ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
بهونه
سلام
و ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور که مردم به آن شادمانی بی سبب میگویند
وحیدم. داداشی کوچولوی گلم. عزیزم سلام منو با اشک شوق و شرمساری بسیار بپذیر. امیدوارم ضمیر روشنت هرگز غم نبینه و اگر باعث نگرانی و لرزیدن گلبرگ پاک دلت شدم ...منو ببخشی. نازنینم گفتن از حال و هوای این مدت همون قدر برام سخت و سنگینه که دیدن دلتنگی شما دوستان بهتر از جانم. به محبت آبی رنگ توی سینه تک تکتون قسم هرگز قصدم ناراحت کردنتون نبوده.به عکس .. من کوته بین میخواستم مشکلاتم رو با شماها سهیم نشم . کاناتر از اونی بودم که بفهمم حرف جلال رو که یه بار بهم گفت" اشکال کار تو اینه که به دوستات اعتماد نمیکنی و باهاشون مشکلاتت رو در میون نمیذاری"
اما عزیزم حکایت حال و روز من بی اعتمادی نبود.هرچیزی گفتنی نیست .چون دلم به دلنگرانیتون راضی نبوده و نیست . دلم میخواست توی این کشمکش بین بودن و نبودن که دست تقدیر برام رقم زده تنها باشم و هیچ نشانی از خودم توی کوچه پس کوچه های دل و ذهنتون به جا نذارم . هی من غافل ... دست عشق رشته دوستی ما رو با بافه های جان ریسیده. من کی باشم که این وصل رو فصل کنم. در تک تک لحظه های خوش و ناخوش این مدت هرجا که امان فکر کردن داشتم شما نقش برجسته فرش ابریشمی یادم بودید.دیدارتون برام حکایت یه مادر دیوونه بچه هاش بود که بنا به ملاحظاتی فقط میتونه از پشت دیوار موقع تعطیلی مدرسه اونا رو ببینه.در تمام این ماهها باهاتون بودم نگاهتون کردم ... ولی از پشت پرده شیشه ای اشک. .وقتی میدیدم هنوزم دل به دلم دارین باور کردم که هنوز و همیشه دوستانی هستند که حضور نابشون مثل معجزه اس. میدونین وقتی میدیدم به یادمین مثل این بود که توی یه بیابون بی آب و علف از خستگی زیر سایه یه گون دراز کشیدی تا با دست به سر کردن تیغ آفتاب به آسایش برسی ... ولی ناگهان میبینی یه نفر برات یه مشک آب خنک گذاشته و به شاخه ها برات روبانهای رنگی بسته و اسمتو روش نوشته و گفته: منتظرتم راهتو پیدا کنی دوام بیاری و نجات پیدا کنی . تو میتونی چون دعای خیر دوستات پشت سرته.
ترگلم: بوی بارون نیمه شبهای دلتنگیم ... که آروم و ناز توی رگ روحم سعادت میدمه
مامان مریم: همدم همه بی همنشینی هام ...
و .... همتون ....
نمیدونم چطور باید بی خبرگذاشتنونو توضیح بدم که... ترجیح دادم بعضی چیزا رو نگم تا شااهین ترازویی که کفه هاش دل و عقلم رو در خود داره خیالش از عدالتش راحت باشه. دلم میخواستتون. پرپر میزد براتون و حتی گریه هاش رو هم میخواست براتون تعریف کنه. ولی عقلم مثل همیشه اهل حساب کتاب بود و هست. میگفت نگرانی ناشی از بیخبری( به قول شاپرک ماهم) بهتر از خبردار کردنشونه. .... اما عقلم استثنائا راست نمیگفت آخه میگن عقل سالم در بدن سالمه !
میوه نورس نامه ام حالا کم کم داره میرسه و ازتون میخوام بر این باغبان خواب زده ببخشید ازتون میخوام بازم دل به دلم بدین تا بتونم دوباره پا به پاتون بیام.چند ماه دیگه بیشتر نمونده
شاپرکم : گل نازم ازم تا حالا بیمعرفتی دیدی؟ حق داری از اینجا تا آسمون حق داری که بگی از معرفت به دوره . اما مرجان عزیزتر از جانم. سوی تیز این فراق رو به من بوده و هست. اگر بیمعرفتی کردم ... اسمشو نمیدونستم. توهم اسمشو بذار بی عقلی.
