ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
نخبه
عمو بندری یه سوال؟ ایسان گلی دنیا اومد چند کیلو بود؟ الان چند کیلوئه؟ معمولا بچه های شما توی دو سه ماهگی تپل میشن یا معمولی هستن مثل دنیز ؟ حتما پاسخ بدین لازم دارم
بندری
عمو جان آيسان گلي وقتي دنيا اومد ريزه ميزه بود . منتها نسبت به تاريخ طبيعي يه بيست روز زودتر بدنيا اومد و وزن موقع تولدش 2800 گرم و قدش 48 بود و تو 15 روزگيش شده 3300 گرم با قد 50 .
نخبه
افلین به ایسان گلی که زود بزلگ شده
ماشالله هزار ماشلله وزن گیریش هم خوب بوده
ممنون عمو بازم میام عکسای جدید از ایسان گلی برام بزارید بیام ببینم هی بخولمش بچلونمششششششششششششش دختر داشتن خیلی کیف داره؟
mz56mz
قدم نو رسيده مبارك الهى كنار هم سربلند و تندرست و شاد باشيد
▧ تصویر در دسترس نیست
بندری
خيلي كيف داره . امروز داشتم به شوخي از مامانش بد ميگفتم بهش برام مي خنديد .
قدم نو رسيده مبارك الهى كنار هم سربلند و تندرست و شاد باشيد
ممنونم محمود جان شرمنده كردي برادر . شما خيلي لطف دارين
gilas
وااااااااای دلم خواست بغلش کنم
عمو خیلی شبیه شما هستشا
نخبه
عموئی یعنی چیز دیگه ای نبود که بگی بچه بخنده
اخ اره خیلی سخته مخصوصا اگه از دو جنس مخالف هم باشن بچه ها سخت تر هم میشه.. خواهر من وقتی پسر دومش دنیا اومد از همون بیمارستان یه ماشین واسه پسر اولش خرید گفت اینو داداشت برات اورده وقتی تو دلم بود این ماشینو برات تو دلم نگه داشته بود که بده بهت مگه ندیدی دلم گنده بود از همون موقع داداش سینا عاشق داداش سامان شد و همیشه مراقبشه تا مدتها باید هوای اولی رو داشته باشید چون حساس میشن حالا اگه یه حسودی ساده باشه عیب نداره ولی بعضی بچه ها حسادتهاشون خطرناک میشه
نمایش یا پنهان متن
بچه دوست ارش اومده بود خونمون چهار سالشه دختر بچه هستش تک دختره و تو فامیل هم بچه همسن نداره مهد کودک میره پدر و مادر ارومی هم داره ولی وقتی اومده بودن دیدن دنیز همش میخاست با مشت بزنه تو دل دنیز بهش میگفتیم جفتتون دخترایی خوبی هستین داد میزد نه نی نی بده من خوبم من میخام نی نی رو بکشم تو اتاق به من میگفت میخام چشای نی نی رو در بیارم با چاقو سرشو ببرم بعد هی حمله میکرد بزنه من نمیزاشتم اخر بهش گفتم خب من نمیزارم تو نی نی رو بزنی من پیشش هستم یهو گفت خب هر وقت رفتی دستشویی نی نیت رو میکشم دهنم وا مونده بود فسقل بچه این چیزا رو از کجا یاد گرفته و حسادت تا چه حد یعنی مادرش اگه بچه دوم بیاره شک نکن میکشه این دختره بس که ور وحش بودنخبه
بندری
عمو خیلی شبیه شما هستشا
ممنونم عمو
آره خيليا ميگن ولي وقتي عكس بچگياي مامانش رو هم نگا مي كنيم با مامانش مو نميزنه
ايشون روي جفت چشامون جا دارن
ما هم برا ياسين خان يه ماشين خريديم و همينا رو بهش گفتيم . الان تو حالت عادي فقط ناز و نوازشش ميكنه منتها با حرفاش ما رو مي چزونه . مثلاديروز يه كار بدي كرد بهش مي گم بي تربيت . ميگه بي تربيت من نيستم برو به دخترت بگو بي تربيت
يه كيش اينجوري رو همايه ما هم داره . چند روز پيش مادر پسره به شوخي جلو ما بهش گفت مي خوام برات يه نيني بيارم الان تو شكمم يه ني ني دارم . نديدي اين بچه افتاد به جون مادرش و اينكه با مشت هاي محكم مي زد تو شكم مادرش كه مثلا بچه رو بكشه . جل الخالق
بزودي در همين مكان نصب مي گردد
نخبه
ای جونم حالا این یاسین کوچولو چند سالشه؟ فکر کنم شما یه بار نوشته بودین که پسرتون ارزو کرده بود معلمش یه طوریش بشه مدرسه تعطیل بشه
نقل قول: نخبه
وای خیلی بده .. اون اوایل که باردار بودم و نمیدونستم جنسیت بچه ام چیه به بچه داداشم که چهار سالشه میگفتم میخای برات ابجی بیارم دختر بیارم اونم داد میزد دختر اشغاله دختر نمیخام پسر بیار بازی کنیم خلاصه که جرات نداشتیم حرف از دختر پیشش بزنیم تا اینکه وقتی فهمیدم بچه ام دختره رو این بچه کلی کار کردم لباسای دخترونه و اسباب بازی نشونش میدادم حتی من شیر کم چرب که میخوردم درش صورتی رنگ بود بچه داداشممیگفت دخترا شیر صورتی میخورن پسرا قرمز خخخخخخخخ خلاصه که کلی تو همون دوران بارداری رو این بچه کار کردیم که از دنیز خوشش بیاد از همون اول هم گفته بودم ابجی اونه و واسه اون بچه میارم اونم عاشقش شده بود از وقتی دنیا اومده عاشق دنیزه هر بار میرم خونه مادرم یه خواکی میخرم میبرم میگم دنیز برات خریده یا از زبون دنیز باهاش حرف میزنم که خیلی دوستت دارم داداشی بیا کمک کن مثلا لباسامو بشورم و از این حرفا وقتی میخاد با دنیز بازی کنه کلا اروم بازی میکنه ولی با بچه اون یکی داداشم که یکما و نیم از دنیز بزرگتره اصلا خوب بازی نمیکنه همش تا کاری میکنه بهش میگه بی تربیت و میخاد بزندش چون صدای گریه سپیتا هم بلنده ازش بدش میاد
ما عکس میخاهیم یالا یالا
gilas
نمایش یا پنهان متن
منتظر عکس هستم خوووبندری
نه ياسين الان پيش دبستانيه و متاسفانه خانم مربيش هم ماسته و متاسفانه از اونجايي كه دوست خانوممه ياسين خيلي خيلي باهاش راحته .
به همين زودي حتما پخ مي گردد
حورا
zrnznn
هاچو هاچو
maryamlondon1
نمایش یا پنهان متن
ورود نوزاد دوم به خانواده براي کودک اول، بحران بزرگي را به وجود مي آورد. او که تا آن زمان مورد توجه والدين بوده است با آمدن نوزادي ديگر موقعيتش را در خطر مي بيند و احساس ناخوشايندي پيدا مي کند . از يک طرف دوست دارد به او بپيوندد و از طرفي احساس مي کند جايگاه خود را از دست داده است. حالا برادر يا خواهر جديد، مرکز توجه والدين شده است. پس روي تخت او مي خوابد، او اصرار دارد شيشه شير را در دهانش بگذارد، نوزاد را در بغل گرفته محکم مي فشارد
حسادت که در بين همه اقشار و طبقات اجتماعي و در همه سنين وجود دارد، يکي از رفتارهاي شايع کودکان و نوجوانان است. نوع و ميزان و شدت حسادت، به زمان و مکان و سن و جنس کودک بستگي دارد. درباره حسادت تعاريف متعددي ارائه شده است که به دو مورد آن اشاره مي شود. حسادت: واکنش کودک نسبت به از دست دادن محبت واقعي يا ذهني والدين و نزديکان که به صورت رفتارهاي مزاحم بروز مي کند. تعريف ديگر حسادت: نوعي خشم يا ترس که از احساس حقارت و محروميت يا اضطراب حاصل مي شود.. گاهي اوقات حسادت خود را به صورت تغيير رفتار خود نشان مي دهند. مثلا رختخواب خود را تر مي کنند و يا به مکيدن شست خود مبادرت مي ورزند و گاهي اوقات از خوردن غذا خودداري مي کنند و يا از برخورد با اشياء ترس نشان مي دهند. از جمع، گوشه گيري و تظاهر به بي اعتنايي مي کنند، با رقيب خود دشمني و بدرفتاري مي کنند و از شخص مورد علاقه دوري مي کنند.
