ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
zrnznn
تشکر از لطفت
.
.
.
دیااکو,
علیکم سلام
خواهش میکنم ...بخشیدم
اتفاقاً خیلی خوشحالم کردید که اومدید و انتقاد کردید چون بقیه دوستان هنو حاضر نشدن با من راحت باشن (بر عکس من) و بیان صاف و صادق نظرشون رو بگن
آقا دیاکو حالا جداییی از این که بعضی وقتا حرصمو در میارید
.
.
.
kasragtr,
فدای داداشییییییییییییی خوبممممممممممم
برای صدمین بار:
من حدود 12 سال پیش اولین ایمیل زندگیمو ساختم
خلاصه این شد که الان اینطوری شده
و تا یک سال پیش هیچ معنی برام نداشت جز قرار گرفتن چند کلمه z , r , n تا موقعی که شیرین جون گفت اسممم و خونده زرنزن و بعد من کلی خندیدم گفتم از این دید بهش نیگاه نکردم
بچه مثبت
دیااکو به راه راست هدایت شدی؟ من که باور نمیکنم! یک کاسهای زیر نیم کاسه هست
zrnznn,
چقدر خوب بود اگر آنچه را که برای خود نمیپسندیم برای ديگران هم نپسندیم و سعی کنیم قبل از حرف زدن بر خشم خود غلبه کنیم و حرفی نزنیم که بعد پشیمون و یا چون پسته بیمغز رسوا بشیم!
نمایش یا پنهان متن
آفرین که غلبه کردی!نمایش یا پنهان متن
غلبه نکردی؟میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
KuRoSh
دستتون درد نکنه برای بستنی ها که خریدی و ما نوش جان کردیم
zrnznn
بله دیگه وقتی صاب خونه خسیس باشه بایدم مهمون ولخرجی کنه
zrnznn
آره واقعاً چی میشد من این اخلاق گندمو بزارم کنار؟!
غلبه کردم
خوب چی کنم من؟! اول همیشه همیشه حرفمو میزنم و یا کارمو انجام میدم بعد فکر میکنم
ژنرال
خانوم مهندس در چه رشته ای تحصیل میکنی؟
zrnznn
نمایش یا پنهان متن
خیلی دوسش دارمدیااکو
فکر کنم راه راست به سمت من کج شد.
خانم مهندس
این اخلاق گند شما به نظر من زیادم گند نیست. چون من خودمم اینجوریم.
و اما در مورد شما
من فکر می کنم آدمی هستید که با احساساتتون راحتید. یعنی می تونید احساساتتون رو بیان کنید. و در بیان احساس سیاست ندارید. و این خیلی خوبه. به نظر من این اخلاق گندت رو عوض نکن. از چیزی خوشت اومد بگو و از چیزی بدت اومد عکس العمل نشون بده ولی کینه ای نباش و در صورتی که حس کردی اشتباه کردی شهامت معذرت خواهی را داشته باش.
ژنرال
موفق باشی
zrnznn
بله همینطوره......خوشحالی یا ناراحتیم زودی از چهره و حرفام مشخص میشه.....
همه دوستام و اطرافیانم همینو میگن و میگن از این اخلاقت که راحت حرفتو میزنی و خجالت نمیکشی از بیان احساساتتتت خوشمون میاد...ولی خوب یه بار بچه مثبت گفت که تا اونجاااییی این صداقت خوبه که باعث ناراحتی اطرافیانت نشه!
خوب راست میگه برای بیان احساسات خوب آره خوبه و همیشه باعث شده رابطه صمیمی با طرف مقابلم داشته باشم ولی برا بیان احساسات بدم نه! (اینجاس که کمبود به قول شما سیاست تو بیان احساساتم رو میفهممم و به قول بچه مثبت باعث ناراحتی اطرافیان میشم )
هر چند بیان احساسات بد من چیزی نیست جز چند کلمه: دلم میخواد خفه ات کنم یا موهاتو بکشم یا بزرگترین فحش های من بیشعور، احمق و خره.....ولی خوب همینا و بیان مستقیمشون هم مممکنه طرف مقابلمو ناراحت کنه.
اصلاً اصلان ادم کینه ای نیستم ....مطمئنم گذشت زمان عصبانیتمو از بین میبره و همه اون آتیش شعله ور شده وجودمو تبدیل میکنه به یه قهر دو سه روزه.....ولی خیلی کم خیلی خیلی کم تا بحال تونستم سکوت کنم........
همین هفته پیش من داشتم با شما ادامه میدادم و و میخواستم جوابتون رو بدم و دادم ....ولی یه لحظه کوتاه یاد یکی دو سال پیش افتادم...یاد موقعی که سریع به از دست آقا بهروز به خاطر بستن تاپیکم عصبی شدم و هر چی نبایستی میگفتم و گفتم....بعدشم رفتم به بچه مثبت همه چی گفتم....بعد یاد پشیمونیای بعدش افتادم که چقدر از این دوتا داداشیم بابت حرفام خجالت کشیدمو ....
