متأسفم .واقعاً که تا وقتی که ما نمیتونیم نظراتمون رو بگیمو و میترسیمو این پا و اون پا می کنیم و این نامحرمه و اون بیخود برداشت میکنه و این یکی حرف بی خود میزنه و اون فکر میکنه من به فلانی علاقه دارمو و از فلانی بدم میاد و....1)مملکت گل و بلبل حقمونه 32 2) بهتره اصلاً ازدواج رو فراموش کنیم ازدواج جسارت میخواد و شونه های پهنو و گام های محکم که ممکنهه بعد از خون دل خوردن و صبر و صبر و صبر و له شدن و سکوت کردن و دم بر نیاوردن و ... بعضی وقتا مجبور بشی قد علم کنی ،بایستی و پاتو بکوبی زمینو بگی از زندگی من برو بیرون
خاله توور خدا دبا نکنید خاله من کسی رو مجبور نکردم جواب سوالمو بده من خواهش کردم هر کس میتونه بگه برای بعضیا بیان دلایلشون سخته با اینکه برای خودشون دلیل محکمی هستش اما عنوانش سخته و همین سخت بودن عنوان کردنش باعث میشه فکر کنیم دیگران منظورمون رو متوجه نمیشن و از بیانش خودداری کنیم این که اشکالی نداره خوب دوست نداره بگه
باز هم باید از این تاپیکتت تشکر کنم . سوالی که امروزه ذهن اکثر جونها ، چه دختر و چه پسر رو مشغول کرده . با توجه به مشکلاتی که با یک ازدواج برای ما بوجود میاد چه اجباری هست که ما پا در راهی بگذاریم که برایمان واقعا روشن نیست ، راهی که ریسک بالایی داره ، منی که ازدواج نکردم وبه هر صورت در یک شرایط تثبیت بسر میبرم ، تقریبا زندگیم روی نظمی قرار دارد چه اجباری هست که با تشکیل یک زندگی مشترک بیکباره این نظم فرو بریزد و سوالاتی از این دست و انصافا سوال مهمی هست . جواب من به اکثر این دوستان این هست . زندگی مشترک رو باید به سه بخش تقسیم کرد دو دهه اول زندگی دو دهه میانی زندگی دودهه انتهای زندگی (اگه کسی بعد از این زنده بود باز براش میشه نسخه نوشت ) دو دهه اول عوامل جذاب زیادی وجود داره ، که مهترین اونو باید در رابطه جنسی ، و بچه دار شدن دونست دهه دوم تثبیت زندگی، بزرگ شدن بچه ها، این دوران رو باید تا حدود زیادی همدم بودن زن مرد برای همدیگه دونست دهه اخر در این دوران انسان رو به پیری میرود با خصوصیات اخلاقی خاص ، تقریبا درک و تحمل انسان توسط دیگران مخصوصا کوچکتر ها سخت میشود اینجاست که زن و شوهر واقعا به درد هم میخورند . شاید بتوان نیازهای دو دهه اول رو که بیشتر جنسی هست رو با دوستی های کوتاه مدت یکجورایی رفع کرد ولی اگر خوب نگاه کنیم نیازهای دو دهه بعدی جنس و نوعش فرق میکند و نیاز به یک همدم واقعی داره . چند روز قبل یک دختر اهوازی از من پرسید من الان 32 ساله هستم کارشناس ارشد روانشاسی بالینی بدلیل مشغول بودن به تحصیل جواب خواستگارانم رو ندادم و الان هم خواستگاری ندارم من عرب هستم در شهر ما رسم هست تا دختر بزرگتر ازدواج نکرده دختر بعدی رو خانواده جواب نمیدهند به این دلیل خواهرم با وجود داشتن خواستگار نتوانسته ازدواج کنه و او الان یکسالی هست که با من قهر کرده و بسیار بد رفتار میکند خسته شدم و دیگر از این همه حرف حدیث بریدم چه کنم اصلا چه دلیلی داره که ازدواج کنم من کار میکنم و ماشین دارم و از خودم اپارتمان دارم ...... راستش در این زمینه حرف زیاد دارم ولی این نوشته طولانی شد ایا این دختر و دیگران دختران و حتی زنهای بیوه مشابه چه باید بکنند؟ ایا شرایط برای یک پسر و یا یک مرد همسر طلاق داره فرق میکند؟
به خدا دعوا نکردم راستشو گفتم آرش برای من بسیار محترمه اما من نظرشو نقد کردم اگه منو لایق دونستن و مدیر کردن دلم میخواد مثل دو تا مدیر حداقل 4 تا حرف درست ازمون بشنون که آموزنده باشه اگه تویی که 8-9 سال از من کوچیکتری با من مشورت میکنی و 4 نفر دیگه از بچه های مجرد هم اینا رو می خونن می خوان که شاید دو تا چیز یاد بگیرن اما اگه قضیه نامحرمی و این چیزا باب بشه که سایت میره تو پیام خصوصی .
