در روز قیامت و در میان بهشتیان و دوزخیان گروهی قرار خواهند که گرفت که از آن ها با عنوان «اصحاب اعراف» نام برده شده است. در برخی از تفاسیر آمده که منظور از اهل اعراف گروهى هستند که گناهانشان آنها را از رفتن به بهشت و اعمال نیکشان آنها را از رفتن به جهنم باز داشته است.
برای آشنایی با این گروه ترجمه آیاتی از سوره اعراف و تفسیر نمونه در این باره انتخاب شده که در ادامه می خوانید.
اصحاب اعراف در آیات قرآن
اعراف جمع کلمه «عرف» و در لغت به معنای مکان های مرتفع است. قرآن در آیات 46 تا 49 سوره اعراف ،اصحاب اعراف را این گونه معرفی می کند:
«و در میان آن دو [بهشتیان و دوزخیان]، حجابی است؛ و بر «اعراف» مردانی هستند که هر یک از آن دو را از چهره شان می شناسند؛ و به بهشتیان صدا می زنند که: «درود بر شما باد!» اما داخل بهشت نمی شوند، در حالی که امید آن را دارند و هنگامی که چشمشان به دوزخیان می افتد می گویند: «پروردگارا! ما را با گروه ستمگران قرار مده! و اصحاب اعراف، مردانی (از دوزخیان را) که از سیمایشان آنها را می شناسند، صدا می زنند و می گویند: «دیدید که گردآوری شما (از مال و ثروت و آن و فرزند) و تکبرهای شما، به حالتان سودی نداد! آیا اینها [این واماندگان بر اعراف] همانان نیستند که سوگند یاد کردید رحمت خدا هرگز شامل حالشان نخواهد شد؟! (ولی خداوند بخاطر ایمان و بعضی اعمال خیرشان، آنها را بخشید) هم اکنون به آنها گفته می شود: داخل بهشت شوید، که نه ترسی دارید و نه غمناک می شوید.»
اصحاب اعراف در تفسیر نمونه
(آیه 46) اعراف گذرگاه مهمى به سوى بهشت! در تعقیب بیان سرگذشت بهشتیان و دوزخیان این آیه و سه آیه بعد از آن در باره «اعراف» که منطقه اى است حد فاصل میان بهشت و دوزخ، با ویژگی هایى که دارد سخن مى گوید.
* نخست به حجابى که در میان بهشتیان و دوزخیان کشیده شده است اشاره کرده و مى گوید: «میان این دو گروه حجابى قرار دارد»
* از آیات بعد چنین استفاده مى شود که حجاب مزبور همان «اعراف» است که مکان مرتفعى است در میان این دو گروه، که مانع از مشاهده یکدیگر مى شود، البته کسانى که بر اعراف یعنى قسمت هاى بالاى این مانع مرتفع قرار دارند، هر دو گروه را مى توانند ببینند.
*سپس قرآن مى گوید: «بر اعراف مردانى قرار دارند که هر یک از جهنمیان و دوزخیان را در جایگاه خود مى بینند و از سیمایشان آنها را مى شناسند.»
*سپس مى گوید: مردانى که بر اعراف قرار دارند «بهشتیان را صدا مى زنند و مى گویند: درود بر شما باد، اما خودشان وارد بهشت نشده اند، اگر چه بسیار تمایل دارند.»