برا همین سریع اومدم و نوشته های پستمو پاک کردم و مصادف شد با چند روز مسافرتم......الان میگم بهترین کارو کردم
♥Rose♥
هیییییییی روزگاررررررررر
نمایش یا پنهان متن
این دوتا داداش هم ، کمال و جلال چقدر شانس دارنKuRoSh
خواهش می کنم
بله دیگه وقتی که اسرار می کنید دیگه چاره ای نیست
دلشاد
zrnznn
بببخش خواهری
zrnznn
می مردین از نزدیکم اینقدر جذاب باشین؟!؟
♥Rose♥
خواهش میکنم عزیزم
اگر حرفی تو اینجا یا چت باکس میزنم شوخی میکنم، تو رو خدا به دل نگیرین
می مردین از نزدیکم اینقدر جذاب باشین؟!؟
یعنی کی میتونه باشه!
تنها
zrnznn
من من من من
کی بلده عینک بزنه؟
من من من من
کی بلده چشمک بزنه؟
من من من من
کی بلده عینک بزنه؟
من من من من
کی بلده خوب قرش بده
قرش بده و قرش بده
کی بلده خوب قرش بده
قرش بده و قرش بده
وای
داشم غم پکرت میکنه
از این دنیا دلت میکنه
دلی که با تو یکرنگه
همش دست به سرت میکنه
قر و قر و قر و قر
قر و قر و قر و قر
میدونه هرکی سرجاش ی بشکن نزنه
آ ما شاالله . . . قر تو کمر فراوونه ه ه ه
کی بلده خوب قرش بده
همه با هم
من من من من . . .
شیدا جونم چرا اینجوریه حالتتتتت؟ کی اذیتتتت کرده!
بندری
ﻣﺎﻧﺘﻮﺷﻮﻥ ﭼﺮﻭﮐﻪ ،
ﯾﻪ ﮐم هـﻢ ﺧﻮﺍﺏ ﺁﻟﻮﺩﻥ....
ﺍﯾﻨﺎ ﺭﻭ ﺍﺫﯾﺖ ﻧﮑﻨﯿﺪ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺍﯾﻨﺎ ﻗﻠﻢ ﭼﯽ ﺩﺍﺷﺘﻦ ، ﺧﺴﺘﻦ
بندری
مهندس واقعي كيست ؟
به یک دانشجوی مهندسی، و یک دانشجو فیزیک و یک دانشجو ریاضیات، هرکدام
150 دلار دادند .
از آنها خواسته شد که با استفاده از این پول، ارتفاع یکی از هتل های شهر
را که دانشگاه درآن قرارداشت. بادقت محاسبه کنند.
سه دانشجو با اشتیاق فراوان برای انجام این محاسبه دنبال تهیه ملزومات رفتند.
دانشجوی فیزیک اول به یک مغازه ساعت فروشی رفت و یک کرونومتر خرید و بعد،
از یک فروشگاه چند گوی فلزی به اندازه های مختلف خرید و سپس به یک لوازم
التحریری رفت تا یک ماشین حساب بخرد و آخر سر هم چندنفر از دوستانش را
خبرکرد تا دراین کار به او کمک کنند. این دانشجوی فیزیک زمانی را که هریک
از گوی ها را از پشت بام هتل به زمین رسید اندازه گرفت و بعد با محاسبه
زمانهای سقوط گوی ها و فرمول های فیزیکی، ارتفاع هتل را به دست آورد.
دانشجوی ریاضیات منتظر شد تا خورشید کمی پایین برود و بعد، زاویه سنج و
شاقول و متری را که خریده بود از کیفش درآورد طول سایه را اندازه گرفت،
زاویه خطی که نوک پشت بام هتل را به نوک سایه آن متصل می کرد محاسبه کرد
و بعد با استفاده از فرمول های مثلثات ارتفاع هتل را تعیین کرد.
واضح است که با این همه کار، آنها دیگر فرصت نکردند برای امتحان فردایشان
به اندازه کافی مطالعه کنند و همین باعث شده بود تا زیاد سرحال نباشند.
روز بعد این سه دانشجو یکدیگر را در دانشگاه دیدند، در حالی که سر حالی
دانشجوی مهندسی باعث تعجب دو دانشجوی دیگر شده بود. آنها طریق محاسبه
ارتفاع هتل را از هم پرسیدند و وقتی توضیحات دانشجوهای ریاضیات و فیزیک
به پایان رسید دانشجوی مهندسی با قیافه حق به جانب روش خود را به این شکل
توضیح داد:
کاری نداشت! من پیش مسئول پذیرش هتل رفتم یک دلار به او دادم و پرسیدم
ارتفاع هتل چندمتر است بعد با 149 دلار باقی مانده باقی روز را حسابی خوش
گذراندم !!!!!
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→