مامی هم جایزس
Kishe Mehr
هیفا بهم پیام داد
گفتش یه سایتی هست خیلی باحاله
بوف بوفی هست اسم اون سایته
زود تند سریع رفتم نشستم پشت پی سی
نام جدید کاربری رو نوشتم
دیدم
همه رو دوست خودشون میدونن
یه روز بچه ها قرار گذاشتن توی تهرون
همگی رفتیم
همه اونجا بودن، از محسن و گیلاس گرفته
تا نخبه و سیب و کسری و آرش جون
جای همه خالی بود اساسی، خیلی خوش گذشت خدایی
اول خوردیم
دوم خوردیم شکلات هایی
یه روز که توی سایت بودم دیدم اومده برام یک پیام
دختری
اسم دختره بود شاپرک، خیلی خشگل بود و با نمک
شاپرک نگو بلا بگو
موی بلند
میگفت دوستت دارم عزیزم، بدون تو می میرم
اگر تو شوهرم بشی، دوماد مادرم بشی
برات میزنم و می خونم
با این حرفاش گولم زد اسمشو تو شناسنامم زد
همیشه بهم زنگ میزد هر از گاهی تک میزد
از وقتهایی که بودم خونه ی عموم
گرفته تا وقتهایی که بودم توی حموم
یه شب دسته جمعی با هم رفتیم خواستگاری
عروس چایی آوردش ریخت رومو
گذاشتیم قرار واسه روز عروسی
بزن و بکوب و جشن و روبوسی
ماه عسل رفتیم شمال توی ویلا
البته نه ویلا با ژیلا بلکه با شاپرک اینا
هی میگفت میخوام رانندگی کنم
یه شب که شاپرک خوابیده
بالای گوشش پخخخخخخخ
وقتی هوش اومد گفت که چی شده مجتبی
گفتم بازم میگی رانندگی کنم من هر کجا؟
گفتش آخه عزیزم میدونستی من مریضم؟
گفتم تو هر جور که باشی من میخوامت
میون هر دو چشمونم هست جای پایت
اینها رو که داشتم می گفتم
یهو از خواب پریدم همینجوری خندیدم
* توضیح اینکه آقای آرش خیلی لطف فرمودن و دوستان رو شرمنده فرمودند و غذا رو حساب کردن ولی بچه ها مبلغش رو پرداخت کردن
نمايش يا پنهان متن
دوستان عزیز دیگه فی البداهه اومد این شعره و همینطوری گفتمنمايش يا پنهان متن
مرجان جان میدونم که میدونی که اینها شوخی هستن و مطمئنم که به دل نمیگیری گلمژنرال
نمايش يا پنهان متن
این طرح اولیه ی داستانه هنوز تکمیل نشده
نظرتون چیه؟
gilas
آره آرش بود
Galexy
میرزا,
shaparak64
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
Kishe Mehr
نمايش يا پنهان متن
همچینی حال کردی؟shaparak64
آره راست میگیا
آره خیلی بامزه بود
این حرفها چیه بابا
مستانه
میشه یه دو سه روز دیدگه تمدیدش کنین
Kishe Mehr
دو هفته پس کجا بودی
mz56mz
shaparak64
یعنی کی برنده میشه
اگه من برنده نشم
نمايش يا پنهان متن
نخبه
نخیرم ارش مترجم بود گیلاسی جون حساب کردن که بعدا بچه هامبلغش رو پرداخت کردن به گیلاسی جون
میبینی تو رو خدا چه جوری شایعه سازی میکنن
Kishe Mehr
شعر به اون قشنگی دلت میاد بگی کسی بجز مجی برنده میشه؟
نخبه
خب معلومه واسه گیلاسی هست که اون روز زحمت کشیدن و صورتحساب رو پرداخت کردن
اخه تو به این قزوینی چه جوری اعتماد کردی
Kishe Mehr
نمايش يا پنهان متن
شیرین قربون دستت بی زحمت برو یک هیئت تحقیق و تفحص راه بنداز ببین این ارش چه بلایی سر پول ها اورده؟نمايش يا پنهان متن
اخه تو مملکت که می بینی.. تا یک جریانی پیش میاد مثل سقوط هواپیما و از این چیزا یک الدنگی یک هیئتی راه می اندازه مقداری تو رسانه های سر و صدا می کنن بعدش دیگه ول میشه.. حالا تو هم یه هیئتی راه بنداز ببین چه بلایی سر اون همه میلیارد دلار پول اومدهمن که تا همین دیروز نمیدونستم محسن قزوینیه
mz56mz
Mahboob,
hosseinhn82,
chenzo,
The one,
Galexy,
bibigoli_1,
shaparak64,
دلشاد,
نخبه,
mojde,
hadi04,
maryamlondon1,
m3hrdad,
ساحل ناقلا ,
Kishe Mehr,
طبق قوانين هر كدام از شما عزيزان 10 بوفى افتخارى دريافت خواهيد كرد مباركتون باشه
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→