به خاطر اینکه نی نی بیاری شوخی بید والا چی بگم اگه ازدواج با کسی که عاشقشی و دوستش داشته باشی که خیلی هم خوبه ولی اگه زورکی باشه ابدأأأأأأأأأأ توصیه نمیشه میسی علوس نازم
ای جان نی نی ترگلم نه واقعا هستن کسانی که برای اینکه یه کدبانو باشن بچه دار بشن و کارای خونه رو انجام بدن ازدواج میکنن خیلی هم از این موضوع خوشحالن چون به هدفشون رسدن و زندگی خوبی دارن
نقل قول: چکاوک
والا چی بگم اگه ازدواج با کسی که عاشقشی و دوستش داشته باشی که خیلی هم خوبه ولی اگه زورکی باشه ابدأأأأأأأأأأ توصیه نمیشه
حرفت درسته اما گلم الان بحث سر اینه چرا اصلا ازدواج کنیم حتی با اونی که دوستش داریم مگه نمیشه در کنار هم بود مثل دوست خیلی صمیمی لزوم زیر یک سقف رفتن و مسئولیت زندگی قبول کردن چیه ؟
نه واقعا هستن کسانی که برای اینکه یه کدبانو باشن بچه دار بشن و کارای خونه رو انجام بدن ازدواج میکنن خیلی هم از این موضوع خوشحالن چون به هدفشون رسدن و زندگی خوبی دارن
اره منم دیدم کسانی رو که از زندگی همین چیزا رو میخان .. ازدواج کنیم بچه دار بشیم .. و یه جورایی همون خاله بازیهای دوران بچگی.. بدون اینکه واقعا به چیز دیگری فکر کنن و معیار دیگری داشته باشن اسون میگیرن و گاهی هم زندگی هم براشون سخت نمیگیه ولی امان از اون روزی که اینجوری اسون بگیری ولی زندگی بهت سخت بگیره
و اصلا فکرشم نمیکنم کلی آرزو و هدف دارم 351 تازه خونه بابا سلطنت میکنم و خیلی خوش میگذره
خوب لازمه گاهی بهش فکر کنی البته اگه به سنت میخوره یعنی بالای 20 سال به هر حال یه زمانی میرسه که ناخودآگاه این مسئله برات مهم میشه و باید بهش فکر کنی پس چه بهتر که یه پس زمینه ذهنی داشته باشی
اما گلم الان بحث سر اینه چرا اصلا ازدواج کنیم حتی با اونی که دوستش داریم مگه نمیشه در کنار هم بود مثل دوست خیلی صمیمی لزوم زیر یک سقف رفتن و مسئولیت زندگی قبول کردن چیه ؟
بقیه که نیومدن من بااجازه بزرگترها نظر خودم رو میگم اینکه اصلا چرا ازدواج میکنیم قدیمیا میگفتن سنت پیغمبره و برای اینکه از خیلی مسائل غلط دور و در امان بمونی.. ولی الان دیگه زمونه هم عوض شده ازدواج هم نکنی ماشالله میتونی کلی کار خارق العاده انجام بدی مثل همون کارایی که خیلیا انجام میدن. درست یا غلطش رو من اصلا بحث نمیکنم ولی من خودم همیشه حس میکنم ادمهایی که توی سن مناسب ازدواج میکنن تو وجود خودشون روحیه مسئول بودن رو میبینن و اینکه میتونن مسئولیت یکی دیگه رو هم داشته باشن چه عاطفی چه مالی.. نمیدونم ولی من فکر میکنم اگر یه روزی حس کردی میتونی به کسی محبت رو هدیه بدی( محبت واقعی) و اینکه تو وجود خودت ادم مسئولی رو میبینی که میتونه مکمل طرف مقابلش باشه و به قول یه دوست بتونه اون چیزی که اون نداره بهش بده و اون چیزی که کم داره ازش بگیره .. حالا اون چیز میتونه هر چی باشه.. هر کسی یه جور فکر میکنه و یه چیزی توی زندگی براش اولویت داره و مهمتره. و باید دنبال اون باشه و برای رسیدن به اون خواسته تلاش میکنه .. تو زندگی هم هر چقدر تلاش کنی همونقدر به دست میاری.. هر جا جا زدی زندگی هم برات سخت میشه
فکر کنم هر دختر یا هر پسملی وقتی به یه سنی میرسه باید به قضیه ازدواج فکر کنه تا وقتی تو موقعیتش قرار میگره هول نکنه بگه من تا حالا بهش فکر نکرده بودم.. افرین گیلاسی کار خوبی کردی.. شاید با این تاپیک خیلیا فکر کنن که واقعا چی میخان و چی نمیخان..
