₪ انجمن بوف بوفی ₪ » مسابقات سایت و پیش بینی ها » ๑۩۞۩๑ مسابقه خاطره نویسی نوروزی๑۩۞۩ ๑
₪ انجمن بوف بوفی ₪ » مسابقات سایت و پیش بینی ها » ๑۩۞۩๑ مسابقه خاطره نویسی نوروزی๑۩۞۩ ๑
1 2 ... 4 5 6 7 8

بدون عکس

๑۩۞۩๑ مسابقه خاطره نویسی نوروزی๑۩۞۩ ๑

6741 بازدید، 158 پست، نویسنده: maryamlondon1

  • gilas

    یه دلم میگه بگم بگم :100:
    یه دلم میگه نگم نگم :50:

    :4:

    نمایش یا پنهان متنخوب بابا میگم چرا میزنید :103:


    نمایش یا پنهان متندارم مینویسما دبام نکنید 824

    5 سپاس: نخبه، maryamlondon1، shaparak64، هاچو هاچو، mojde

  • بچه مثبت

    خب منم بیام خاطره بگم :4:
    قبل از اینکه خاطره شیرین رو تعریف کنم سه تا خاطره کوچیک بگم!
    1. چند لحظه قبل از سال تحویل آقاجون آرش52 بهم اس ام اس داد! میدونید چی گفت؟ «سلام آدرس جدید سایت چیه؟» :4: و این جزء خاطره انگیزترین اس ام اس های پایانی سال 90 بود. در حالی که خروار خروار اس ام اس تبریک میومد این یکی برام جالب بود. (یک نکته هم تو پرانتز بگم که در کمال تعجب امسال هرچه اس ام اس فرستادم بدون استثنا دلیور شد!!!!)

    2. در اولین ساعات سال جدید و در حین اولین عید دیدنی (خونه مادربزرگم) اولین تماس در سال 91 جهت اولین تبریک تلفنی توسط اولین عموی بوفیلندی (محمود عزیز) انجام شد. و آرزویی برام کرد که امیدوارم در اولین فرصت برآورده بشه. آمین یارب العالمین :83: محمود جان لو ندیا :4:

    3. در 13 بدر همانطور که تو تاپیک دلشاد گفته بودم ما در حدود 10 خانواده بودیم و هرکس جدا گونه غذا آورده بود. با اینکه نهار بود برای خودش نوعی بفرمایید شام بود! هر کس سعی میکرد به غذا ها نمره بده! یکی میگفت من 6 میدم چون برنجش سرد بود! یکی میگفت کم نمک بود 2 میدم! یکی میگفت 0 میدم چون جلوی من نذاشت بود باید دستم رو دراز میکردم :4: خلاصه داستانی شده بود برای خودش! چهره جذاب هم داشتیم :4:

    خاطره شیرین رو سعی میکنم تا شب بنویسم:4:
    منتظر نمانید!:4:

    می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
    می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
    گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم
    11 سپاس: gilas، بندری، maryamlondon1، zrnznn، mz56mz، نخبه، shaparak64، بهونه، arash52، هاچو هاچو، mojde

  • gilas

    و امااااااااااا خاطره نوروزی ما

    خاطرت من از 29 اسفند شروع میشه :1:

    29 اسفند تولد 847 دوردونه منه :8: امسال براش یه جشن تولد دوستانه گرفته بودیم چند تا از دوستاشو دعوت کردیم یه کافی شاپ 944 487 البته اصلا از این کارا نکردیما آقا کافی شاپی نذاشت یه آهنگ تولد بزاریم :2:

    جریان کی گرفتن و ترافیک شب عید بماند که دوردونه ساعت 1 ظهر رفت کیک رو بگیره ساعت 7 شب وسط میدون تجریش منو دید سوار کرد تا بریم خونه :38:
    مهمونی هم ساعت 7 شب شروع میشد :4:
    به هر زحمتی بود از کوچه پس کوچه رفتیم رسیدم خونه بالاخره راه افتادیم و با یه ماشین پر بادکند رفتیم تولد 254
    من کادو دوردونه رو گذاشته بودم شرکت بسته بندی هم نکرده بودم بعد رسوندن دوردونه و بادکناکا به همراه یکی از دوستام رفتیم شرکت کادو رو آماده کردیم و اومدیم
    جاتون خالی کلی عکس و بادکنک بازی و کادو 845
    برای نمونه کادو خودمو میزارم آخه خیلی باحال بود

