ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
Ahora Quien
مستانه
هاچو : حتما واست دعا میکنیم
حورا
انگار عاشقتر میشوم
نمی دانم باران چه نسبتی دارد
با غمی که به جانم ریخته ای.....
Life Dream
دنیام زیر و رو شد
چشمات و بستی و باز
تاریکیام شروع شد
موهات کهکشونات
چشمات ستاره هاتن
منظومه های شمسی
جفت گوشواره هاتن
کی بین مهربونا
مثل تو مهربونه
نامهربونی با تو
بد نیست
بد شگونه
با من بمون با من بمون با من بمون با من بمون با من بمون با من بمون با من بمون با من بمون
شب بود خسته بودم
چشام و بسته بودم
خورشید سر زد و من
پیشت نشسته بودم
چشمام و باز کردم
دیدم ازت خبر نیست
دیدم برام تو دنیا
از تو عزیز تر نیست
با من بمون با من بمون با من بمون با من بمون با من بمون با من بمون با من بمون با من بمون
mz56mz
Ahora Quien
Life Dream
با همیم تو بازی های روزگار از درون هم ولی بی خبریم
زندگی تولد یه خاطرست انگاری شروع یک نمایشه
کاشکی از دنیای این خاطره ها سهم ما تموم خوبی ها با شه
بهتره به قلبامون دروغ نگیم زندگی هر طور که باشه می گذره
منو تو مسافریم تو این روزا مثل خورشید تو نگاه پنجره
هممون پشت نقاب صورتک همیشه از صبح تا شب قایم می شیم
واسه پنهون کردن گریه هامون روی قلب و روحمون خط می کشیم
اگه باز از روزگار دلت گرفت لحظه ها ثانیه ها ابری شدن
بیا با من، بیا بامن
Kishe Mehr
اسطوره رنگ ندارد ...
تولدت مبارک گلبرگ مغــرور
مردمی بودی، مردم هم دوسِت دارن
روحت آروم و شاد ...
بچه مثبت
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
ژنرال
دلشاد
Ahora Quien
بندری
جودی ابوت
Life Dream
آسمون بغضش رو تو پرده ی ابرهای سیـاهش پاره می کرد
رعــد و بـرق نـگــاه شـهـــر رو با صــداش خـــواب زده می کرد
زمین از این همه سنگینی بار به روی شونه اش گله می کرد
همچنــان پـــای پـیــــاده ، فـــارغ از صــدای خشـم آسمـــونـی
بـی خیـــال از نـالـه ها و گلــه های بــرگـهــــای زرد خـــزونــی
جــــــاده هــــای بـی کـســـی رو گــــم مـی کـــردم آروم آروم
تـــن غــربت رو مــی شستــــم زیــــر قـطـــــره هـای بــــــارون
مــن بــه یـــــاد عــطـــــر بــــــارون زده ی گـلـهـــــای پـــونـــــه
می کشیدم پای خسته ام رو توی جاده، به هوای بوی خونه
وقـتــی که صــدای خــونه مــن رو تــا آخــر جـاده می کشونه
ایـن ســرابــه تـوی جــــاده ؛ که چشمـــام رو مـی پـوشـــونـه
حورا
امضامو بخونید لطفا
Life Dream
@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@
امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه دیدار این خونه
فقط خوابه ، تو که رفتی هوای خونه تب داره ، داره از درو دیوارش غم
عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ، بیا بر گرد تا ازعشقت
نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش
حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای کفتر و گنجشک کلاغای
سیاه پوشن ، چراغ خونه خوابیده توی دنیای خاموشی ، دیگه ساعت رو
طاقچه شده کارش فراموشی ، شده کارش فراموشی ، دیگه بارون نمی
باره اگر چه ابر سیاه ، تو که نیستی توی این خونه ، دیگه آشفته
بازاریست ، تموم گل ها خشکیدن مثل خار بیابون ها ، دیگه از
رنگ و رو رفته ، کوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت
گفتیم و سفر کردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذرکردیم
گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو
به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری
گفتم که تو می دونی،سرخاک
تو می میرم ، ولی
تا لحظه مردن
نمی گیرم
دل از
تو
هاچو هاچو
دلشاد
تنها
قبل از راه دادن به حریمت ....
یا از سرخی قلبشان مطمئن می شدی ....
یا دست کم از .....
چشم سفیدیشان
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→