هدف بچه ها از اجراي اين گونه اعمال، جلب توجه مادر و منحصر نمودن علاقه و محبت او نسبت به خويشتن است. در حقيقت آنها از اين وسيله دفاعي براي برخورد با موقعيت نامطلوب استفاده مي کنند. حسادت در ميان بچه ها در سال هاي سوم و چهارم زندگي بيش از ساير اوقات است..
او را با مسئوليت نگهداري نوزاد درگير کنيد. از او بخواهيد پوشک نوزاد را برايتان بياورد. وقتي شما در اتاق نيستيد او را سرگرم کند. هنگامي که نوزاد گريه مي کند آرام به پشت نوزاد بزند و او را ساکت کند، اگر اصرار دارد نوزاد را در آغوش بگيرد با رعايت نکات ايمني اين اجازه را به او بدهيد. اين که کودک 5 ساله به نوزاد حسادت کند امري طبيعي است.
او مجبور است شرايط جديدي را تحمل کند. از اين پس در هر آنچه داشته، بايد با ديگري شريک شود. احساس او را درک کنيد. اوقاتي را به او اختصاص دهيد. حتي زماني خيلي کوتاه او را در آغوش بگيريد. اگر عادت داشته روي زانوي شما بنشيند باز هم اين امکان را در اختيارش قرار دهيد. توصيه اي که به والدين مي شود، اين است که قبل از تولد فرزند دوم تمام مسائل را براي بچه اول توضيح دهند و اثرات مثبت برادر و خواهر داشتن و اثرات منفي تنهايي را برايش بيان کنند. از طرف ديگر بعد از تولد فرزند دوم اين مساله را رعايت کنند که تمام حواس ها و ذهن ها عطف به بچه دوم نشود و در تمام کارها از بچه اول کمک گرفته و آن را در بزرگ کردن بچه دخيل کنند.
اهميت دادن به کودک و نظرخواهي از او اين احساس را در کودک به وجود مي آورد که هنوز براي خانواده اش عزيز و محترم است و احساس بزرگي مي کند. براي کودکي که به نوزاد جديد و حسادت مي کند راه هاي زير را پيشنهاد مي کنيم:
او را در فعاليت هاي مربوط به شيرخوار شرکت دهيد تا احساس طرد شدن نکند. رفتارهاي مناسب کودک را تشويق کنيد؛ مثلا بگوييد از اين که در عوض کردن لباس کوچولو به من کمک کردي متشکرم. تو خيلي خوب کمک مي کني. به او ياد بدهيد چگونه نوزاد را بغل کند و در طول روز به او اجازه بدهيد نوزاد را در آغوش بگيرد. واکنش هاي نوزاد را برايش توصيف کنيد، مثلا بگوييد: او دوست دارد تو به آرامي با او رفتار کني. اين توضيحات موجب بهتر شدن روابط بين آنان و لذت بردن از وجود يکديگر خواهد شد. به علاوه زماني که خانواده و بستگان شما فرزند جديد را ملاقات مي کنند به آنها يادآوري کنيد که به کودک بزرگتر نيز توجه کنند.
زماني را در طول روز به کودک اختصاص دهيد و حتي سعي کنيد چند دقيقه با او تنها باشيد. احساس خود را به کودک نشان دهيد و به او بگوييد که دوستش داريد تا او نيز احساسات خود را براي شما بيان کند.
کودک بايستي بفهمد که آسيب رساندن به نوزاد پذيرفتني نيست و با انضباط خاصي با او برخورد خواهد شد. در صورتي که با رعايت نکات گفته شده، همچنان با کودک خود درباره فرزند جديد مشکل داريد، بهتر است از مشاوران روان پزشک و يا روان شناس کودک بهره بگيرد
بندری
مرسي حورا جان .
حتما قراره همينجا پخيده بشه
ممنونم آبجي مقاله جالب و مفيدي بود .
البته ياسين با آبجيش خيلي دوسته منتها با ما سر ناسازگاري كوچيكي پيدا كرده . البته ما هم سعي داريم كه اين مشكل رو حل كنيم . توكل بر خدا
اينم دو تا عكس از آيسان كوچولو . پنج روزش بود يواشكي همه منو مامانش برديمش عكاسي و ازش عكس گرفتيم . البته خواب بود برا همين دو بيشتر ازش نگرفتيم . اونا رو هم كه از عكاسي گرفتم اينجا مي ذارم
▧ 2 تصویر این بخش در دسترس نیست
بندری
ژنرال
ماشالا آیسان خانوم
اینم واسه خودت خسرو جان
نخبه
گهواره دنیز هم عین گهواره ایسانه
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→