    نمایش یا پنهان متن

    البته اون خرس وسطی رو یکی دیگه کادو داد و خانواده رو تکمیل کرد :10:


    ببین چقدر قانون رو رعایت میکنن صندلی عقب ماشین هم که نشستن کمربند بستن :4:


    خلاصه شب تموم شد برگشتیم و باز هم ساعت 1 نصف شب تو ترافیک تجریش گیر کردیم :62:
    خود این ترافیک قصه داره بماند :4:

    ساعت 2 رسیدم خونه حالا از اول همه کادو هارو باز کن همه شب برای مامان و بابا تعریف کردیم :4:

    تا اینجا رو داشته باشین بازم میام تعریف میکنم :5:

    11 سپاس: بچه مثبت، بندری، maryamlondon1، zrnznn، mz56mz، shaparak64، حورا، بهونه، هاچو هاچو، mojde، نغمه

  • maryamlondon1

    نقل قول: نخبه
    اره مامان مریم این امین پرو بار اولش نیست.. من سالی چند بار میرم انزلی.. یعنی مسیرم از انزلی میگذره هی به این پرو میگم شهرتون هستم این خودش رو میزنه به اون راه بشر به این خسیسی ندیده بودیم والا

    :23: خوب شما سالی چند بار میری.. پس این دفعه حق به امین میدم که خسیس بازی در بیاره :83: مهمان سالی یک بار نه هرروز سلاما علیکم :23:
    نقل قول: هاچو هاچو
    آخه یه بار تو کوه گیر کردم بابام تشریف آوردن جلوی چشمام

    :83:
    نقل قول: هاچو هاچو
    متاسفانه آب نداشت و کسی هم فکر اینجاشو نکرده بود طوری که همه واسه یه قطره آب آدم میکشتن و همه زامبی شده بودن

    ای وای کسی که نکشتی :68:
    نقل قول: هاچو هاچو
    خوشحالییه اصلیم وقتییه که بفهمم اول هم شدم

    انشالله اول میشی اصل کار اتمام حجت کردی وتو مسابقه شرکت کردی :6:
    نقل قول: gilas
    دارم مینویسما دبام نکنید

    :65:
    نقل قول: بچه مثبت
    سلام آدرس جدید سایت چیه

    اره اول سال هتلر شدن سایت عیدی ما بود :2:
    نقل قول: بچه مثبت
    و آرزویی برام کرد که امیدوارم در اولین فرصت برآورده بشه. آمین یارب العالمین

    من همون ارزوی که دادش محمود کردن برات میکنم انشالله هرچه زودتر بهش برسی :48:
    نقل قول: بچه مثبت
    چهره جذاب هم داشتیم

    نوشابه ات بخور تا گرم نشده :4:
    نقل قول: بچه مثبت
    خاطره شیرین رو سعی میکنم تا شب بنویسم

    :65:
    نقل قول: gilas
    29 اسفند تولد دوردونه منه

    تولدش مبارک انشالله صد سال زنده باشند :11: :8:
    نقل قول: gilas
    تا اینجا رو داشته باشین بازم میام تعریف میکنم

    اهاااااا منتظریم :65:

    دوستان عزیز مسابقه تا روز جمعه 25 تمدید شد . رای گیری رو شنبه میزاریم :11: :8:

    3 سپاس: zrnznn، نخبه، gilas

  • zrnznn

    نخبه,
    هاچو هاچو,
    بچه مثبت,
    gilas,
    خاطره هاتون خیلی قشنگ بودن :1: :46:

    3 سپاس: نخبه، هاچو هاچو، gilas

  • نخبه

    نقل قول: maryamlondon1
    خوب شما سالی چند بار میری.. پس این دفعه حق به امین میدم که خسیس بازی در بیاره :83: مهمان سالی یک بار نه هرروز سلاما علیکم

    مامان مریم من هر سال به امید اینکه این مثبت خسیس دعوت میکنه میرم ولی اون خسیس تر از این حرفاست هر بار یه بهونه میاره :94:

    1 سپاس: maryamlondon1

  • نخبه

    راستی یه خاطره کوچولو تو انزلی داشتم از یه خانومی داشتیم ادرس یه جایی رو میپرسیدیم اون خانوم هم با لهجه قشنگشون کلی توضیحات دادن اخرش که خداحافظی میکرد منم لهجه اونو گرفته بودم و با لهجه شمالی خداحافظی کردم:4:
    2 سپاس: maryamlondon1، نغمه

  • shaparak64

    نقل قول: هاچو هاچو
    نشون به اون نشون که به یه جایی رسیدم که یک قدم پامونو اونطرف تر میذاشتیم چنان سقوط میکردیم تو دره که 1 روز طول میکشید که برسیم به زمین

    غاغانکبتکچلابلههه :23::23:
    نقل قول: هاچو هاچو
    خوشحالم که بالاخره منم تو این مسابقه شرکت کردم خوشحالییه اصلیم وقتییه که بفهمم اول هم شدم

    :23: بیااااا :23:
    بچه مثبت,
    :83: بفرمایید شام ناهارتون باحال بوده
    gilas,
    ای جان دردونه 786

    3 سپاس: gilas، maryamlondon1، هاچو هاچو

  • حورا

    خاطره هاتون قشنگن دوستان :1:
    2 سپاس: gilas، maryamlondon1

  • بهونه

    نقل قول: نخبه
    بهونه میاره

    شیرین چرا به من تیر اندازی میکنی پرووو 390

    2 سپاس: نخبه، maryamlondon1

  • نخبه

    نقل قول: بهونه
    شیرین چرا به من تیر اندازی میکنی پرووو

    همش تقصیر بچه مثبته که تو رو میندازه جلو

    2 سپاس: maryamlondon1، بهونه

  • maryamlondon1

    نقل قول: نخبه
    هر بار یه بهونه میاره

    ااهااااااااااا بهونه حاضری زد .. :23:
    نقل قول: نخبه
    لهجه اونو گرفته بودم و با لهجه شمالی خداحافظی کردم

    وای من عاشق لهجه شونم :11: .بیشتر جاهای ایران رفتم ولی مثل مردم شمال مهربون وساده ومهمان نواز ندیدم :11: خیلی دوستشون دارم .. :11: البته ان میگم مال 28 سال پیش الان دیگه نمیدونم مردم چطور شدن :1:
    نقل قول: shaparak64
    غاغانکبتکچلابلههه

    کشته این نوشتهای میخیت هستم :56:
    نقل قول: بهونه
    شیرین چرا به من تیر اندازی میکنی پرووو

    گفتم هر وقت کلمه بهونه میاد بهونه حاضری میزنه :83:

    1 سپاس: بهونه

  • نخبه

    نقل قول: maryamlondon1
    بیشتر جاهای ایران رفتم ولی مثل مردم شمال مهربون وساده ومهمان نواز ندیدم

    والا من که تا حالا ندیدم :4: نمونش همین مثبت خسیس :94:

    1 سپاس: maryamlondon1

  • هاچو هاچو

    نقل قول: gilas
    29 اسفند تولد دوردونه منه :8:

    وای مرسی :9:
    نمایش یا پنهان متن :23: :23:

    نقل قول: gilas
    البته اون خرس وسطی رو یکی دیگه کادو داد و خانواده رو تکمیل کرد :10:

    بله بچگیمون ازین حرفا زیاد شنیدیم،زمانه ما میگفتن اونو خدا هدیه داده :4:
    نمایش یا پنهان متنیه لحظه تو شرکت این دو تا رو تنها گذاشتی ها ببین چی کار کردن 351

    نقل قول: maryamlondon1
    ای وای کسی که نکشتی :68:

    نمیدونم از اون لحظه چیزی یادم نمیاد :68:
    نقل قول: maryamlondon1
    انشالله اول میشی اصل کار اتمام حجت کردی وتو مسابقه شرکت کردی :6:

    806 خیلی ممنونم مامان مهربون 786

    1 سپاس: maryamlondon1

  • هاچو هاچو

    sotude,
    :4: چه خاطره ترسناکی :4:
    انشالله همیشه در کنار هم شاد باشیم 533جدید و قدیم هم نداره آبجی :5:
    دیااکو,
    :83: نمیری یره :23:

    1 سپاس: maryamlondon1

  • هاچو هاچو

    نخبه,
    یعنی فکر نکنم کسی به اندازه تو از عیدش بهره برده باشه :77:

    2 سپاس: نخبه، maryamlondon1

  • نخبه

    نقل قول: هاچو هاچو
    یعنی فکر نکنم کسی به اندازه تو از عیدش بهره برده باشه

    حالا مختصر مفید تعریف کردم اتفاقهای زیادی افتاد که همشون با حال بودن
    اهان راستی یه خاطره بی حیاتی هم هست
    اونجائی که ما بودیم هر روز برف می اومد واسه همین خواهر و برادرام میرفتن سر سره بازی رو برفا منم یه صندلی میزاشتم وسط برف و مینشستم و تماشاشون میکردم
    برف چندساعت یکبار می اومد و قطع میشد واسه همین برفا خیلی سفت نبود و ظرف مدت کوتاهی اب میشدن.. حالا داستان از اونجائی شروع شد که برو بکس خانواده ما بدون امکانات رفتن رو برفا سر خوردن بعد از چندین بار سر خوردن و بازی یه سنگ وسط راهشون نمایان شد و من هی گوشزد میکردم که حواستون به این سنگ باشه .. این ارش پرو هم از خود مطمئن میگفت نه چیزی نمیشه.. تا اینکه در یکی از همون سر خوردنها ارش با ک..ن رفتن رو سنگ و بعدش یهو نقش زمین شد و محکم انگشت دستش رو گرفت:23: حالا تو این گیرو دار من داد میزنم چی شد و داداشم و بقیه هم میگن چی شد انگشتت طوری شد اونم محکم انگشتش رو گرفته بود و نیمه ناله ای میکنه.. که داداشم گفت اخه تو که انگشتت نخورد چرا انگشتت درد میکنه که ارش خندید و گفت خب چیکار کنم با ک..ن خوردم زمین نمیتونم که ک..نمو بگیرم مجبورم انگشتمو بگیرم:23: حالا داداشام میخندن ارش هم نیمه خجالتی کشید منم گفتم حقته هر چی میگم گوش نمیدی باید درد بکشی تا بفهمی که حرف گوش بدی.. خلاصه از اون روز تا حالا انگشتش درد میکنه:23: و هر وقت میخاد بگه ک..ن درد دارم میگه آی انگشتم:23:

    7 سپاس: هاچو هاچو، gilas، mz56mz، zrnznn، ماهی، maryamlondon1، نغمه

  • هاچو هاچو

    نخبه,
    :83: اون انشگتو فقط باید بره پیش ابوعلی سینا براش جا بندازه :4:

    2 سپاس: ماهی، نغمه

  • نخبه

    نقل قول: هاچو هاچو
    اون انشگتو فقط باید بره پیش ابوعلی سینا براش جا بندازه

    بوعلی سینا که مرده یه زنده شو سراغ نداری بره درمون کنه:23:

    4 سپاس: هاچو هاچو، ماهی، maryamlondon1، نغمه

  • هاچو هاچو

    نقل قول: نخبه
    بوعلی سینا که مرده یه زنده شو سراغ نداری بره درمون کنه :23:

    :4: خدا بیامرز قبل مرگش یه چیزایی یادم داد،حالا بیارش ببینم چی کار میتونم براش بکنم،قربون دستت تو راه یه زرافه هم بخر :4:

    3 سپاس: نخبه، maryamlondon1، نغمه
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: