ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
@@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@
ari 93
خاله میخوای یه دو متر سیم خار دار بگیرم بزنم بالای در؟
مامانم هم توی اوج عصبانیت با حرص گفت اخه پسر تو این وضعیت سیخ ماردار به چه دردم میخوره....!!!!
حالا تو این وضیعت ما نه میتونستیم بخندیم یا به روی خودمون نیاریم....اخر خودش شروع به خندیدن کرد...
حالا جدی اگر بالای در خونم سیخ مار دار میزدند شعاع دو کیلومتری خونمون هیچ جنبنده ای پیداش نمیشد
بندری
نخبه
داستان اینجوری بوده که وقتی این پسر خیلی کوچیک بوده یه بار توی سفر دچار اسهال میشه .. سفر هم با قطار بوده و مادر این بچه گویا نمیتونسته هی بچه رو ببره دستشویی و حال بچه هم خیلی وخیم بوده مادر بچه مجبور میشه که از همین نوار برای زیر بچه استفاده کنه و تا کثیف شد اون رو بندازه دور حالا این بچه این میمونه تو ذهنش که این نوار واسه کسانی استفاده میشه که اسهال دارن
خلاصه هر وقت این پسر رو میبینم یاد خاطره نواریش می افتم
نخبه
حالا تو این وضیعت ما نه میتونستیم بخندیم یا به روی خودمون نیاریم....اخر خودش شروع به خندیدن کرد...
حالا جدی اگر بالای در خونم سیخ مار دار میزدند شعاع دو کیلومتری خونمون هیچ جنبنده ای پیداش نمیشد
ari 93
حتی سرم هم بالا نمیکردم..یه دفعه دیدم صدای خنده چندتا پسر بلند شد...وقتی سرم رو بلند کردم دیدم دوتا پسرا تو مغازه از خنده ریسه رفتند
ari 93
حتی سرم هم بالا نمیکردم..یه دفعه دیدم صدای خنده چندتا پسر بلند شد...وقتی سرم رو بلند کردم دیدم دوتا پسرا تو مغازه از خنده ریسه رفتند
نخبه
maryamlondon1
Aramesh
bijjan
از دانشگاهمون و که چرا ادامه ندادم پرسید بهش گفتم اره از دانشگامون آدماش خلاصه از اصفونیا
خوشم نمیاد دیدم داره هاج و ماج نگام میکنه بعش که اومدم بیرون خانمه منشی گفت چیکارش کردی
قاطی کرده منم بهش گفتم گفت تو چجوری متوجه لهجش نشدی نگو اقا هم خودش هم خانومش
اصفهانین
هاچو هاچو
نخبه,
bijjan,
نخبه
اصفهانین
Kishe Mehr
نگید کی بودا
ژنرال
maryamlondon1
levrone
برمیگردم با یه خاطره باحال!
نخبه
منتظرم
levrone
پی نوشت: گیر ندین جون هر کی دوس دارین
نخبه
هاچو هاچو
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→