(آیه 47) «اما به هنگامى که به سوى دیگر نگاه مى کنند و دوزخیان را در دوزخ مى بینند به درگاه خدا راز و نیاز مى کنند و مى گویند: پروردگارا! ما را با جمعیت ستمگران قرار مده»
(آیه 48) در این آیه اضافه مى کند که: «و اصحاب اعراف مردانى از دوزخیان را که از چهره و سیمایشان مى شناسند صدا مى زنند و مورد ملامت و سرزنش قرار مى دهند که دیدید عاقبت گردآورى اموال و نفرت در دنیا و تکبر ورزیدن از قبول حق، به شما سودى نداد» چه شد آن مال ها؟ و کجا رفتند آن نفرات؟ و چه نتیجه اى گرفتید از آن همه کبر و خودپرستى؟
(آیه 49) بار دیگر با همان زبان ملامت و سرزنش در حالى که اشاره به جمعى از ضعفاى مؤمنان که بر اعراف قرار گرفته اند مى کنند، مى گویند: «آیا اینها همان کسانى هستند که شما سوگند یاد کردید هیچ گاه خداوند آنان را مشمول رحمت خود قرار نخواهد داد»
*سر انجام رحمت الهى شامل حال این دسته از ضعفاى مؤمنان شده و به آنها خطاب مى شود که: «وارد بهشت شوید نه ترسى بر شماست و نه در آنجا غم و اندوهى دارید»
اصحاب اعراف چه کسانی هستند؟
از مجموع آیات و روایات چنین استفاده مى شود که «اعراف» گذرگاه سخت و صعب العبورى بر سر راه بهشت سعادت جاویدان است، طبیعى است که افراد نیرومند و قوى یعنى صالحان و پاکان با سرعت از این گذرگاه عبور مى کنند اما افرادى که خوبى و بدى را به هم آمیختند در این مسیر وا مى مانند. همچنین طبیعى است که سرپرستان جمعیت و پیشوایان قوم در گذرگاه هاى سخت همانند فرمانده هایى که در این گونه موارد در آخر لشکر راه مى روند تا همه سپاهیان بگذرند، در آنجا توقف مى کنند تا به کمک ضعفاى مؤمنان بشتابند و آنها که شایستگى نجات را دارند در پرتو امدادشان رهایى یابند.
بنابراین در اعراف، دو گروه وجود دارند، ضعیفان و آلودگانى که در رحمت قرار دارند و پیشوایان بزرگ (یعنى انبیاء، امامان و صالحان) که در همه حال یار و یاور ضعیفان هستند.
zrnznn, فاش میگویم که این پندی رواست خنده بر هر درد بی درمان دواست گریه بانی هزار و یک مرض خنده درمان دو صد چندان بلاست اشک میشوید غبار چشم را خنده داروی دل هر ابتلاست خنده کن در زندگانی روز و شب خنده بر هر غصه و ماتم دواست
تولدت مبارک می دونم دیر شده ولی به جون خودم نبودم که بخوام زودتر تبریک بگم... تولد داداشم هم همین روزاست..
به به سلام به روی ماهت به چشمون سیاهت ممنون بابت تبریک تولدم ایشالا هر چی که هستم در کنار شما باشم شما همتون برای من هدیه خدایید تولد داداشیت هم مبارک باشه ایشالا زنده باشه و روزهای خوشی با هم داشته باشید
نقل قول: هاچو هاچو
تولدت مبارک یره فدای سرم که دیر شده اینم کادوت
دستت درد نکنه یره بیشتر از این هم توقعی نداشتم ازت کاش یه کم از کمرویی تو رو ماهی بیچاره داشت
نقل قول: نغمه
دایی آرسام عیدت مبارک عیدی هدیه ساداتم برای شما
الهی زنده باشه عید شما هم مبارک از یکی امروز شنیدم این عید عید سیدهاست و اگر اشتباه نکنم هدیه سادات هم سید هست دیگه اگر اشتباه میکنم دیگه خودتون ببخشید ولی عیدی میخوام عیدی میخوام زیاد تر از همه
ای ساربان ، آهسته ران آرام ِ جان گم کرده ام آخر شده ماه حسین ، من میزبان گم کرده ام در میکده بودم ، ولی بیرون شدم از غافلی ای وای ازین بی حاصلی ، عمر جوان گم کرده ام پایان رسد شام سیه ، آید حبیب من ز رَه اما خدا حالم ببین ، من یار را گم کرده ام ای وای ازین غوغای دل؛ از دلبرم هستم خجل وقت سفر ماندم به گِـل ، من کاروان گم کرده ام نعمت فراوان دادیم ، منت به سر بنهادیم اما ببین نامردیم ، صاحب زمان گم کرده ام من عبد کوی عشقم و من شاه را گم کرده ام شرمنده ام اما بگم ، آقا تو را گم کرده ام بنوشتم این نامه چنین با خون دل ای مه جبین اما ببین بخت مرا نامه رسان گم کرده است ای ساربان آهسته ران کارام جانم میرود وان گـُل که با خود داشتم بروی نیزه می رود
به تنم دیگه جونی ندارم تو که نمیدونی کجا رفتم تو رگام دیگه خونی ندارم تو که نمیدونی کجا رفتم من و عمه و چشمای خونبار تو بیابون و کوچه و بازار من خسته و معجر پارم تو که نمیدونی کجا رفتم میدونی چقدر طعنه شنیدم میدونی چقدر خوابتو دیدم میدونی که بی تو چی کشیدم تو که نمیدونی کجا رفتم
دلم شده پر از شرر بابا بیا منو ببر بابا بیا منو ببر
تب و تاب یه قافله بودم تو که نمیدونی کجا رفتم با یه پای پر آبله بودم تو که نمیدونی کجا رفتم تو که دردسرامو ندیدی تو که همسفرامو ندیدی سفری که با حرمله بودم تو که نمیدونی کجا رفتم میدونی قدم چرا خمیده میدونی چرا موهام سپیده میدونی که دخترت چی دیده تو که نمیدونی کجا رفتم
دلم گرفته از سفر بابا بیا منو ببر بابا بیا منو ببر دلم شده پر از شرر بابا بیا منو ببر بابا بیا منو ببر
مثل برگای خشک خزونم تو که نمیدونی کجا رفتم واسه عمه چقدر نگرونم تو که نمیدونی کجا رفتم جای سلسله روی گلومه دلم انقده تنگ عمومه نمیخوام دیگه زنده بمونم تو که نمیدونی کجا رفتم میدونی که تازیانه خوردم میدونی چقدر دووم آوردم میدونی که من چند دفعه مردم تو که نمیدونی کجا رفتم
منو گذاشتی بی خبر بابا بیا منو ببر بابا بیا منو ببر دلم شده پر از شرر بابا بیا منو ببر بابا بیا منو ببر
ای پیک پی خجسته که داری نشان دوست با ما مگو بجز سخن دل نشان دوست حال از دهان دوست شنیدن چه خوش بود یا از دهان آن که شنید از دهان دوست ای یار آشنا علم کاروان کجاست تا سر نهیم بر قدم ساربان دوست گر زر فدای دوست کنند اهل روزگار ما سر فدای پای رسالت رسان دوست دردا و حسرتا که عنانم ز دست رفت دستم نمیرسد که بگیرم عنان دوست رنجور عشق دوست چنانم که هر که دید رحمت کند مگر دل نامهربان دوست گر دوست بنده را بکشد یا بپرورد تسلیم از آن بنده و فرمان از آن دوست گر آستین دوست بیفتد به دست من چندان که زندهام سر من و آستان دوست بی حسرت از جهان نرود هیچ کس به در الا شهید عشق به تیر از کمان دوست بعد از تو هیچ در دل سعدی گذر نکرد وان کیست در جهان که بگیرد مکان دوست
♥Rose♥
خدا نکنه، شما برای ما عزیزید
باباییییییی قرار نشد به خودت فشار بیاری، بیشتر استراحت کن تا با بهبودی کامل پیشمون باشی
hadi04
ممنون ایشالا برای هیچکسی مشکلی پیش نیاد و همه سلامت باشم
فدات شم دخملکم شما هم عزیز
چشم دخملکم سعی میکنم زیاد فشار نیارم
hadi04
در روز قیامت و در میان بهشتیان و دوزخیان گروهی قرار خواهند که گرفت که از آن ها با عنوان «اصحاب اعراف» نام برده شده است. در برخی از تفاسیر آمده که منظور از اهل اعراف گروهى هستند که گناهانشان آنها را از رفتن به بهشت و اعمال نیکشان آنها را از رفتن به جهنم باز داشته است.
برای آشنایی با این گروه ترجمه آیاتی از سوره اعراف و تفسیر نمونه در این باره انتخاب شده که در ادامه می خوانید.
اصحاب اعراف در آیات قرآن
اعراف جمع کلمه «عرف» و در لغت به معنای مکان های مرتفع است. قرآن در آیات 46 تا 49 سوره اعراف ،اصحاب اعراف را این گونه معرفی می کند:
«و در میان آن دو [بهشتیان و دوزخیان]، حجابی است؛ و بر «اعراف» مردانی هستند که هر یک از آن دو را از چهره شان می شناسند؛ و به بهشتیان صدا می زنند که: «درود بر شما باد!» اما داخل بهشت نمی شوند، در حالی که امید آن را دارند و هنگامی که چشمشان به دوزخیان می افتد می گویند: «پروردگارا! ما را با گروه ستمگران قرار مده! و اصحاب اعراف، مردانی (از دوزخیان را) که از سیمایشان آنها را می شناسند، صدا می زنند و می گویند: «دیدید که گردآوری شما (از مال و ثروت و آن و فرزند) و تکبرهای شما، به حالتان سودی نداد! آیا اینها [این واماندگان بر اعراف] همانان نیستند که سوگند یاد کردید رحمت خدا هرگز شامل حالشان نخواهد شد؟! (ولی خداوند بخاطر ایمان و بعضی اعمال خیرشان، آنها را بخشید) هم اکنون به آنها گفته می شود: داخل بهشت شوید، که نه ترسی دارید و نه غمناک می شوید.»
اصحاب اعراف در تفسیر نمونه
(آیه 46) اعراف گذرگاه مهمى به سوى بهشت! در تعقیب بیان سرگذشت بهشتیان و دوزخیان این آیه و سه آیه بعد از آن در باره «اعراف» که منطقه اى است حد فاصل میان بهشت و دوزخ، با ویژگی هایى که دارد سخن مى گوید.
* نخست به حجابى که در میان بهشتیان و دوزخیان کشیده شده است اشاره کرده و مى گوید: «میان این دو گروه حجابى قرار دارد»
* از آیات بعد چنین استفاده مى شود که حجاب مزبور همان «اعراف» است که مکان مرتفعى است در میان این دو گروه، که مانع از مشاهده یکدیگر مى شود، البته کسانى که بر اعراف یعنى قسمت هاى بالاى این مانع مرتفع قرار دارند، هر دو گروه را مى توانند ببینند.
*سپس قرآن مى گوید: «بر اعراف مردانى قرار دارند که هر یک از جهنمیان و دوزخیان را در جایگاه خود مى بینند و از سیمایشان آنها را مى شناسند.»
*سپس مى گوید: مردانى که بر اعراف قرار دارند «بهشتیان را صدا مى زنند و مى گویند: درود بر شما باد، اما خودشان وارد بهشت نشده اند، اگر چه بسیار تمایل دارند.»
(آیه 47) «اما به هنگامى که به سوى دیگر نگاه مى کنند و دوزخیان را در دوزخ مى بینند به درگاه خدا راز و نیاز مى کنند و مى گویند: پروردگارا! ما را با جمعیت ستمگران قرار مده»
(آیه 48) در این آیه اضافه مى کند که: «و اصحاب اعراف مردانى از دوزخیان را که از چهره و سیمایشان مى شناسند صدا مى زنند و مورد ملامت و سرزنش قرار مى دهند که دیدید عاقبت گردآورى اموال و نفرت در دنیا و تکبر ورزیدن از قبول حق، به شما سودى نداد» چه شد آن مال ها؟ و کجا رفتند آن نفرات؟ و چه نتیجه اى گرفتید از آن همه کبر و خودپرستى؟
(آیه 49) بار دیگر با همان زبان ملامت و سرزنش در حالى که اشاره به جمعى از ضعفاى مؤمنان که بر اعراف قرار گرفته اند مى کنند، مى گویند: «آیا اینها همان کسانى هستند که شما سوگند یاد کردید هیچ گاه خداوند آنان را مشمول رحمت خود قرار نخواهد داد»
*سر انجام رحمت الهى شامل حال این دسته از ضعفاى مؤمنان شده و به آنها خطاب مى شود که: «وارد بهشت شوید نه ترسى بر شماست و نه در آنجا غم و اندوهى دارید»
اصحاب اعراف چه کسانی هستند؟
از مجموع آیات و روایات چنین استفاده مى شود که «اعراف» گذرگاه سخت و صعب العبورى بر سر راه بهشت سعادت جاویدان است، طبیعى است که افراد نیرومند و قوى یعنى صالحان و پاکان با سرعت از این گذرگاه عبور مى کنند اما افرادى که خوبى و بدى را به هم آمیختند در این مسیر وا مى مانند. همچنین طبیعى است که سرپرستان جمعیت و پیشوایان قوم در گذرگاه هاى سخت همانند فرمانده هایى که در این گونه موارد در آخر لشکر راه مى روند تا همه سپاهیان بگذرند، در آنجا توقف مى کنند تا به کمک ضعفاى مؤمنان بشتابند و آنها که شایستگى نجات را دارند در پرتو امدادشان رهایى یابند.
بنابراین در اعراف، دو گروه وجود دارند، ضعیفان و آلودگانى که در رحمت قرار دارند و پیشوایان بزرگ (یعنى انبیاء، امامان و صالحان) که در همه حال یار و یاور ضعیفان هستند.
zrnznn
تندتر از آب روان عمر گران می گذرد
زندگی را نفسی است ارزش غم خوردن نیست
آنقدر سیر بخند که ندانی غم چیست . . .
hadi04
فاش میگویم که این پندی رواست
خنده بر هر درد بی درمان دواست
گریه بانی هزار و یک مرض
خنده درمان دو صد چندان بلاست
اشک میشوید غبار چشم را
خنده داروی دل هر ابتلاست
خنده کن در زندگانی روز و شب
خنده بر هر غصه و ماتم دواست
baron jon
خـــون خوری گـــر طلب روزی ننهــاده کـــنی
آخــرالامـــر گــــل کــوزه گـــران خواهــی شــــد
حالیـــا فکـــر سبــو کـــن کـــــه پـر از بـاده کنـــی
گـــــر از آن آدمیــانی کـــــه بهشتت هوس است
عیـــش با آدمـــی ای چنــــد پـری زاده کنــــی
تکیــــه بر جای بزرگان نتوان زد به گــــــزاف
مگر اسباب بزرگـی همه آماده کــنی…
hadi04
ممنون بارون جون بسیار زیبا بود من این غزل حتفظ رو خیلی دوست دارم ایشالا زنده و خوشبخت باشی از این طرفها بیا خونه خودته
ماهی
تولدت مبارک
می دونم دیر شده ولی به جون خودم نبودم که بخوام زودتر تبریک بگم...
تولد داداشم هم همین روزاست..
هاچو هاچو
نغمه
▧ تصویر در دسترس نیست
hadi04
تولدت مبارک
می دونم دیر شده ولی به جون خودم نبودم که بخوام زودتر تبریک بگم...
تولد داداشم هم همین روزاست..
