₪ انجمن بوف بوفی ₪ » معما، سرگرمی و بازی » @@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@
₪ انجمن بوف بوفی ₪ » معما، سرگرمی و بازی » @@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@
1 2 3 4 ... 35 36

بدون عکس

@@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@

16191 بازدید، 710 پست، نویسنده: نخبه

  • نخبه

    خیلی وقته شیطونی نکردم این تاپیک رو گذاشتم که دور همی به هم بخندیم .. توجه کنید با هم نخندیم بلکه به هم بخندیم:23:
    سوتیهای خنده دار خودتون یا سوتیهایی که از دیگران شنیدین اینجا تعریف کنین .. سوتیهای خودتونم به اسم دیگری نگید :53: چون من نخبه ام زود میفهمما :4:



    سوتی از دوران بچگی مدرسه دانشگاه سربازی ازدواج سوتی های رانندگی و .... اگه خاطره خنده دار باشه هم تعریف کنین لازم نیست حتما سوتی باشه

    به خنده دار ترین و با مزه ترین سوتی بوفی زر جایزه داده میشه :49:
    خب اولین سوتی رو خودم تعریف کنم که چند روز پیش برام اتفاق افتاد
    دوستم زنگ زد و ازم خواست باهاش برم بیرون خیلی حال و حوصله بیرون رفتن نداشتم ولی خب قبول کردم از خدام بود زنگ بزنه کنسل کنه با عجله رفتم دوش بگیرم که برم بیرون تو حمام بودم که یهو حس کردم جلو چشام تار شد با خودم گفتم وای چرا چشام اینجوری شد چرا همه جا رو تار میبینم حتما حالم بده اخ جون زنگ بزنم کنسل کنم و استراحت کنم ..
    یهو متوجه یه چیزی شدم اگه گفتین چی؟

    نمایش یا پنهان متنبا عینک رفته بودم حمام و شیشه عینکم بخار گرفته بود:23:

    4 سپاس: jaj، علیرضا، Aramesh، بندری

  • دیااکو

    من و سوتی؟ محاله

  • دیااکو

    یکی دارم که البته سوتی نیست ها اشتباه لپیه
    من زیاد اهل تعارف کردن نیستم ولی یه بار یه نفر که رودربایستی داشتم می خواستم دعوت کنم، یه اصطلاحی هست که می گند کلبه محقری هست در خدمت باشیم، من اون تو ذهنم بود ولی می خواستم خیلی محترمانه تر باشه و عادت ما برا احترام طرف اینه که داشته های خودمون و اونی که میخاهیم در اختیار طرف قرار بدیم خیلی ناچیز و حقیر جلوه بدیم. منم خواستم یه درجه از کلبه محقر بیام پایین بیغوله و غار اومد به ذهنم و گفتم: سوراخ محقری داریم افتخار بدید در خدمت باشم!!!

    4 سپاس: jaj، Aramesh، بچه مثبت، علیرضا

  • نخبه

    نقل قول: دیااکو
    من و سوتی؟ محاله

    تو از اون سوتیهای تلطیف اوضاع تعریف کن چون کارته:23:

    من یه سوتی خیلی خیلی خیلی ضایع تو زندگیم دادم که اگه سوتیهای باحال تعریف کنید شاید روم بشه بگم :9:


  • نخبه

    نقل قول: دیااکو
    منم خواستم یه درجه از کلبه محقر بیام پایین بیغوله و غار اومد به ذهنم و گفتم: سوراخ محقری داریم افتخار بدید در خدمت باشم!!

    :23:


  • arash52

    سر کلاسهای ترجمه ، فقط 4-5 نفر بودیم که خیلی فعال بودیم و فارسیمون هم خوب بود (تعجب نکنید فارسی نویسی خیلی ها افتضاح بود متاسفانه)
    یکی از این افراد خانومی بود وجیه و معرکه :4: اکثرا هم متون سیاسی رو خوب ترجمه می کرد و اول از همه می خوند . یکبار سر کلاس ترجمه متون مطبوعاتی ، من حواسم پرت بود . همون موقع استاد ازم پرسید : آقای آرش 52 ، به نظر شما ترجمه اشون چطور بود ؟ من بلافاصله برای این که ضایع نشم گفتم . خیلی خوب بود . ترجمه خانوم ایکس همیشه خوبه ! که یهو دیدم کلاس ترکید و خانوم استاد با لبخند ملیحی فرمودند : آقای آرش 52 حواستون نبود . خانوم ایگرگ داشتند می خوندند نه خانوم ایکس !!!
    خودتون حدس بزنید بعد از اون چقدر اذیتم کردند :4:

    1 سپاس: jaj

  • دیااکو

    حالا من اینو گفتم پر رو نشید هی گیر بدید که بریم یه سری به سوراخ محقر دیااکو بزنیم ها.

