35- به من کله پاچه میدی؟ 36- خوشگلی یا رقصت قشنگه؟ 37- چرا سوالها رو جواب نمی دی ؟
راستی سلام دوست عزیز
35- کله پاچه هم می دم. بعد از شب وصال، در سپیده دم فراق کله پاچه می چسبه. یاد فیلم در امتداد شب افتادم که سعید کنگرانی تو قایق ترتیب گوگوش رو داده بود و صبح شاکی بود که خورشید دراومده. 36- رقصم که افتضاحه. یه بار سعی کردم جلو آیینه برقصم هنوز نتونستم یادش میفتم شرمگین نشم. 37- بابا من 15 هم منتظر بودم. دیدم خبری نشد فکر کردم که صلاحیتم برا نشستن رو صندلی داغ تصویب نشده. تا امروز شانسی اومدم. چاکریم دوست گرام
38 - خودتو مرد زندگي ميدوني؟ 39 - هنر چي بلدي؟ 40 - بغير از كيم ، چي دوست داري؟
38- خدا وکیلی راستش رو میخای؟ نه 39- هنر نزد ایرانیان است و بس. من خطم افتضاحه. نقاشیم وحشتناکه. کمی بلدم کمانچه و ویلن بزنم. کارای فنیم خوبه. مجسمه خوب می سازم البته نه هنری. قالب می زنم از رو مجسمه ها. با فرز سی ان سی آخر هنرم. 40. به غیر از کیم جنیفرم دوست دارم. مشابهت رو پیدا کن علاقه رو می فهمی.
dost dashti chi dashti k alan nadari?41 ghadimitarin rafighi k vasat rafighe ghedmatesh chand sale( ghedmate dostitun)42 ? age tu ye jazire gharar bashe faghat yek nafaro ba khodet bebario unja tanha43. .bashin vase abad kio mibari?
41- یه ذهن آزاد. دوست داشتم می تونستم می کندم و می رفتم یه ویلای پرت و حداقل 2 ماه نه کسی رو می دیدم نه تماسی رو جواب می دادم. کلی کتاب و فیلم با خودم می بردم. ولی نمی شه. تو تله بنیانگذار گیر کردم. 42- رفیق قدیمی زیاد دارم. دوستایی الان دارم که با هم تیله بازی می کردیم. تازه یکیشونم یادمه تو دبستان خودش رو خیس کرد. الان که فکر کردم این یادم افتاد. هورا برم به زن و بچش بگم و کلی بخندیم. 43- بدون تردید یکی از دوستام رو می برم.
به به چه صندلی داغ جالبی چرا خبری از پاسخ نیست البته میدونم خیلی گرفتاری امیدوارم همیشه خوب و خوش و سلامت باشی .سوال 44.یه شایعه پیچیده بود که دیااکوی سایت با دیااکویی که اومد سر قرار فرق میکنه نظرت چیه 45.چی میشه که هر از گاهی میای بوفی و برای همیشه ترکش نمیکنی؟ 46.چقدر به حرف مردم اهمیت میدی؟
44- چون شخصیتشون فرق داره. نظرت چیه؟ 45- یه دلیلش خودتی 46- بیش از حد کم. حرف مردم اصلأ برام مهم نیست.
47- منم همین نظرو دارم، آیا شما برای این رسایی کلامتون کلاسی مثل فن بیان رفتین و اینکه تا چه اندازه مطالعه دارین و بیشتر در چه زمینه هایی کتاب میخونید؟ 48- دیااکو از چه سنی تنها زندگی میکنه و بفکر استقلال خودش افتاد؟
47- نه کلاسی نرفتم. کتاب زیاد می خوندم. تقریبأ هر چیزی گیرم میومد می خوندم. کتابی رو که دست می گیرم اگه جذبم کنه دیگه نمی تونم زمین بذارم. مثلأ من 10 جلد کلیدر رو تو 4 شبانه روز خوندم. 48- من از 17 سالگی تنها زندگی می کنم. تقریبأ 23 ساله.
49- آیا تا به حال شده به کسی حسادت کنی؟ اگه امکان داره با رسم نمودار شرح بدههههههههههه
50-برای رفتن به داخل مخ یه دختر باید چی کار کرددددددددددد 51-برای از بین بردن تنبلی های آقایون چه راهکاری پیشنهاد میدی؟
49- حتمأ به کسی حسودی کردم ولی الان موضوعی یادم نمیاد. ولی در کل آدم حسودی نیستم. 50- دمت گرم. به این می گند سوال حسابی. بذار یه چیزی بهت بگم آویزه گوشت کن که موفق میشی. نذار دختر بدونه که تو دوستش داری. کم محلی جواب می ده حسابی. نه خودت رو بی میل نشون بده نه مشتاق. بذار در مورد رفتارای متناقضت با خودش کلنجار بره. وقتی در موردت فکر کنه جذبت میشه. ولی وقتی خودت رو سینه چاک معرفی کردی براش تسخیر شده ای. لطفی نداری. البته اینا قبل از آشناییه. بعد که مخ رو ترید کردی راحت احساست رو بگو. 51- کاری نمی شه کرد. من تا وقتی یه قاشق یا یه بشقاب تمیز دارم دیگه دلیلی برا شستن باقی ظرفا ندارم. تازه اگه هیچ چی تمیز نداشته باشم فقط به اندازه مکفی می شورم.
52.خوب بده همه عاشقت بشن؟؟؟ دوست نداری مردم دوست داشته باشن و دخترا برات سرو دست بشککننن؟؟؟
53. تا به حال مخ چند دخترو زدی؟؟؟ موفق شدی؟ نتیجه چی شده؟
54. فرض کن یه دختره عاشقت شده و میخواد بهت بگه؟ چی کنه؟؟؟ اگر بگه میپذیری؟
52- پدر تواضع بسوزه. می فهمی. تواضع. 53- باورت بشه یا نه من تا حالا برا یه رابطه پیش قدم نشدم. ولی خدا رو شکر هیچ وقتم تو مضیقه نبودم. تو هر مقطعی از زندگی یکی دوتایی داشتم.البته بعضی از مقاطع خیلی بیشتر. اون روشی که برا جاج توضیح دادم، خیلی خوب جواب می ده. 54- خوب اول باید یه فرم پر کنه و تواناییهاشو مطرح کنه. بررسی میشه اگه احتیاج بود زنگ می زنم.
55. چقدر از بابات کتک خوردی؟ 56.هیجان انگیز ترین كاری كه كردین چی بوده؟ 57. دیاکو گریه هم کرده تا به حال؟
یه رمان خوندم اسم یکی از شخصیت های اصلیش دیاکو بود عاشق اون رمانم....محشرههههههههههه.....محشره......
تو اون به یکی میگفتن کُردک (دوس دارم بعضی وقتا کُردک صدات کنم...ناراحت نمیشی؟؟؟)
55- از بابام خیلی کتک خوردم. بذار بدترینش رو برات بگم. بمبارانای کرمانشاه خیلی وحشتناک بود. برا هر محله یه پناهگاه درست کرده بودند. وقتی آزیر می زدند مردم می دویدند تو پناهگاه ولی برا من تو اون سن و سال افت داشت برم پناهگاه. بابام بهم التیماتیوم داده بود که اگه نری پناهگاه و قس علیهذا آژِیر قرمز رو زدند مردم داشتند می دویدند سمت پناهگاه و من با نیشخند به بزدلی مردم واساده بودم تو کوچه که یهو دیدم ولو شدم رو زمین. فکر کردم موج انفجار بوده ولی بعد از تکرار دیدم بابامه که داره با لگد منو می زنه. نشون به اون نشون با اردنگی جلو اون جمع منو تا پناهگاه برد. 56- کارای هیجان انگیز زیاد کردیم. اون زمان جهالتم فکر می کردم پست ترین رفتار انسان ترسه. مثلأ یه بار که کوه رفته بودم. یه دیواره بود که با خودم فکر کردم میشه از این بالا رفت؟. منطقم گفت نه. جهالتم فریاد کشید که ترسیدی، بزدل. برو فوقش مرگه. تک و تنها بدون هیچ امکاناتی دیواره صاف رو بالا رفتم. بالای 10 بار مرگ رو به چشم دیدم. دستام شرحه شرحه بود وقتی رسیدم. 57- گریه؟ آره، اشکم دم مشکمه. رقیق القلبم. دیااکوا همشون محشرند. کردک؟ خو بگو
58- هرآدمی توی شبانه روز حداقل یک دقیقه خودحقیقیش میشه...توی اون لحظه به چی فکرمیکنی؟
59- چه چیزی باعث میشه اشک دیااکودربیاد؟آخرین بارکی ازته دل گریه کردی؟
60- میگن شانس یه باردرخونه هرکسی رومیزنه..نظرت چیه؟ درخونه توروزده؟اصلا به شانس اعتقادداری؟
58-سخته. شایدم من اون یه دقیقه خود حقیقی رو ندارم. شایدم اون یه دقیقه خوابم. جدی بگم نمی دونم اون یه دقیقه کی اتفاق میفته که بگم به چی فکر می کنم. ولی مطمئنأ به چیزای متعالی فکر نمی کنم. 59- خیلی چیزا. از یه فیلم گرفته تا فکر کردن به کسایی که دوستشون دارم. گریه از ته دل؟ 2 ماه پیش که بابام رفت. 60- بله. من به شانس اعتقاد دارم. در خونه منم زده. به بهترین نحوی هم زده
دلم میخواد حرف بزنی و من بگوشم...ولی اونهایی که سوالات خوب خوب میکننن تو رو به چالش میکشونن نیستن....منم الکی دارم مشغولت میکنم تا اونا بیان...