به به سلام به روی ماهت به چشمون سیاهت
ممنون بابت تبریک تولدم ایشالا هر چی که هستم در کنار شما باشم شما همتون برای من هدیه خدایید
دستت درد نکنه یره بیشتر از این هم توقعی نداشتم ازت
الهی زنده باشه عید شما هم مبارک از یکی امروز شنیدم این عید عید سیدهاست و اگر اشتباه نکنم هدیه سادات هم سید هست دیگه اگر اشتباه میکنم دیگه خودتون ببخشید ولی عیدی میخوام عیدی میخوام زیاد تر از همه
هاچو هاچو
از سرتم زیاده
از عقلم هم بده بهش گناه داره
hadi04
نه تهم هم زده بیرون
نه دستت درد نکنه دختر مردم رو مجنون نکن خودش عقل کل هست
hadi04
ای ساربان ، آهسته ران آرام ِ جان گم کرده ام
آخر شده ماه حسین ، من میزبان گم کرده ام
در میکده بودم ، ولی بیرون شدم از غافلی
ای وای ازین بی حاصلی ، عمر جوان گم کرده ام
پایان رسد شام سیه ، آید حبیب من ز رَه
اما خدا حالم ببین ، من یار را گم کرده ام
ای وای ازین غوغای دل؛ از دلبرم هستم خجل
وقت سفر ماندم به گِـل ، من کاروان گم کرده ام
نعمت فراوان دادیم ، منت به سر بنهادیم
اما ببین نامردیم ، صاحب زمان گم کرده ام
من عبد کوی عشقم و من شاه را گم کرده ام
شرمنده ام اما بگم ، آقا تو را گم کرده ام
بنوشتم این نامه چنین با خون دل ای مه جبین
اما ببین بخت مرا نامه رسان گم کرده است
ای ساربان آهسته ران کارام جانم میرود
وان گـُل که با خود داشتم بروی نیزه می رود
▧ تصویر در دسترس نیست
دانلود: nohe - ey sareban
hadi04
▧ 8 تصویر این بخش در دسترس نیست
سرزمین البلا قالوا بلی
آن طرف آغاز راه نار بود
این طرف پایان هجر یار بود
آن طرف صحبت ز سر انداختند
این طرف حرف از سپر انداختند
حق و باطل از دو سو بستند صف
یک طرف باطل صفی سرها به کف
آن طرف فرمانده شر الناس بود
آن طرف صاحب علم عباس بود
دید آن آیینه ی الله و نور
آن سوی خیمه سیاهی ها ز دور
آن سیاهی بود شمر فتنه جو
شمر نه دنیای پست کینه جو
این دنی دنیا که روزی از قضا
دام بنهاده برای مرتضی ،
خواست با حیدر که طنازی کند
با امیر المؤمنین بازی کند
شیرحق یک لحضه همراهش نشد
هم طلاقش داد و هم رامش نشد
بار دیگر خویش را آراسته
از پی عباس او برخاسته
زهرخندش بر لب و آمد نشست
آمد و آن شب ره عباس بست
گفت: ای شیران همه در دام تو
وی شجاعت را هراس از نام تو
چند اینجا عبد دربارت کنند
پای نه آن سو که سردارت کنند
آن طرف در مقدمت سر اوفتد
این طرف دستت ز پیکر اوفتد
آن طرف بر خلق آقایی کنی
این طرف لب تشنه سقایی کنی
آن طرف در دست ساقی ها شراب
این طرف لب ها کبود از قطع آب
آن طرف تا ملک ری پر می کشی
این طرف خجلت ز اصغر می کشی
خون شیر شیر حق آمد به جوش
هان برو ای روبهک لختی خموش
بهر صید شیر دام انداختی
بی خبر عباس را نشناختی
کربلا دریای خون من ماهی ام
هر چه آید پیش ثاراللهی ام
آن طرف دل ها بود از حق جدا
این طرف ماییم و آغوش خدا
آن طرف خشم خدای اکبر است
این طرف ریحانه ی پیغمبر است
آن طرف شیطان صدایم می کند
این طرف زینب دعایم می کند
آن طرف بر گردنم دین است دین
این طرف دست مرا بوسد حسین
آن طرف ننگ ابد ماند مرا
این طرف زهرا پسر خواند مرا
▧ تصویر در دسترس نیست
دانلود: karimi - sham tasoaa
hadi04
بگذار که این باغ درش گم شده باشد
گلهای ترش برگ و برش گم شده باشد
جز چشم به راهی به چه دل خوش کند این باغ
گر قاصدک نامه برش گم شده باشد
باغ شب من کاش درش بسته بماند
ای کاش کلید سحرش گم شده باشد
شب تیره و تار است و بلا دیده و خاموش
انگار که قرص قمرش گم شده باشد
چاهی است همه ناله و دشتی است همه گرگ
خواب پدری که پسرش گم شده باشد
آن روز تو را یافتم افتاده و تنها
در هیبت نخلی که سرش گم شده باشد
پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر
چون شیشه عطری که درش گم شده باشد....