نظرات اندیشمندانه که بسیار میباشد ولی دوست دارم بقیه هم نظرات خودشون رو بگن تا بعد منم نظر بدم.. هر کی دلیلش با اون یکی فرق داره .. اینجا میتونیم خیلی چیزا از هم یاد بگیریم ..
خوب لازمه گاهی بهش فکر کنی البته اگه به سنت میخوره یعنی بالای 20 سال به هر حال یه زمانی میرسه که ناخودآگاه این مسئله برات مهم میشه و باید بهش فکر کنی پس چه بهتر که یه پس زمینه ذهنی داشته باشی
میدونم گیلاسی اره حرفت درسته اما من هنوز به اون سن نرسیدم دغدغه های مهمتری دارم به موقع چشم
میدونم گیلاسی اره حرفت درسته اما من هنوز به اون سن نرسیدم دغدغه های مهمتری دارم به موقع چشم
اون که بله.. ولی هی بیا این تاپیک سرک بکش .. فکر کنم جالب باشه نظر بقیه که یا تجربه دارن و یا چیزهایی که میدونن و حس میکنن بیان میکنن.. بالاخره یه روز اینم میشه جزو دغدغه های زندگی هر کسی.. همه هم بزرگ میشن
من همیشه فکر میکردم ازدواج یعنی شراکت تام تو زندگی، فکر و غم و شادی و مهم تر از همه شراکت توی مغز آره مغز به نظر من مغز و عقل زن و مرد هر کدوم تو یه سمت و سو حرکت میکنه و هر کدوم یه چیزایی رو مد نظر دارن که برای تکامل دیگری خیلی خیلی مهمه و وای به وقتی که یکی از این مکمل ها درست کار نکنه (به هر دلیل تاکید میکنم به هر دلیل عمدی و سهوی .)من فکر میکردم (البته فکر میکردم)چیزایی که باید از محیط یاد بگیرم رو یاد گرفتم و حالا به یه مکمل احتیاج دارم که از یه فکر نو و از یک نگاه دیگه دنیا رو ببینم و البته یکمی هم حرف عشق و عاشقی و این حرفا هم بود (چه جلافتا) و دیگه اینکه من خیلی استقلال طلب بودم و این مستقل بودن رو خیلی دوست داشتم که ناگفته نماند بعد چند وقت فهمیدم این استقلال اونی نیست که فکر میکردم و تو جوونی و خامی می خواستمش
من همیشه فکر میکردم ازدواج یعنی شراکت تام تو زندگی، فکر و غم و شادی و مهم تر از همه شراکت توی مغز آره مغز به نظر من مغز و عقل زن و مرد هر کدوم تو یه سمت و سو حرکت میکنه و هر کدوم یه چیزایی رو مد نظر دارن که برای تکامل دیگری خیلی خیلی مهمه و وای به وقتی که یکی از این مکمل ها درست کار نکنه (به هر دلیل تاکید میکنم به هر دلیل عمدی و سهوی .)
