ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
نخبه
خاله حورا مگه شما هم داری دندون در میاری؟
بعضی وقتا هم به قول شما موقع فکر کردن برای شیطونی کردن دستش رو میبره دهنش فکر میکنه چه جوری حال منو جا بیاره با شیطونیاش
ممنون عمو جون .. ایسان گلم هم حتما حسابی بزرگ شده و خوردنی و چلوندنییییییییییییییی
عکس که زیاد داره ولی هر جا یا بغل کسیه یا موقعی که شیطونی میکنه صد نفر دیگه تو عکس هستن نمیشه هیچ کاریش کرد
ماهی
دلشاد
نخبه
سرمو یه وری خم میکنم رو شونه هام یعنی دارم خجالت میکشم و بعد شروع میکنم به دس دسی کردن راستی بشکن زدن هم بلتم ولی نیدونم چرا صدا نداره
صدای وز وز زنیور رو یاد گرفتم
برای اولین بار 25خرداد گفتم ماما و مامانم کلی ذوق کرد که بالاخره یاد گرفتم صداش کنم
راستی توی مسافرت یاد گرفتم از مبلای خونه اقا جون برم بالا
تو ماشین خیلی مامانم رو اذیت میکنم اصلا تو صندلی ماشینم نمیشینم و دوست دارم کف ماشین بشینم و هی با بطری اب که اون پایینه بازی کنم
عاشق اینم که منتظر بشینم ببینم مامانی کی اسباب بازی لگوها رو از زمین جمع میکنه تو سطلش تا من بدو بدو برم و بریزمشون زمین و کیف کنم
یه عالمه خرابکاری دیگه هم بلتم سبد سیب زمینی رو دست میزنم و دو تا دو تا سیب زمینیا رو بر میدارم تا بخورم که با صدای جیغ مامان فرار میکنم بعد بر میگردم پشت سرمو نگاه میکنم ببینم مامان رفته یا هنوز هست
سی دی ها رو میریزم بهممممممممم بعد دونه دونه از جاشون در میارم پخش میکنم رو زمین
جدیدا هم یاد گرفتم میرم هی در بخاری رو باز میکنم میبندم گاهی هم یه گاز ازش میگیرم(بخاری خاموشه)
نخبه
تو این عکس رفته بودیم کوه عصر هوا خیلی سر شد مامانی یادش رفته بود کلاهمو بیاره واسه همین اینو دائی داد بستم به سرم
▧ 2 تصویر این بخش در دسترس نیستاینجا داره نقشه میکشه که گل رو بزاره دهنش من متوجه نشم
▧ تصویر در دسترس نیست
نخبه
بچه خوبیه فقط موقع اشپزی از پاهام میچسبه بلند میشه نمیزاره کارامو بکنم دیوانه میکنه ادمو
گاهی وقتا هم از پیشش تکون میخورم چنان گریه ای میکنه که انگار اهالی محل کتکش زدن
یه همچین دخملی دارم من
عمو دلشاد
عمو دیااکو
mz56mz
KuRoSh
میگم تو اون عکس های بالایی شبیه پسرا شده اصلن به دخترا نرفته نیست که پسرا رو دوست داره به پسرا هم رفته
هاچو هاچو
ماهی
بچه رو شبیه تروریستا کردی والا
گاهی وقتا هم از پیشش تکون میخورم چنان گریه ای میکنه که انگار اهالی محل کتکش زدن
الهی..عزیزم!... خب شاید می خواد یاد بگیره دخمل نازمون....بده برات باقالی پاک کنه..
وای من چقدر بچه دوس دارم
وای خواهر زاده م به دنیا نمی آد..کلافه شدیم همه مون
ژنرال
نخبه
اینو داداشم همیشه تو کوه استفاده میکنه گردنش نسوزه بچمو شبیه بچه فلسطینیا کردم
اوففففففففففففففف هم برام باقالی پاک کرده هم نخود سبز هم سبزی کلا هر کاری میکنم اینم یه دستی توش داره بلاچه
این باهاش که حرف بزنی بیشتر میچسبه به پات تازه حس میکنی چقدر تحویلش گرفتی این دنیز بلاچه رو نشناختییییییییییییییییییییییی یه بلایییییییییییییییییییییییییییه که نگوووووووووووووووووو صد تا پسرو میزاره تو جیبش بس که شیطونه الان هم کنار من کل سی دیهای باباشو ریخته رو زمین دو نه دونه عکسای روشون رو نگاه میکنه از زیر میز من رد میشه میره اون طرف سی دی ها رو بر میداره
کلا ما با این بچه داستانها داریم اینهمه شیطنت که داره به کنار یه نازی داره که نگوووووووووووو خیلی عشوه ایه
دیگه شبیه پسرا نیست از دیروز کش خریدم همش موهاشو خرگوشی یا گوجه ای میبندم یه قیافه دخترونه شری میشه که نگووووووووووووووووووووووووووو بعدا عکس میگیرم ازش میزارم
نخبه
به سلامتی نی نی تو راهه؟
دخمله یا پسمل؟ ان شالله که صحیح و سالم بیاد تو بغل مادرش
Kishe Mehr
نمایش یا پنهان متن
نمایش یا پنهان متن
نمایش یا پنهان متن
مبارکت باشه مامان شیلینماهی
ای جوووووووووونم
دو تا نی نی تو راهه..یکیش خیلی دم دسته ...همین روزا..یکیش 6 ، 7 ماه دیگه
مگه تو داستان عمه و خاله شدن منو نمی دونی؟
خواهر زاده م پسمل کاکل زری هست...وای خدا چقد می خوام دستاشو بوس کنم
برادر زاده م هم هنوز معلوم نیست...ولی از اونجا که دخترا به مامانشون می رن بعید می بینم زن داداشم پسر زا باشه
نمایش یا پنهان متن
شوخی کردم بابا...بندری
نخبه
مگه تو داستان عمه و خاله شدن منو نمی دونی؟
نه نیدونستم هم خاله میشی هم عمه
نکنه اون زن داداشت که تازه علوسی شده نی نی داره..
به سلامتی ان شالله
نمیدونم دختر بچه اطرافتون هست یا نه ... خاهرم دو تا پسر داره .. زن داداش بزرگه هم یه پسر ما تا حالا تو خانواده خودمون نوه دخی نداشتیم تا اینکه دنیز و سپیتا دختر داداش کوچیکه دنیا اومدن اونقدر این دو تا دختر رو دوست دارن که خدا میدونه هم دومادمون هم داداشم جفتشون میگن ما هم دختر میخاهیم مخصوصا وقتی این وروجکها لباس دخترونه میپوشن و موهاشو ن رو خرگوشی میبندن و عشوه میان دل همه ضعف میره
حالا خدا یه نوه دختر هم بهتون بده ببینه چه کیفی دارههههههههه البته بچه هم دخترش خوبه هم پسر هر کی اون یکی رو نداره دوست داره داشته باشه.. منم رامیز میخامممممممممممممممممممم ولی وقتی یاد بزرگ کردنش و دردسراش میافتم بی خیال میشم ولی ته دلم میگم یکی دیگه بیارم خیال خودمو راحت کنم
gilas
الان داشتم صفحه های اول تاپیک میخوندم اون موقع که دنیز تازه بدنیا اومده بود
دلم براش تنگ شده
نخبه
خودمم امروز یاد پارسال موقعی که دنیز تو شکمم بود افتاده بودم دلم برا اون روزا تنگ شد
رفتم از دنیز عکس خرگوشی گرفتم اومدم الان میزارم
نخبه
▧ تصویر در دسترس نیست
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→