ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
๑۩۞۩๑ صندلی داغ ماهی ๑۩۞۩๑
pAshMak
47-يه تيكه از آخرين شعري كه به دلت نشست؟
48-از چه چیزی تو زندگیت بیشتر از همه میترسی؟
49-اگه از بهترین دوستت بخوای تورو توصیف کنه به نظرت درباره ی تو چی میگه؟
▧ تصویر در دسترس نیست
zrnznn
ماهی جون اشکمو در اوردی
50. دلیل انتخاب این امضات چیه؟ (من دست و پا شکسته ترجمه کردم....فکر کنم درست هم متوجه اش نشدم....
51.نفر بعدی صندلی داغ کی اشه خوبه؟
52. ذائقه غذاییتون رو اونجا تغیر دادید؟ یا هنو غذاهای ایرانی درست میکنید؟
ماهی
من ممنونم از تو عزیز دلم
خیلی وقته شعر نخوندم اونم شعر فارسی. یه دوست اسپانیولی زبان دارم که شعر میگه . آخرین شعری که خوندم شعری بود که اون برام فرستاد و ترجمه کرده بود به فرانسه . باید از توی ایمیلم پیداش کنم .بر می گردم این پست رو اصلاح می کنم
Ce n'est rien casuel,
seul que, elle me regarde avec sa petite visage de rêve
mélancolique et triste
چیزی نیست فقط اینکه گاه گاهی او با چهره غمگینش به من نگاه می کند
comme s'elle me demande la consolation
انگار از من درخواست تسلی می کند
que je veux plus lui donner
که من می خواهم به او بیشتر بدهم
et avec une propre nature
elle s'identifie
وقتی که اون خودش رو معرفی می کنه
comme lisant mon esprit,
گویی که روح مرا می خواند
dans le propre moment et
son coeur latent
در زمان و در قلب پنهانش
qui s'écoute et veut me dire quelque chose
او گوش می کند و از من می خواهد که چیزی بگویم
mais elle ne peut pas, et
ولی او نمی تواند ( که بخواهد )
elle fait plus à moi souffrir et connaître
او باعث میشود بیشتر رنج ببرم و بدانم که
qui est né et a crû
hors de ma portée et mon présent.
او بوجود آمده و رشد کرده است دور از دسترس من و دور از حضور من
Quelle petite visage plus belle et délicate,
چقدر چهره اش کوچک و زیبا و ظریف
la sensation d'embrasser ses joues
چقدر احساس می کنم می خواهم گونه اش را ببوسم
est transmis même à mes mains
quand je la décris
او را وصف می کنم در حالیکه در دستان من است
et elles perdent son contrôle pour toucher
و او کنترلش را با لمس من از دست می دهد
les siennes, avec une dignité que je n'ai pas
با یک وقار و برزگواری که من ندارم
et que je besoin plus que rien
dans ce monde
و بیش از هرچیز در این دنیا به آن نیاز دارم
pour lui dire combien je l'aime.
خب این شعرو خیلی دوس داشتم.مخصوصا این خط آخرش : به او بگویید که من چقدر او را دوست دارم.
شعری که از اسپانیولی ترجمه شده باشه بوسیله کسی که زبان فرانسه ش به هر حال کامل نیست و منم دوباره اونو ترجمه کردم شاید زیاد گویا نباشه.ولی وقتی اون شعر رو حضوری برام خوند و روی هر سطرش توضیح داد و من حس کردم که دنیای غرب هم از وقار و شرم زن خوشش میاد و دنبالش می گرده برام خیلی شیرین بود و جالب.
پسر خیلی با احساس و با عاطفه ای بود و شخصیتش رو دوس داشتم
از اینکه بمیرم و پسرم به من احتیاج داشته باشه و نباشم به دادش برسم. این وحشت همه ی عمرم بوده.
49-اگه از بهترین دوستت بخوای تورو توصیف کنه به نظرت درباره ی تو چی میگه؟
خب همین الان این سوالو از یک دوست کردم جوابی که برام تکست کرد رو براتون می نویسم
Nice, kind, pretty , magic ,sooooo cute
دوستان خارجی صفتهای معنوی رو خیلی راجع بهش صحبت نمی کنند همه ش ویژگیهای مادی بود. کافرند دیگه من چیکار کنم؟
از دوست ایرانی پرسیدم گفت : مهربون ، خااااااانووووووم
چرا آدمو توی موقعیتی قرار می دین که از خودش تعریف کنه. به روح پدرم عین گفته هاشونو نوشتم تازه یه چندتایی رو سانسور کردم
ببخشید..دلم ریش ریش میشه بهش فکر می کنم
50. دلیل انتخاب این امضات چیه؟ (من دست و پا شکسته ترجمه کردم....فکر کنم درست هم متوجه اش نشدم.... )
این یکی از دیالگوهای فیلم her هستش . بسیار فیلم قشنگیه که مسیج داره و خوشم میاد ازش.
فکر کنم محسن صائب یا هر کسی که دوس داره باشه
52. ذائقه غذاییتون رو اونجا تغیر دادید؟ یا هنو غذاهای ایرانی درست میکنید؟
والا الان خیلی زوده برای تغییر ذائقه. غذای ایرانی درست می کنم . پسرم مدرسه که میره بهش غذا میدند ولی الان که تابستونه و میره کمپ باید براش غذا بگذارم . غذای ایرانی رو قبول نمی کنه. همه ش دنبال فست فود و ساندویچه. فکر کنم اون درنهایت ذایقه ش عوض شه. ولی من فکر نکنم تغییر کنم
hadi04
سلام ماهی جان
53- چقدر فکر میکردی من اولین سوال رو می پرسم ازت با اونهمه التماس و پیگیری که کردم برای نشوندنت روی این صندلی؟
54- رک و راست نظرت رو در مورد من بگو خوب و بد و اینا (من رو چطور شخصی میبینی و از دیدت منفی هستم بیشتر یا مثبت؟)
55- به نظرت یه مرد ایده آل چه خصوصیاتی باید داشته باشه (1- برای زندگی با یه زن 2- در موارد عمومی زندگی مثلا در جامعه ؟)
بچه مثبت
چرا متارکه کردی؟
حالت خوبه؟
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
ماهی
خوش اومدی خدا به داد من برسه
صفر درصد. اصلا فکر نکردم که کی اولین سوالو میپرسه با توجه به اینکه شب و روزامون الان برعکسه فکر کردم اولین کسی که ببینه
با اجازه فاطمه خانوم از قسمتای مثبت شروع میکنم
با مرام، خانواده دوست ، صدای خیلی دلنشینی داری خدا برای خانواده حفظت کنه.
خب من تو رو نمیشناسم اونقدر که بتونم راجع به شخصیتت نظر بدم . با شناختی که من دارم منفی تو رو نمی بینم که حتی مثبت هم هستی
۱-خب کلا به مردهای باهوش بیشتر کرایش دارم. مهمترین ویژگی قدرتمند بودن و قابل تکیه بودن هست. فیلم walking dead رو اگر دیده باشی شخصیت ریک رو خیلی دوست دارم. مدیر ، توانا، تصمیم گیرنده و در عین حال با احساس و مهربون و مسئول. ولی متاسفانه فقط توی فیلما پیدا میشه
2- این سوالو درست نمی فهمم یعنی از دید من مردای جامعه باید چطوری باشن؟ یا اینکه مرد مورد علاقه م توی زندگی اجتماعیش چه جوری باید باشه؟
zrnznn
57. تا به حال شده گل پسرت بگه : مامان دست از این بوف بوفی بردار و بیا به من توجه کن؟!
58.ماهی اخرش ازدواج میکنه؟
59.به نظرت یه خرس و یه ماهی میتونن با هم دوست بشن؟! چجوری؟ (ببخشید این یه سوال روانشناسیه که قبلا یه جای شنیدم! الان میخوام ببینم جواب شما به این سوال چیه؟)
hadi04
دقیقا قسمت اول سوال یعنی اینکه از دید تو مردای جامعه باید چطوری باشن چون قطعا وقتی از دید تو اونطوری باشن اونوقت داری در مورد مردای مورد علاقت صحبت میکنی یعنی اینکه قسمت دوم سوال رو
ماهی
چرا متارکه کردی؟
حالت خوبه؟
برای اینکه نمیشه یک عمر با آدمی زندگی کرد که خودش با خودش مشکل داره نه با تو.
مخصوصا اگر بمب انرژی و پر از عاطفه و انرژی باشی
pAshMak
حالا این بیخانمان هاکه توی خیابون میخوابن هیچوقت شانس درشون رونمیزنه؟
61-اصلا به شانس توی زندگی اعتقادداری؟ بزرگترین شانس زندگیت چی بوده؟
62-تا حالا شده خودتو دعوا کنی ؟ کی بوده ؟ چرا دعوا کردی ؟
▧ تصویر در دسترس نیست
ماهی
چرا متارکه کردی؟
حالت خوبه؟
برای اینکه نمیشه یک عمر با آدمی زندگی کرد که خودش با خودش مشکل داره نه با تو.
مخصوصا اگر بمب انرژی و پر از عاطفه و انرژی باشی
قربونت برم ولی خودم زیاد علاقه ای ندارم..شاید اینجا که خیلی استرس ندارم بعد از این دوره ی تخصصی برم دنبال نقاشی
گل پسر من کله ش توی بازی جنگهای فضایی و ایناش.من بیچاره هم فقط از آیپد استفاده می کنم .تا پشت کامپیوتره به من کاری نداره
به معجزه اعتقاد داری؟
59.به نظرت یه خرس و یه ماهی میتونن با هم دوست بشن؟! چجوری؟ (ببخشید این یه سوال روانشناسیه که قبلا یه جای شنیدم! الان میخوام ببینم جواب شما به این سوال چیه؟)
آره هر چیزی ممکنه.قدرت عشق خیلی بیشتر از این حرفاست
ماهی
خب نمیشه انتظار داشت همه کامل باشن.ولی چیزی که این روزا کمتر توی مردا دیده میشه مردونگی و جوونمردی هست.خدا کنه نسلهای بعدی این کمبود رو جبران کنن.
خوبه که مردا جایگاه خودشون رو توی جامعه پیدا کنند.البته خیلی سوالت کلیه.این بستگی به فقط فرد نداره.سیاستگذاری ها ی آموزش و پرورش خیلی می تونه موثر باشه.یه چیز جالب براتون بگم تا منظورم شفاف شه.
یادمه روز اول مهر بود .رفتم برای پسرم لوازم تحریری رو که معلما سفارش داده بودند بگیرم.جا پارک پیدا نمی کردم.خیلی خسته بودم و داشتم سکته می کردم.جلوی پل یه دبیرستان نزدیک اون لوازم تحریری پار کردم.البته اینو بگم که فقط جلوی ماشینم می افتاد روی پل و یه ماشین کاملا از جلوم می تونست وارد یا خارج بشه.البته قبول دارم خلاف بود ولی فکر کردم شبه و جلوی مدرسه ترددی اتفاق نمی افته.خلاصه وقتی برگشتم دیدم ماشین پنچر شده.حالا خسته ساعت 8 شب نمی دونستم چیکار کنم.یه آقایی گفت خانوم بابای مدرسه اومد ماشینو پنچر کرد.رفتم در مدرسه رو زدم تا لااقل کمک کنه عوضش کنم.یارو اومد دم در.بهش گفم ببین من خلاف کردم ولی شما مجری قانون که نیستی شما زنگ می زدی 110 بیاد منو جریمه کنه حق نداشتی ماشین منو پنچر کنی.خلاصه یکی اون بگو یکی من ..گفت تا تو باشی که یاد بگیری جلوی پل پارک نکنی
بماند بگذریم..این شرط انصاف نیست..مرام و معرفت از جامعه ما رفته.مرد قدیم این کارو نمی کرد با یه زن.
نمایش یا پنهان متن
چند روز پیش پسرم از کمپ عصبانی برگشت و گفت سال دیگه اگه منو کمپ ثبت نام کردی محاله که برمتعجب کردم چون تا همین دیروزش هر دفعه خوشحال بر می گشت .گفتم چی شده؟ گفت مسخره مون کردند.بهمون گفتند امروز می خوایم بریم مک دانلد و همبرگر بخوریم.پسر منم عاشق مک دانلد هست.همه گفتند هوررررررررررا..بعدش مربی گفته ولی حالا پول نداریم چیکار کنیم؟ بچه ها گفتند دیروز اگر گفته بودید از خونه می آوردیم.مربی گفته : ما الان می خوایم بریم مک دانلد شاید فردا نخوایم بریم و برنامه عوض شه.چطوره خودمون یه کاری کنیم..
خلاصه اینکه یادشون داده بودند که دم در مدرسه کارواش راه بندازن
گروه گروه شده بودند.پوستر تهیه کرده بودند.یک نفر کار تبلیغات رو انجام میداده و نظر ماشینا رو جلب می کرده که دختر بوده
به خدا لذت بردم از این برنامه.چیزای خیلی زیادی توی همین برنامه به بچه ها آموزش می دن.به جای کتاب حدیث و پیامهای آسمانی به این شکل به بجه ها درس زندگی می دن.
فرداش هم مجانی بردنشون شهر بازی بزرگ که خیلی خیلی هیجان انگیزه براشون.ووقتی برگشت گفت مامان ! واقعا حال کردم دارم می میرم
حالا این بیخانمان هاکه توی خیابون میخوابن هیچوقت شانس درشون رونمیزنه؟
پشمک عزیز سوال 47 رو ویرایش کردم
خب اینا دو حالت دارن یا زنگ در خونه شون رو زده ولی استفاده نکردند یا ناتوانی جسمی یا روحی و روانی داشتند و بی خانمان شدن.
خیلی زیاد..خودم خیلی وقتا شانسای عجیب غریبی میارم.
توانایی هایی که خدا بهم داده رو بزرگترین شانس زندگیم می دونم و از خدا ممنونم
فیلم Run Lola Run رو به همین دلیل خیلی دوست دارم که چیزی رو که همیشه فکر می کردم خیلی زیبا به تصویر کشیده .( در مورد شانس یا تاثیر محیط روی سرنوشت )
خیلی زیاد.
همین یکی دو هفته پیش.با آقایی توی جایی برخورد داشتم.کارم تموم شده بود توی فرمی که دستش بود ایمیل و تلفنم نوشته شده بود.ازم پرسید می تونم ایمیل بزنم بهت این فایلها اشکال دارند می تونم کمکت کنم درستش کنی..گفتم باشه مشکلی نیست..در حالی که این کار اصلا کار اون نبود و من بیخودی گفتم باشه.بعدش گیر داد و دیگه داشتم کلافه میشدم به خودم فحش دادم و دعوا کردم .
zrnznn
آفرین همین جواب بود ... و گفته های قبلیتو تصدیق میکنه این جوابت....
63.ماهی جون به چه چیزیت افتخار میکنی؟
وقتی مثلا بیکاری و به گذشته فکر میکنی از یاد آری چه کاریت لذت میبری؟ از اینکه چه کاریو انجام دادی خوشحالی بیشتر؟
ماهی جون به خدا دوبار خوندم
64.ماهی جون، من یه عادتی دارم حرفامو یعنی بهتر بگم احساساتمو رک میگم، به نظرت بده؟ بده از اینکه وقت از رفتاری خوشت میاد بگی؟ یا اینکه اگر چیزی اذیتت میکنه بیانش کنی؟ (اگر نه پس چرا من خیلی وقتا سرزنش میشم؟!... چرا خیلی ها از گفتن احساساتشون حتی اگر خوب باشه...مثلا شادیاشون دریغ میکننن...؟!)
65.ماهی جون من از تیپت و مدل لباس پوشیدنت تو ایران خبر ندارم! و نمیدونم چجوری بودی.... ولی خوب با توجه به فرق کردن شرایط پوشش ایران با کانادا....سختت نبود اول؟ مثلا راحت بود حجاب نداشتن؟ اینکه تو شرایط جدید ... مثلا ازادی های بیشتری که از نظر پوشش داشتی یا روابطی که بین زن و مرد هست تو برخوردها.... اینا اذیتت نکرد؟
Holtek
به به ببين كي رو صندليه
دير اومدم اكثر سوالا رو بچه ها پرسيدن
66 - آخرين بيت آخرين شعري كه گفتي؟
67 - تعريفت از افراد باهوش؟
68 - هنر ايراني اونجا چقد خريدار داره؟
ماهی
63.ماهی جون به چه چیزیت افتخار میکنی؟
وقتی مثلا بیکاری و به گذشته فکر میکنی از یاد آری چه کاریت لذت میبری؟ از اینکه چه کاریو انجام دادی خوشحالی بیشتر؟
خب راستش به اینکه توی شرایطی که من بودم می تونستم خیلی کارا بکنم که نکردم.و همیشه به این قضیه پیش خودم افتخار می کنم.بهم گفته شد پست معاونت بهت می دم ...قبول نکردم چیزهایی مثل این.
حتی توی کانادا از ونکور به من تماس گرفته شد.زندگی توی ونکور خیلی متفاوت تره.اونجا شهر بسیار گرون و مدرنی هست .انگلیسی زبان هم هست .پیشنهاد کار خوب ، و خیلی چیزای دیگه.ولی اون کسی که این پیشنهاد رو کرد می شناختم و شخصیتش رو می دونستم چطوره..مهاجرت خیلی سخته و من اینجا خیلی شروع سختی داشتم.توی اوج مشکلات و یکی دو تا بد شانسی که آوردم این هم هی زنگ میزد و می گفت بیا از اینجا شروع کن.شرکت کامپیوتری می زنم و مدیریتش رو می درم دست تو و خیلی پیشنهاد های وسوسه انگیز... اما من می دونستم دوستی گرگ بی طمع نیست و قبول نکردم.حتی مامانم که از جزییات با خبر نبود فشار میاورد که برو تا خیال من هم راحت تر باشه..به هر حال به خاطر این انتخاب هام به خودم افتخار می کنم و به افتخار خودم دست میزنم
قربون شکلت برم بی دقت خوندیا
64.ماهی جون، من یه عادتی دارم حرفامو یعنی بهتر بگم احساساتمو رک میگم، به نظرت بده؟ بده از اینکه وقت از رفتاری خوشت میاد بگی؟ یا اینکه اگر چیزی اذیتت میکنه بیانش کنی؟ (اگر نه پس چرا من خیلی وقتا سرزنش میشم؟!... چرا خیلی ها از گفتن احساساتشون حتی اگر خوب باشه...مثلا شادیاشون دریغ میکننن...؟!)
آدم های رک یه کمی محبوبینشون رو از دست می دن.جامعه ما عادت به شنیدن واقعیت نداره.ما همه ش زندگی می کنیم برای خوشایند همدیگه.صادق بودن با رک بودن فرق داره.می تونی احساست رو به شکل آرومتر و نرمتری بیان کنی.
65.ماهی جون من از تیپت و مدل لباس پوشیدنت تو ایران خبر ندارم! و نمیدونم چجوری بودی.... ولی خوب با توجه به فرق کردن شرایط پوشش ایران با کانادا....سختت نبود اول؟ مثلا راحت بود حجاب نداشتن؟ اینکه تو شرایط جدید ... مثلا ازادی های بیشتری که از نظر پوشش داشتی یا روابطی که بین زن و مرد هست تو برخوردها.... اینا اذیتت نکرد؟
اینجا که زمستون قربونش برم محجبه بودم بس که چالتو و کلاه و شلوار و پوتین داشتم
اینجا هیچ کس به هیچ کس کاری نداره.لخت هم که باشی کسی نگات نمیکنه.بنابراین هیچ معذب شدن نداره
نمی دونم چرا اینقدر سوالای پاستوریزه میشه ازم
اواااا؟ مگه من شعر هم میگم؟؟
فکر کنم این باشه :
ماهیِ افتاده در تور تو ام صیاد من !
عقل را گم کرده ام خواهی تو آن ، آن میشوم
خب مشخصه..قدرت تشخیصشون بالاست.زیر و بم احساسات آدمو می فهمند.بگی ف رفته فرحزاد.
اصولا تحصیل کرده اند.یا اگر نه توی حرفه خودشون موفق هستند
اینجا از ایران یک تصور دیگه به لطف نظام توی ذهن همه هست.وقتی عکسا رو نشونشون میدی شاخ در میارن .حتی باور ندارند ایران جنگل داشته باشه.وقتی می گی مطلقه هستم اولین چیزی که توی ذهنشون میاد اینه که حتما شوهرت به شدت کتکت میزده..
اوه متاسفانه خود ایرانی های اینجا هم اینقدر بعضیاشون بی شعورند که هر جا می شینند راجه به ایران اراجیف و چرت و پرت می گن که با واقعیت فاصله داره.
بنابراین عوام ایران و ایرانی رو خوب نمیشناسند و بک گراند فرهنگ عربها رو برای ایرانی ها دارند.
ژنرال
جوابت ارتباطی با سوالم نداشت ای ماهی!
در پست شماره 17 یه توضیحی درباره سوالم دادم؛ با دقت بخون
69. برای مهاجرت چه مراحلی رو توی ایران طی کردی؟ یه کم جزئی میخوام توضیح بدی. اینکه چه سالی اقدام کردی و چطور؟ چه مراحلی رو طی کردی؟ چه شرایطی رو احراز کردی؟ چقدر هزینه مالی کردی و قس علیهذا !
بندری
معلومه كه تنت مي خاره
ماهي خيلي ماهي
70. چرا از شكلك هاي بيشتر استفاده نمي كني ؟
71. اگه دو تا بچه همسن و سال يكي سفيد پوست و زيبا و تو دل برو (از همه نظر ) و يكي سياه پوست و زشت و دماغ گنده در يك موقعيت يكسان در خطر مرگند و تو مي توني يكي شون رو نجات بدي و اون يكي صددر صد ميميره كدومو نجات ميدي ؟ و چرا ؟
72 . اگه يكي از بستگانت بخواد بياد كاناداپيش شوما مثلا برادر زاده ات آيا خوشحال ميشي از اومدنش يا اينكه بهش ميگي عمه جان تو كه داري مياي اينجا كسي رو هم داري كه پيشش بموني؟
بچه مثبت
74. متاهل شدن رو پیشنهاد میکنی یا مجرد موندن رو؟ و چه معجزهای میتونه نظرت رو در مورد ازدواج عوض کنه؟
75. چندتا از ویژگیهای منفیت رو نام ببر
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
mz56mz
76-جاهاي خالي رو با چه چيزهاي پر ميكنيد
الف: پدر .......ب:مادر........پ: شوهر........ت: فرزند........ث:خانواده........ج:دوست........چ: ايران.......
ممنونم
ژنرال
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→