  • نخبه

    نقل قول: arash52
    خودتون حدس بزنید بعد از اون چقدر اذیتم کردند :4:

    عاشق بودی حواس نداشتی :23:


  • arash52

    میگما این شیرین همه اش دنبال سوژه است . ما آدمهای صاف و ساده همینجوری کلی سوژه میدیم دستش :83:
    نقل قول: دیااکو
    گفتم: سوراخ محقری داریم افتخار بدید در خدمت باشم!!!


    دیااکوجان ! سوراخ امید ماست :23:

    نقل قول: نخبه
    عاشق بودی حواس نداشتی :23:


    آره تازه نامزد کرده بودم و حواسم پرت بود
    بنابراین به خانوم ایکس نظر خاصی نداشتم و به چشم خاهری (با خواهر اشتباه نشه :4:) بهش نگاه میکردم :10:


  • ژنرال

    نقل قول: arash52
    استاد با لبخند ملیحی فرمودند : آقای آرش 52 حواستون نبود . خانوم ایگرگ داشتند می خوندند نه خانوم ایکس !!!

    خانوما همشون ایکس هستن!
    خانوم ایگرگ نداریم که :4:

    اینو باید همون موقع میگفتی به استادتون :24:

    فقط آقایونن که هم ایکس دارن هم ایگرگ :15:


  • نخبه

    یه خاطره باحال بگم سوتی نیست ولی خب فکر کنم خنده دار باشه

    پریشب تو پارکینگ خونه دزد اومده بود شب یکی از همسایه ها اطلاع داد که شیشه ماشین شکسته بریم ببینیم چی بردن که وقتی رفتیم پایین دیدیم ضبط رو بردن زیاد ناراحت نشدم چون نخریده بودمش و ضبط ماشین رو پسر خالم بهم داده بود
    فقط ناراحت بودم که شیشه ماشین رو شکوندن صبح که بیدار شدم رفتم سراغ ماشین که شیشه ها رو از رو صندلی تمیز کنم یهو چشمم خورد به عروسکی که از ماشین اویزون بود اخه عروسک رو با گیلاسی با هم خریده بودیم یه الاغ خیلی خنده دار که خیلی دوسش دارم و با گیلاسی کلی موقع خریدنش خندیدیم عروسک رو برداشتم با یکی دو تا چیز کوچولوی دیگه که تو ماشین بود و اوردم بالا تو خونه بعد با خنده رو به ارش گفتم اخیش خوب شد خرمو نبردن:23: و الا کلی غصه میخوردم:23: ارشم ترکیده از خنده میگه اره والا اصلا واسه ضبط ناراحت نشدی میدونم اگه عروسکت رو میبردن بیچارمون میکردی:23:
    پرو رفته بود به دوستاش و داداشم تعریف کرده بود :9:

    1 سپاس: jaj

  • ژنرال

    نقل قول: نخبه
    پریشب تو پارکینگ خونه دزد اومده بود شب یکی از همسایه ها اطلاع داد که شیشه ماشین شکسته بریم ببینیم چی بردن

    :23: :23: :23: :23: :23:

    :4: :4: :4: :4: :4: :4: :4:


  • نخبه

    نقل قول: arash52
    میگما این شیرین همه اش دنبال سوژه است . ما آدمهای صاف و ساده همینجوری کلی سوژه میدیم دستش :83:

    این روزا همه سوتی میدهند شما چطور؟ 245


  • دلشاد

    من که زندگیم از سر تا سوتیه پس عکسمو میزارم تا بهم بخندید 434

  • نخبه

    نقل قول: میرزا
    :4: :4: :4: :4: :4:

    به چی میخندی؟ یعنی تو اصلا سوتی ندادی به عمرت :94:


  • نخبه

    نقل قول: دلشاد
    من که زندگیم از سر تا سوتیه پس عکسمو میزارم تا بهم بخندید 434

    حالا تعریف کن قول میدیم بهت بخندیم :4:


  • دیااکو

    نقل قول: arash52
    دیااکوجان ! سوراخ امید ماست

    :23: حالا خوبه نگفتی سوراخ امید ماست بذار بمونم، البته هیچکس از در این سوراخ تا حالا نا امید نرفته :23:

    یکی دیگه یادم افتاد برا همین چند روز پیش بود. با مترو داشتم می رفتم توپخونه که بوی عرق همرهان سست عناصر مدهوشم کرد. وقتی پایین اومدم و عطر فروشی داخل مترو رو دیدم تصمیم گرفتم یه شیشه کوچیک بگیرم تا بعد از انجام کارام و راه برگشت منم دیگران رو مدهوش نکنم.
    خانوم فروشنده چند نوع عطر رو ارائه داد و من بوییدم. حس کردم دیگه نمی تونم بین بوها تمایزی قایل بشم، به خانومه گفتم و ایشون هم یه چیزی شبیه قندون که پر از دونه های قهوه بود گرفت رو به روم و منم با متانت یه مشت برداشتم و ریختم تو خندق بلا، خانومه گفت نخور بو کن، منم حالا یه مشت قهوه تلخ تو دهنم و قرچ و قرچ می جوم و احمقانه نگاه می کنم،
    خدایی سوتی بود ولی طوری وانمود کردم که دارم خوشمزگی می کنم و بعدشم برای تلطیف فضا کلی نمک ریختم و خودمو لوس کردم و خلاصه 5 هزار تومن عطر گرفتم و کلی اوقات خانومه رو هم خوش کردم.

    2 سپاس: jaj، Aramesh

  • Kishe Mehr

    تاپیک قشنگی بید هر چند ده ها بار وسوسه ی کیوون منو گرفته بید که اینو بذارم ولی هی نوشد :4:

    سوتی بچه ها هم خیلی باحال بود بخصوص دیااکو :23:

    یه سوتی هم از یکی از بچه ها میگم :23:

    یه بار دوستم داشت با یکی از دوستامون که خیلی هم باهاش رودرواسی داشت تلفنی حرف میزد اخرش می خواست بگه که سلام به خانومتون برسونید و کوچولو رو از طرفم ببوسید اشتباهی گفت خانوم رو از طرفم ببوسید کوچولو رو سلام برسونیدد :23: 247 :23: 247 :23: 247 :23: 247 :23: 247 ما همگی هم دقیقا اینطوری شدیم :23: 247 :23: 247 :23: 247


    نمایش یا پنهان متنحالا از خودم یادم نمیاد اومد میام بهتون میگم :4:

    1 سپاس: jaj

  • نخبه

    اوه یکی دیگه از سوتی هام یادم اومد :9:

    این سوتی هم عروسکیه..

    چند سال پیش با یه سری از دوستامون (البته فامیل هم هستیم) رفته بودیم سفر.. یه بازارچه کوچیکی بود که وسایل جالبی برای فروش داشت با بچه ها گفتیم بریم خرید .. یه سری چیز میز خریدیم منم که عشق عروسک یه عروسک هاپوی کوچولو خریدم خیلی با مزه بود و چشمای مهربونی داشت بعد که اوردیم به بچه ها نشونش دادم بعد یه پسری که تو اون جمع ازش خوشم می اومد و خیلی مهربون و دوست داشتنی بود گفتم ببین چقده نازه شبیه توئه :23: یهو دیدم همه زدن زیر خنده تازه فهمیدم چی گفتم :9: هاپو رو به پسره شباهت داده بودم اونم همش میخندید میگفت شانس ما رو باش شبیه چی شدیم :23:

    1 سپاس: jaj

  • نخبه

    نقل قول: دیااکو
    یه مشت برداشتم و ریختم تو خندق بلا، خانومه گفت نخور بو کن، منم حالا یه مشت قهوه تلخ تو دهنم و قرچ و قرچ می جوم و احمقانه نگاه می کنم،
    خدایی سوتی بود ولی طوری وانمود کردم که دارم خوشمزگی می کنم و بعدشم برای تلطیف فضا کلی نمک ریختم و خودمو لوس کردم و خلاصه 5 هزار تومن عطر گرفتم و کلی اوقات خانومه رو هم خوش کردم.

    وای خدا ترکیدم از خنده:23: این یکی ته سوژه بود.. به خنده دار ترین سوژه بوفی زر هدیه داده میشه :83:

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: