ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
๑۩۞۩๑ مسابقه خاطره نویسی نوروزی๑۩۞۩ ๑
نغمه
روز اول سال ما به طور فجیعی غریبانه گذشت
اما شب عید یعنی همون شبی که شام سبزی پلو با ماهی رو میخورن اون شب خیلی خیلی خوش گذشت مهمون یکی از دوستای گلمون بودیم که که جای همه شما خالی سبزی پلو با ماهی خوردیم در حدی تیم ملی
هفته اول عید که برای ما هیچ فرقی نمیکرد و کلا فراموش کرده بودیم که سال نو شده چون هیچ نشانه ای از سال نو و عید نداشتیم جز همون هفت سین و وقتی به دوستامون سال نو رو تبریک میگفتیم با کمی مکث تازه به یاد می آوردن که سال نو شده
اما تا رسیدیم به هفته دوم که برای سفر آماده شدیم البته اینجا تعطیلات عید ندارند و ما در واقع برای شرکت در یک کنفرانس راهی سفر شدیم اول به فرانکفورت که واقعا حال و هوای ما رو بهاری کرد البته به مدت چند ساعت و بعد هم رسیدن به مقصد که پراگ پایتخت جمهوری چک بود که هوای اینجا هم خیلی عالیه در اوقات فراغت از کنفرانس به گشت و گذار رفتیم شهر پراگ واقعا زیباست و جاذبه های توریستی زیادی داره الان هم من از اتاق هتل دارم این خاطره رو مینویسم و از اینترنت فیری استفاده میکنم
ببخشید اگه خسته تون کردم ایشالا به همه خوش بگذره دوستتون دارم مامان مریم سپاس از زحمات شما
shaparak64
خاطره ای به نام "در حسرت دیدار یک دستشویی "
یکی بود
نــــه! من بودم
با خانواده ی دوستم
ماها هم آی کیو
البته آقایون که جاده رو منور کردن
خلااااااصه! حدودای ساعت 4 بود، که تابلوی بزرگ " مسجد 500 متر " رو دیدیم
ما اولش گفتیم 500 متر خیلیه
بخاطر برف شدید، شعاع زیادی دیده نمیشد
بالاخره ما هم به یه روشی رفتیم عملیاتو موفقیت آمیز انجام دادیم
سرانجام ساعت 9 شب رسیدیم آمل
رفتیم ناهار و شاممونو یه جا خوردیم و ساعت 10:30 هم رسیدیم خونه
نمایش یا پنهان متن
بازم ببخشید از تعریف این خاطره ی دستشویی اییقصد نوشتن نداشتم، مییخواستم بعد از دو خط اول بگم بقیه ش سانسوریه
راستی
maryamlondon1
نغمه جون خاطر ه ات خیلی زیبا است .اگه وقت کردی چند تا عکس هم بگیر تا تو مسابقه عکاسی شرکت کنی یا اینکه عکسای سفر تو تاپیک کنی
وای شاپرک مردم از خنده
هاچو هاچو
نغمه,
عجب روزای پر باری داشتی
هاچو هاچو
بله دیگه حقته
maryamlondon1
خانواده پر جمعیت همین دیگه هر روز وهر دقیقه یک حادثه یک خبر ویک اتفاق
بلا ایران تا چهار روز عید تعطیله
هاچو هاچو
انشالله همیشه شاد و سلامت کنار هم باشید
من که فقط دو روز تعطیل بودم اون دو روز هم خوابیدم
maryamlondon1
اها حتما همین کار بکن دیگه فرصت نداریم
هاچو هاچو
چشم مامان مریم
zrnznn
خیلی ساده و خوب بود
مرسی داداشی
پری سا,
بندری,
maryamlondon1,
نغمه,
Life Dream,
خاطره هاتون خیلی جالبه......
مامان مریم..آره همینطوره که شما میگی ولی من عیدی دوست دارم کلاً هدیه گرفتن دوس دارم
shaparak64,
چه خاطره باحالی.....از اینا من خیلی زیاد دارم
چقدر باحال تعریفش کردی
shaparak64
برو بابا
هاچو هاچو
بندری
بندری
maryamlondon1
قدم نورسیده مبارکه .انشالله عروسیش ببینید .ولی عجب تاریخ وساعت دقیق به دنیا امد
وای خدا مردم از خنده
maryamlondon1
shaparak64
ای جااااان قدمش مبارک
levrone
ولی تو اون شرایط موقع اتمام عملیات تخلیه چه لذتی نصیب آدم میشه. خیلی باحال بدن شل میشه ...
من اون حالو با هیچ چی عوض نمیکنم!
سال نوت با دیش شروع شد ولی امیدوارم دیشی نباشه!
shaparak64
من اون حالو با هیچ چی عوض نمیکنم!
maryamlondon1
بهروز جون ابجی بیا یک خاطره تعریف من
▧ تصویر در دسترس نیست
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→