₪ انجمن بوف بوفی ₪ » صفحات شخصی کاربران » صفحه شخصی zrnznn
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.



یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com

1 2 ... 5 6 7 8 9 10 11 ... 23 24


صفحه شخصی zrnznn

2551 بازدید، 464 پست، نویسنده: zrnznn

  • zrnznn

    mansour12247,
    تشکر از لطفت 282 ممنونم که زحمت کشیدی و اومدی خونممممممم 261
    .
    .
    .
    دیااکو,
    علیکم سلام
    خواهش میکنم ...بخشیدم :3: البته نه با عذاب وجدان :4: اتفاقاً هنوز دلم میخواد اگر دیدمتون موهاتون رو دونه به دونه از تو سرتون بکشم :74: تا آرامش بگیرمممممم :74:
    اتفاقاً خیلی خوشحالم کردید که اومدید و انتقاد کردید چون بقیه دوستان هنو حاضر نشدن با من راحت باشن (بر عکس من) و بیان صاف و صادق نظرشون رو بگن :44: (با اینکه مطمئنم بعضی وقتا از کارها و حرفام ناراحت شدن :4: )

    آقا دیاکو حالا جداییی از این که بعضی وقتا حرصمو در میارید 711 ....به نظرم شخصیت جالبی دارید و دوست دارم ببینمتون....یکی از فانتزی هام اینه که یه روز ذهنتون رو بتونم بخونم....یا واضح تر بگم دوست دارم تمام چیزهای که به ذهنتون میاد و عکسالعملهاتون رو در یک روز از صبح تا شب نسبت به اتفاقات مختلف که براتون مممکنه پیش بیاد بببینم :4: برام شخصیت جالبی هستید 286 دوس دارم بیشتر بشناسمتون :50:
    .
    .
    .
    kasragtr,
    فدای داداشییییییییییییی خوبممممممممممم 282 تشکر که به یادم بودییییییییی 282
    برای صدمین بار: :4:
    من حدود 12 سال پیش اولین ایمیل زندگیمو ساختم:4: اون موقع نمیدونم چی بود که رو دور اسم نازنین بودم :50: نمیدونم از چی این اسم خوشم اومد که هر جاییی اسمممم مستعارم تو ذهنم نازنین بود و برا ساختن ایمیل هم اسممو گذاشتم نازنین و فامیلیم هم گذاشتم اول فامیلی خودم یعنی آذر خلاصه ایمیلمو با نام پیشنهادی خودم خواستم درست کنم که یاهو پیغام داد این اسم درست شده و از این اسامی پیشنهادی من استفاده کن منم از بین اونها از zrnznn خوشم اومد که بر حسب ترکیبی از کلامات nazanin azr درست شده بود....دیگه این شد که ایمیل من شد zrnznn بعدم هر کجا میرفتم اینو به عنوان نام کاربریم استفاده میکردم جون حفظ کردنش هم ساده بود برام :4:
    خلاصه این شد که الان اینطوری شده 453
    و تا یک سال پیش هیچ معنی برام نداشت جز قرار گرفتن چند کلمه z , r , n تا موقعی که شیرین جون گفت اسممم و خونده زرنزن و بعد من کلی خندیدم گفتم از این دید بهش نیگاه نکردم :4: و برام جالب بود.... 453

    4 سپاس: kasragtr، بندری، KuRoSh، هاچو هاچو

  • بچه مثبت

    دیااکو,
    دیااکو به راه راست هدایت شدی؟ من که باور نمی‌کنم! یک کاسه‌ای زیر نیم کاسه هست :bahone:


    zrnznn,
    چقدر خوب بود اگر آنچه را که برای خود نمی‌پسندیم برای ديگران هم نپسندیم و سعی کنیم قبل از حرف زدن بر خشم خود غلبه کنیم و حرفی نزنیم که بعد پشیمون و یا چون پسته بی‌مغز رسوا بشیم! :24:

    نمایش یا پنهان متنآفرین که غلبه کردی! :50:

    نمایش یا پنهان متنغلبه نکردی؟ 351

    می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
    می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
    گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم
    4 سپاس: KuRoSh، zrnznn، ژنرال، هاچو هاچو

