اینجا نشستم دارم نظارت می کنم بر کار دو کاربر جان خان دقت کردید که اگر جان خان رو تند بگید یه معنی دیگه میده در ضمن صحبت های خصوصیتونو برید سر خیابون دامپزشکی انجام بدید خونه مردمو بیخودی اشغال آشغال نکنید
انگار نه انگار که پارسال همین موقعها انتظار آمدنش را میکشیدم دیگر به خوبی حسش میکردم تکانهایش سک سکه هایش همه دیگر شده بود بخشی از وجودم از طرفی فکر میکردم اگر به دنیا بیایی دلم برایت تنگ میشود خالی از تو میشدم اما حالا که هنوز تازه وارد ماه آذر میشویم تو دیگر دستهایت را به هر جا که باشد میگیری و می ایستی هر کار که میکنیم تقلید میکنی همه چیز را متوجه میشوی دیگر تو با ما دالی بازی میکنی هر روز که به بازی ها و شیطنت هایت نگاه میکنم غرق میشوم که این تویی؟! همان دخترک کوچک من که تا دیروز برای آمدنش انتظار میکشیدم نصف بیشتر وقتم را در اتاقت میگذراندم چندین بار لباسهایت را نگاه میکردم و ذوقی که تو بیایی تا اینها را تنت کنم که اندازه ات هست ، بهت میاد، آه ه ه حالا عروسک سبزت که شکل یک کلم بروکلی هست رو بغل میکنی دوستش داری وقتی مامان بزرگ میگه نی نی ات کو کلم سبزت را می آوری روی پا لالایی اش میکنی همه ی اینها را مامان بزرگ یادت داد. باور نمیکنم حتی دلم نمیخواهد که از نی نی بودن در بیای بزرگ بشی دلم نمیخواد یکسری حرفهایی از این قبیل را بشنوم وقتی که مامان جون میگه : دیگه از نوزادی در اومده بزرگ شده در حالی که از طرفی با شنیدن این حرف گاه خستگی از تنم بیرون میرود. خلاصه دلتنگم عکسهای نوزادیت را این روزها بیشتر نگاه میکنم کی تو اینقدری شدی مادر کی؟! اینقدر شیرین شیرینه شیرینی که با هر ادایت در دلمان آب میشوی مثل قند
خدایا شکر حال دخترکی سالم دارم دخترکی که در غربت به من دادی 5 ماه اولش را با سختی گذراندم فقط به خاطر بد حالی هایم نه چیز دیگری حالا آن موقع هم الان فکر میکنم برایم شیرین است تجربه ویار بارداری که خیلی ها با وجود داشتن بچه تجربه نکردنش. و خبر دادن داشتن تو بعد از بازگشت و چهر های متعجب همه و ذوقی که کردند همه همه همه برایم لذت بخش است. خدایا لذت مادر شدن رو همه کسانی که آروز دارند بچشند انشاالله همانطور که به من بی هیچ مشکلی نصیب کردی آمین
نمایش یا پنهان متنچیزی جز حس این روزهای من نبود... ▧ تصویر در دسترس نیست
اخی خدا نگهش داره پس برداشتم اشتباه بود خوبه فکر کردم گذشته
نگران نباش مطمئن باش برای تولدش دیگه احساساتم می ترکونه این فقط حس این روزهام بود و فکر این که پارسال این موقع انتظار اومدنش رو میکشیدم و حالا چقدر بزرگ شده توانا شد ممنون از اظهار لطفت فسقل جان
ای جون دلم هزار ماشلله هدیه جونم بزرگ شده خانوم شده منم اونقدر دلم برا بچگیهای دنیز برای روزایی که باردار بودم تنگ شدهههههههههههههههه که نگو..چقدر زود بزرگ شدن و چقدر لذت بخشه دیدن همه این لحظات ان شالله خدا به همه اونایی که نی نی ندارن نی نی صحیح و سلامت بده
نگران نباش مطمئن باش برای تولدش دیگه احساساتم می ترکونه این فقط حس این روزهام بود و فکر این که پارسال این موقع انتظار اومدنش رو میکشیدم و حالا چقدر بزرگ شده توانا شد
این طبیعیه هیچ وقت احساس مادرانه رو به نظر من نباید پنهان کرد چون نشون از مهری میده که مادر به فرزندش داره منتظر نوشته های زیباتون هستم
محسن خان گریه نکن واقعا ازت ممنونم که تشریف آوردی و ابراز لطف کردی آخه تو همیشه به ما لطف داری بازم ممنون ▧ تصویر در دسترس نیست
نقل قول: نخبه
منم اونقدر دلم برا بچگیهای دنیز برای روزایی که باردار بودم تنگ شدهههههههههههههههه که نگو..چقدر زود بزرگ شدن و چقدر لذت بخشه دیدن همه این لحظات ان شالله خدا به همه اونایی که نی نی ندارن نی نی صحیح و سلامت بده
♥Rose♥
jaj
♥Rose♥
نمایش یا پنهان متن
دقت کردید که اگر جان خان رو تند بگید یه معنی دیگه میده
در ضمن صحبت های خصوصیتونو برید سر خیابون دامپزشکی انجام بدید خونه مردمو بیخودی اشغال آشغال نکنید
نغمه
نغمه
حالا عروسک سبزت که شکل یک کلم بروکلی هست رو بغل میکنی دوستش داری وقتی مامان بزرگ میگه نی نی ات کو کلم سبزت را می آوری روی پا لالایی اش میکنی همه ی اینها را مامان بزرگ یادت داد. باور نمیکنم حتی دلم نمیخواهد که از نی نی بودن در بیای بزرگ بشی دلم نمیخواد یکسری حرفهایی از این قبیل را بشنوم وقتی که مامان جون میگه : دیگه از نوزادی در اومده بزرگ شده در حالی که از طرفی با شنیدن این حرف گاه خستگی از تنم بیرون میرود. خلاصه دلتنگم عکسهای نوزادیت را این روزها بیشتر نگاه میکنم کی تو اینقدری شدی مادر کی؟!
خدایا شکر حال دخترکی سالم دارم دخترکی که در غربت به من دادی 5 ماه اولش را با سختی گذراندم فقط به خاطر بد حالی هایم نه چیز دیگری حالا آن موقع هم الان فکر میکنم برایم شیرین است تجربه ویار بارداری که خیلی ها با وجود داشتن بچه تجربه نکردنش.
و خبر دادن داشتن تو بعد از بازگشت و چهر های متعجب همه و ذوقی که کردند همه همه همه برایم لذت بخش است. خدایا لذت مادر شدن رو همه کسانی که آروز دارند بچشند انشاالله همانطور که به من بی هیچ مشکلی نصیب کردی آمین
نمایش یا پنهان متن
چیزی جز حس این روزهای من نبود...▧ تصویر در دسترس نیست
garfild
تنها
نمایش یا پنهان متن
حستو خیلی زیبا گفتی مامان نغمه
ژنرال
ایشالا عروسی نغمه خانومو ببینی
هاچو هاچو
تولد پاره تنت مبارک باشه آبجی
نغمه
چقدر زیبا بود احساس پاک مادرانه ات
تولد پاره تنت مبارک باشه آبجی
مرسی هاچو جان تولدش نزدیکه به یک ماه دیگه اس 6 دی ماه یه روز سرد و برفی
KuRoSh
اومد کوچیک و شیطون
تو این روز به زندگیتون
نغمه
تو این روز به زندگیتون
تولد دخملم 6 دی ماهه یک ماه دیگه انشاالله
KuRoSh
اخی خدا نگهش داره پس برداشتم اشتباه بود خوبه فکر کردم گذشته
نغمه
نگران نباش مطمئن باش برای تولدش دیگه احساساتم می ترکونه این فقط حس این روزهام بود و فکر این که پارسال این موقع انتظار اومدنش رو میکشیدم و حالا چقدر بزرگ شده توانا شد
ممنون از اظهار لطفت فسقل جان
ژنرال
نخبه
منم اونقدر دلم برا بچگیهای دنیز برای روزایی که باردار بودم تنگ شدهههههههههههههههه که نگو..چقدر زود بزرگ شدن
KuRoSh
این طبیعیه هیچ وقت احساس مادرانه رو به نظر من نباید پنهان کرد چون نشون از مهری میده که مادر به فرزندش داره
منتظر نوشته های زیباتون هستم
نغمه
محسن خان گریه نکن واقعا ازت ممنونم که تشریف آوردی و ابراز لطف کردی آخه تو همیشه به ما لطف داری بازم ممنون
▧ تصویر در دسترس نیست
ماهی
ژنرال
شما لطف داری سید خانوم
اون اشک شوق بود
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→