تابستان امسال میرا هیکینن (Mira Heikkinen) از کار خودش بهعنوان معلم زبان در دبیرستان استعفا داد. میدانست که با استعفای داوطلبانه، ۴۵ روز مشمول دورهٔ انتظار میشود و در آن مدت بیمهٔ بیکاری نمیگیرد. یعنی یک دوره بدون هیچ درآمد ثابتی پیش رو داشت.
راهی که انتخاب کرد، جایی بود که سی سال بود هر وقت فرصت میکرد به آن پناه میبرد: جنگل.
«به شوهرم گفتم حالا که استعفا دادهام، آن پول را از دل طبیعت درمیآورم.»
و درآورد. میرا، اهل منطقهٔ کاینو (Kainuu) در شرق فنلاند، امسال حدود ۲۰۰ کیلو قارچ تاتی و به تخمین خودش نزدیک ۱۰۰۰ کیلو بلوبری از جنگل بیرون کشیده است. حاضر نیست رقم دقیق درآمدش را بگوید، ولی یک مقایسه به دست میدهد:
«مقایسهٔ خوبش این است: بهمراتب بیشتر از حقوق معلمی زبان در دبیرستان.»
قارچ تاتی، بخش عمدهاش در چهار روز
بلوبری در کل فصل
دورهٔ انتظار بعد از استعفا
«کارِنسی» یعنی چه؟
در فنلاند اگر خودتان از کار استعفا بدهید — یعنی بیکاریتان داوطلبانه باشد — تا مدتی بیمهٔ بیکاری به شما تعلق نمیگیرد. به این دوره karenssi میگویند.
در مورد استعفای داوطلبانه این دوره معمولاً ۴۵ روز است. میرا دقیقاً برای پرکردن همین شکاف به جنگل رفت.
ارقام: چه چیزی، چقدر
فصل قارچ تاتی کوتاه است. میرا میگوید بخش عمدهٔ برداشتش را تنها در چهار روز پایان اوت جمع کرده — و در یک روز حدود ۷۰ کیلو.
از همین قارچها حدود هزار یورو درآمد داشته. وقتی بقیهٔ قارچها و توتها را هم حساب کنیم، به گفتهٔ خودش صحبت از چند هزار یورو است.
بلوبری اما رکورددار است: در بهترین روز بیش از صد کیلو، و در کل فصل حدود هزار کیلو.
ولی این پول آسان به دست نمیآید
میرا روی این نکته تأکید دارد. یک روزِ قارچچینی میتواند یعنی هفت ساعت در جنگل. وقتی رانندگی تا محلهای برداشت و بعد تا محل فروش را هم اضافه کنید، کیلومترشمار ماشین در یک روز حدود صد کیلومتر بالا میرود.
بازگشت به خانه هم پایان کار نیست: توتها باید تمیز شوند و قارچها فرآوری. پشت آن درآمد، چیزی خیلی بیشتر از «قدمزدن در جنگل با یک سطل» هست.
یک روز کاری در جنگل، به روایت خودش:
— حدود ۲۰ هزار قدم پیادهروی
— در فصل قارچ، چند مگس گوزن (hirvikärpänen) لای مو
— در فصل توت ابری، خرمگس و پشه بلای جان آدم است
— و بعد از برگشتن، ساعتها تمیزکردن و بستهبندی
آیا این درآمد در فنلاند مالیات دارد؟
این مهمترین پرسشی است که بعد از خواندن چنین خبری پیش میآید، و پاسخش در فنلاند غیرمنتظره است: نه، معاف از مالیات است — ولی با شرطهایی که دانستنشان لازم است.
چه چیزی معاف است
درآمد فروش قارچ، توت جنگلی و میوهٔ کاج که خودتان چیدهاید، اگر همانطور خام فروخته شود، در فنلاند مالیات ندارد.
میتوانید آنها را تمیز کنید و این اشکالی ندارد.