من تو این دنیا با هیچ کس -تاکید میکنم هیچ کس _ دعوا یی ندارم و به همه احترام میذارم.
من تو این دنیا با هیچ کس -تاکید میکنم هیچ کس _ دعوا یی ندارم و به همه احترام میذارم.
خاله جونمی دیگه
نقل قول: mojde
داقل 4 تا حرف درست ازمون بشنون که آموزنده باشه اگه تویی که 8-9 سال از من کوچیکتری با من مشورت میکنی و 4 نفر دیگه از بچه های مجرد هم اینا رو می خونن می خوان که شاید دو تا چیز یاد بگیرن اما اگه قضیه نامحرمی و این چیزا باب بشه که سایت میره تو پیام خصوصی .
دلایل هر کس محترمه و قابل احترام اصراری رو بیانش ندارم که باعث آزار کسی بشه
برای پایان این بحث محرم نامحرمی میگم هرکس دوست داره نظرشو بگه چه اینجا چه خصوصی یا هیچ جای دیگه الان یا هر وقت دیگه هیچ اجباری نیست
.واقعاً که تا وقتی که ما نمیتونیم نظراتمون رو بگیمو و میترسیمو این پا و اون پا می کنیم و این نامحرمه و اون بیخود برداشت میکنه و این یکی حرف بی خود میزنه و اون فکر میکنه من به فلانی علاقه دارمو و از فلانی بدم میاد و....
وای ....می خوام همه یپستا رو بخونم.وقت ندارم وقت نشد نظر دوستان رو بخونم اما
نقل قول: gilas
خلاصه کلام دلیلت برای ازدواج چیه ؟
من یه ایرانیم و توی ایران با همه ی مشکلاتش زندگی می کنم.برای من که اینطور اتفاق افتاد. داشگاه تهران قبول شدم. غربت تهران خیلی سنگین بود برام توی اون سن و سال همزبونی پیدا کردم اما توی دانشگاه و نه هیچ حای دیگه نمیذاشتن دو کلوم حرف با هم بزنیم ترس کمیته انظباطی و این حرفا توی خیابونم که بدتر. منم که عاشق پیشه ی بی ظرفیت فشار خونواده هم روی سرم. البته از بس من ساده و صادق بودم و بلد نبودم یواشکی کاری کنم و همه چی رو می ذاشتم کف دست مامانم.نمايش يا پنهان متنکلا با یواشکی کاری مخالفم و بدم می آد باید اول ازدواج می کردیم بعد دو کلوم حرف حساب میزدیم اینجوری شد که بدون اینکه بدونیم کی هستیم چی هستیم چی می خواهیم توی سن 18 سیلگی مزدوج شدیم فکر می کنم بیشتر جوونا اینجا توی چنین شرایطی ازدواج می کنن.هیچ چیزی جز هم خونگی نمی تونه کمک به شناخت آدما بکنه که ما این امکان رو نداریم. البته من خودم و شرایط خانوادگی خودمو می گم که تا حدودی سنت گرا هستن
خوب اگه الان مجرد بودی می خواستی ازدواج کنی دلیلت چیه
خب شرایط من خیلی فرق می کنه گیلاسی با شما ها که اول راهید رسیدن به آرامش دلیل ازدواجه .هرکسی یه جوری به آرامش می رسه خانوما با هم فرق می کنن .خواسته هاشون نیازاشون. بعضی ها فقط می خوان شوهر داشته باشن بعضی ها می خوان زندگی عشقولانه داشته باشن بعضی ها فقط پول و ... براشون مهمه برای من ارتباط روحی و عاطفی شرط اوله.مردی که قلب مهربون و با عاطفه داشته باشه.مردی که فشار میل جنسی یا وظیفه ی ازدواج کردن یا خونواده به درد من نمی خوره. این چیزیه که توی 18 سالگی اصلا نمی دونی یعنی چی..تعریف آرامشو نمی دونی. نمی تونم نظر درستی بدم چون شرایط من فرق می کنه گیلاسی ولی دخترا!...پسرا...! هول نشید.صبر کنید سنتون زیاد شه...زیر 27 سال غیر مجازه ازدواج.
نقل قول: gilas
نه تهایی و غربتی هست نه فشار جامعه برای دو کلمه حرف زدن
تنهایی که هست...تا دلت بخواد گیلاسی فشار جامعه هم هزار برابره تو نمی دونی و امیدوارم هرگز ندونی الان یکی هم اضافه شده که چپ و راست موبایلمو چک می کنه و... خلاصه تحت کنترل شدیدم نمايش يا پنهان متنپسرمو می گم...من نمی دونم بزرگ شه می خواد چیکار کنه
من دوستان دانشگاهیم رو که نگاه میکنم اکثر اونایی که ازدواج کردن موفق تر بودن. نمیدونم چه رازی در ازدواج وجود داره که باعث انرژی مضاعف میشه. گاهی تو خوابگاه با بچه ها در مورد ازدواج بحث میکنیم. یکی از دغدغه های اصلی ماها (خودم رو میگم) پیدا کردن شریک مناسب برای طی کردن مسیر خوشبختی است. بارها گفته اند و منم میگم خوشبختی نباید هدف باشه! امیدوارم همه در طی کردن این مسیر موفق باشند
نقل قول: حورا
غریضه
نقل قول: حورا
من شیرین رو واقعا تحسین میکنم برداشت من ازش یه دختره خوب اجتماعی تا حد زیادی آزاد و مستقل هست
شرمنده. نتونستم جلوی خندمو بگیرم
نقل قول: sib
منظورم از جنس،نوع هستش
آره دقیقا منظورت همون جنس بود
نقل قول: shaparak64
متاسفانه به نظر من ازدواج اصلا بنیانش تو ایران ریخته بهم
شاپری میشه شما نظر ندی
میرسد روزی که بیهم میشویم ..... یکبهیک از جمع هـم کم می شویم میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
خب شرایط من خیلی فرق می کنه گیلاسی با شما ها که اول راهید
همین تفاتت نگاهت تو 18 سالگی و الان برام ارزشمنده همینه که باعث میشه الان که شرایطتت فرق کرده بازم رو دلایل قبلیت هستی نمیخوام بگم دلایل قبلی غلط بوده یا درست می خوام به این برسم که هدف رو درست انتخاب کردیم یا نه اون دلیل واقعا یه دلیل عقلی بوده یا یه حس زود گذر تجربیات و حرفاتون برام خیلی مهم و قابل احترامه
نقل قول: بچه مثبت
پیدا کردن شریک مناسب برای طی کردن مسیر خوشبختی است.
آخه عنوان تاپیک رو نگاه کن. من نمیدونم گیلاسی چرا باید ازدواج کنه. بعدشم من خودم هنوز دلیلی برای این قضیه پیدا نکردم. تازه اگرم دلیلی پیدا کنم یه دلیل شخصیه. من فکر میکنم افراد باتجربه باید تو این تاپیک نظر بدن
پس برعکس نظر عمو محمود که میگه برای تکامل باید ازدواج کرد شما میگی اون تکاملی رو داری با کسی شریک بشی
گیلاس جون منظور من اینه وقتی باید ازدواج کردکه شخصیت ادم انقدررشد کرده که بتونه مسولیت یک زندگی را قبول کنه وبرای ادامه راه زندگی به یک شریک نیاز داره بعضی ادمها ضعفهای خودشون با ازدواج می خواهن بپوشونن اینو که میگم اطرافم دیدم طرف خودش یک مشکل داره میگه همسرم نباید اینطور باشه
گیلاس جون ببخش که نظرم خیلی کلی بود ممنون برای این تایپک نظرات بچه ها خیلی جالبه دوباره بر میگردم الان وقت ندارم
گیلاس جون منظور من اینه وقتی باید ازدواج کردکه شخصیت ادم انقدررشد کرده که بتونه مسولیت یک زندگی را قبول کنه وبرای ادامه راه زندگی به یک شریک نیاز داره بعضی ادمها ضعفهای خودشون با ازدواج می خواهن بپوشونن
نقل قول: پری سا
گیلاس جون ببخش که نظرم خیلی کلی بود
نه بابا این چه حرفیه همین که اومدی خیلی لطف کردی
نقل قول: حورا
گیلاسی من اونهمه کنفرانس دادم نکته مهم نداشت؟
ای جان دلم نکته مهم که همش مهم بود اما خوب سعی میکنم اونای که ابهام داره حالا برای خودم یا شاید برای دیگران رو نقل قول کنم اونای که باهاشون موافقم و درسته به نظرم یا یه اتفاق نظر هست روش و همه یه جورای بهش اشاره کردن رو نقل قول نمیکنم
اکثر اونایی که ازدواج کردن موفق تر بودن. نمیدونم چه رازی در ازدواج وجود داره که باعث انرژی مضاعف میشه.
بیا در گوشت بگم خب وقتی ازدواج میکنی یه جورایی مسیر زندگیت مشخص میشه حالا واسه اینکه زندگیتو تو همون مسیر مشخص و درست نگه داری باید تلاش کنی ولی وقتی مجردی هزار تا فکر تو اون مغزت هست که یعنی با کی علوسی میکنم به قول خودت یعنی ادم مناسب رو پیدا میکنم .. یعنی چه جوری باید باشم هزار جور فکر دیگه ولی موقعی که علوسی شدی این فکرا کمتر میشه فکرای دیگه جاش میاد
اکثر اونایی که ازدواج کردن موفق تر بودن. نمیدونم چه رازی در ازدواج وجود داره که باعث انرژی مضاعف میشه.
بیا در گوشت بگم خب وقتی ازدواج میکنی یه جورایی مسیر زندگیت مشخص میشه حالا واسه اینکه زندگیتو تو همون مسیر مشخص و درست نگه داری باید تلاش کنی ولی وقتی مجردی هزار تا فکر تو اون مغزت هست که یعنی با کی علوسی میکنم به قول خودت یعنی ادم مناسب رو پیدا میکنم .. یعنی چه جوری باید باشم هزار جور فکر دیگه ولی موقعی که علوسی شدی این فکرا کمتر میشه فکرای دیگه جاش میاد
gilas
خاله توور خدا
دبا نکنید
خاله من کسی رو مجبور نکردم جواب سوالمو بده
من خواهش کردم هر کس میتونه بگه برای بعضیا بیان دلایلشون سخته با اینکه برای خودشون دلیل محکمی هستش اما عنوانش سخته و همین سخت بودن عنوان کردنش باعث میشه فکر کنیم دیگران منظورمون رو متوجه نمیشن و از بیانش خودداری کنیم این که اشکالی نداره خوب دوست نداره بگه
محسن صائب
.
سوالی که امروزه ذهن اکثر جونها ، چه دختر و چه پسر رو مشغول کرده
.
با توجه به مشکلاتی که با یک ازدواج برای ما بوجود میاد چه اجباری هست که ما پا در راهی بگذاریم که برایمان واقعا روشن نیست ، راهی که ریسک بالایی داره ، منی که ازدواج نکردم وبه هر صورت در یک شرایط تثبیت بسر میبرم ، تقریبا زندگیم روی نظمی قرار دارد
چه اجباری هست که با تشکیل یک زندگی مشترک بیکباره این نظم فرو بریزد
و سوالاتی از این دست
و انصافا سوال مهمی هست
.
جواب من به اکثر این دوستان این هست
.
زندگی مشترک رو باید به سه بخش تقسیم کرد
دو دهه اول زندگی
دو دهه میانی زندگی
دودهه انتهای زندگی
(اگه کسی بعد از این زنده بود باز براش میشه نسخه نوشت
دو دهه اول
عوامل جذاب زیادی وجود داره ، که مهترین اونو باید در رابطه جنسی ، و بچه دار شدن دونست
دهه دوم
تثبیت زندگی، بزرگ شدن بچه ها، این دوران رو باید تا حدود زیادی همدم بودن زن مرد برای همدیگه دونست
دهه اخر
در این دوران انسان رو به پیری میرود با خصوصیات اخلاقی خاص ، تقریبا درک و تحمل انسان توسط دیگران مخصوصا کوچکتر ها سخت میشود
اینجاست که زن و شوهر واقعا به درد هم میخورند
.
شاید بتوان نیازهای دو دهه اول رو که بیشتر جنسی هست رو با دوستی های کوتاه مدت یکجورایی رفع کرد
ولی اگر خوب نگاه کنیم نیازهای دو دهه بعدی جنس و نوعش فرق میکند و نیاز به یک همدم واقعی داره
.
چند روز قبل یک دختر اهوازی از من پرسید
من الان 32 ساله هستم
کارشناس ارشد روانشاسی بالینی
بدلیل مشغول بودن به تحصیل جواب خواستگارانم رو ندادم و الان هم خواستگاری ندارم
من عرب هستم
در شهر ما رسم هست تا دختر بزرگتر ازدواج نکرده دختر بعدی رو خانواده جواب نمیدهند
به این دلیل خواهرم با وجود داشتن خواستگار نتوانسته ازدواج کنه
و او الان یکسالی هست که با من قهر کرده و بسیار بد رفتار میکند
خسته شدم و دیگر از این همه حرف حدیث بریدم
چه کنم
اصلا چه دلیلی داره که ازدواج کنم
من کار میکنم و ماشین دارم و از خودم اپارتمان دارم
......
راستش در این زمینه حرف زیاد دارم ولی این نوشته طولانی شد
ایا این دختر و دیگران دختران و حتی زنهای بیوه مشابه چه باید بکنند؟
ایا شرایط برای یک پسر و یا یک مرد همسر طلاق داره فرق میکند؟
mojde
دبا نکنید
به خدا دعوا نکردم راستشو گفتم آرش برای من بسیار محترمه
من تو این دنیا با هیچ کس -تاکید میکنم هیچ کس _ دعوا یی ندارم و به همه احترام میذارم.
حالا هر کسی هرجور صلاح میدونه همون کارو بکنه
gilas
خاله جونمی دیگه
دلایل هر کس محترمه و قابل احترام اصراری رو بیانش ندارم که باعث آزار کسی بشه
برای پایان این بحث محرم نامحرمی میگم
هرکس دوست داره نظرشو بگه چه اینجا چه خصوصی یا هیچ جای دیگه الان یا هر وقت دیگه هیچ اجباری نیست
حالا بریم سر بحث شیلین علوسی
نمايش يا پنهان متن
محسن صائب
ماهی
وقت نشد نظر دوستان رو بخونم اما
من یه ایرانیم و توی ایران با همه ی مشکلاتش زندگی می کنم.برای من که اینطور اتفاق افتاد.
داشگاه تهران قبول شدم.
غربت تهران خیلی سنگین بود برام توی اون سن و سال
همزبونی پیدا کردم اما توی دانشگاه و نه هیچ حای دیگه نمیذاشتن دو کلوم حرف با هم بزنیم
ترس کمیته انظباطی و این حرفا
توی خیابونم که بدتر.
منم که عاشق پیشه ی بی ظرفیت
فشار خونواده هم روی سرم.
البته از بس من ساده و صادق بودم و بلد نبودم یواشکی کاری کنم و همه چی رو می ذاشتم کف دست مامانم.
نمايش يا پنهان متن
کلا با یواشکی کاری مخالفم و بدم می آدباید اول ازدواج می کردیم بعد دو کلوم حرف حساب میزدیم
اینجوری شد که بدون اینکه بدونیم کی هستیم چی هستیم چی می خواهیم توی سن 18 سیلگی مزدوج شدیم
فکر می کنم بیشتر جوونا اینجا توی چنین شرایطی ازدواج می کنن.هیچ چیزی جز هم خونگی نمی تونه کمک به شناخت آدما بکنه که ما این امکان رو نداریم.
البته من خودم و شرایط خانوادگی خودمو می گم که تا حدودی سنت گرا هستن
Aramesh
از هر نظر
gilas
ماهی قرمزی
دیروز منتظرت بودم
میشه سوال بپرسم
خوب اگه الان مجرد بودی می خواستی ازدواج کنی دلیلت چیه ؟الان که نه تهایی و غربتی هست نه فشار جامعه برای دو کلمه حرف زدن
نمايش يا پنهان متن
خیلی ماهی میدونستی
ماهی
فدای تو بشم.شرمنده نبودم .
خب شرایط من خیلی فرق می کنه گیلاسی با شما ها که اول راهید
رسیدن به آرامش دلیل ازدواجه .هرکسی یه جوری به آرامش می رسه
خانوما با هم فرق می کنن .خواسته هاشون نیازاشون.
بعضی ها فقط می خوان شوهر داشته باشن
بعضی ها می خوان زندگی عشقولانه داشته باشن
بعضی ها فقط پول و ... براشون مهمه
برای من ارتباط روحی و عاطفی شرط اوله.مردی که قلب مهربون و با عاطفه داشته باشه.مردی که فشار میل جنسی یا وظیفه ی ازدواج کردن یا خونواده به درد من نمی خوره.
این چیزیه که توی 18 سالگی اصلا نمی دونی یعنی چی..تعریف آرامشو نمی دونی.
نمی تونم نظر درستی بدم چون شرایط من فرق می کنه گیلاسی
ولی دخترا!...پسرا...!
هول نشید.صبر کنید سنتون زیاد شه...زیر 27 سال غیر مجازه ازدواج.
تنهایی که هست...تا دلت بخواد گیلاسی
فشار جامعه هم هزار برابره تو نمی دونی و امیدوارم هرگز ندونی
الان یکی هم اضافه شده که چپ و راست موبایلمو چک می کنه و... خلاصه تحت کنترل شدیدم
نمايش يا پنهان متن
پسرمو می گم...من نمی دونم بزرگ شه می خواد چیکار کنهبچه مثبت
امیدوارم همه در طی کردن این مسیر موفق باشند
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
gilas
همین تفاتت نگاهت تو 18 سالگی و الان برام ارزشمنده
همینه که باعث میشه الان که شرایطتت فرق کرده بازم رو دلایل قبلیت هستی
نمیخوام بگم دلایل قبلی غلط بوده یا درست می خوام به این برسم که هدف رو درست انتخاب کردیم یا نه
اون دلیل واقعا یه دلیل عقلی بوده یا یه حس زود گذر
تجربیات و حرفاتون برام خیلی مهم و قابل احترامه
به اونم میرسی ایشالا
گل گندمو میگما
Galexy
gilas
چیز بدی نیست خیلی هم خوبه
بهونه
الان من با تجربه بودم
پری سا
گیلاس جون منظور من اینه وقتی باید ازدواج کردکه شخصیت ادم انقدررشد کرده که بتونه مسولیت یک زندگی را قبول کنه وبرای ادامه راه زندگی به یک شریک نیاز داره بعضی ادمها ضعفهای خودشون با ازدواج می خواهن بپوشونن اینو که میگم اطرافم دیدم طرف خودش یک مشکل داره میگه همسرم نباید اینطور باشه
گیلاس جون ببخش که نظرم خیلی کلی بود
دوباره بر میگردم الان وقت ندارم
حورا
گیلاسی من اونهمه کنفرانس دادم نکته مهم نداشت؟
یکساعته خندم بند نمیاد
gilas
نه بابا این چه حرفیه همین که اومدی خیلی لطف کردی
ای جان دلم
نکته مهم که همش مهم بود
اما خوب سعی میکنم اونای که ابهام داره حالا برای خودم یا شاید برای دیگران رو نقل قول کنم اونای که باهاشون موافقم و درسته به نظرم یا یه اتفاق نظر هست روش و همه یه جورای بهش اشاره کردن رو نقل قول نمیکنم
نخبه
کوفته.. حسوددددددددددددددددددددددددددددددد
بیا در گوشت بگم
خب وقتی ازدواج میکنی یه جورایی مسیر زندگیت مشخص میشه حالا واسه اینکه زندگیتو تو همون مسیر مشخص و درست نگه داری باید تلاش کنی ولی وقتی مجردی هزار تا فکر تو اون مغزت هست که یعنی با کی علوسی میکنم به قول خودت یعنی ادم مناسب رو پیدا میکنم .. یعنی چه جوری باید باشم هزار جور فکر دیگه ولی موقعی که علوسی شدی این فکرا کمتر میشه فکرای دیگه جاش میاد
حورا
وای====از بس تند تند نوشتم تا منصرف نشم باور کنین چند بار نوشتم پاک کردم
نخبه
بیا در گوشت بگم
خب وقتی ازدواج میکنی یه جورایی مسیر زندگیت مشخص میشه حالا واسه اینکه زندگیتو تو همون مسیر مشخص و درست نگه داری باید تلاش کنی ولی وقتی مجردی هزار تا فکر تو اون مغزت هست که یعنی با کی علوسی میکنم به قول خودت یعنی ادم مناسب رو پیدا میکنم .. یعنی چه جوری باید باشم هزار جور فکر دیگه ولی موقعی که علوسی شدی این فکرا کمتر میشه فکرای دیگه جاش میاد
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→