چه جالب فکر شما و فکر من.. ولی من همیشه فکر میکنم من فکر خودم رو دارم اونم فکر خودش قاطی میکنیم از توش یه چی در میاد.. در هم نیومد سخت نمیگیریم خب ادمیزاده دیگه بنا نیست همیشه درست فکر کنن گاهی ممکنه هر دو اشتباه کنن. غم و شادی هم فکر کنم اگر باعث اون غم خود طرف نباشه حتما توش شریک و غمخوار ادم میشه . گناه دارن طفلیا قلبشون اندازه یک گنجشکه الکی ادای مرد بودن رو در میارن اینم راست میگی خیلی بده یکی از مکملها خوب کار نکنه به قول شما چه به عمد و چه سهوا .. کاش واقعا همه مکمل هم باشنو اون چیزای خوبی که توی ذهنشون بوده رو بتونن با کمک طرف مقابل توی زندگیشون پیاده کنن.. قبول دارم خیلی سخته چون دو تا ادم از دو فرهنگ مختلف ولی خب گاهی خاستن هم توانستن است.. تلاش رو بکنیم لااقل یکمش درست میشه اگر همه خاسته ها هم بر اورده نشه
نقل قول: mojde
من فکر میکردم (البته فکر میکردم)چیزایی که باید از محیط یاد بگیرم رو یاد گرفتم و حالا به یه مکمل احتیاج دارم که از یه فکر نو و از یک نگاه دیگه دنیا رو ببینم و البته یکمی هم حرف عشق و عاشقی و این حرفا هم بود (چه جلافتا) و دیگه اینکه من خیلی استقلال طلب بودم و این مستقل بودن رو خیلی دوست داشتم که ناگفته نماند بعد چند وقت فهمیدم این استقلال اونی نیست که فکر میکردم و تو جوونی و خامی می خواستمش
هییییییییییی خاله
اره گاهی یا شایدم خیلی وقتا اونی نشه که میخاهیم ولی فکر کنم یه جورایی نباید بزاریم ارزوهامون بمیرن . باید اسقامت کرد برای روزی که به همین ارزوها که شاید کوچیک باشن رسید.. پا رو که عقب بکشیم سخته دو باره بر گردیم تو میدون زندگی... من فکر میکنم اروزها رو نباید هیچ وقت از یاد ببریم.. این کلمه رو هم دوست ندارم که بگم باید بجنگیم.. اخه کدوم جنگ.. اون چیزی که با جنگ به دست بیاد همون بهتر که به دست نیاد.. فکر کنم باید به دست بیاری با تلاش با صبوری و با کلی سیاست زنونه
مسئولیت یکی دیگه رو هم داشته باشن چه عاطفی چه مالی.. نمیدونم ولی من فکر میکنم اگر یه روزی حس کردی میتونی به کسی محبت رو هدیه بدی( محبت واقعی) و اینکه تو وجود خودت ادم مسئولی رو میبینی
پس یکی از دلایل حس قبول مسئولیته و اینکه دنبال یکی باشی که یه محبت فراتر از اون چیی که خانوادت و دوستات بهت میدن رو نثارت کنه و تو هم نثارش کنی
درسته ؟
نقل قول: mati
میدونم گیلاسی اره حرفت درسته اما من هنوز به اون سن نرسیدم دغدغه های مهمتری دارم 3 به موقع چشم
چشمت بی بلا متتی کوچولو
باشه پس تاپیکو رو هم موندگار میکنم که پاک نشه شاید یه روز به دردت بخوره
نقل قول: mojde
من همیشه فکر میکردم ازدواج یعنی شراکت تام تو زندگی
پس یکی از دلایل هم میتونه دنبال شریک بودن باشه ، حس نیاز به همراه ؟
نقل قول: mojde
دیگه اینکه من خیلی استقلال طلب بودم و این مستقل بودن رو خیلی دوست داشتم
چقدر جالب خوب نمیشه برای اینکه مستقل باشی بری و تنها زندگی کنی ؟
نمايش يا پنهان متننگید چرا این اینطوری میگه ها میخوام برای تمام سوالات جواب یا حداقل ایده پیدا بشه و میدونم تمام این حسا در کنار هم باعث تصمیم میشه می خوام جواب کسی رو که در مقابل این حس میکنه خوب میرفتی تنها زندگی میکردی رو داشته باشم بدم
خالم بخونه فقط فقط لطفاخاله ببخشید واقعا معذرت میخوام میپرسم الان چقدر فکر میکنی حرفات و دلیل هات درست بوده برای ازدواج ؟؟ فکر میکنی چقدر از اون نیازات برآورده شد ؟ الان هم بازم دلیل هات همینه برای ازدواج ؟
gilas
هر کسی برای ازدواج دلیلی داره که شاید مثل دلیلی که دیگری داره نباشه
میخام بدونم دلیل شما چیه؟
این که چرا ازدواج کردی یا چرا می خوای ازدواج بکنی ؟
تو ازدواج قرار چه چیزی رو بدست بیاری اصلا هدفت از ازدواج چی بوده یا چی هست ؟؟
دلیلی که بعضیا میگن به خاطرش ازدواج کردن و بعضیا از خونه پدری و مجردی دل کندن
یعنی اون دلیل اونقدر با ارزش بوده که به خاطرش یه جورایی دنیای خودشون رو عوض کردن!!
یا اصلا خودشونم نمیدونستن چرا ازدواج میکنن و فقط چون به سن ازدواج رسیدن این کارو کردن
و یا واسه عقب نموندن از دوستان و اشنایان
دلیلهای خودتون و یا هر چی که فکر میکنید میتونه دلیل یه ازدواج باشه رو میخام بدونم
یا حتی تجربیاتی که دو رو اطرافتون دیدین بگید
خلاصه کلام دلیلت برای ازدواج چیه ؟
توضیحات لازمه
لطفا نگید خبـــــــــــــــریهحالا هم همفکری بدین به علوس های آینده زنبیل گذاشته
نخبه
خب حالا برم بخونم ببینم چه خبره گیلاسی میخاد علوسی بشه ایا زنبیل گیلاسی اثر کرده
در چه مورد؟ هان ؟ اهان در مورد علوسی
بله بله من دلیل دارم
دوست ناباب.. هی به من گفتن علوس بشو من هی گفتم نههههههههههههههههه. هی گفتن نه بیا علوس بشو بقیش با ما منم گول خولدم علوس شدم
من یکی که کلا هدفم هدف والاست مثل جومونگ.. در ازدواج هم قراره پولای تو جیب و حساب بانکی اقامون رو بدست بیاریم
اخ نگووووووووووووووووو خانه پدری
بله بله.. دلیل خیلی با ارزشه اونم دلیلهایی که من اون بالا گفتم
اینو خوب اومدی .. چون داشتم از بقیه عقب می افتادم پامو گذاشتم رو گاز و الان از همه جلو زدم
دورو اطرافیان خودتون زبون دارین بیایین بگین مگه من زبون شمام
وای بزار چهار تا پیشکسوت بیان نظر بدن بعد من
gilas
ایشالا تاثیر اثر هم میزاره
اما تاپیک جدیه مسئله زندگی و مرگ دست لای دره یه جورایی
چکاوک
به خاطر اینکه نی نی بیاری
والا چی بگم اگه ازدواج با کسی که عاشقشی و دوستش داشته باشی که خیلی هم خوبه ولی اگه زورکی باشه ابدأأأأأأأأأأ توصیه نمیشه
میسی علوس نازم
gilas
با تجربه هاش منتظریم
gilas
ای جان نی نی ترگلم
نه واقعا هستن کسانی که برای اینکه یه کدبانو باشن بچه دار بشن و کارای خونه رو انجام بدن ازدواج میکنن خیلی هم از این موضوع خوشحالن چون به هدفشون رسدن و زندگی خوبی دارن
حرفت درسته
اما گلم الان بحث سر اینه چرا اصلا ازدواج کنیم حتی با اونی که دوستش داریم