کجا معافیت از بین میرود
— اگر مربا درست کنید
— اگر فریز کنید
— اگر آبمیوه بگیرید یا به هر شکل دیگری فرآوری کنید
در این حالتها دیگر «محصول طبیعت» نیست، فرآورده است، و مشمول مالیات میشود.
و یک تفاوت مهم دیگر
اگر بهعنوان کارگرِ چیدن حقوق بگیرید — یعنی کسی شما را برای برداشت استخدام کند — آن حقوق است و مالیات دارد. معافیت فقط برای کسی است که خودش میچیند و خودش میفروشد.
فروش هم محدود به جای خاصی نیست: میتوانید در بازارچه، کنار جاده، یا مستقیم به رستوران و عمدهفروش بفروشید — تا وقتی که کار در حد تفریحی و موردی باشد، نه یک کسبوکار تماموقت.
«حق همگانی طبیعت» کجا تمام میشود؟
چیزی که این کار را در فنلاند ممکن میکند، jokamiehenoikeus است: حق همگانی برای استفاده از طبیعت. یعنی برای چیدن قارچ و توت لازم نیست زمین مال شما باشد و لازم نیست از مالکش اجازه بگیرید.
با این حق میتوانید:
— توتهای جنگلی، قارچ و گلهای حفاظتنشده را بچینید، فارغ از اینکه زمین مال کیست
— میوهٔ درخت بارانک و سرو کوهی را جمع کنید
— میوهٔ کاج، بلوط و شاخههای خشکِ افتاده روی زمین را بردارید
با این حق نمیتوانید:
— خزه و گلسنگ جمع کنید؛ اینها اجازهٔ مالک زمین میخواهد
— وارد حیاط خانهها، باغچهها، زمینهای زیر کشت و هر جای دیگری که کاربری خاصی دارد شوید
— مزاحمت ایجاد کنید؛ نه برای مردم، نه برای طبیعت، و نه برای آرامش خانهٔ کسی
و یک نکتهٔ ادب که در راهنماهای فنلاندی هم میآید: نزدیک حیاط خانهٔ کسی توت و قارچ نچینید، حتی اگر فنیاش مجاز باشد.
چیزی بیشتر از درآمد
با همهٔ این ارقام، میرا میگوید پول مهمترین دلیلش برای رفتن به جنگل نیست.
«بودن در طبیعت، لحظههای خوردن و قهوه، آرامشدن ذهن، تحرک — و بعد آن برداشت.»
او میگوید به طبیعت احترام میگذارد و بابت آنچه جنگل میدهد سپاسگزار است. بزرگترین سپاسش هم به پدر و مادر درگذشتهاش میرسد، که یادش دادند چطور در طبیعت راه برود و نشانش دادند که طبیعت جز آرامش چه درآمدی هم میتواند بدهد.
به نظر او مردم باید به طبیعت بروند و بفهمند که اگر پول ندارند، از آنجا هم میشود درآمد داشت. ولی تأکید میکند که آسان به دست نمیآید:
«یکجورهایی به آدمِ امروزی مربوط است و به این فکر که همهچیز باید خیلی راحت، همین حالا و همینجا برای من فراهم باشد.»
دربارهٔ مالیات، پیش از فروش حتماً خودتان بررسی کنید. قاعدههای بالا از راهنماهای رسمی مالیاتی فنلاند میآید، ولی وضعیت هر نفر فرق دارد — بهویژه اگر مقدار کار از حد تفریحی بیرون بزند یا کمکهزینه بگیرید. مرجع نهایی ادارهٔ مالیات فنلاند (Vero) است.
منبع: Kotiliesi — گزارش ننا یوکینن (Nenna Jokinen)، ۷ مهر ۱۴۰۵ (۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶). این گزارش نخست در Anna.fi منتشر شده است. بخشهای مربوط به مالیات و حق همگانی طبیعت افزودهٔ ماست و در متن اصلی نیست.