در هر صورت: از این که نشستی رو صندلی خوشحالم . . . در ضمن اون رمانه چند شخصیت داشت دیاکو یکیشون بود من بگی نگی از یکی دیگه اشون خوشم اومده بود اسمش دانیار بود (فقط خوشم اومده بود هاااااا) و من منظورم از محشر بودن کلیت داستان بود نه شخص دیاکوووووووووووو تو به خودت نگیر
61. اگر قرار باشه گناهات در حضور یه نفر بیان بشن ...دوست داری اون یه نفر کی باشه؟؟
62.گه تو زندگیت راهی هست که باید میرفتی اما نرفتی، اوم کدوم راهه؟
63. نظرت در مورد zrnznn و یه نصیحت موندگار به zrnznn بکن.
61. اگر قرار باشه گناهات در حضور یه نفر بیان بشن ...دوست داری اون یه نفر کی باشه؟؟
62.گه تو زندگیت راهی هست که باید میرفتی اما نرفتی، اوم کدوم راهه؟
63. نظرت در مورد zrnznn و یه نصیحت موندگار به zrnznn بکن.
61- بعضی چیزها رو حتی دوست ندارم خودم با خودم مرور کنم. حتی یادآوریش خودم رو شرمنده می کنه. بعضی وقتها بعضی کارها رو که به یاد میارم اصلأ باورم نمی شه خودم بودم. فکر می کنم کس دیگه ای بوده. بعضی وقتها به این کس دیگه افتخار می کنم و بعضی وقتها ازش شرمگین می شم. 62- من تو زندگی کمتر خودم رو از چیزی محروم کردم. زمانی بوده که همه منو لاقید می دونستند ولی اون زمان بهترین دوران زندگی من بوده. الان شاید کسایی باشند فکر کنند که آدم موفقی هستم ولی دارم بدترین دوران زندگیم رو طی می کنم. اینقدر خودم رو غرق کارخانه کردم که دیگه امکان بیرون اومدنش نیست. نا شکر نیستم. ولی من یک روز برا خودم ندارم. 63- زرنزن گرمی جنوب رو داره. تو حرفاش و کاراش سیاس نیست و این خیلی خوبه. نصیحتمم اینه که خودت بمون. شاید در مقاطعی به ضررت باشه ولی در کل به نفعته. آدمهای سیاس شاید منافع مقطعی رو بتونند ببرند ولی در کل
تو هر مقطعی از زندگی یکی دوتایی داشتم.البته بعضی از مقاطع خیلی بیشتر.
65. در هرمقطعی دقیقا یکی دوتا یا بیشتر چی داشتی؟! چی؟! جان؟! گفتی مأخوذ به حیایی؟! اون یکی دوتا یا بیشتر از حضور همدیگه باخبر بودن؟
66. شماره چند نفر از بچه های سایت رو داری؟ چند نفر از بچه های سایت رو بیش از یکبار ملاقات کردی؟
میرسد روزی که بیهم میشویم ..... یکبهیک از جمع هـم کم می شویم میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
67. تو اولین برخوردت با یه ادم چه چیزش توجهتو جلب می کنه؟؟ (زن یا مرد)
68.احساس میکنم به دوست و رفیقات زیادی اهمیت میدی، تا به حال ازشون ضربه خوردی؟؟ بزرگترین ضربه ایو که یه دوست! بهت زده چی بوده؟
69.اگر به شما یه بار دیگه فرصت کوتاه برای زندگی با پدرت داده میشد..اولین کاری که میکردی چی بود؟؟؟؟ (در واقع بهتره بگم اگر پدرت زنده میشد و تو دیگه قدر وجودشو میدونستی اولین کاری که میکردی چی بود؟)
نقل قول: دیااکو تو هر مقطعی از زندگی یکی دوتایی داشتم.البته بعضی از مقاطع خیلی بیشتر.