مگه نمیشه در کنار هم بود مثل دوست خیلی صمیمی
لزوم زیر یک سقف رفتن و مسئولیت زندگی قبول کردن چیه ؟
دلشاد
دلیلی ندارم چون ازدواج چیزه خوبی نیست
دلایل:
کجا بودی
داشتی با کی صحبت میکردی
چرا دیر اومدی
چرا زود اومدی
نون نداریم
بچه پوشاک میخواد
سارژ واحدا را میخوان
برق گاز تلفن
تولد فلانی
عروسی فلانی
ها چیه بازم بگم
gilas
چرا دیر اومدی
چرا زود اومدی
این گیر دادنا که اگه انتخابت درست باشه و مورد اطمینان طرف باشی و خودت سوتی نداده باشی که به وجو نمیاد
بچه پوشاک میخواد
سارژ واحدا را میخوان
برق گاز تلفن
تولد فلانی
عروسی فلانی
اینا هم یه جور قبول مسئولیته
که میتونه مشترک باشه که به یه نفر فشار نیاد
mati
نخبه
اره منم دیدم کسانی رو که از زندگی همین چیزا رو میخان .. ازدواج کنیم بچه دار بشیم .. و یه جورایی همون خاله بازیهای دوران بچگی.. بدون اینکه واقعا به چیز دیگری فکر کنن و معیار دیگری داشته باشن اسون میگیرن و گاهی هم زندگی هم براشون سخت نمیگیه ولی امان از اون روزی که اینجوری اسون بگیری ولی زندگی بهت سخت بگیره
gilas
خوب لازمه گاهی بهش فکر کنی البته اگه به سنت میخوره یعنی بالای 20 سال
به هر حال یه زمانی میرسه که ناخودآگاه این مسئله برات مهم میشه و باید بهش فکر کنی پس چه بهتر که یه پس زمینه ذهنی داشته باشی
نخبه
مگه نمیشه در کنار هم بود مثل دوست خیلی صمیمی
لزوم زیر یک سقف رفتن و مسئولیت زندگی قبول کردن چیه ؟
بقیه که نیومدن من بااجازه بزرگترها نظر خودم رو میگم
اینکه اصلا چرا ازدواج میکنیم قدیمیا میگفتن سنت پیغمبره و برای اینکه از خیلی مسائل غلط دور و در امان بمونی.. ولی الان دیگه زمونه هم عوض شده ازدواج هم نکنی ماشالله میتونی کلی کار خارق العاده انجام بدی مثل همون کارایی که خیلیا انجام میدن. درست یا غلطش رو من اصلا بحث نمیکنم
ولی من خودم همیشه حس میکنم ادمهایی که توی سن مناسب ازدواج میکنن تو وجود خودشون روحیه مسئول بودن رو میبینن و اینکه میتونن مسئولیت یکی دیگه رو هم داشته باشن چه عاطفی چه مالی.. نمیدونم ولی من فکر میکنم اگر یه روزی حس کردی میتونی به کسی محبت رو هدیه بدی( محبت واقعی) و اینکه تو وجود خودت ادم مسئولی رو میبینی که میتونه مکمل طرف مقابلش باشه و به قول یه دوست بتونه اون چیزی که اون نداره بهش بده و اون چیزی که کم داره ازش بگیره .. حالا اون چیز میتونه هر چی باشه.. هر کسی یه جور فکر میکنه و یه چیزی توی زندگی براش اولویت داره و مهمتره. و باید دنبال اون باشه و برای رسیدن به اون خواسته تلاش میکنه .. تو زندگی هم هر چقدر تلاش کنی همونقدر به دست میاری.. هر جا جا زدی زندگی هم برات سخت میشه
فکر کنم هر دختر یا هر پسملی وقتی به یه سنی میرسه باید به قضیه ازدواج فکر کنه تا وقتی تو موقعیتش قرار میگره هول نکنه بگه من تا حالا بهش فکر نکرده بودم.. افرین گیلاسی کار خوبی کردی.. شاید با این تاپیک خیلیا فکر کنن که واقعا چی میخان و چی نمیخان..
