بادبان¬ها را بکشید با اولین باد باید از اینجا رفت این کشتی بی¬قرار که در سینه¬ی من می¬تپد در هیچ باراندازی آرام نخواهد گرفت تنها ساکن این جزیره دل نداشت دلتنگ نمی¬شد و من از خلیج¬های خالی می¬ترسم.
jaj, مرسی زیبا بود امروز از ظهر حالم خوب نیست....دیگه با برنامه ماه عسل هم خراب تر شدم و با این کلیپه کامل اشکم سرازیر شد . . . کی بشه منم رها شم! منم نجات پیدا کنم...........واقعاً خسته ام
دز اومده آماده سفر بشین دزده تو کوه و کمره....از حال من بی خبره دزدو بگیر..فرار کرد..عشق منو شکار کرد دزدو میخوام بگیرم.... عشقمو پس بگیرمممممممممممممممممممممممممم عالی بود.......عالی بودددددددددد مرسی مرسیییییییییییییییییییییییییییییی . . . نمایش یا پنهان متنبرنامه دیروز ماه عسل در مورد دوتا خانم مسن بود که الزایمر داشتن و طرز نگهداریشون که همسر و فرزندانشون از جان و دل وقت میزاشتن و به دور از مشکلات ازشون نگه داری میکردن .....که منو یاد چند تا از عزیزان از دست رفته و رفتار برخی با اونها افتادم......(نمیخوام در موردش بحرفم )
دلشاد
صاحب خونه چرا دلت گریه میخواد
♥Rose♥
ببین داداش بهروز بوس و بغلت کرده دیگه گریه نکن
دلشاد
ای بابا آخه چقدر فداکاری کنم باشه جهنم و ضرر تو هم بیا
♥Rose♥
اواااااااااا خدا مرگم بده
نمایش یا پنهان متن
مرسی زحمت کشیدیدنzrnznn
♥Rose♥,
کوفتتتتتتتتتتتتتتتت
دلشاد
zrnznn
«وَ مُطیعُ مَن اَطاعَنی»، این خیلی بالا است! اطاعت میکنم کسانی را که از من اطاعت کنند!
«وَ غافِرُ مَن اَستَغفَرَنی»، می آمرزم کسانی را که از من درخواست غفران و آمرزش نمایند!
«اَلشَّهرُ شَهری وَ اَلعَبدُ عَبدی وَ الرَّحمَة ُُ رَحمَتی»، این ماه، ماه من است! بنده، بندۀ من است! و رحمت، رحمت من!
«مَن دَعانی فی هذَا الشَّهر ِ اَجَبتُهُ»، هر کس در این ماه، مرا بخواند و صدایم بزند، جوابش می گویم!
«وَ مَن سَئَلَََنی اَعطَیتُهُ»، اگر کسی از من درخواستی کند به او عطا مینمایم!
«وَ مَن ِ اَستَهدانی هَدَیتُهُ»، اگر کسی از من راهنمایی بخواهد او را راهنمایی میکنم!
♥Rose♥
ای جاااااااااااااان
بیا داداش بهروز قورتت داد
zrnznn
.
.
.
♥Rose♥,
دلشاد,
zrnznn
دلم تاب میخواهد
و یك هل محكم
كه دلم هُـــری بریزد پایین
هرچه در خودش تلمبار كرده
▧ تصویر در دسترس نیست
بندری
zrnznn
دوباره دعوتنامه ات به دستم رسید ...
پوشیده در پاکتی پر از عطر خوش مغفرت !
خواندمش ،دلم پر کشید برای میهمانی ات،
یاد همه ی سال هایی افتادم که همین دور و حوالی ،با کمی پس و پیش روزگار ،دعوتم می کردی.
اولین بار 9 سالم بود که دعوتم کردی و حالا بیست و هشت نه سال است که هر سال قابلم می دانی،
و د عوتم می کنی ...
بی آن که حق میزبانی ات را چنان که لایق توست بدانم،
و بی آن که آداب میهمانی ات را مراعات کنم.
دوباره دعوت شده ام...با قلبی پر از عشق تو و دستی تهی ،مثل همیشه،می آیم.
به سویت می آیم بدان امید که مثل همیشه بزرگی کنی و راهم بدهی به میهمانی ات.
می دانم،خوب می دانم که چقدر انسان،دوست،آشنا،غریبه،زن،مرد،جوان،پیر...رخ در نقاب خاک کشیده اند،
و اکنون که به برکات میهمانی ات پی برده اند و چشم دلشان باز شده است،
تازه فهمیده اند چه فرصت هایی را برای نزدیکی به تو،برای پر کردن توشه ها،در پیمودن راهی سخت ،
از دست داده اند،فرصت هایی طلایی تر از طلا !
خدایا تو را سپاس می گویم که عمری دوباره به من بخشیده ای تا رمضان دیگری را درک کنم...
معبود من،مهربان ترین میزبان خلقت !
خودت به تصرفات خاصت، چشم دل بی بصیرتم را به دیدن عظمت این میهمانی بینا کن !
مسلمانان ! رمضانتان سرشار از عطر مغفرت و نکهت استجابت باد.
شیخ طوسی از حارث بن مُغَیْرَه نَضْرى روایت کرده که امام صادق(ع) در شب آخر شعبان و شب اوّل ماه رمضان مىخواند:
«اَللّهُمَّ اِنَّ هذَا الشَّهْرَ الْمُبارَکَ الَّذى اُنْزِلَ فیهِ الْقُرآنُ وَجُعِلَ هُدىً لِلنّاسِ وَبَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ قَدْ حَضَرَ فَسَلِّمْنا فیهِ وَسَلِّمْهُ لَنا وَتَسَلَّمْهُ مِنّا فى یُسْرٍ مِنْکَ وَعافِیَةٍ یا مَنْ اَخَذَ الْقَلیلَ وَشَکَرَ الْکَثیرَ اِقْبَلْ مِنِّى الْیَسیرَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ اَنْ تَجْعَلَ لى اِلى کُلِّ خَیْرٍ سَبیلاً وَمِنْ کُلِّ ما لا تُحِبُّ مانِعاً یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ
یا مَنْ عَفا عَنّى وَعَمّا خَلَوْتُ بِهِ مِنَ السَّیِّئاتِ یا مَنْ لَمْ یُؤاخِذْنى بِارْتِکابِ الْمَعاصى عَفْوَکَ عَفْوَکَ عَفْوَکَ یاکَریمُ اِلهى وَعَظْتَنى فَلَمْ اَتَّعِظْ وَزَجَرْتَنى عَنْ مَحارِمِکَ فلَمْ اَنْزَجِرْ فَما عُذْرى فَاعْفُ عَنّى یا کَریمُ عَفْوَکَ عَفْوَکَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ الرّاحَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَالْعَفْوَ عِنْدَ الْحِسابِ عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبدِکَ فَلْیَحْسُنِ التَّجاوُزُ مِنْ عِنْدِکَ یااَهْلَ التَّقْوى وَیا اَهْلَ الْمَغْفِرَةِ عَفْوَکَ عَفْوَکَ اَللّهُمَّ اِنّى عَبْدُکَ بْنُ عَبْدِکَ بْنُ اَمَتِکَ ضَعیْفٌ فَقیرٌ اِلى رَحْمَتِکَ وَاَنْتَ مُنْزِلُ الْغِنى والْبَرَکَةِ عَلَى الْعِبادِ قاهِرٌ مُقْتَدِرٌ اَحْصَیْتَ
zrnznn
بادبان¬ها را بکشید
با اولین باد
باید
از اینجا رفت
این کشتی بی¬قرار که در سینه¬ی من می¬تپد
در هیچ باراندازی آرام نخواهد گرفت
تنها ساکن این جزیره
دل نداشت
دلتنگ نمی¬شد
و من
از خلیج¬های خالی می¬ترسم.
رویا شاه¬حسین¬زاده
jaj
مسافرت میخوای بری مهندس
zrnznn
zrnznn
سومین سحر ماه مبارک رمضان است...
از مرد بسیار بزرگ و عارفی شنیدم که می فرمود سحرها ولو به اندازه خوردن یک لیوان آب و یک تکه نان برخیزید.
می فرمود چیزهایی هست که فقط سحرها تقسیم می کنند پس برخیزید و سهمتان را بگیرید !
شاید آسان تر این باشد که ادم آخر شب چیزی بخورد و بخوابد ولی واقعا سحرهای رمضان برکتی دارد،
که می ارزد به برخاستن و سحر را درک کردن...
خدا رحمت کند مرحوم مخبر را این ابیات در رمضان ورد زبانش بود و گاهی به آوازی خوش آن ها را می خواند:
دری که بگشاید از حقیقت بر اهل عرفان دگر نبندد
چنین شنیدم که هر که شب ها نظر زفیض سحر نبندد
مَلَک زکارش گره گشاید فلک به کینش کمر نبندد
کسی که باشد به صبح خیزان عجب نباشد اگر که هر دم
دعای خود را به کوی جانان به بال مرغ سحر نبندد
صفا به رندی کجا تواند دم از بیانات عاشقی زد
کسی که نالد به ناله ی نی چو نی به هر جا کمر نبندد !
التماس دعا سحرتان پربرکت...
jaj
نمایش یا پنهان متن
برای دیدن فایل فلش بالا روی آن کلیک راست نموده و گزینه Play را انتخاب کنید برای دیدن در سایز بزرگتر یا دانلوداینجا کلیک کنیدzrnznn
مرسی
امروز از ظهر حالم خوب نیست....دیگه با برنامه ماه عسل هم خراب تر شدم و با این کلیپه کامل اشکم سرازیر شد
.
.
.
کی بشه منم رها شم!
منم نجات پیدا کنم...........واقعاً خسته ام
jaj
چرا مگه چی شده
امشب ماه عسل مگه چی داد
خوب برای اینکه یه ذره شاد بشی یه آهنگ قری میزاریم
به افتخار خانم سوزان روشن
نمایش یا پنهان متن
▧ تصویر در دسترس نیست
دانلود: Susan Roshan - Dozd Omade
zrnznn
دزده تو کوه و کمره....از حال من بی خبره
دزدو میخوام بگیرم....
عالی بود.......عالی بودددددددددد
مرسی
.
.
.
نمایش یا پنهان متن
برنامه دیروز ماه عسل در مورد دوتا خانم مسن بود که الزایمر داشتن و طرز نگهداریشون که همسر و فرزندانشون از جان و دل وقت میزاشتن و به دور از مشکلات ازشون نگه داری میکردن .....که منو یاد چند تا از عزیزان از دست رفته و رفتار برخی با اونها افتادم......(نمیخوام در موردش بحرفمآخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→