65. در هرمقطعی دقیقا یکی دوتا یا بیشتر چی داشتی؟! چی؟! جان؟! گفتی مأخوذ به حیایی؟! اون یکی دوتا یا بیشتر از حضور همدیگه باخبر بودن؟
66. شماره چند نفر از بچه های سایت رو داری؟ چند نفر از بچه های سایت رو بیش از یکبار ملاقات کردی؟
64- دو تا سوراخ محقر دارم. یکی تهران و یکی کرمانشاه. در خدمتیم. البته کرمانشاه استیجاریه
65- یکی دوتا تاج سر رواق منظر چشم من آشیانه توست. کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست به سبک محسن صائب پیچوندم. شعر می گه در حد ارتباط گودرز با شقایق در بعضی از مقاطع که سنمون اقتضا می کرد با دبیرستانیها بپری آره. خبر داشتند. خیلی از دخترا اگه خبر داشته باشند که مثلأ فلان هنرپیشه 10 تا دوست دختر داره حاضرند با منت یازدهمین دوست دختر طرف باشند. این در ابعاد کوچیکش برا ما هم صدق می کرد. بچه مشهور اونجا بودیم .چند نفر بودیم. هیچ مشخصه شاخصیم نداشتیم. فقط چون ول بودیم به چشم میومدیم. به خدا. صداقت رو تحسین کنید. 66- شماره 3 تا از بچه ها رو دارم و هیچ کی رو بیش از 1 بار تا حالا ندیدم
67. تو اولین برخوردت با یه ادم چه چیزش توجهتو جلب می کنه؟؟ (زن یا مرد)
68.احساس میکنم به دوست و رفیقات زیادی اهمیت میدی، تا به حال ازشون ضربه خوردی؟؟ بزرگترین ضربه ایو که یه دوست! بهت زده چی بوده؟
69.اگر به شما یه بار دیگه فرصت کوتاه برای زندگی با پدرت داده میشد..اولین کاری که میکردی چی بود؟؟؟؟ (در واقع بهتره بگم اگر پدرت زنده میشد و تو دیگه قدر وجودشو میدونستی اولین کاری که میکردی چی بود؟)
67- کلیتش. چیز خیلی خاصی به ذهنم نمی رسه. آدما یه کلیتند که با کنار هم بودن جزییات شکل می گیره. 68- زیادم اهمیت نمی دم. یه زمانی آره ولی الان نه. ضربه خوردم ازشون. بزرگ ترین ضربه که نمی شه گفت ولی یکیش رو میگم. مختصر و تلگرافی می گم. ما تو پارک 3 نفر. نادوست کنار پارک 2 نفر. دختر رد شد 2 نفر. متلک گفت اون 2 نفر. برادر اون دختر با دوستش دنبالشون جمعأ 2 نفر. درگیر شدن اون 2 نفر با اون 2 نفر. ما 3 نفر دویدیم جدا کنیم اون 4 نفر. فکر کردند ما اومدیم برا دعوا اون 2 نفر. فرار کردند خلاصه تر بگم اون که متلک گفته بود و دعوا کرده بود رفت. یهو بالای 10 نفر ریختند سر ما 3 نفر. کتک خوردیم و 8 روزم به جرم دعوای دسته جمعی بازداشت بودیم. 69- من و بابام 4 سال آخر رو که مریض بود با هم زندگیا کردیم. در مورد بابام هیچ حسرتی ندارم چون هر کاری در توانم بود و حتی در توانم نمی دیدم انجام دادم.
70-همه ما یه مواقعی میشه که دلمون شدید اززمین وزمان میگیره...دیااکواون موقع چکارمیکنه؟
71-به نفرین اعتقادداری؟تاحالاکسی رونفرین کردی؟ یابرعکس کسی نفرینت کرده؟ازنفرین کی میترسی؟
72-همین الان دلت برای کی خیلی تنگ شده؟
70- من شاسکول میشم. بیشتر می گم و می خندم. یه سیستم دفاعیه که خودم اختراعش کردم خیلیم خوب جواب می ده. 71- به نفرین اعتقاد ندارم و تا حالا کسی رو نفرین نکردم. 72- برا خواهر زادم.
دیااکو
36- خوشگلی یا رقصت قشنگه؟
37- چرا سوالها رو جواب نمی دی ؟
راستی سلام دوست عزیز
35- کله پاچه هم می دم. بعد از شب وصال، در سپیده دم فراق کله پاچه می چسبه. یاد فیلم در امتداد شب افتادم که سعید کنگرانی تو قایق ترتیب گوگوش رو داده بود و صبح شاکی بود که خورشید دراومده.
36- رقصم که افتضاحه. یه بار سعی کردم جلو آیینه برقصم هنوز نتونستم یادش میفتم شرمگین نشم.
37- بابا من 15 هم منتظر بودم. دیدم خبری نشد فکر کردم که صلاحیتم برا نشستن رو صندلی داغ تصویب نشده. تا امروز شانسی اومدم.
چاکریم دوست گرام
دیااکو
39 - هنر چي بلدي؟
40 - بغير از كيم ، چي دوست داري؟
38- خدا وکیلی راستش رو میخای؟ نه
39- هنر نزد ایرانیان است و بس. من خطم افتضاحه. نقاشیم وحشتناکه. کمی بلدم کمانچه و ویلن بزنم. کارای فنیم خوبه. مجسمه خوب می سازم البته نه هنری. قالب می زنم از رو مجسمه ها. با فرز سی ان سی آخر هنرم.
40. به غیر از کیم جنیفرم دوست دارم. مشابهت رو پیدا کن علاقه رو می فهمی.
دیااکو
dost dashti chi dashti k alan nadari?41
ghadimitarin rafighi k vasat rafighe ghedmatesh chand sale( ghedmate dostitun)42 ?
age tu ye jazire gharar bashe faghat yek nafaro ba khodet bebario unja tanha43. .bashin vase abad kio mibari?
41- یه ذهن آزاد. دوست داشتم می تونستم می کندم و می رفتم یه ویلای پرت و حداقل 2 ماه نه کسی رو می دیدم نه تماسی رو جواب می دادم. کلی کتاب و فیلم با خودم می بردم. ولی نمی شه. تو تله بنیانگذار گیر کردم.
42- رفیق قدیمی زیاد دارم. دوستایی الان دارم که با هم تیله بازی می کردیم. تازه یکیشونم یادمه تو دبستان خودش رو خیس کرد. الان که فکر کردم این یادم افتاد. هورا برم به زن و بچش بگم و کلی بخندیم.
43- بدون تردید یکی از دوستام رو می برم.
دیااکو
44.یه شایعه پیچیده بود که دیااکوی سایت با دیااکویی که اومد سر قرار فرق میکنه نظرت چیه
45.چی میشه که هر از گاهی میای بوفی و برای همیشه ترکش نمیکنی؟
46.چقدر به حرف مردم اهمیت میدی؟
44- چون شخصیتشون فرق داره. نظرت چیه؟
45- یه دلیلش خودتی
46- بیش از حد کم. حرف مردم اصلأ برام مهم نیست.
دیااکو
48- دیااکو از چه سنی تنها زندگی میکنه و بفکر استقلال خودش افتاد؟
47- نه کلاسی نرفتم. کتاب زیاد می خوندم. تقریبأ هر چیزی گیرم میومد می خوندم. کتابی رو که دست می گیرم اگه جذبم کنه دیگه نمی تونم زمین بذارم. مثلأ من 10 جلد کلیدر رو تو 4 شبانه روز خوندم.
48- من از 17 سالگی تنها زندگی می کنم. تقریبأ 23 ساله.
دیااکو
50-برای رفتن به داخل مخ یه دختر باید چی کار کرددددددددددد
51-برای از بین بردن تنبلی های آقایون چه راهکاری پیشنهاد میدی؟
49- حتمأ به کسی حسودی کردم ولی الان موضوعی یادم نمیاد. ولی در کل آدم حسودی نیستم.
50- دمت گرم. به این می گند سوال حسابی. بذار یه چیزی بهت بگم آویزه گوشت کن که موفق میشی. نذار دختر بدونه که تو دوستش داری. کم محلی جواب می ده حسابی. نه خودت رو بی میل نشون بده نه مشتاق. بذار در مورد رفتارای متناقضت با خودش کلنجار بره. وقتی در موردت فکر کنه جذبت میشه. ولی وقتی خودت رو سینه چاک معرفی کردی براش تسخیر شده ای. لطفی نداری. البته اینا قبل از آشناییه. بعد که مخ رو ترید کردی راحت احساست رو بگو.
51- کاری نمی شه کرد. من تا وقتی یه قاشق یا یه بشقاب تمیز دارم دیگه دلیلی برا شستن باقی ظرفا ندارم. تازه اگه هیچ چی تمیز نداشته باشم فقط به اندازه مکفی می شورم.
zrnznn
53. تا به حال مخ چند دخترو زدی؟؟؟ موفق شدی؟ نتیجه چی شده؟
54. فرض کن یه دختره عاشقت شده و میخواد بهت بگه؟ چی کنه؟؟؟ اگر بگه میپذیری؟
دیااکو
53. تا به حال مخ چند دخترو زدی؟؟؟ موفق شدی؟ نتیجه چی شده؟
54. فرض کن یه دختره عاشقت شده و میخواد بهت بگه؟ چی کنه؟؟؟ اگر بگه میپذیری؟
52- پدر تواضع بسوزه. می فهمی. تواضع.
53- باورت بشه یا نه من تا حالا برا یه رابطه پیش قدم نشدم. ولی خدا رو شکر هیچ وقتم تو مضیقه نبودم. تو هر مقطعی از زندگی یکی دوتایی داشتم.البته بعضی از مقاطع خیلی بیشتر. اون روشی که برا جاج توضیح دادم، خیلی خوب جواب می ده.
54- خوب اول باید یه فرم پر کنه و تواناییهاشو مطرح کنه. بررسی میشه اگه احتیاج بود زنگ می زنم.
zrnznn
جوابات خیلییییییی باحالنننننننننننننننننننننن
55. چقدر از بابات کتک خوردی؟
56.هیجان انگیز ترین كاری كه كردین چی بوده؟
57. دیاکو گریه هم کرده تا به حال؟
یه رمان خوندم اسم یکی از شخصیت های اصلیش دیاکو بود عاشق اون رمانم....محشرههههههههههه.....محشره......
تو اون به یکی میگفتن کُردک (دوس دارم بعضی وقتا کُردک صدات کنم...ناراحت نمیشی؟؟؟)
دیااکو
55. چقدر از بابات کتک خوردی؟
56.هیجان انگیز ترین كاری كه كردین چی بوده؟
57. دیاکو گریه هم کرده تا به حال؟
یه رمان خوندم اسم یکی از شخصیت های اصلیش دیاکو بود عاشق اون رمانم....محشرههههههههههه.....محشره......
تو اون به یکی میگفتن کُردک (دوس دارم بعضی وقتا کُردک صدات کنم...ناراحت نمیشی؟؟؟)
55- از بابام خیلی کتک خوردم. بذار بدترینش رو برات بگم. بمبارانای کرمانشاه خیلی وحشتناک بود. برا هر محله یه پناهگاه درست کرده بودند. وقتی آزیر می زدند مردم می دویدند تو پناهگاه ولی برا من تو اون سن و سال افت داشت برم پناهگاه. بابام بهم التیماتیوم داده بود که اگه نری پناهگاه و قس علیهذا
آژِیر قرمز رو زدند مردم داشتند می دویدند سمت پناهگاه و من با نیشخند به بزدلی مردم واساده بودم تو کوچه که یهو دیدم ولو شدم رو زمین. فکر کردم موج انفجار بوده ولی بعد از تکرار دیدم بابامه که داره با لگد منو می زنه. نشون به اون نشون با اردنگی جلو اون جمع منو تا پناهگاه برد.
56- کارای هیجان انگیز زیاد کردیم. اون زمان جهالتم فکر می کردم پست ترین رفتار انسان ترسه. مثلأ یه بار که کوه رفته بودم. یه دیواره بود که با خودم فکر کردم میشه از این بالا رفت؟. منطقم گفت نه. جهالتم فریاد کشید که ترسیدی، بزدل. برو فوقش مرگه. تک و تنها بدون هیچ امکاناتی دیواره صاف رو بالا رفتم. بالای 10 بار مرگ رو به چشم دیدم. دستام شرحه شرحه بود وقتی رسیدم.
57- گریه؟ آره، اشکم دم مشکمه. رقیق القلبم.
دیااکوا همشون محشرند. کردک؟ خو بگو
pAshMak
58- هرآدمی توی شبانه روز حداقل یک دقیقه خودحقیقیش میشه...توی اون لحظه به چی فکرمیکنی؟
59- چه چیزی باعث میشه اشک دیااکودربیاد؟آخرین بارکی ازته دل گریه کردی؟
60- میگن شانس یه باردرخونه هرکسی رومیزنه..نظرت چیه؟ درخونه توروزده؟اصلا به شانس اعتقادداری؟
▧ تصویر در دسترس نیست
دیااکو
58- هرآدمی توی شبانه روز حداقل یک دقیقه خودحقیقیش میشه...توی اون لحظه به چی فکرمیکنی؟
59- چه چیزی باعث میشه اشک دیااکودربیاد؟آخرین بارکی ازته دل گریه کردی؟
60- میگن شانس یه باردرخونه هرکسی رومیزنه..نظرت چیه؟ درخونه توروزده؟اصلا به شانس اعتقادداری؟
58-سخته. شایدم من اون یه دقیقه خود حقیقی رو ندارم. شایدم اون یه دقیقه خوابم. جدی بگم نمی دونم اون یه دقیقه کی اتفاق میفته که بگم به چی فکر می کنم. ولی مطمئنأ به چیزای متعالی فکر نمی کنم.
59- خیلی چیزا. از یه فیلم گرفته تا فکر کردن به کسایی که دوستشون دارم. گریه از ته دل؟
2 ماه پیش که بابام رفت.
60- بله. من به شانس اعتقاد دارم. در خونه منم زده. به بهترین نحوی هم زده
zrnznn
خدا رحمتش کنه
دلم میخواد حرف بزنی و من بگوشم...ولی اونهایی که سوالات خوب خوب میکننن
در هر صورت: از این که نشستی رو صندلی خوشحالم
.
.
.
در ضمن اون رمانه چند شخصیت داشت دیاکو یکیشون بود
61. اگر قرار باشه گناهات در حضور یه نفر بیان بشن ...دوست داری اون یه نفر کی باشه؟؟
62.گه تو زندگیت راهی هست که باید میرفتی اما نرفتی، اوم کدوم راهه؟
63. نظرت در مورد zrnznn و یه نصیحت موندگار به zrnznn بکن.
دیااکو
62.گه تو زندگیت راهی هست که باید میرفتی اما نرفتی، اوم کدوم راهه؟
63. نظرت در مورد zrnznn و یه نصیحت موندگار به zrnznn بکن.
61- بعضی چیزها رو حتی دوست ندارم خودم با خودم مرور کنم. حتی یادآوریش خودم رو شرمنده می کنه. بعضی وقتها بعضی کارها رو که به یاد میارم اصلأ باورم نمی شه خودم بودم. فکر می کنم کس دیگه ای بوده. بعضی وقتها به این کس دیگه افتخار می کنم و بعضی وقتها ازش شرمگین می شم.
62- من تو زندگی کمتر خودم رو از چیزی محروم کردم. زمانی بوده که همه منو لاقید می دونستند ولی اون زمان بهترین دوران زندگی من بوده. الان شاید کسایی باشند فکر کنند که آدم موفقی هستم ولی دارم بدترین دوران زندگیم رو طی می کنم. اینقدر خودم رو غرق کارخانه کردم که دیگه امکان بیرون اومدنش نیست. نا شکر نیستم. ولی من یک روز برا خودم ندارم.
63- زرنزن گرمی جنوب رو داره. تو حرفاش و کاراش سیاس نیست و این خیلی خوبه. نصیحتمم اینه که خودت بمون. شاید در مقاطعی به ضررت باشه ولی در کل به نفعته. آدمهای سیاس شاید منافع مقطعی رو بتونند ببرند ولی در کل
بچه مثبت
65. در هرمقطعی دقیقا یکی دوتا یا بیشتر چی داشتی؟! چی؟! جان؟! گفتی مأخوذ به حیایی؟! اون یکی دوتا یا بیشتر از حضور همدیگه باخبر بودن؟
66. شماره چند نفر از بچه های سایت رو داری؟ چند نفر از بچه های سایت رو بیش از یکبار ملاقات کردی؟
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
zrnznn
68.احساس میکنم به دوست و رفیقات زیادی اهمیت میدی، تا به حال ازشون ضربه خوردی؟؟ بزرگترین ضربه ایو که یه دوست! بهت زده چی بوده؟
69.اگر به شما یه بار دیگه فرصت کوتاه برای زندگی با پدرت داده میشد..اولین کاری که میکردی چی بود؟؟؟؟ (در واقع بهتره بگم اگر پدرت زنده میشد و تو دیگه قدر وجودشو میدونستی اولین کاری که میکردی چی بود؟)
pAshMak
2 ماه پیش که بابام رفت.
خداوندرحمت کنه همه درگذشتگان رو...گریه برای پدرومادرخیلی دردناکه...متاسفانه تجربه هردوروداشتم
70-همه ما یه مواقعی میشه که دلمون شدید اززمین وزمان میگیره...دیااکواون موقع چکارمیکنه؟
71-به نفرین اعتقادداری؟تاحالاکسی رونفرین کردی؟ یابرعکس کسی نفرینت کرده؟ازنفرین کی میترسی؟
72-همین الان دلت برای کی خیلی تنگ شده؟
▧ تصویر در دسترس نیست
دیااکو
نقل قول: دیااکو
تو هر مقطعی از زندگی یکی دوتایی داشتم.البته بعضی از مقاطع خیلی بیشتر.
65. در هرمقطعی دقیقا یکی دوتا یا بیشتر چی داشتی؟! چی؟! جان؟! گفتی مأخوذ به حیایی؟! اون یکی دوتا یا بیشتر از حضور همدیگه باخبر بودن؟
66. شماره چند نفر از بچه های سایت رو داری؟ چند نفر از بچه های سایت رو بیش از یکبار ملاقات کردی؟
64- دو تا سوراخ محقر دارم. یکی تهران و یکی کرمانشاه. در خدمتیم. البته کرمانشاه استیجاریه
65- یکی دوتا تاج سر
رواق منظر چشم من آشیانه توست. کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست
به سبک محسن صائب پیچوندم. شعر می گه در حد ارتباط گودرز با شقایق
در بعضی از مقاطع که سنمون اقتضا می کرد با دبیرستانیها بپری آره. خبر داشتند. خیلی از دخترا اگه خبر داشته باشند که مثلأ فلان هنرپیشه 10 تا دوست دختر داره حاضرند با منت یازدهمین دوست دختر طرف باشند. این در ابعاد کوچیکش برا ما هم صدق می کرد. بچه مشهور اونجا بودیم .چند نفر بودیم. هیچ مشخصه شاخصیم نداشتیم. فقط چون ول بودیم به چشم میومدیم. به خدا. صداقت رو تحسین کنید.
66- شماره 3 تا از بچه ها رو دارم و هیچ کی رو بیش از 1 بار تا حالا ندیدم
دیااکو
68.احساس میکنم به دوست و رفیقات زیادی اهمیت میدی، تا به حال ازشون ضربه خوردی؟؟ بزرگترین ضربه ایو که یه دوست! بهت زده چی بوده؟
69.اگر به شما یه بار دیگه فرصت کوتاه برای زندگی با پدرت داده میشد..اولین کاری که میکردی چی بود؟؟؟؟ (در واقع بهتره بگم اگر پدرت زنده میشد و تو دیگه قدر وجودشو میدونستی اولین کاری که میکردی چی بود؟)
67- کلیتش. چیز خیلی خاصی به ذهنم نمی رسه. آدما یه کلیتند که با کنار هم بودن جزییات شکل می گیره.
68- زیادم اهمیت نمی دم. یه زمانی آره ولی الان نه. ضربه خوردم ازشون.
بزرگ ترین ضربه که نمی شه گفت ولی یکیش رو میگم.
مختصر و تلگرافی می گم.
ما تو پارک 3 نفر.
نادوست کنار پارک 2 نفر.
دختر رد شد 2 نفر.
متلک گفت اون 2 نفر.
برادر اون دختر با دوستش دنبالشون جمعأ 2 نفر.
درگیر شدن اون 2 نفر با اون 2 نفر.
ما 3 نفر دویدیم جدا کنیم اون 4 نفر.
فکر کردند ما اومدیم برا دعوا اون 2 نفر.
فرار کردند
خلاصه تر بگم اون که متلک گفته بود و دعوا کرده بود رفت. یهو بالای 10 نفر ریختند سر ما 3 نفر. کتک خوردیم و 8 روزم به جرم دعوای دسته جمعی بازداشت بودیم.
69- من و بابام 4 سال آخر رو که مریض بود با هم زندگیا کردیم. در مورد بابام هیچ حسرتی ندارم چون هر کاری در توانم بود و حتی در توانم نمی دیدم انجام دادم.
دیااکو
71-به نفرین اعتقادداری؟تاحالاکسی رونفرین کردی؟ یابرعکس کسی نفرینت کرده؟ازنفرین کی میترسی؟
72-همین الان دلت برای کی خیلی تنگ شده؟
70- من شاسکول میشم. بیشتر می گم و می خندم. یه سیستم دفاعیه که خودم اختراعش کردم خیلیم خوب جواب می ده.
71- به نفرین اعتقاد ندارم و تا حالا کسی رو نفرین نکردم.
72- برا خواهر زادم.
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→