ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
mahsa joon
كجااااااااااااااااااااايي نجمه اي جات خاليه هااااا
قربونت برم
بچه مثبت
ایشالا بزنی تو گوشِ ارشد
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
mahsa joon
KuRoSh
دندونات درواومده یا هنوز مثل مادر بزرگ ها حرف میزنی
zrnznn
تنها,
♥Rose♥,
garfild,
نقل
وای دوست جونهای عزیزممممممم ممممنونم که اومدید و تبریککککککککککک گفتیدددددددد...یک دنیااا سپاسسسسسسسس
zrnznn
▧ تصویر در دسترس نیست
♥Rose♥
رستوران زیبای ساحلی و سنتی دزفول در کنار پارک ساحلی دووه و آسیاب های تاریخی دزفول قرار دارد . این رستوران در شب در کنار ساحل زیبای رود دز ، منظره ای رویایی به وجود آورده که بر زیبایی های پارک رعنا در طرف مقابل رودخانه افزوده است. با توجه به فضای ویژه این رستوران، رودخانه و همچنین کافی شاپ ساحلی در کنار آن و دسترسی مناسب مجموعه متنوع تفریحی و گردشگری در ساحل رود دز به وجود آمده است.
mahsa joon
خواااااااااهرییییییییییییی اومدم خونت
hadi04
نماز روزه قبول حاج خانوم التماس دعا
zrnznn
زنی را می شناسم من
که در یک گوشه ی خانه
میان شستن و پختن
درون آشپزخانه
سرود عشق می خواند
نگاهش ساده و تنهاست
صدایش خسته و محزون
امیدش در ته فرداست
زنی را می شناسم من
که می گوید پشیمان است
چرا دل را به او بسته
کجا او لایق آنست
زنی هم زیر لب گوید
گریزانم از این خانه
ولی از خود چنین پرسد:
چه کس موهای طفلم را
پس از من می زند شانه؟
زنی آبستن درد است
زنی نوزاد غم دارد
نی خو کرده با زنجیر
زنی مانوس با زندان
تمام سهم او اینست
نگاه سرد زندانبان
زنی را می شناسم من....
زنی را می شناسم من
که می میرد ز یک تحقیر
ولی آواز می خواند
که این است بازی تقدیر
زنی با فقر می سازد
زنی با اشک می خوابد
زنی با حسرت و حیرت
گناهش را نمی داند
زنی را می شناسم من
که شعرش بوی غم دارد
ولی می خندد و گوید
که دنیا پیچ و خم دارد
زنی را می شناسم من
که هر شب کودکانش را
به شعر و قصه می خواند
اگر چه درد جانکاهی
درون سینه اش دارد
زنی می ترسد از رفتن
که او شمعی ست در خانه
اگر بیرون رود از در
چه تاریک است این خانه
نی را می شناسم من
که رنگ دامنش زرد است
شب و روزش شده گریه
که او نازای پردرد است
زنی را می شناسم من
که نای رفتنش رفته
قدم هایش همه خسته
دلش در زیر پاهایش
زند فریاد که بسه
زنی را می شناسم من
که با شیطان نفس خود
هزاران بار جنگیده
و چون فاتح شده آخر
به بدنامی بد کاران
تمسخر وار خندیده
ی در کار چون مرد است
به دستش تاول درد است
ز بس که رنج و غم دارد
فراموشش شده دیگر
جنینی در شکم دارد
زنی در بستر مرگ است
زنی نزدیکی مرگ است
سراغش را که می گیرد
نمی دانم!
شبی در بستری کوچک
زنی آهسته می میرد
زنی هم انتقامش را
ز مردی هرزه می گیرد
زنی را می شناسم من
زنی را....
hadi04
Kishe Mehr
ایشالله دل هیشکی بسته نباشه و همیشه واز باشه
zrnznn
hadi04
خدا رو شکر تو مُد غم بودی دلمون گرفت نکن اینطوری با ما
zrnznn
نه بابا من تو مد مصممممممم ...به جون خودممممممممممم.......غم مال یه لحظه امه
hadi04
خدا نکنه غمگین باشی زندگی بالا و پایین زیاد داره باید صبور باشی
hadi04
التماس دعا
zrnznn
دیشب احیاااا بودم...ولی تو اون احیا یه فکرهاییی ذهنمو مشغول کرد...با خودم میگم خدایا طاعات من قبول هستن؟ احیا و شب زنده داری من مورد قبوله؟ استغفرام رو میپذیری به این فورممممممممم!
hadi04
اینا توی ذهن من هم هستن لامصب تکون هم نمیخورن
ولی گاهی فکر میکنم خداوند کمال مطلقه یعنی مهربونیش هم خیلی زیاده در حدی که نمیتونیم تصورش کنیم خیلی خیلی زیاد
حتما وقتی میبینه بنده گنهکارش میاد برای اون مسجد خودش قبول میکنه ولی کاش طوری باشه که بعد از استغفار دوباره رهامون نکنه که بریم گند بزنیم واسه سا بعد از دست خودم داغونم
zrnznn
آقا هادی نه منظور من یه چیز دیگه اس.....اقا هادی من احیا رفتم ولی .ولی ......یه کوچولو خجالت میکشم بحرفمممممممم
تو اونجا یه اخلاقهاییی از من سر زد که ....... خودم هم ازشون عذاب میکشم
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→