حورای پاک و دلنازم.گیلاسی و ساناز نازنینم.پرستوی قشنگم شیرین عسلم.بانوی مهتابی.متی کوچمولوی خاله.مژده مهربونم و ماهی گلی .دوتامحسن گلم.دوتا بهروزهای دوست داشتنی. امین عزیز علیرضا جان مینا خانومی عمو محمودصبور و مهربونم جلال نازنین.آرامش آرامشدهنده. مسی عسل نمکی آرش یکدانه ای شاعر فرزانه.دکتر رضای تک .هیفای بی همتا. مهدی هاچو هاچو ساحل ناقلای خودم. عمو لایف بریم سعید گل و دوست داشتنیم آرسام عزیزم.بارون جون پاک و آسمونی.وکارلوس نازنینم .... و همه دوستای قدیم وجدید که الان ذهن خستم یاریم نمیکنه تا اسم زیباشونو الان و اینجا بنویسم...
عاششششششششششششششششششششققققققتونم.
بوسه و آغوش فراوان
به امید دیدار دوباره
اینو نمیخواستم بگم ولی... چون که صد آمد نود هم پیش شماست بالطبع: از یه پی سی استفاده میکنم که شخصی نیست . به همین دلیل ترجیح دادم که برا وحید جونم این میل رو بزنم و دیگه هرگز با این پی سی وارد سایت نشم. گرچه همیشه نگاهتون میکنم.نمیدونم یادتونه یا نه یه دور غیبت کوتاهتر ازین آخری داشتم که بعدازبیست روز روزه ندیدنتون رو بالاجبار با همین پی سی وارد سایت میشدم . اما واقعا برام حاشیه های امنیتی داشت درست میشد و ... نمیخواستم مثلا یه موجود نیمه نازنین یا کمتر باشعور یا بیشتر کنجکاو با یوزر پس من بیاد تو سایت براتون حرکات موزون انجام بده. امیدوارم با خوندن این پاراگراف سوالی براتون پیش نیومده باشه: اونجایی که هستی ...دور و بریهات استفاده کنندگان از این پی سی ... زبان فارسی بلدن؟ ...بله !
(شرایط دیدار حضوری با هیچکدوم از دوستانم رو ندارم خواهش میکنم دوستانه و مهربانانه مثل همیشه درکم کنین) چند ماه دیگه دوباره به سایت به زندگی عادی به خودم .برمیگردم.بر میگردم برای از سر گرفتن درسهام اونور دنیا ... میگن که برمیگردم. و باور میکنم. سختیهاش و سختیهام در حال تموم شدنه و .. نمیدونم برای تولدم و تولد امین جان( 25 و 26 خرداد) میتونم تو سایت باشم یا نه . ولی امیدوارم تولد وحید رو خودم براش بگیرم. و اگرم نشد ... تولد چکاوک که وسط مرداده ... آخ ! برام دعا کنید.
مامان مریمم ؟ منو ببخش. بخاطر اینکه بهت قول داده بودم هروقت اومدم لندن خبرت کنم . الهی قربون دل مهربونت برم نمیشد.نمیتونستم ... ببخش منو . وقتی برگشتم اونجا دوباره نیاز دارم بهت. منو از مهرت محروم نکن و منتظرم باش. دلم میخواست خوب باشم . ولی بد شدم. میدونم اینو. هزار بار میبوسمت.
از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن
از دوستان جانی مشکل توان بریدن
اینم از موزیک
Kishe Mehr
یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور ، ، ، ، کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور....
نغمه
نمایش یا پنهان متن
پری سا
نمایش یا پنهان متن
اوایل که عضو سایت شده بودم اسم صنم عزیز را به جای (ص) با (س) می نوشتم امیدوارم از دستم ناراحت نباشه اخه نمی دونستم صنم با ص درستهmaryamlondon1
نمیدونم چه بنویسم صنم جون
صنم جون امیدوارم هر چه زودتر مشکلت رفع بشه وپیش دوستات برگردی بچه ها خیلی دوست دارن وهمیشه یاد تو هستند
gilas
هاچو هاچو
بچه مثبت
15 جووون منتظرتم
راستی فکر نمیکردم قلمت به این زیبایی باشه، بهت تبریک میگم
هر وقت دسترسی داشتی مارو از حالت بی خبر نذار
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
بهونه
آره مهدی
دیگه ارتباط نیست تا خودش بیاد خودش گفت
malakeh
نمایش یا پنهان متن
maryamlondon1
امین جان میدونی تحصیلات صنم چی هست ؟؟؟
چکاوک
صنم عزیزم قلب من روح من تو نیستی و من دچار بی قراری شدم به خدا به خدا این فاصله آتیش به قلبم کشیده عزیزم مگه من به تو نگفته بودم بی تو میمیرم تو فکر کردی فقط میری اما به این فکر کردی که قلب این بدبختم بعد تو میمیره صنم عزیزم تو که مونس و همدم من بودی تو که از غمهای من با خبر بودی پس چرا تنهام گذاشتی ،،،من تحمل میکنم چون این نیز میگذرد ولی نابود میکند تا بگذرد ،میدونی این پستی که الان گذاشتم اولین پست بعد از چند ماهه تا صفحۀ وحید عزیز و مهربون رو دیدم که خبر از قلبم روحم صنمم آورده بی اختیار اشکم جاری شد خدایا شکرت صد هزار مرتبه شکرت که صنمم حالش خوبه صنمم تا روزی زندم منتظرت می مونم حتی یک لحظه به عشق من به خودت شک نکن گمان نکن من بی مرامم یه روزی تمام میشه این فاصله ها
یادته صنمم من هنوز همون گلرخم که قاصدک ها رو هوا میکنه
نمایش یا پنهان متن
به همون رسم قديم كه با هم حرف مي زديم
زير گنبد كبود باز ميگم يكي بود يكي نبود
قديما پنجره هاي خونه ها رو به صحرا وا مي شد
خورشيد از بالاي كوه خيلي زود پيدا مي شد
جلوي پنجره ها اين همه پرنده نبود ديوار نبود
تو هواي اون روزا اين همه دود نبود ديوار نبود
قديما مي شد كناره پنجره بشيني دروازه ها رو ببيني
آخه شهر هاي قديم دروازه داشت
مثل شهر خودمون همه دروازه هاش آوازه داشت
يه روز از همون روزا صبح زود يه قاصدك
سوار باد خنك اومد از پشت پنجره تو دامن گلرخ كوچولو
دختر خشگل شهر، گونه هاش مثل هلو
هيچ ميدونيد قاصدك ها هميشه مژده ميارن واسه ما
اينو گلرخ مي دونست...
شايدم شنيده بود ، شايدم خودش با چشماش ديده بود
كه هميشه قاصدك با خودش مژده داره خبر خوب مياره
شايدم قاصدك اينو مي دونست كه چرا هميشه از صبح تا غروب
گلرخ اين دختر خوب از پاي پنجره اون ور نميره
هركي از بيرون دروازه مياد گلرخ سراغ چه كسي رو مي گيره
گلرخ
: قاصدك مژده مي خوام مژده مي خوام د بگو خبر چي آوردي برام ؟
از كجا از پيش كي بگو واسه گفتن چي مياي بگو؟
قاصدك راسته كه تو خوش خبري؟ از همه قاصدكا مهربون تري؟
همه ميگن اوني كه رفته مياد يا همين هفته مياد!
صبح تا شب چشام به اين دروازه هاست آخه پس اوني كه ميگن مياد كجاست ؟
نكنه گم شده باشه قاصدك ؟ قاطي مردم شده باشه قاصدك ؟
ندونه راه خونه كدوم وره ؟ نكنه شيطونه اونو ببره ؟
قاصدك دلم براش شور ميزنه نكنه دلش يه وقتي بشكنه
آخه اون خيلي ظريفه قاصدك مثل روحه من لطيفه قاصدك
قاصدك تو رو خدا راست بگو اگه اون فقط تو روياست بگو
قاصدك حرف هاي گلرخ رو شنيد
قاصدك هيچي نگفت هيچي نگفت
صداي سبز درخت صداي آبي آب
توي آبادي خاك آسمون صاف و قشنگ همه جا آفتابي رنگ
اما گلرخ تو خونه منتظره با دل تنگ
كه چرا لالي قاصدك ؟
نكنه خواب و خيالي قاصدك
يه دفعه چي شد زبونه تو؟
چي شد قلب پاك و مهربون تو چي شد؟ چي شده چرا جواب نميدي ؟
نكنه هنوز كه تو اونو نديدي؟ حرف بزن تورو خدا حرف بزن
نكنه كه ديگه اون قهر كرده با من ؟ قاصدك تو رو خدا از اون بگو
از زمين خيلي ها گفتن تو از آسمون بگو
چي شده چرا زبون بسته شدي؟ نكنه تو هم ازم خسته شدي؟
گاهي وقت ها دل گلرخ مي گرفت... مثل گاهي كه دل ما مي گيره
مثل وقتي كه هوا باروني نيست اما يهو دل ابرا ميگيره
گاهي وقتا آدما يه مرتبه از همه چيز دل ميكنن
اما پيداست كه دارن خودشونو يه جوري گول ميزنن
قاصدك مي خواد بياد مي خواد نياد به جهنم اگه مارو نمي خواد
ديگه خوب شناختمش ، شناختمش من خودم اونو ساختمش
حالا هم خودم اونو خرابش مي كنم از تو روياهام پاكش ميكنم
قاصدك حرف هاي گلرخ رو شنفت قاصدك هيچي نگفت
راستي يادمون باشه اگه رويا نباشه خوابمون شبيه بيداري مي شه
نمي خوام كه بگم بيداري بده خوبه ولي خيلي تكراري مي شه
قاصدك اون آخه مال خودمه واسه من اون نه زياد نه كم
زود تر از هر كي كه من شناختمش هر چي باشه خودم اونو ساختمش
حالا هم حيفه جوابش بكنم از تو آئينه پاكش بكنم
قاصدك بگو بياد بگو بياد بگو گل رخ هميشه تورو مي خواد
قاصدك حرفهاي گلرخ رو شنفت رفت پيش همه گفت ...
تا بی نهایت دوستت دارم نازنین صنمم
اگر آدمیان میدانستند لحظه های شیرین باهم بودن به عمر رنگین کمان بیشتر نمی ماند
زیر باران را عاشقانه تر میزیستند..
همیشه حرف از رفتن هاست
کاش کسی با آمدنش غافلگیرمان کند...
وحید عزیزم تو قلب پاک و مهربونی داری این به من ثابت شده چون وقتی من کم میام سایت یا گاهی دیر به دیر میام همیشه احوال منو میپرسی و نگرانی تو باید هزاران بار خدا رو سپاس کنی که یه قلب پاک و شیشه ای به تو هدیه داده وحید عزیزم داداشی کوچولوی من از صمیم قلبم دوست دارم
▧ تصویر در دسترس نیست
بهونه
مرسی چکاوک جان شما لایق خیلی بیشتر از این حرف ها و کارها هستید وظیفه ای بیش نبود
ماهی
mati
امیدوارم هرچه زودتر مشکلاتش حل بشه و بیاد پیشمون
Kishe Mehr
به امیدی رسید امیدواری
ایمان دارم که قشنگترین عشق ، نگاه مهربان خداوند به بندگانش است.. پس من تو را به همان نگاه می سپارم و می دانم تا وقتی که پشتت به خدا گرم است تمام هراس های دنیا خنده دار است...
arash52
تو هميشه در قلب ما كه نه در جدولهاي ما جا داري
درود بر تو
اميدوارم هرچه زودتر مشكلاتت حل بشه و تبديل بشه به شكلات خصوصا در حال حاضر كه واردات شكلات از اروپا قطع شده
دستت درد نكنه وحيدجان
اميدوارم منچستر قهرمان انگليس بشه و تو خوشحال بشي
sib
این یعنی چی؟مگه بدنش سالم نیست خدا نکرده؟
magmag206
خلاقیتت من رو دیوونه کرده
KuRoSh
الان حسی دارم که نمی تونم بیان کنم و با کلمات وصفش کنم
صنم جان گاهی حسی درون انسان ها هست که همیشه ثابت هست و هیچ وقت تغییر نمی کنه و شاید تا آخر عمر هم باهات باشه حسی که خبر از آینده میده
همیشه امید داشتم که باز بر می گردی و ما رو خوشحال می کنی
همیشه سکوت بهترین راه حل نیست که ما اختیار می کنیم حتا در بدترین شرایط
امیدوارم هر چه زودتر به پیش ما برگردی و ما رو با حضورت خوشحال کنی
هنوز هم شعر و فایل هایی که بهم داری رو دارم وقتی که نگاه می کنم و می خونم ارزو می کنم که هر چه زودتر بیایی و با سلامتی کامل و برای همیشه درکنار ما باشی
همیشه خداوند به بنده هاش چیزی رو که می خواد و یا بنده هاش ازش درخواست می کنند برای کسی یک دفعه نمی ده و کم کم بهش میده که بنده بدونه خداوند هنوز دوستش داره و فقط باید صبور بود و دل به آینده دوخت و به آسمان قلبش چشم انداخت
گر چه ما کوچک و ناتوان هستیم ولی خالقی داریم که بزرگ و تواناست همان که می آفریند و می برد
دیگه چیزی نمی تونم بگم
سپاس بهونه من
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→