هاچو هاچو
ایول پسر حال کردم
hadi04
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
دانلود: karimi - to ke nemidooni koja raftam
تو رگام دیگه خونی ندارم تو که نمیدونی کجا رفتم
من و عمه و چشمای خونبار تو بیابون و کوچه و بازار
من خسته و معجر پارم تو که نمیدونی کجا رفتم
میدونی چقدر طعنه شنیدم میدونی چقدر خوابتو دیدم
میدونی که بی تو چی کشیدم تو که نمیدونی کجا رفتم
دلم شده پر از شرر بابا بیا منو ببر بابا بیا منو ببر
تب و تاب یه قافله بودم تو که نمیدونی کجا رفتم
با یه پای پر آبله بودم تو که نمیدونی کجا رفتم
تو که دردسرامو ندیدی تو که همسفرامو ندیدی
سفری که با حرمله بودم تو که نمیدونی کجا رفتم
میدونی قدم چرا خمیده میدونی چرا موهام سپیده
میدونی که دخترت چی دیده تو که نمیدونی کجا رفتم
دلم گرفته از سفر بابا بیا منو ببر بابا بیا منو ببر
دلم شده پر از شرر بابا بیا منو ببر بابا بیا منو ببر
مثل برگای خشک خزونم تو که نمیدونی کجا رفتم
واسه عمه چقدر نگرونم تو که نمیدونی کجا رفتم
جای سلسله روی گلومه دلم انقده تنگ عمومه
نمیخوام دیگه زنده بمونم تو که نمیدونی کجا رفتم
میدونی که تازیانه خوردم میدونی چقدر دووم آوردم
میدونی که من چند دفعه مردم تو که نمیدونی کجا رفتم
منو گذاشتی بی خبر بابا بیا منو ببر بابا بیا منو ببر
دلم شده پر از شرر بابا بیا منو ببر بابا بیا منو ببر
hadi04
قربونت یره التماس دعا
ای بابا ما کجا و کربلای حسین کجا هنوز تا اونجا خیلی برای من راهه خیلی
hadi04
ای پیک پی خجسته که داری نشان دوست
با ما مگو بجز سخن دل نشان دوست
حال از دهان دوست شنیدن چه خوش بود
یا از دهان آن که شنید از دهان دوست
ای یار آشنا علم کاروان کجاست
تا سر نهیم بر قدم ساربان دوست
گر زر فدای دوست کنند اهل روزگار
ما سر فدای پای رسالت رسان دوست
دردا و حسرتا که عنانم ز دست رفت
دستم نمیرسد که بگیرم عنان دوست
رنجور عشق دوست چنانم که هر که دید
رحمت کند مگر دل نامهربان دوست
گر دوست بنده را بکشد یا بپرورد
تسلیم از آن بنده و فرمان از آن دوست
گر آستین دوست بیفتد به دست من
چندان که زندهام سر من و آستان دوست
بی حسرت از جهان نرود هیچ کس به در
الا شهید عشق به تیر از کمان دوست
بعد از تو هیچ در دل سعدی گذر نکرد
وان کیست در جهان که بگیرد مکان دوست
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→