ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
نخبه
نمایش یا پنهان متن
والا بهش هیچی نگفتم فقط تو دلم حرص میخورم و اینجا دارم میگم.. ناراحت میشم از اینکه اون خودش چیزی نمیگه یعنی ندیده بود اون شبا و ظهرهایی که من از خابم زدم و برا بچه وسایل تولد درست کردم ندیده بود هر اخر هفته میرفتم خرید میکردم و غذا درست میرکدم میزاشتم فریزر برا تولد.. یعنی ندیده چقدر زحمت کشیدم با بچه کوچیک یعنی یادش رفته دو هفته اس برا دنیز تولدش سه چرخه خریدم نمیبرمش تو حیاط که تولدش بشه کادو بدم بهش یعنی بچم تا اخر شهریور صبر کنه؟ چقدر ادم باید خود خواه باشه.. یعنی همش هیچ؟ دلم میخاد خودش بگه تولد بگیر .. اینکه من تولد بگیرم اون ناراحت بشه چون عمه اش مرده یه چیز دروغه چون برا یه ادم پیر که دقیقا سالی یه بار ده دقیقه میدیدش اینهمه ناز و قوز نداره فقط و فقط یه خودنماییه... فقط امیدوارم کاری نکنه که برا همیشه تو ذهنم بمونه و از عمه اش به بدی یاد کنم
بندری
نمایش یا پنهان متن
با همسرتان در این مورد صحبت کنید و بگویید که چه چیزهایی شما را آزار می دهد و چه انتظاراتی از او دارید. سعی کنید با لحنی آرام، دوستانه و تشویق کننده با او حرف بزنید و هرگز با حرف ها و لحن تان به او نشان ندهید که قصد اصلاح کردن یا تغییر دادنش را دارید. در روزهای بعد از این گفت وگو از همسرتان انتظار نداشته باشید که نسخه کپی شده حرف های شما باشد بلکه به او زمان دهید و تمامی تلاش هایش را ببینید. اگر شما موفق شده باشید او بهترین کاری که می تواند بکند را انجام خواهد داد گرچه همان بهترین هم ممکن است با خواسته واقعی شما تفاوت زیادی داشته باشد..نمایش یا پنهان متن
اگه كتابيه چون از يه جا برات كپي كردم نمي دونم ربط داشت يا نه ولي فكر كنم ربط داشت . حالا ربط داشت يا نهنخبه
نمایش یا پنهان متن
این هفته که بگذره هفته بعد حرف میزنم دیگه بیشتر از این نمیتونم تو دلم نگه دارم اگه تو همین یه هفته هم از غصه سکته نکنم .. یعنی ادم به بد شانسی خودم و بچه ام ندیده ام تا حالا.
امیدوارم وقتی اروم و منطقی حرف میزنم جو گیر نشه و قبول کنه و الا اون موقع اینهمه حرف که تو یه هفته مونده تو دلم ممکنه فوران کنه بد بشه
بندری
نمي دونم ولي تو يه تاپيكي بود نوشته بودي مي خوام دنيام نباشه وقتي اون نباشه . يه چيزي تو همين مايه ها بود حالا اصل جملت رو نمي دونم . آره هلاكشي
نخبه
کشتمشششششششششششش راضی شد بالاخره هوریا
بندری
خب خدا رو شكر
serpent
نخبه
من خودم متخصص خوردن کیک بیدم نگران نباش
عمو به همین راحتیا هم راضی نشد که فکر میکنید خودخواهیش بهش اجازه نمیداد قبول کنه با کلی داد و بیداد وتهدید
ولی دیگه توبه کنم بخام با خانواده جشن بگیرم برا بچه
mz56mz
بندری
دقيقا ما هم يه همچين تصميمي داريم برا تولد بچه ها مون چون خانواده ها ايراد زيادي مي گيرن ولي خب طبق بر آورد من كادوهاي خانواده بهتر از دوستانه از اين گزينه هم نميشه به آسوني گذشت . باور كن
ان شا الله خوشبختيشو ببيني . احتمالا من كه عكساشو بايد دير ببينم چون ما هم داريم جمعه هفته بعد ميريم مسافرت .
ان شا الله هميشه خوش باشين . حالا يه فاتحه هم از ته دل و با رضايت قلب برا عمه خانوم هم بخون بنده خدا
نخبه
همین الان ارش اومد خونه و گفت یکی از اقوام که یه پسر جوان 25 ساله بود ایست قلبی کرده و فوت شده الانم داره میره مراسم ختم...
مسافرت هم خوش بگذره منم تصمیم دارم بعد از تولد برم یه هفته مسافرت بس که این مدت بهم استرس وارد شده و دنیز هم هر روز که بزرگتر میشه اذیتش بیشتر میشه برم به خودم و مغزم یکم استراحت بدم بوخودا
نمایش یا پنهان متن
عمو جا تو این وضعیت اقتصادی ادم ایهمه خرج میکنه نه تو رو خدا بیان کادو درست حسابی هم ندن خب ما هم برا اونا میبریم اونا هم تولد بچه ما جبران میکننبعد هم شاس من و دنیز خانواده شوهرم به ما که میرسه با اینهمه پول خودشون رو میزنن به بدبختی و نداری بعد جشن و مراسم ما که تموم میشه یهو از اسمون و زمین پول میریزه براشون یا جشن تولد بچه های دخترشون مثل چی پول خرج میکنن کلا شوهر من از همه بچه هاشون بهتره براشون کلی کار میکنه ولی طفلی دستش نمک نداره
فقط عمو بزرگ دنیز همیشه کادوی خوب میده پدر بزرگش
منظورم از اینکه جشن خانوادگی نمیگیرم یعنی یا با دوستام که همشون بچه همسن دنیز دارن یه جا مثل شهر کودک میبریمشون بازی میکنن و یه کیک میخریم و همشون با هم فوت کنن مثل همین جشن کفش دوزکی که گرفتیم براشون منتها این بار برنامه ریزی میکنیم درست و حسابی شاید هم جایی رو اجاره کردیم
اگر هم اینطور نشد با ارش میریم رستوران و دنیز رو میبریم پارک و شهر بازی و هر چی اسباب بازی دلش خاست براش میخریم و اتلیه میبریم و تمام.. فکر کنم این بهترین تولد برای بچه اس بعد هم که مهد کودک رفت جشنهاش رو اونجا میگیریم
بچه مثبت
برو خجالت بکش پررو.
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
نخبه
برو خجالت بکش پررو.
اصلا نمیکشمممممممممممممممممممممم
نخبه
نمایش یا پنهان متن
مثبتی دیگه یاد گرفتم و دوره و زمونه باهام کاری کرده که فقط به فکر خودم شوهرم و بچم باشم چون همه ادمهای دور و برم همینجوری هستن پس منم میخام عین اونا باشم لنگه خودشون.. شما از بیرون داری نگاه میکنی به قضیه و خیلی چیزا رو نمیدونی و منم نمیخام بگم ولی شاعر میگه صلاح کار خویش خسروان دانند حافظادلشاد
▧ تصویر در دسترس نیست
نغمه
▧ تصویر در دسترس نیست
نخبه
نخبه
ادامه دارد
نخبه
ادامه دارد
ماهی
آفرین شیرین جون...
اعتراف می کنم خیلی خانوووووووووووومی...
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→