  • KuRoSh

    :4: حال شما احوال شما
    دستتون درد نکنه برای بستنی ها که خریدی و ما نوش جان کردیم :4: مهمون دیده بودیم نه این جوریش رو خودش بره برای صاحب خونه ول خرجی کنه

    2 سپاس: zrnznn، هاچو هاچو

  • zrnznn

    KuRoSh, :83: خواهش میکنم نوش جونتون باشه :9: خجالتم نده کاری نکردم که!:4:قابل شما رو نداشت :74:
    بله دیگه وقتی صاب خونه خسیس باشه بایدم مهمون ولخرجی کنه 351

    2 سپاس: KuRoSh، هاچو هاچو

  • zrnznn

    بچه مثبت,
    آره واقعاً چی میشد من این اخلاق گندمو بزارم کنار؟! :44:

    نقل قول: بچه مثبت
    آفرین که غلبه کردی!

    نقل قول: بچه مثبت
    غلبه نکردی؟

    غلبه کردم 334 ولی خوب نصفه و نیمه! 370 خوب اول نوشتم بعد فکر کردم .... گفتم نه الان باید سکوت کنم :21: 387

    خوب چی کنم من؟! اول همیشه همیشه حرفمو میزنم و یا کارمو انجام میدم بعد فکر میکنم 627 همیشه دلم میخواد با طمئنینه و آرامش عکس العمل نشون بدم ولی .....نمیدونم چرا نمیشه! 378

    3 سپاس: ژنرال، بچه مثبت، هاچو هاچو

  • ژنرال

    zrnznn,
    خانوم مهندس در چه رشته ای تحصیل میکنی؟ :24:

    2 سپاس: zrnznn، هاچو هاچو

  • zrnznn

    مهندسی کامپیوتر گرایش سخت افزار :16:
    نمایش یا پنهان متن خیلی دوسش دارم:9:

    2 سپاس: ژنرال، هاچو هاچو

  • دیااکو

    بچه مثبت
    فکر کنم راه راست به سمت من کج شد.
    خانم مهندس
    این اخلاق گند شما به نظر من زیادم گند نیست. چون من خودمم اینجوریم.
    و اما در مورد شما
    من فکر می کنم آدمی هستید که با احساساتتون راحتید. یعنی می تونید احساساتتون رو بیان کنید. و در بیان احساس سیاست ندارید. و این خیلی خوبه. به نظر من این اخلاق گندت رو عوض نکن. از چیزی خوشت اومد بگو و از چیزی بدت اومد عکس العمل نشون بده ولی کینه ای نباش و در صورتی که حس کردی اشتباه کردی شهامت معذرت خواهی را داشته باش.

    5 سپاس: zrnznn، بچه مثبت، ♥Rose♥، KuRoSh، هاچو هاچو

  • ژنرال

    نقل قول: zrnznn
    مهندسی کامپیوتر گرایش سخت افزار

    موفق باشی :46:

    2 سپاس: zrnznn، هاچو هاچو

  • zrnznn

    دیااکو,
    نقل قول: دیااکو
    با احساساتتون راحتید. یعنی می تونید احساساتتون رو بیان کنید.

    بله همینطوره......خوشحالی یا ناراحتیم زودی از چهره و حرفام مشخص میشه.....
    همه دوستام و اطرافیانم همینو میگن و میگن از این اخلاقت که راحت حرفتو میزنی و خجالت نمیکشی از بیان احساساتتتت خوشمون میاد...ولی خوب یه بار بچه مثبت گفت که تا اونجاااییی این صداقت خوبه که باعث ناراحتی اطرافیانت نشه!

    خوب راست میگه برای بیان احساسات خوب آره خوبه و همیشه باعث شده رابطه صمیمی با طرف مقابلم داشته باشم ولی برا بیان احساسات بدم نه! (اینجاس که کمبود به قول شما سیاست تو بیان احساساتم رو میفهممم و به قول بچه مثبت باعث ناراحتی اطرافیان میشم )

    هر چند بیان احساسات بد من چیزی نیست جز چند کلمه: دلم میخواد خفه ات کنم یا موهاتو بکشم یا بزرگترین فحش های من بیشعور، احمق و خره.....ولی خوب همینا و بیان مستقیمشون هم مممکنه طرف مقابلمو ناراحت کنه.

    اصلاً اصلان ادم کینه ای نیستم ....مطمئنم گذشت زمان عصبانیتمو از بین میبره و همه اون آتیش شعله ور شده وجودمو تبدیل میکنه به یه قهر دو سه روزه.....ولی خیلی کم خیلی خیلی کم تا بحال تونستم سکوت کنم........

    همین هفته پیش من داشتم با شما ادامه میدادم و و میخواستم جوابتون رو بدم و دادم ....ولی یه لحظه کوتاه یاد یکی دو سال پیش افتادم...یاد موقعی که سریع به از دست آقا بهروز به خاطر بستن تاپیکم عصبی شدم و هر چی نبایستی میگفتم و گفتم....بعدشم رفتم به بچه مثبت همه چی گفتم....بعد یاد پشیمونیای بعدش افتادم که چقدر از این دوتا داداشیم بابت حرفام خجالت کشیدمو ....
    برا همین سریع اومدم و نوشته های پستمو پاک کردم و مصادف شد با چند روز مسافرتم......الان میگم بهترین کارو کردم :3:(البته باز میگم از این حرکتا کم از طرف من خواهید دید ولی باز خودش غنیمته:4:)

    4 سپاس: ژنرال، ♥Rose♥، KuRoSh، هاچو هاچو

  • ♥Rose♥

    دختر فقط دستم بهت نرسه، منو در حسرت دیدار خودت گذاشتی :32: باهات قهرم 804
    هیییییییی روزگاررررررررر

    نمایش یا پنهان متناین دوتا داداش هم ، کمال و جلال چقدر شانس دارن :24:

    2 سپاس: zrnznn، هاچو هاچو

  • KuRoSh

    نقل قول: zrnznn
    خجالتم نده کاری نکردم که!

    خواهش می کنم :9:
    نقل قول: zrnznn
    بله دیگه وقتی صاب خونه خسیس باشه بایدم مهمون ولخرجی کنه

    بله دیگه وقتی که اسرار می کنید دیگه چاره ای نیست

    2 سپاس: zrnznn، هاچو هاچو

  • 4 سپاس: zrnznn، ♥Rose♥، هاچو هاچو، KuRoSh

  • zrnznn

    نقل قول: ♥Rose♥
    دختر فقط دستم بهت نرسه، منو در حسرت دیدار خودت گذاشتی باهات قهرم

    بببخش خواهری :6:

    2 سپاس: ♥Rose♥، هاچو هاچو

  • zrnznn

    شماهایی که از دور اینقدر جــذابیــن...
    می مردین از نزدیکم اینقدر جذاب باشین؟!؟390

    4 سپاس: garfild، ♥Rose♥، تنها، هاچو هاچو

  • ♥Rose♥

    نقل قول: zrnznn
    بببخش خواهری

    خواهش میکنم عزیزم :46:
    اگر حرفی تو اینجا یا چت باکس میزنم شوخی میکنم، تو رو خدا به دل نگیرین
    280
    نقل قول: zrnznn
    شماهایی که از دور اینقدر جــذابیــن...
    می مردین از نزدیکم اینقدر جذاب باشین؟!؟

    یعنی کی میتونه باشه! :57:

    2 سپاس: zrnznn، هاچو هاچو

  • 2 سپاس: zrnznn، هاچو هاچو

  • zrnznn

    کی بلده چشمک بزنه؟
    من من من من
    کی بلده عینک بزنه؟262
    من من من من
    کی بلده چشمک بزنه؟
    من من من من
    کی بلده عینک بزنه؟262
    من من من من
    کی بلده خوب قرش بده
    قرش بده و قرش بده
    کی بلده خوب قرش بده
    قرش بده و قرش بده
    وای
    داشم غم پکرت میکنه
    از این دنیا دلت میکنه
    دلی که با تو یکرنگه
    همش دست به سرت میکنه
    قر و قر و قر و قر1026
    قر و قر و قر و قر1026

    میدونه هرکی سرجاش ی بشکن نزنه
    آ ما شاالله . . . قر تو کمر فراوونه ه ه ه
    کی بلده خوب قرش بده
    همه با هم
    من من من من . . .


    :83: وای خدا مردم از خنده....تو نت داشتم به قولی وب گردی میکردم این شعره رو دیدم کلی خندیدمممممممم...گفتم این باب خونه خودمههههههههههههههه :23:

    شیدا جونم چرا اینجوریه حالتتتتت؟ کی اذیتتتت کرده! :7:

    6 سپاس: garfild، ♥Rose♥، پرهام، هاچو هاچو، تنها، jaj

  • بندری

    ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺟﻤﻌﻪ ﺻﺒﺢ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻧﻦ ؛

    ﻣﺎﻧﺘﻮﺷﻮﻥ ﭼﺮﻭﮐﻪ ،

    ﯾﻪ ﮐم هـﻢ ﺧﻮﺍﺏ ﺁﻟﻮﺩﻥ....

    ﺍﯾﻨﺎ ﺭﻭ ﺍﺫﯾﺖ ﻧﮑﻨﯿﺪ
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ﺍﯾﻨﺎ ﻗﻠﻢ ﭼﯽ ﺩﺍﺷﺘﻦ ، ﺧﺴﺘﻦ


    :bahone:

    4 سپاس: garfild، zrnznn، هاچو هاچو، ♥Rose♥

  • بندری


    مهندس واقعي كيست ؟
    به یک دانشجوی مهندسی، و یک دانشجو فیزیک و یک دانشجو ریاضیات، هرکدام
    150 دلار دادند .
    از آنها خواسته شد که با استفاده از این پول، ارتفاع یکی از هتل های شهر
    را که دانشگاه درآن قرارداشت. بادقت محاسبه کنند.

    سه دانشجو با اشتیاق فراوان برای انجام این محاسبه دنبال تهیه ملزومات رفتند.
    دانشجوی فیزیک اول به یک مغازه ساعت فروشی رفت و یک کرونومتر خرید و بعد،
    از یک فروشگاه چند گوی فلزی به اندازه های مختلف خرید و سپس به یک لوازم
    التحریری رفت تا یک ماشین حساب بخرد و آخر سر هم چندنفر از دوستانش را
    خبرکرد تا دراین کار به او کمک کنند. این دانشجوی فیزیک زمانی را که هریک
    از گوی ها را از پشت بام هتل به زمین رسید اندازه گرفت و بعد با محاسبه
    زمانهای سقوط گوی ها و فرمول های فیزیکی، ارتفاع هتل را به دست آورد.

    دانشجوی ریاضیات منتظر شد تا خورشید کمی پایین برود و بعد، زاویه سنج و
    شاقول و متری را که خریده بود از کیفش درآورد طول سایه را اندازه گرفت،
    زاویه خطی که نوک پشت بام هتل را به نوک سایه آن متصل می کرد محاسبه کرد
    و بعد با استفاده از فرمول های مثلثات ارتفاع هتل را تعیین کرد.

    واضح است که با این همه کار، آنها دیگر فرصت نکردند برای امتحان فردایشان
    به اندازه کافی مطالعه کنند و همین باعث شده بود تا زیاد سرحال نباشند.

    روز بعد این سه دانشجو یکدیگر را در دانشگاه دیدند، در حالی که سر حالی
    دانشجوی مهندسی باعث تعجب دو دانشجوی دیگر شده بود. آنها طریق محاسبه
    ارتفاع هتل را از هم پرسیدند و وقتی توضیحات دانشجوهای ریاضیات و فیزیک
    به پایان رسید دانشجوی مهندسی با قیافه حق به جانب روش خود را به این شکل
    توضیح داد:

    کاری نداشت! من پیش مسئول پذیرش هتل رفتم یک دلار به او دادم و پرسیدم
    ارتفاع هتل چندمتر است بعد با 149 دلار باقی مانده باقی روز را حسابی خوش
    گذراندم !!!!!

    5 سپاس: garfild، zrnznn، هاچو هاچو، ♥Rose♥، تنها
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: