به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند. ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
♥بدجوری این روزا دلم ازت پره♥۸ آبان ۱۳۹۲ نقل قول: zrnznn من از رفتنش حالم بد نشد .... خیلی هم خوشحال شدم..... اینو خوب اومدی hadi04, از کسی که لیاقت محبت و خوبی نداره، جواب خوبی رو با بدی میده باید خوب گفت؟؟؟؟؟؟
♪ ◄ مشاعره ترانه ► ♪۸ آبان ۱۳۹۲ یه بی وفا مثل خودت یه صاف و ساده مثل من پیدا نمیکنی اگه دنیا رو زیر و رو کن ی بگو مگو
غذا بیار ! بوفی ببر!۸ آبان ۱۳۹۲ نقل قول: نغمه شیدا عزیزم ممنون که راه حلی دیگه پیشنهاد دادی اما ممکنه اسم خمیر پیراشکی رو برام بنویسی ممنون میشم آخ آخ چه سوال سختی اسمش یادم نیست ولی بری سوپری بگی خمیر پیراشکی میخوام بهت م…
♪ ◄ مشاعره ترانه ► ♪۸ آبان ۱۳۹۲ نقل قول: gilas تنها نقل قول: mz56mz مبارك تنها عزيز باشه مرسی عمو محمود عزیـــــــــز garfild, من زمین خوردم تا بالاتر بری تا همه دنیا تو رو صدا کنن اگه بالا رفتم از این پله ها واسه این بوده…
غذا بیار ! بوفی ببر!۸ آبان ۱۳۹۲ نقل قول: zrnznn نغمه جونم شیدای عزیزممممممممممم هر دوتون هنر مندیددددد مرسی نجمه ای ولی من هیچ وقت انگشت کوچیکه شما هم نمیشم تو آشپزی....آفرین چه کیکی شده نقل قول: zrnznn اصلش این کیکه اس که…
♪ ◄ مشاعره ترانه ► ♪۷ آبان ۱۳۹۲ mz56mz, عاشقونه شدم عاشق دلت یکی بیاد و کاشکی بگه بهت بگه بهت شدی تو وجود من از ته دل تو رو دوست دارمت عاشقونه شدم عاشق نگات زندگی ساز گرمیه نفسهات اونقده خوبی که میدونه دلم خیلی کمه اگه بمی…
غذا بیار ! بوفی ببر!۷ آبان ۱۳۹۲ نقل قول: نخبه احسنتتتتتتتتتت شیدا جون هم کدبانوئه مرسی شیرین جون
غذا بیار ! بوفی ببر!۶ آبان ۱۳۹۲ نقل قول: نغمه واااااااااااااااااای شیداااااااااااااااااا دلم خواستتتتتتتتتتتتتتتتت چیقده گوجه فرنگی رو خوشگل تزیین کردی نغمه جونم روی گاز تو روغن هم میشه سرخش کرد.....مرسی چشمات خوشگل میبینه
یک نت روی دیوار انجمن ✏۵ آبان ۱۳۹۲ دیشب با خدا دعوایم شد ...... با هم قهر کردیم ..... فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد ...... رفتم گوشه ای نشستم .... چند قطره اشک ریختم..... و خوابم برد ..... صبح که بیدار شدم .... مادرم گفت ...نم…