نظرات اندیشمندانه که بسیار میباشد ولی دوست دارم بقیه هم نظرات خودشون رو بگن تا بعد منم نظر بدم.. هر کی دلیلش با اون یکی فرق داره .. اینجا میتونیم خیلی چیزا از هم یاد بگیریم ..
mati
میدونم گیلاسی اره حرفت درسته اما من هنوز به اون سن نرسیدم دغدغه های مهمتری دارم
نخبه
اون که بله.. ولی هی بیا این تاپیک سرک بکش .. فکر کنم جالب باشه نظر بقیه که یا تجربه دارن و یا چیزهایی که میدونن و حس میکنن بیان میکنن.. بالاخره یه روز اینم میشه جزو دغدغه های زندگی هر کسی.. همه هم بزرگ میشن
mojde
نخبه
arash52
جالب بود
نخبه
چه جالب فکر شما و فکر من.. ولی من همیشه فکر میکنم من فکر خودم رو دارم اونم فکر خودش قاطی میکنیم از توش یه چی در میاد.. در هم نیومد سخت نمیگیریم
هییییییییییی خاله
اره گاهی یا شایدم خیلی وقتا اونی نشه که میخاهیم ولی فکر کنم یه جورایی نباید بزاریم ارزوهامون بمیرن . باید اسقامت کرد برای روزی که به همین ارزوها که شاید کوچیک باشن رسید.. پا رو که عقب بکشیم سخته دو باره بر گردیم تو میدون زندگی... من فکر میکنم اروزها رو نباید هیچ وقت از یاد ببریم.. این کلمه رو هم دوست ندارم که بگم باید بجنگیم.. اخه کدوم جنگ.. اون چیزی که با جنگ به دست بیاد همون بهتر که به دست نیاد.. فکر کنم باید به دست بیاری با تلاش با صبوری و با کلی سیاست زنونه
Holtek
نمايش يا پنهان متن
یه چیزایی هست که اگه بگم بهتون برمیخوره ، پس آنگاه نتیجه میگیریم که نمیگمgilas
پس یکی از دلایل حس قبول مسئولیته
و اینکه دنبال یکی باشی که یه محبت فراتر از اون چیی که خانوادت و دوستات بهت میدن رو نثارت کنه و تو هم نثارش کنی
درسته ؟
چشمت بی بلا متتی کوچولو
باشه پس تاپیکو رو هم موندگار میکنم که پاک نشه شاید یه روز به دردت بخوره
پس یکی از دلایل هم میتونه دنبال شریک بودن باشه ، حس نیاز به همراه ؟
چقدر جالب
خوب نمیشه برای اینکه مستقل باشی بری و تنها زندگی کنی ؟
نمايش يا پنهان متن
نگید چرا این اینطوری میگه هامیخوام برای تمام سوالات جواب یا حداقل ایده پیدا بشه و میدونم تمام این حسا در کنار هم باعث تصمیم میشه
می خوام جواب کسی رو که در مقابل این حس میکنه خوب میرفتی تنها زندگی میکردی رو داشته باشم بدم
خالم بخونه فقط فقط لطفا
خاله ببخشید واقعا معذرت میخوام میپرسمالان چقدر فکر میکنی حرفات و دلیل هات درست بوده برای ازدواج ؟؟
فکر میکنی چقدر از اون نیازات برآورده شد ؟
الان هم بازم دلیل هات همینه برای ازدواج ؟
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→